شعار سال 97-1
 
  
سه‌شنبه 29 خرداد 1397   12:00:15
گزارش ها
16:201396/11/24 سه‌شنبه
تعمیرات اساسی شرکت پالایش گاز پارسیان
اورهال در ارتفاع ۶۰ متری، دمای ۵۰ درجه‌ای!

گرما بیداد می‌کند ولی حتی زمین تفتیده نیز شرمنده رادمردان و کارگرانی است که در ارتفاع ۷۰ متری و گرمای ۵۰ درجه بالای صفر عسلویه، کار را بر استراحت خود ترجیح می‌دهند تا مبادا لحظه‌ای، حتی لحظه‌ای گاز، این منبع حیات انسانی، قطع شود.

رادمردانی که هٌرم گرم آفتاب را به جان خریدند و تمام توان خود را به کار گرفتند تا اینک ما در زمستان، گرمایی جان‌بخش را میهمان خانه‌های خود سازیم.

عسلویه برای خیلی‌ها پایتخت گاز، فولاد و درآمد ملی است، اما برای برخی نیز، این شهر، شهر گرمای شرجی و گرد و خاک چند سال اخیر است.

مقصد اصلی، پالایشگاه پارسیان بود؛ تنها پالایشگاه گاز شیرین در منطقه‌ای به وسعت یک شهر که با هزاران هکتار اراضی وسیع کشاورزی، یکی از قطب‌های کشاورزی در جنوب استان فارس به شمار می‌رود. وجود ابنیه و آثار باستانی موجود حکایت از قدمت چندین هزار ساله این منطقه دارد.

در نیمه دوم سال ۹۶، به رغم آن که روز جمعه و غیرکاری بود ولی برای از دست ندادن اورهال پالایشگاه پارسیان، با دو تن از عکاسان ستاد راهی منطقه شدیم.

با این که بسیار زودتر از این‌ها باید این گزارش ارایه می‌شد و به دلایلی چند، به تأخیر افتاد، اما هنوز هم هیچ چیز نمی‌تواند صحنه‌های پرتلاش کارگران، تکنسین‌ها و مهندسانی را که از جان و دل برای هرچه سریع‌تر به راه انداختن پالایشگاه در حال کار بودند، از جلوی چشمانم محو سازد.

در مسیر رسیدن به پایتخت انرژی ایران و پالایشگاه‌های اطراف آن؛ جم و پارسیان، که در دو نقطه مقابل هم قرار دارند، پس از پیاده شدن در فرودگاه عسلویه، وقتی در مسیر به سمت پالایشگاه پارسیان حرکت می‌کنی، از کنار تأسیسات و خانه‌هایی عبور می‌کنی که رنگ و لعاب شهری مناطق دیگر ایران را ندارد. در این راه نخستین چیزی که جلب توجه می‌کند، خشکی زمین است. در جاده خاکی منطقه، گاه‌ و بیگاه کارگرهایی دیده می‌شوند که با صورتی آفتاب‌سوخته، مشغول کار هستند. از داخل خودرو و در این مسیر، وقتی که به آسمان نگاه می‌کنی، غبار و آلودگی هوایی را می‌بینی که بر سنگینی فضا می‌افزاید!

گزارش خبرنگار شرکت ملی گاز ایران از این سفر را با هم پی می‌گیریم.

                                                  **********************************

گویی خشکی و سنگینی هوا، به مسافت می‌افزاید و راه را طولانی می‌کند. اما برای هر سفری بالاخره انتهایی هست. به محض رسیدن به پالایشگاه، با استقبال گرم و صمیمی محمدحسین بهزادی، رییس روابط عمومی پالایشگاه پارسیان و همکارانش مواجه شده و پس از استراحتی کوتاه، راهی سایت می‌شویم تا از نزدیک، شاهد اورهالی باشیم که در دمای بالای ۴۰ درجه در حال انجام است.

اورهال که به تعمیرات اساسی پالایشگاهها و نیز دیگر تجهیزات و شبکه‌های صنعتی اتلاق می‌شود، از کلمه انگلیسی (overhaul) گرفته شده که به معنای پیاده کردن و دوباره سوار کردن، بازدید سراسری و نیز بازدید موتور است.

با ورود به سایت، با کارگران آبی‌پوشی مواجه می‌شویم که همانند فیلمی که روی دور تند قرار گرفته، گویی «کار» را «زندگی» می‌کنند. تلاش کارگران، تکنسین‌ها و مهندسان جوانی که با تمام توان با پیچ و مهره‌ها درگیر شده‌اند، تو را از روزمرگی‌ات جدا ساخته و به شهر فولاد و آهن پرتاب می‌کند.

در نخستین گام، باز هم بحث خودکفایی و ساخت داخل؛ یعنی مهم‌ترین مصداق اقتصاد مقاومتی، به بحث اصلی تبدیل می‌شود.

خودکفایی؛ مهم‌ترین مصداق اقتصاد مقاومتی

محمدحسین بهزادی در این ارتباط می‌گوید: چنانچه روی بحث خودکفایی کار شود، جلوی بسیاری از خروج ارزها گرفته می‌شود. در حال حاضر که قطعه‌ای را به سازندگان داخل برای ساخت می‌دهیم، متوجه می‌شویم که چگونه یک پیچ یا قطعه‌ای مورد نیاز در زمان تحریم حتی تا بیست برابر قیمت اصلی به ما فروخته می‌شد!

وی در این باره با ذکر مثالی، گفت: کارت‌های گرافیکی ابزاردقیقی داشتیم که زمانی که تحریم نبودیم، هر کارتی را بین یک میلیون و ۷۰۰ تا یک میلیون ۸۰۰ هزار تومان می‌آوردیم. این کارت از این جهت حائز اهمیت است که با خراب شدن یکی از این‌ها، کل سرویس می‌خوابد.

