شعار سال 97-1
 
  
شنبه 2 تير 1397   21:00:38
پيشكسوتان تلاشگر
09:351396/7/22 شنبه
حمدا... محمدنژاد

به نام خدا


از آغاز کار تا مسئولیت های گوناگون در صنعت نفت و گاز

اینجانب حمدا... محمدنژاد متولد 1327 در شهرستان اردبیل و فارغ‌التحصیل رشتۀ فیزیک در مقطع کارشناسی و رشتۀ ژئوفیزیک با گرایش نفت در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران هستم. تحصیلاتم را در دانشگاه تهران با درجۀ عالی به پایان رساندم. خاطرم هست زمانی که به استخدام صنعت نفت درآمدم آزمون ورودی سختی برای استخدام داشت و قرار بود از هیجده‌هزار داوطلب فقط شصت نفر پذیرش شوند که بنده نیز جزو آن شصت نفر آزمون ورودی را قبول شدم. بنده را برای کارآموزی به پالایشگاه آبادان فرستادند. من به این دلیل که اهل اردبیل هستم در منطقۀ سردسیر بزرگ شدم اما رفتم و دو سال تمام در پالایشگاه آبادان دورۀ کارآموزی را گذراندم. کارم را ابتدا از کارگاه سوهان‌کشی شروع کردم. بعد که دورۀ کارآموزی تمام شد و رشته‌ها مشخص شد در رشتۀ مهندسی مشغول به کار شدم. برای آشنایی بیشتر کارنامۀ کاری خودم که شامل سوابق تحصیلی و کار اجرایی است را در این نوشته ثبت می‌کنم.
بنده مدت چهل‌وپنج سال سابقۀ کاری دارم که برای آن ضمن داشتن مدارک تحصیلی که در بالا قید شد، بیش از پانزده دورۀ تخصصی مرتبط با صنعت نفت و گاز و پتروشیمی در مؤسسات عالی بین‌المللی گذرانده‌ام. مقالات گوناگون تخصصی و مدیریتی مرتبط با صنعت نفت، گاز طبیعی و پتروشیمی تألیف و آن‌ها را در ده‌ها همایش تخصصی در داخل و خارج از کشور ارائه کرده‌ام. مدیر امور خطوط لوله، مخابرات و عضو هیئت مدیرۀ شرکت ملی نفت ایران از 1359 تا 1362 و مهندس عملیات اکتشاف در بخش اکتشاف صنعت نفت و نمایندۀ تام‌الاختیار وزارت نفت در ستاد جنگ تحمیلی با حفظ سمت مدیریت امور خطوط لوله و مخابرات شرکت ملی نفت ایران در بین سال‌های (1361 ــ 1367) بوده‌ام. و نیز سمت‌های مختلف دیگری که در طول این چهل‌وپنج سال سابقۀ کاری داشته‌ام و نیز سال‌هایی که در آن سمت‌ها مشغول به خدمت بودم به شرح زیر است.
ــ مدیریت پخش خطوط لوله و مخابرات و عضو هیئت مدیرۀ شرکت ملی نفت ایران (1362 ــ 1369)
ــ مدیرعامل شرکت پخش فرآورده‌های نفتی و عضو هیئت مدیرۀ شرکت ملی نفت ایران (1369 ــ 1371)
ــ مدیر پالایش و عضو هیئت مدیرۀ شرکت ملی نفت ایران (1371 ــ 1374)
ــ معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران (1374 ــ 1381)
ــ معاون وزیر نفت در امور نفت و گاز دریای خزر (1381 ــ 1383)
ــ معاون وزیر نفت در امور مهندسی و فنآوری (1383 ــ 1391)
ــ رئیس هیئت مدیرۀ شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت (1386)
ــ عضو شورای قوانین و مقررات وزارت نفت (1390)
ــ جانشین وزیر نفت در حوزۀ پدافند غیر عامل وزارت نفت (1390)
ــ رئیس کمیتۀ راهبردی نظام نگهداری و تعمیرات (نت) صنعت نفت کشور (1390)
ــ مشاور وزیر نفت در امور مهندسی از 1392 تا کنون
همچنین در طی این سال‌ها مسئولیت‌های زیر را بر عهده داشته‌ام.
ــ عضو اصلی هیئت‌مدیرۀ انجمن نفت با حکم وزیر نفت
ــ عضو اصلی هیئت‌مدیرۀ انجمن گاز
ــ عضو اصلی کمیتۀ صیانت و افزایش ضریب بازیافت از مخازن نفت و گاز کشور
ــ عضو اصلی شورای سیاست‌گذاری و نظارت نظارت راهبردی-پژوهش و فنآوری در صنعت نفت
ــ عضو شورای عالی توسعه توان داخلی حوزۀ صنعت نفت
ــ رئیس کمیتۀ برنامه‌ریزی گاز
ــ مدیر نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست وزارت نفت(HSE)
و نیز در طی این چهل‌وپنج سال خدمتگزاری (1349 ــ 1394) بیش از 50 لوح تقدیر و تقدیرنامه از رؤسای محترم جمهوری اسلامی ایران، وزرای محترم نفت، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و انجمن‌ها و شوراهای محلی دریافت کرده‌ام که آن‌ها نیز به شرح زیر است.
ــ دریافت نشان مدیریت و لیاقت از ریاست محترم جمهور (1375)
ــ انتخاب اینجانب به عنوان چهرۀ ماندگار در عرصۀ پالایش و پخش صنعت نفت در مراسم بزرگداشت یکصدمین سال فعالیت صنعت نفت ایران (1387)
دوره‌های آموزشی را به لطف خدا به خوبی گذراندم یعنی توفیق آن را داشتم که این آموزش‌ها را ببینم. شاید بیش از پنجاه دورۀ آموزشی در داخل و خارج از کشور گذرانده‌ام. با شرکت‌های امریکایی و انگلیسی کار کرده‌ام. نتیجۀ این آموزش این بود که به محض اینکه انقلاب ما در 1357 پیروز شد و امریکایی‌ها و به خصوص انگلیسی‌هایی که فعال بودند از کشور ما رفتند، بنده در 1359 به عنوان مسئول انتخاب شدم. ابتدا به پالایشگاه آبادان رفتم و سپس به مدیریت اکتشاف و استخراج آن روز چون تحصیلاتم در حوزۀ ژئوفیزیک با گرایش نفت بود منتقل شدم و در رشتۀ مهندسی در اکتشاف فعالیت کردم. چاه‌های خانگیران، به خصوص چاه‌های شمارۀ 7 و 9 از کارهایی است که من در هنگام حفاری آن‌ها مشارکت داشتم.