پس از مدتی، دانشجویان صنایع الکترونیک شیراز که جوانان قابلی هم هستند پس از بررسی‌های بسیار به این نتیجه رسیدند که توانایی ساخت آن را با استفاده از مهندسی معکوس و با قیمت دانه‌ای ۷۵ هزار تومان دارند! این قطعه بسیار ظریف ابزاردقیقی صد در صد جواب داد و اکنون، دیگر پالایشگاه‌ها مانند فجر جم، خانگیران و ... نیز از همین قطعه داخلی استفاده می‌کنند.

به گفته بهزادی، موضوع مهم‌تر آن که این افراد هرکدام حداقل ۱۰ نفر را به‌کار گرفته و در این زمینه، اشتغال‌زایی خوبی نیز صورت گرفته؛ هرچند باید با ضریب اطمینانی بالاتر نسبت به تولید داخل، هزینه‌ها را مدیریت کرد.

ورود به بخش‌های مختلف سایت، این باور را در تو می‌پروراند که چگونه می‌توان عاشق نبود و در این آب و هوا ماند و تحمل کرد!


اورهال در گرمای بالاتر از ۴۵ درجه

با مهندس محمدصادق کرونی، کارشناس ارشد مکانیک و رییس تعمیرات اساسی و نوسازی پالایشگاه پارسیان که بیش از ۱۲ سال است که در این پالایشگاه مشغول به‌کار بوده، باب گفتگو را باز کردم. صادق و صمیمی پاسخ می‌دهد. آن‌چنان که باور نمی‌کنی این مدیر آبی‌پوش پارسیانی به رغم کار و مشغله زیاد و گرمای طاقت‌فرسای منطقه، با خوشرویی، پاسخ‌هایی درخور می‌دهد.

وی با بیان این که معمولاً  اورهال پارسیان دو پس از پارسیان یک آغاز می‌شود، گفت: ما برای تعمیرات این بخش کلاً ۱۷ روز وقت داریم که درست در آن روز، پالایشگاه به مدار تولید بازگردد که معمولاً در تمامی مراحل، تمامی دستگاه‌ها، قطعات و .... تا روز بعد به مسیر اصلی خود بازگردانده شده تا پالایشگاه بتواند در زمان مشخص، به مدار تولید بازگردد.

وی با بیان این که در برخی از موارد، برخی کارها برای نخستین بار است که انجام می‌شود، اظهار داشت: این مساله شاید بیشتر به بخش اسلاگ‌کچر (Slug Catcher) و یا همان واحد سیلابه‌گیر مربوط می‌شود که به هرحال برای ما روسفیدی نزد مردم را به ارمغان می‌آورد، چون خوشبختانه در هیچ بخشی با تکنیسین‌های خوب و ماهری که داریم، به مشکل برنمی‌خوریم.

گرما و صدا بیداد می‌کند! نمی‌توانی حتی لحظه‌ای از این همه سر و صدا غافل شوی! زمانی که مهندس کرونی برای انجام پاره‌ای از توضیحات به سراغ برخی کارگرها می‌رود، فرصتی می‌یابم تا با نگاه به اطراف خود، حس ایثار، بزرگی و باور به مردم را از تلاشگرانی بگیرم که حتی لحظه‌ای را نیز به خود استراحت نداده و راحتی دیگران را بر راحتی خود ترجیح داده‌اند.

شیرهای کنترل و اطمینان

به گفته مهندس کرونی، شیرهای کنترل و اطمینان (KV Blue) از مهم‌ترین بخش های تعمیرات اساسی هستند چون اگر در تعمیرات یکی از آنها اشتباهی رخ دهد، مجبور به خارج کردن یک ترین از سرویس می‌شویم که در این صورت، هم هدررفت گاز خواهیم داشت و هم خارج شدن یک ترین کامل از سرویس که می‌تواند زمان زیادی را از ما بگیرد.

نمی‌توانم احساسم را در برابر افرادی که تمام زندگی خود را وقف ایجاد راحتی و رفاه برای ما کرده و می‌کنند، پنهان کنم.

به باور کرونی، شیرآلات اطمینان (PSV)، که پس از کالیبره شدن وارد پالایشگاه شده‌اند، مهم‌ترین بخش در اورهال محسوب می‌شوند؛ چراکه عدم کارکرد صحیح آنها می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد.

کار در ارتفاع 80 متری!

مهندس کرونی به بالا نگاه می‌کند. ارتفاعی نفس‌گیر! حتی تصورش نیز لرزه بر اندام می‌اندازد که در این گرما و رطوبت، در ارتفاعی بین 60 تا 80 متر مشغول تعمیر فلرها باشی! و این کاری است که استادانه توسط چند تن از کارکشته‌های این کار، انجام می‌شود.

از نگاه حیرت‌زده‌ام می‌خواند که می خواهم بگویم کاری بس دشوار است. با لبخندی بر لب می‌گوید:  بله، کاری بس دشوار با خاطراتی جالب!

مرد همیشه خندان این روزهای گرم می‌گوید: چند سالی بود که ما درگیر این موضوع بودیم که بتوانیم با روش­های جدید، شستشوی مبدل­ها را به گونه‌ای انجام دهیم که بازده آنها بهتر شود؛ در واقع می­خواستیم یک سیکل شستشوی متانول و زایلن برقرار کنیم که متأسفانه بخاطر اینکه زایلن سیال خطرناکی است، بسیاری از شرکت‌ها از کار مورد نظر استقبال نکردند، بنابراین تصمیم گرفتیم به رغم آن که چندین بار، کار را بررسی کرده بودیم، اما انجام آن را خود برعهده گرفته و سیکل ساده‌ای در این زمینه برقرار سازیم که این کار را نیز با موفقیت به انجام رساندیم که بسیار هم پکیج جالبی شد.

شاید باورش برای ما کمی سخت باشد! این که مهندسان جوانی هستند که با هوشی سرشار به جای این که تلاش خود را در جایی مصروف دارند که احتمالاً بیشتر و بهتر دیده می‌شوند، در منطقه‌ای محروم و در آب و هوایی خفقان‌آور، تن به کاری سخت می‌دهند تا هموطنانشان در جایی دیگر، راحت و بی‌دغدغه، شب سر بر بالین بگذارند.

آنچه را در دل دارم بر زبان می‌آورم چون باور قلبی من این است! چون می‌دانم که این اشک‌ها و لبخندها را هیچ‌کس مانند خود این افراد درک نمی‌کنند! باید در شرایط بود تا آنها و روحیاتشان را درک کرد.

به عقیده من، این آدم‌ها یا باید خیلی عاشق باشند و یا عاشق!!! چون واژه دیگری برای آن نمی یابم! تکنسین‌ها و مهندسینی که از دل و جان کار می‌کنند و با این سطح از دانش و توانایی، می‌توانند مثل بسیاری دیگر از مهندسینی که رفتن را بر ماندن ترجیح دادند، بروند و زندگی بهتری را برای خود تدارک ببینند ولی اینجا را با همه سختی ها، ترجیح می‌دهند! جز «عشق» چه واژه دیگری می تواند قداست کار آنان را نشان دهد؟

کرونی در تأیید این سخنان، می‌گوید: اینجا، از لحاظ آب و هوا، گرمترین نقطه استان فارس است و سختی بسیار. شمار زیادی از دوستان‌مان به کشورهای دیگر رفتند و احتمالاً آنجا موفق هم بودند، ولی من خودم، شخصاً اینجا را ترجیح می‌دهم؛ چراکه اگر برای کشور خود کار کنیم، همه را به چشم برادر، خواهر یا پدر و مادر خود می‌بینیم و در نتیجه، موفقیت اینجا موفقیت خانوادگی محسوب می‌شود!

باز هم ساخت داخل و صرفه جویی ارزی!

مهندس کرونی در خصوص ساخت داخل و این که چند درصد تجهیزات پالایشگاهی، ساخت داخل است، می‌گوید: تا جایی که من اطلاع دارم، ۴ پالایشگاه هستیم که از این شیرهای کنترل و اطمینان (KV Blue Valves) استفاده می‌کنیم که در این چند سال هم بسیار High Light (برجسته) شده است. این بخش، مهمترین شیر کنترل ماست که همه قطعات آن ساخت داخل و ایرانی است.

گسکت (Gasket)* ها نیز از دیگر قطعات ساخت داخل هستند و شرکت‌های سازنده در این زمینه، بسیار هم تبحر دارند. اکثر ولوها را ما خودمان تعمیر و ولو جدید جایگزین می‌کنیم. در حال حاضر، ما شرکت‌های ولوساز بسیار خوبی داریم. مثل شرکت پتروفجر مرکزی، پتروتجهیز سپاهان، گداختار، آسال آرا که ولوسازهای قوی هستند.

کرونی با بیان این که برخی از این قطعات در نتیجه مهندسی معکوس به دست آمده، توضیح داد: اکنون ساخت شیرهای اطمینان یا همان Safety Valves ها نیز در ایران بسیار معمول شده و ما آنها را نیز از شرکت‌های داخلی تأمین می‌کنیم که بسیار مقرون به صرفه است. بخش فیلتر المنت‌ها و مواد مصرفی این بخش هم از داخل کشور و شرکت‌های داخلی تأمین می‌شود.

طراحی های داخلی معجزه می‌کند!

به گفته وی، بخش‌های کریتیکال (Critical) (حیاتی و بسیار مهم) هم وجود دارد. مثلاً کلدباکس ها (Cold Box) پروژه‌ای بسیار مهم است که در حال حاضر، در سطح شرکت ملی گاز ایران تعریف شده و شرکت کولر هوایی آبان که یکی از قوی‌ترین شرکت‌های کولرسازی در ایران است با برنده شدن در این مناقصه، استارت کار را زده و قرار است تولید این کلدباکس‌ها را آغاز کند. این در حالی است که شرکت‌هایی مثل فاتح صنعت نیز در حال ساخت نمونه مبدل کولر هوا هستند.

اما در یکی از نقاطی که هنوز ضعیف هستیم، کنترل ولوها است. ما هنوز در این بخش رشد نکردیم. چند شرکت هستند که در سایز و کلاس پایین کار کرده‌اند ولی در سایز و کلاس بالا هنوز ضعیف هستیم و بخش کلدباکس هم که خدمتتان عرض کردم، در تلاش برای رسیدن به تکنولوژی هستیم که می‌خواهیم. برای ما که تقریباً از سال ۸۶ تاکنون درگیر مسایل خرید هم شده‌ایم، این رشد، رشد بسیار خوبی است و بسیار هم به چشم می‌آید و کاملاً مشخص است که شرکت‌های داخلی، در این زمینه، روندی صعودی را در پیش گرفته‌اند.

کرونی در ادامه می‌افزاید: زمانی بسیار سخت بود، چون ما به شرکت‌های داخلی اعتماد نداشتیم که این قطعات را تولید کنند، اما الآن در وندورلیست خود ۵ شرکت داریم که این قطعات را می‌سازند، حتی پالایشگاه‌های دیگر هم مشغول ساخت هستند.

حتی چندان توجهی به زنگ شام یا ناهار هم ندارند! شاید به نظر من و تو و مردم عادی، این حد از کارکردن کمی اغراق‌آمیز باشد، ولی این تلاش همان است که پیش از این گفتم؛ «عشق» و به غیر از این نمی‌تواند هیچ مستمسک دیگری داشته باشد.

روز دوم

روز دوم از صبح زودتر راهی سایت می‌شویم. امروز قرار است با افراد بیشتری صحبت کنم و پای درددل نخبگان این صنعت بنشینم. نخبگانی که همه به نیکی از آنان یاد می‌کنند.

به نظرم، گرما از روز قبل بیشتر است، هرچند برای دلدادگان چندان تفاوتی نمی‌کند. قدم که در سایت می‌گذاری، بدون تلفن همراه و بسیاری تکنولوژی‌های دست و پاگیر دیگر، بهتر می‌توانی درک کنی که این کار چه ایثار و از خودگذشتگی را می‌طلبد!   

مهندس آچار به دست!