نگاهی اجمالی به زندگی خانوادگی

در مورد خانواده‌ام، چون آذری هستم زود ازدواج کردم. دارای پنج فرزند (سه دختر و دو پسر) هستم. دختر بزرگم مدرک مهندسی نرم‌افزار از دانشگاه شهید بهشتی دارد و از دانش‌آموزان تیزهوش بود، دختر دومم دانشجوی سال آخر رشتۀ پزشکی است و دختر کوچکم فارغ‌التحصیل رشتۀ مدیریت از دانشگاه تهران است. پسر بزرگم در دوران راهنمایی در جبهه بود و هم اکنون کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی است. در حال حاضر به کار آزاد اشتغال دارد. پسر کوچکم از دانش‌آموزان تیزهوش بود و دیپلم را بسیار زود گذراند و مدرک مهندسی شیمی‌اش را از دانشگاه تهران اخذ کرد و بلافاصله موفق شد از دانشگاه USC  امریکا که جزو ده  (Ten Top) دانشگاه معروف آنجا است و سه رئیس‌جمهور از آن دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند در رشتۀ مهندسی شیمی بورسیه بگیرد. ایشان کارشناسی ارشد مهندسی شیمی را گرفت که بعد می‌خواست مشغول به کار شود که به ایشان تأکید کردم که شما با این درجه تحصیلی نهایتاً می‌توانید رئیس یک پالایشگاه شوید. گفت چه کار باید بکنم؟ گفتم در رشتۀ نفت ادامه بده. ایشان در همان دانشگاه امریکا مجدداً فوق لیسانس دوم (Master Science) را در رشتۀ مهندسی مخزن که یکی از رشته‌های پیچیده و مهم نفت است که امروزه کشور بسیار به آن نیاز دارد اخذ کرد و هم اکنون PhD را در همین رشتۀ مهندسی اخذ کرده است. دانشگاه ایشان را به عنوان مدرس انتخاب کرده ولی ان شاءا... به زودی به ایران می‌آید تا بتواند در صنعت نفت مشغول به کار شود. 