پر کارند و فعال و به اصطلاح آچار به‌دست! گویی کار و زندگی برای آنان در یک جمله معنا می‌شود. مهندس مهدی نصیرشجاع را می‌گویم؛ مسئول واحد تثبیت و تفکیک میعانات.

به باور بهزادی، اینجا به غیر از این هم نمی‌تواند باشد. می‌گوید: برخی از این افراد، انصافاً با تعهد و مسئولانه کار می‌کنند. یعنی تمام پیچ‌های تأسیسات به جانشان بسته است!

سراغش می‌روم؛ در حالی که به یکی از کارگران در خصوص نحوه کار توضیحاتی می‌دهد، با اشاره سلامی می‌کند و دقایقی بعد، به جمع ما می‌پیوندد.

از او می‌خواهم که بدون حاشیه سراغ اصل مطلب، یعنی نوع کار خود در اینجا برود و وی چنین آغاز می‌کند: من مهندس فرآیند هستم و مدرک فوق‌لیسانس مهندسی شیمی دارم. کار ما در قسمت بهره‌برداری است و هر مسئله‌ای که در ارتباط با بهره‌برداری باشد، ما در آن دخیل هستیم؛ خوب، کل پالایشگاه هم در ارتباط با موضوع بهره‌برداری است!

وی در ادامه می‌افزاید: پالایشگاه پارسیان از دو قسمت پارسیان یک و پارسیان دو تشکیل شده است. پارسیان یک از منطقه و حوزه تابناک و پارسیان دو از مراکز شانول، هما و وراوی خوراک خود را دریافت می‌کند.

میزان (Rate) تولیدی پارسیان یک، 45 میلیون و پارسیان دو، 38 میلیون مترمکعب است. در واقع، خوراک با دو خط 36 اینچ و 16 اینچ در دو واحد اسلاگ‌کچر یا همان لخته‌گیر (Slug Catcher) که وظیفه آنها جداسازی مایعات گازی از گاز ورودی است به صورت موازی وارد پالایشگاه شده و در بخش خروجی، هر کدام به دو ترین نم‌زدایی تقسیم می‌شوند.

خوشبختانه، یکی از نکات مثبت پالایشگاه پارسیان این است که گاز ما شیرین و فاقد H2S و CO2 است. پس بالتبع، ما سیستم شیرین‌سازی هم نخواهیم داشت.

مهندس نصیری‌شجاع در ادامه با لهجه شیرین خود، می‌افزاید: به زعم من، پس از انرژی هسته‌ای، خطرناک‌ترین صنعت، صنعت گاز است. زیرا ما اینجا با فشارهای بسیار بالایی کار می‌کنیم، فشار 100 بار فشار کمی نیست. وقتی یک لاستیک ماشین در کنار شما می‌ترکد، 3/1 بار فشار دارد، حال این فشار را 100 برابر کنید!

واقعیتی که در بخش مربوط به ما، نمی‌توان منکر آن شد، این است که در کل پروسه اورهال­، یعنی از زمان آغاز تا زمانی که کار به اتمام می‌رسد، مهندس بهره‌بردار و واحد بهره‌برداری دخیل است. به این ترتیب که ابتدای شروع اورهال، وظیفه بهره‌بردار است که کلیه دستگاه‌ها را از نظر گاز، مایعات گازی، فشار و دما ایمن‌سازی کند و به واحد تعمیرات تحویل دهد تا این واحد شروع به کار کند.

غافلگیری ممنوع!

لحظه‌ای که تلفن مهندس زنگ می‌خورد، رویم را برمی‌گردانم تا یکبار دیگر با تمام وجود، سختی کار را در این عظمت بی‌انتها ببینم. گویی زمین و آسمان در این نقطه به هم پیوسته‌اند تا رازهای سر به مهر رادمردان و ایثارگران گازی، نفتی و .... تنها در گوش هم بخوانند، مبادا از ارج و قرب آنان نزد خدا کم شود!

واقعیت این است که نمی توان تلاش شبانه روزی این دریادلان را کتمان کرد. از زمانی که به یاد می‌آورم و ما را با سمت خبرنگار به این مکان (البته پیش از درست کردن فازها) که فقط یک تپه ماهور بود، می‌آوردند و ما می‌گفتیم چطور امکان دارد که این تپه ماهورها به دریایی از فلز تبدیل شوند که از دل پرصدای آن، شعله‌های نور و امید راهی خانه مردم گردد؟! این پرسش در ذهن ما جای داشت که چگونه توانستند خود را وقف این مکان و «کار» را «زندگی» کنند؟!

این حس همیشه با تو خواهد بود که چگونه جوانان این مرز و بوم، نخبگانی که می‌توانستند با یک اشاره آن طرف آب باشند و برخوردار از بسیاری از امکانات، ولی اینجا، این گرما و این امکانات را ترجیح داده‌اند تا در خاک وطن خدمت کنند.

مهندس نصیری‌شجاع در ادامه می‌گوید: گاهی درست وسط زمستان، حادثه‌ای پیش می‌آید و مملکت هم گاز می‌خواهد.

در آن لحظه، باید بهترین تصمیم را بگیرید. بهترین، سریع‌ترین و بی‌حادثه‌ترین تصمیم و این بسیار مهم است و در کنار آن، خونسردی خود را حفظ کرده و همکارانت را نگران نسازی!

باید بتوانید در لحظه تصمیم درست و منطقی بگیرید تا برای کسی حادثه‌ای پیش نیاید. شاید باور نکنید ولی بعضی وقت‌ها که کارمان سبک‌تر است با سرپرست‌های‌مان می‌نشینیم و سناریویی می‌نویسیم که اگر در جایی اتفاقی افتاد، چگونه با آن برخورد داشته باشیم؟! یعنی سعی می‌کنیم از قبل تمام موارد را ببینیم که غافلگیر نشویم!

با رابطه! سریع تر پیشرفت می‌کنید تا با نبوغ و خلاقیت!

به نظر می‌آید که جوان است و جویای نام! شاید جوان‌ترین مهندس اورهال! زمانی که با مهندس کرونی در باره او صحبت می‌کنم، با این که می‌داند روی سخن ما با اوست، حتی نیم نگاهی نیز به سمت ما نمی‌افکند!

مشغول کار است و گویا از این دنیا جدا. شاید هزاران فکر در سرش هست که نمی‌داند با کدام یک باید دست و پنجه نرم کند! مهندس کرونی اما وی را به عنوان یکی از نخبگان معرفی می‌کند؛ مجتبی عبدالله‌زاده، دانش‌آموخته رشته مهندسی مکانیک، کارشناسی ارشد دانشگاه شریف که یک سالی است فارغ‌التحصیل شده و در حال حاضر، تنها برای کار در زمان اورهال به اینجا آمده و قصد دارد برای ادامه تحصیل و یا برای همیشه! به استرالیا برود؛ جایی که احتمالاً بتواند خود را بسیار بهتر نشان دهد!

صدایش می‌کنم و از او می‌خواهم که کمی از کار دست کشیده تا بتوانیم با هم صحبتی داشته باشیم. دستکش‌هایش را درمی‌آورد و پایین سکو، نزد من و مهندس کرونی می‌آید. خجالتی است! بهزادی، رییس روابط عمومی شرکت پالایش گاز پارسیان از او به عنوان یکی از بهترین بچه‌های تعمیرات اساسی یاد می‌کند؛ هرچند بر این باور است که تمامی بچه‌های تعمیرات اساسی در پالایشگاه پارسیان، حرف ندارند!

سخن وی همان سخنانی است که تمام جوانان این مرز و بوم دارند! کسی ما را به حساب نمی‌آورد!

وقتی از او می‌پرسم که الآن در چه مقطعی است و چرا آهنگ رفتن کرده، می‌گوید: بخشی از این تصمیم، شخصی است و بخش دیگر، مربوط به شرایط؛ شرایطی که او و امثال او را مجبور به این کار می‌کند!

به هرحال، تصمیمی نبود که به یکباره گرفته شود، چندین سال به آن فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم. تلاش زیادی کردم که به آن چه می‌خواهم، در اینجا دست پیدا کنم ولی حقیقتاً نمی‌توانستم به آن اهدافی که در ذهن داشتم، با اینجا ماندن برسم.

وی در پاسخ به این که آیا هیچ تسهیلاتی برای نخبگانی مانند شما وجود ندارد و ....، می‌گوید: من خودم را نخبه به حساب نمی‌آورم. مرا کنار بگذارید! ولی همه جای دنیا به این نتیجه رسیدند که نخبه‌ها را رأس امور بگذارند تا آنها بتوانند کشور را به خوبی بگردانند، ولی کشور ما به این نتیجه نرسیده است!

در واقع، شخص با رابطه خیلی سریع‌تر پیشرفت می‌کند تا با پشتکار و تلاش و موفقیت! مسئله همین است. به نظر من، ما کلاً درکی از این نداریم که تا زمانی که کشورمان تولید ثروت و علم نکند، واقعاً نمی‌توانیم کشور موفقی داشته باشیم و این تولید ثروت و علم، به باور من، همان استفاده از جوانان نخبه و بها دادن به آنها است که متأسفانه در عمل چنین نیست!

این دانشجوی دکتری رشته مهندسی مکانیک می‌افزاید: شعار زیاد شنیده‌ام ولی واقعاً در عمل چیزی دیده نمی‌شود! من خود را نخبه حساب نمی‌کنم، ولی آدم‌های زیادی را دیده‌ام که توانایی انجام کارهای شگرفی را دارند ولی عملاً کسی دست آنها را برای انجام دادن آن کار، باز نمی‌گذارد. این‌ها با انجام کارهایی بسیار پایین‌تر و یا به قولی، کارهای روزمره، در این سیستم تلف می‌شوند. در این وضعیت، خیلی‌ها ممکن است بمانند، ولی به هرحال از پتانسیل آنان استفاده صحیح نمی‌شود و یا بهتر است بگوییم؛ آن طوری که باید و شاید، از آنها استفاده نمی‌شود!

اگر از این اشخاص نخبه و خلاق در جای درست استفاده شود، می‌توانند منشاء اثرات و خدمات بسیار بزرگ‌تری برای کشور باشند که متأسفانه من، ندیدم!

عبدالله‌زاده ادامه می‌دهد: من در زمینه رشته خود، یعنی مهندسی مکانیک ادامه تحصیل خواهم داد، ولی رشته‌ای متفاوت که کاربرد آن در پزشکی است؛ در واقع، مهندسی پزشکی بیومکانیک است؛ یعنی کاربرد مهندسی مکانیک در بخش پزشکی و امیدوارم که یک روز خیلی سریع‌تر از آنچه تصور می‌کنم، به کشور خود بازگردم.

نسیم نسبتاً خنکی که از شرق می‌وزد، نشان می‌دهد که ساعت‌هاست مشغول گفتگو با آبی‌پوشان و یا سفیدپوشان این مجموعه هستم! دیگر آفتاب آزارم نمی‌دهد ولی غمی ناخواسته از این تلاش پر‌ثمر جوانان این مرز و بوم را در قلب خود حس می‌کنم. جوانانی که می‌توانند آینده این مملکت را به زیبایی بسازند، چگونه است که در برخی موارد، آهنگ رفتن را بسیار تندتر از نماهنگ ماندن می‌سرایند؟! به راستی، چه کسی می تواند این پرسش را پاسخ دهد؟ آیا نسل آینده این مرز و بوم از ما، به عنوان مطلعین این جامعه، نمی‌خواهد که خاکی را تقدیم آنان کنیم که هر گوشه آن با دستان پاک، پرتلاش و خلاق همین جوانان به بهشتی قابل زیستن تبدیل شده است؟!

باید تلاش کنیم تا آنها را دریابیم و نسلی سوخته را به جامعه فردای خود تحویل ندهیم که «فردا» از آن جوانان است.