 تأمین سوخت در جبهه‌ها حکم خون در بدن را داشت

از 1361 تا 1367 در شرکت خطوط لوله و مخابرات مشغول به کار بودم. شرکت خط لوله و مخابرات شریان حیاتی وزارت نفت وکشور است که مأموریت دارد نفت خام را از میادین تحویل بگیرد و وارد پالایشگاه‌ها کند و از پالایشگاه‌ها فرآورده‌های تصفیه شده را دریافت و به مبادی مصرف انتقال دهد. به لحاظ امنیتی و اقتصادی یکی از بهترین سیستم‌های حمل و نقل فرآورده‌های نفتی و نفت خام در دنیا خط لوله است. در 1359 جنگ تحمیلی شروع شد و در 1360 من به عنوان نمایندۀ تام‌الاختیار وزارت نفت در ستاد جنگ انتخاب شدم. بنابراین علاوه بر مسئولیتی که داشتم در ستاد جنگ نمایندۀ وزارت نفت نیز بودم. یادم است آن زمان حداقل هفته‌ای دو جلسه داشتیم. جلسات کاملا سری بود. چهارده نفر از نماینده‌های وزارتخانه بودند. برنامه‌های حمله‌ای که از طریق جبهه‌ها بود. آقای رفیق‌دوست که آن موقع وزیر سپاه بودند می‌آمدند و توضیح می‌دادند. اولین درخواست ایشان سوخت بود. بنابراین تأمین سوخت در جبهه‌ها حکم خون در بدن را داشت و بسیار حیاتی بود. من تمام هشت سال جنگ تحمیلی را در آنجا نماینده بودم. این طرف هم مسئولیت خط لوله و مخابرات را داشتم. در بمباران‌ها چه مسائل و مشکلاتی که دامن‌گیر ما نبود که بعدا آن‌ها را توضیح خواهم داد.


دوران پر افتخار

در 1362 تا 1370 علاه بر اینکه مسئولیت مدیرعاملی شرکت خط لوله و مخابرات را بر عهده داشتم، مسئولیت پالایش و پخش نیز از طرف جناب آقای وزیر به من محول شد و تمام این مدت نیز عضو هیئت مدیرۀ شرکت ملی نفت بودم. سال 1372 تا 1374 که خط لوله و مخابرات از پخش جدا شد باز هم من مسئولیت مدیرعاملی آنجا عهده‌دار بودم. اواخر 1373 و اوایل 1374، زمانی بود که بنده به شرکت ملی گاز منتقل شدم و تا 1381 حدود هشت سال افتخار همکاری با کارکنان شرکت گاز را داشتم. دوران بسیار پرافتخاری را طی کردیم. علیرغم تلاش‌های مستمری که انجام شده که ان شاءا... توضیح خواهم داد. سال 1381 دیگر من از شرکت گاز خارج و معاون وزیر نفت، در امور نفت و گاز دریای خزر شدم.
آقای مهندس زنگنه وزیر نفت به من فرمودند که می‌خواهم شما را به عنوان مدیرعامل شرکت کالای نفت در لندن، به انگلیس بفرستم. ایشان فرمودند که چون شما تلاش و زحمات زیادی کشیدید حداقل چهار سالی هم در آنجا حضور داشته باشید. من از آقای وزیر تشکر کردم و خدمتشان گفتم چون بچه‌های من در اینجا دبیرستانی و دانشجو هستند و بحمدا... همه تیزهوش هستند، شاید رفتن ما به آنجا صلاح نباشد. با خانواده هم مطرح کردم و رضایت ندادند. بنابراین آقای وزیر فرمودند هر شغلی که شما در سمت معاونت‌ وزیر می‌خواهید من حکم آن را صادر کنم. من به ایشان گفتم که شما کجا مشکل دارید؟ ایشان فرمودند که در حوزۀ دریای خزر مسائل و مشکلاتی با کشورهای همسایه داریم. ما با آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و روسیه در حوزۀ دریای خزر مشارکت داریم و بحمدا... الان در آنجا دستگاه حفاری امیرکبیرمان مشغول حفاری چاه نفت است و من تقریباً دو سال مسئولیت آنجا را بر عهده داشتم و به لطف خدا کارهای بزرگی در آنجا انجام شد و ضمن اینکه ما موفق شدیم که آن سکوی دریایی که تا عمق 1000 متر تا منطقه‌ای که الان ما حفاری می‌کنیم ساخته شود و شرکت‌های داخلی هم بسیار خوب با ما همکاری کردند. به دنبال آن آقای وزیر در 1383 تا 1392 به دلیل اینکه رشتۀ من مهندسی بود و تقریباً در همه جای وزارت نفت کار کرده بودم، حکم معاون وزیر در امور مهندسی و فنآوری را به من محول کردند. وظیفۀ من در این سمت نظارت بر کل پروژه‌های کلان نفت و گاز و پتروشیمی بود، واحدی که بسیار می‌توانست کارهای مهندسی را رصد کند و گزارشات را آماده و به آقای وزیر و شورای معاونین ارائه و مسائل، مشکلات و چالش‌ها را حل و فصل کند. در این سمت هم تجربۀ خوبی کسب کردم.