روز دوم  با مدیرعامل شرکت پالایش گاز پارسیان

همانطور که گفتم، صبح روز دوم را تلاش کردیم تا از نخستین ساعات، در سایت باشیم تا هم همراهان عکاس ما بتوانند خاطره‌ها و لحظات خوب و سخت را به تصویر بکشند، هم من به عنوان یک خبرنگار، بتوانم اطلاعت بیشتری از یک سایت پالایشگاهی به دست آورم و این تجربه را بر روی کاغذ، با دیگران شریک شوم.

نمی‌دانم این لب‌ها همیشه خندان هستند یا به میمنت ورود ما به عنوان خبرنگار و عکاس! می‌توانی با آنها هم‌صحبت شوی و در آبی دریایی دلشان شریک! از هر لهجه‌ای می‌توانی در این محیط بیابی! اینجا قومیت معنا ندارد، درست مانند زمانی که در افق، خط زمین و آسمان به یکدیگر می‌پیوندد تا ثابت کند، تفاوت زبان‌ها و لهجه‌ها، نمی‌تواند تو را از برادر سببی خویش جدا سازد.

اینجا «درد» برای همه واژه‌ای مشترک است و نمی‌توانی زمانی که ناراحتی یکی از همکارانت را می‌بینی، نسبت به آن بی‌تفاوت باشی، همان طور که شادی را شریک هستی. ما را به ایستگاه صلواتی که در آن، شربت و آب میوه خنک به وفور یافت می‌شود، راهنمایی می‌کنند. با این که فقط نصف روز را با آنان و البته نه همه آنها گذراندم، احساس نزدیکی می‌کنند.

فاتح صنعت شیراز، فاتح داخلی تجهیزات پالایشگاهی!

با مهندسینی که از روز نخست به گپ و گفت نشسته بودیم و خود آقای بهزادی، بخش‌های مختلف پالایشگاه را بازدید می‌کنیم. برایشان جالب است که خبرنگاری قصد دارد تلاش‌های آنان را به سینه سپید کاغذ بسپارد و عکاسی، نبرد آنان با فولاد سخت را به نمایش!

در بخشی از این سرکشی‌ها، وارد واحد تثبیت می‌شویم. عکاس‌ها مشغولند و من با حیرت به دستان توانایی می‌نگرم که هر ولو را باز و بسته و به اصطلاح، امتحان می‌کند.

در بخشی از این واحد، او را می‌بینم. بی‌سیم به‌دست در حال حرکت است و به نظر می‌رسد مشغول رتق و فتق امور! سیدحسین کراماتی، اپراتور و بهره‌بردار واحد 103 را می‌گویم. از او می‌خواهم که در باب این واحد، توضیحاتی مختصر بدهد و او چنین آغاز می‌کند؛

اینجا واحد تثبیت است، یعنی میعانات گازی وارد اینجا و آب و مواد سبک آن جدا شده و پس از آن که میعانات تبثیت شد، به واحد مخازن می‌رود و سپس از آنجا، مرحله ارسال به عسلویه برای بارگیری یا فروش میعانات آغاز می‌شود.


نخستین پالایشگاه ساخت داخل

با این کار سخت و با این فشار زیاد ناشی از مسایل ایمنی و ....، لبخند از لبانش دور نمی‌شود! به نظر می‌آید جزیی از میمیک صورتش است و شاید به همین دلیل، محبوبیت بیشتری بین کارمندانش دارد. همه از او به نیکی یاد می‌کنند. پس از مقدمه‌ای کوتاه و تشکر از این که رنج سفر را متحمل شده‌ایم، توضیحاتی در خصوص اورهال پالایشگاه پارسیان می‌دهد که خالی از لطف نیست.

لازم به ذکر است که پالایشگاه پارسیان نخستین پالایشگاه گازی کشور است که به دست توانای هموطنان و کارشناسان ایرانی ساخته‌ شده و از نظر جغرافیایی در حوزه شهرستان مُهر و در 9 کیلومتری این شهر و نیز در 35 کیلومتری شهرستان لامرد و در 40 کیلومتری پایتخت انرژی ایران (عسلویه) واقع شده است. 

وی در بخشی از سخنان خود می‌گوید: پالایشگاه ما هم از نظر گستردگی و هم به دلیل اینکه نخستین پالایشگاهی است که تقریباً ساخت داخل است، پالایشگاهی ملی محسوب می‌شود؛ چراکه هم از نظر ساخت و هم تعداد کارکنان، چون از 97 شهر مختلف و تقریباً از سراسر ایران به این پالایشگاه آمده‌اند، یک پالایشگاه خاص و ملی است.

ضمن آن که شرایط کار اقماری هم خودش شرایط خاصی است که ایجاب می‌کند در مواردی مانند همین تعمیرات اساسی، شما از افراد بیرونی که البته باتجربه هستند و حدود 12-10 سال است که با ما کار می کنند، استفاده کنید که خوشبختانه، بیشترین بازده را نیز به دست می‌آوریم.

وی در خصوص تأمین خوراک پالایشگاه یک و دو پارسیان می‌گوید: پارسیان یک شامل 3 واحد 400، 500 و 800 است که تأمین خوراک اولیه این 3 واحد از منقطه عملیاتی تابناک و تأمین خوراک پارسیان دو از منطقه «هوش»، چاه‌های  منطقه هما، شانول و وراوی تأمین می‌شود.

ابدالی با توضیح در خصوص تلاش کارگران، تکنسین‌ها و مهندسینی که شب و روز در پالایشگاه و به ویژه در زمان اورهال مشغول کار هستند و با تأکید بر این نکته که تمام تلاش ما برای آن است که مردم در زمستان دچار مشکلی در سوخت‌رسانی نشوند، گفت: حقیقتاً طی 3-2 سال اخیر به دستاوردی در زمینه تعمیرات اساسی و به ویژه در بخش سیلابه‌گیرها رسیده‌ایم که در نوع خود، بی‌نظیر بود.

وی با اشاره به این که در زمینه خوردگی و رسوبات؛ هم در سیلابه‌گیرها و هم در کولرهای هوایی و ... همکاران تهمیداتی  اندیشیده و اجرا کرده‌اند که نتایج آن را الآن می‌بینیم، توضیح داد: این روند، روند بسیار خوبی است که امیدواریم با همکاری بالادست، مهندسی فرآیند و بازرسی فنی خود پالایشگاه، بتوانیم روند نرخ خوردگی را بسیار کند کرده و تحت کنترل کامل در بیاوریم؛ ضمن آن که خوشبختانه پیمانکار ما، یکی از پیمانکاران داخلی بسیار توانمندی است که قادر است این کار را به نحو احسن انجام دهد.

دومین پالایشگاه تأمین‌کننده گاز کشور

مدیرعامل شرکت پالایش گاز پارسیان با بیان این که شرکت بهره‌برداری صنایع نفت و گاز اویکو، وابسته به صندوق‌های بازنشستگی، این پروژه را برعهده گرفته و به خوبی در حال انجام آن است، اظهار داشت: برنامه‌ریزی خوبی در این زمینه از سوی آنان صورت گرفت و تجهیزات خوبی هم آوردند، تنها مشکلی که در این زمینه داشتیم، بحث تأمین نیرو بود؛ شاید هم به نوعی، مهم‌ترین مشکل!

مهندس ابدالی در بخش دیگری از سخنان خود به میزان فرآورش این پالایشگاه اشاره کرد و گفت: پالایشگاه ما تقریباً با میانگین 76 میلیون مترمکعب تولید گاز در روز در سال گذشته، بعد از پارس جنوبی، تحقیقاً دومین پالایشگاه از نظر تأمین گاز در مملکت بوده است. در واقع، تمامی کارهایی که انجام می‌شود، همه این پروژه‌های آماده‌سازی و بهبود سیستم‌ها که انجام می‌شود، به خصوص تعمیرات اساسی، همه در جهت آمادگی ایمن و تولید حداکثری در فصل زمستان است که انشالله بتوانیم آن هدف شرکت ملی گاز که تأمین گاز برای مردم مملکت در اقصی نقاط و به خصوص نقاط سردسیر است را تأمین کنیم و از این لحاظ مشکلی در گازرسانی پیش نیاید؛ کما اینکه در سال‌های گذشته شرکت ملی گاز در این زمینه خیلی خوب عمل کرد و به تبع آن، پالایشگاه هم.

میعانات گازی کم‌نظیر پالایشگاه پارسیان!

ابدالی در پاسخ به پرسشی در خصوص چگونگی کیفیت میعانات گازی این پالایشگاه، می‌گوید: میعانات گازی پالایشگاه ما تقریباً شاید در دنیا کم‌نظیر باشد، نوع میعانات ما میعانات بسیار باکیفیت و مرغوب است که مشتریان خاص خود را دارد؛ چه در داخل که پتروشیمی‌ها هستند و چه کشورهای خارجی که درخواست میعانات را دارند!

میعانات ما بیشتر از همین حوزه تابناک که واحدهای 400 و 500 از آن تغذیه می‌کنند، تأمین می‌شود. یکی از مشکلاتی که مدت‌ها با آن دست به گریبان بودیم، کمبود مخزن برای ذخیره‌سازی بود. ما 4 مخزن 18 هزار مترمکعبی داریم که یکی از آنها در دست تعمیر بود و 3 مخزن دیگر در سرویس!

در مواقع عادی، چنانچه صادرات نداشته باشیم، حدود 15-10 روز این مخازن می‌توانند دوام بیاورند و ما به تولید گاز خود ادامه دهیم، ولی اگر مدت زمان تعمیرات بیشتر شود، باید پالایشگاه از سرویس خارج گردد. به همین دلیل، ما با کمک مهندسی توسعه و شرکت پیمانکار خود (ماشین‌سازی اراک)، یک مخزن 70 هزار مترمکعبی در پالایشگاه احداث کردیم و اکنون نیز قرار است دو مخزن دیگر در بندر عسلویه و در مجتمع گاز پارس جنوبی احداث کنیم تا مشکل کمبود مخزن برای نگهداری میعانات حل شود؛ هرچند که همین الآن هم از مخازن آنها استفاده می‌کنیم ولی جهت انعطاف‌پذیری و چابکی عملیات، هم در پارس جنوبی و هم در پارسیان، قرار است کار احداث این دو مخزن به زودی در آنجا آغاز شود.

وی در ادامه در خصوص مساله اصلی اینکه چرا میعانات پالایشگاه پارسیان تا این حد، با کیفیت‌تر و متفاوت است، می‌گوید: دلیل اصلی این مساله این است که خوراک گازی ما، گاز شیرین است و چون عنصرهای گازی تابناک، از نوع گاز شیرین است، به همین دلیل، میزان سولفور یا گوگرد آنها نیز به نسبت حوزه هایی که گاز ترش دارند، پایین تر است؛ چراکه اصل آن شیرین است.

ضمن آن که میزان نمک مونوگروم‌ها از سوی استانداردهایی که شرکت ملی نفت روی آن تأکید دارد در میعانات ما بسیار پایین و این در حالی است که راندمان کاری سیستم های ما نیز بالای 95 درصد است، در نتیجه، نمک‌زدایی هم به نحو احسن انجام می‌شود و زمانی که این دو فاکتور به نحو مطلوب انجام شود، مرغوبیت میعانات بالا می‌رود. به بیان دیگر، اما، آنچه Condensate (میعانات) ما را متمایز می‌کند، میزان سولفور و نمک داخل گاز است که چون گاز کلاً شیرین است، مقدار این عناصر بطور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

تاکنون عوارض آلایندگی پرداخت نکرده‌ایم!

با افتخار می‌گوید: درست به همین دلیل است که اینجا به نسبت، هوا تمیزتر است. در واقع، ما در اینجا اصلاً آلایندگی نداریم و به دلیل همین کیفیت، تاکنون عوارض آلایندگی پرداخت نکرده‌ایم. سال گذشته هم از دست خانم ابتکار، لوح صنعت سبز را دریافت کردیم. کلاً پالایشگاه پارسیان، یک پالایشگاه سبز است.

وقتی در خصوص برنامه زیرو فلرینگ از او می‌پرسم، می‌گوید: به محض این که تاْمین بودجه و اعتبار شود که احتمالاً  اوایل سال آینده است، این پروژه به مناقصه گذاشته می‌شود.

وی همچنین به کارهایی که باید روی فلرها و در ارتفاع بیش از 60 متر انجام شود، اشاره کرد و توضیح داد: یکی از موارد بسیار مهم، کارهایی است که روی تیپ فلرهایی انجام شده که ارتفاعشان بیش از 62 متر و جنس، شرایط فرآیندی و سوخت مشعل‌های آنها بسیار خاص است. با این حال، موفق شده‌ایم که از طریق شرکت‌های داخلی این تیپ فلرها را بسازیم.

ابدالی در ادامه اظهار داشت: با این که امسال نیاز به تعویض تیپ فلرها نداشتیم، ولی در همان ارتفاع 62 متری، مثلاً حدود 20 نقطه که نیاز به تعمیرات داشت را، همکاران ما داربست بندی کرده و همکاران بازرسی فنی، جوشکار و ...، تعمیرات این نقاط را در همان ارتفاع و با ایستادن ساعت‌ها زیر نور آفتاب، انجام دادند و در حال حاضر، خوشبختانه هر 5 فلر عملیاتی شده‌اند.

به نظر، صحبت از کار کردن در ارتفاع، ممکن است در وهله نخست، کاری عادی و یا کمی هیجان انگیز نشان دهد، ولی واقعاً چگونه می توان در این ارتفاع و زیر تابش مستقیم نور خورشید کار کرد و دوام آورد؟! شخصاً بر این باورم که حتی «نیاز» نیز نمی‌تواند تا به این حد جسارت را در تو بوجود آورد که حتی اگر در آن دخیل باشد، مسلماً سهم «عشق» و «علاقه» بسیار بیشتر از آن و فراتر از حد تصور ماست!


جذب سرمایه‌های خارجی و جوانان داخلی!

باورم را با مهندس ابدالی در میان می‌گذارم؛ معتقدم بخش تعمیرات اساسی، بخش بسیار مهمی در همه پالایشگاه‌ها است، کاری بسیار دشوار و نفس‌گیر! از او می‌خواهم با توجه به تجربه‌ای که دارد و طی این سال‌ها، روز به روز هم بیشتر شده، راهکار و پیشنهادی برای جوانان و اکثر نخبگانی که در اورهال این پالایشگاه مشغول به کار هستند، ارایه دهد تا بهتر بتوان بجای دفع، آنها را جذب کرد!

می‌گوید: به نظرم، همین طرح‌های توسعه‌ای و سیاست‌های وزارت نفت خوب است و به نظر می‌آید سیاست‌های خوبی را در پیش گرفته؛ بحث سرمایه‌گذاری خارجی یکی از این موارد است، واقعاً ما باید تمام تلاش خود را در این بخش یعنی جذب سرمایه‌های خارجی به کار گرفته و بتوانیم طرح‌های اشتغال‌زا را اجرایی کنیم.

به گفته وی، در همین پالایشگاه پارسیان، چنانچه مشکل تاْمین آب که یکی از مشکلات اساسی آنها است، حل شود، به راحتی می‌توان در همین مکان، واحدهای شیرین سازی احداث و گاز مخزن مشترک پارس جنوبی را به اینجا منتقل و فرآورش کرد.

ابدالی ادامه می‌دهد: وقتی آب باشد، می‌توان واحدهای شیرین سازی احداث و گاز پارس جنوبی که یکی از مهم ترین منابع داخلی گازی کشور است را حفظ کرد و در واقع، از میدان مشترکی که قطر به شدت از آن، استفاده می کند، سود برد. در این صورت، می‌توان بالاخره این جوانان را به شکلی و با همین طرح‌های توسعه‌ای در اینجا مشغول کرد. کما اینکه الآن در کنار همین پالایشگاه، واحد استحصال اتان که جزو طرح‌های همین پالایشگاه بود نیز، در دست احداث است که می‌توان از آن، به عنوان یکی از همین طرح‌های اشتغال‌زا نام برد.

مورد دیگری که باز هم جزو صنایع انرژی‌بر محسوب شده و در کنار همین پالایشگاه در دست احداث است، یک پالایشگاه بنزین در همین شهرک صنعتی مهر است که به خاطر میعانات سبز پالایشگاه ما می‌تواند بنزین مرغوبی هم تولید کند که این هم، یکی دیگر از طرح های اشتغال‌زا محسوب می‌شود. با اجرای این گونه طرح‌ها که تولیدی باشند، می‌شود جوانان را مشغول و اشتغال‌زایی کرد.

این سفر شاید یکی از پربارترین سفرهایی بود که تاکنون به جنوب داشتم و از آن، لذت بردم. پس از گفتگو با مهندس ابدالی، با همکاران راهی شهر شدیم تا از نزدیک زندگی در آنجا را دریابیم که البته امکان‌پذیر نیست؛ چراکه هرگز نمی‌توان با دو روز و ..... احساسی را که این بچه‌ها به این محیط و کار خود دارند، درک کنی. برای آنها سلامتی و موفقیت در کاری را خواهانم که خیر آن، به همه مردم می‌رسد.

 

پانوشت:

* فلنج (Flange) گونه‌ای از اتصال دهنده‌های لوله‌ها، شیرآلات و دستگاه‌ها به یکدیگر

* گسکت (Gasket) درزبند یا واشر آب‌بندی، وسیله‌ای مکانیکی است که برای پرکردن فضای میان دو جسم برای جلوگیری از نشت به کار می‌رود.

 

روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران

سهیلا زمانی

 

تاریخ به روز رسانی:.


مجری سایت : شرکت سیگما