صرفه‌جویی و بهینه سازی مصرف، چالشی بزرگ در مصرف انرژی

در سال 1386با دستوری که رئیس‌جمهور به آقای وزیر، با حفظ سمت به عنوان رئیس هیئت‌مدیرۀ شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت منصوب شدم. چون مسئله صرفه‌جویی و بهینه کردن مصرف انرژی  (EnergySaving) در حال حاضر یکی از چالش‌های بزرگ است که شاید به دلیل اینکه ما از نظر ذخیرۀ نفت و گاز شرایط خاصی داریم به آن توجه کافی نمی‌کنیم. متأسفانه می‌توان گفت که این مسئله در کشور ما مغفول واقع شده است. ولی کشورهای پیشرفته بسیار تلاش می‌کنند و برنامه‌های انگیزشی مؤثری برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت تدوین و اجرا می‌نمایند. یکی از نتایج عدم توجه به این مسئله آلودگی هواست که امروزه شهرهای عمدۀ ما گرفتار این مشکل هستند. در شرکت بهینه‌سازی با همکارانم کارهای بزرگی طراحی و اجرایی شد. در زمینۀ حمل و نقل، مبحث 19 که مبحث بسیار مهمی است. علاوه بر این چون از طرف وزارت نفت در این سال‌ها تماماً جانشین آقای وزیر به عنوان نمایندۀ وزارتخانه در کمیسیون زیربنای هیئت دولت بودم، تمام اینگونه مسائل را تعقیب و پیگیری می‌کردم.
با تخصیص بودجه پروژه‌هایی را اجرا کردیم. از جمله اینکه در ساخت منازل پنجره‌های دوجداره نصب می‌شود، حمل و نقل برقی، از رده خارج کردن پیکان که بیش از 100 میلیون دلار توانستیم کمک کنیم تا پیکان از ردۀ تولید خارج شود. به هر حال کارهای بزرگی انجام شد ولی ادامۀ این فعالیت‌ها نیازمند حمایت همه جانبۀ دولت است که باید برای اینگونه برنامه‌ها بودجۀ کافی پیش‌بینی و کمک کند تا فرهنگ‌سازی شود. به علاوه ما این مسئله را باید الزاماً در نظر داشته باشیم حال که در مقام دارندۀ اولین ذخیرۀ گاز جهان هستیم نباید همۀ ذخایر را استخراج و مصرف کنیم. مصرف متأسفانه بهینه نیست.

جنگ سایبری: چالش جدید

در 1390 علاوه بر مسئولیتی که داشتم جانشین وزیر نفت در حوزۀ پدافند غیرعامل شدم. در آن زمان حملات سایبری در صنعت نفت انجام می‌شد و تهدیدهایی از جانب غربی‌ها علیه نظام‌های رایانه‌ای مستقر در جمهوری اسلامی ایران، به خصوص صنعت نفت و گاز اجرا می‌گردید. به هر حال در 1390 از جانب غربی‌ها بر علیه ما حملات سایبری شروع شد و مشکلاتی را برای وزارت نفت، وزارت نیرو، وزارت صنایع و به خصوص وزارت نفت ایجاد کرد. در حقیقت می‌خواستند که از طریق حملات سایبری، عملیات تولید و صادرات نفت خام ما را متوقف کنند. شرایط خاصی بود. با حکم آقای وزیر بنده را به شورای امنیت ملی معرفی کرده بودند و جلسات مختلفی در این زمینه داشتیم و من به عنوان جانشین آقای وزیر این کار را ادامه دادم و بحمدا... با تدابیر ویژه‌ای که اندیشیده شد توانستیم با موفقیت از این مشکل جدی نیز عبور کنیم. روزی را نداشتیم که به خاطر این حملات تولید و صادراتمان متوقف شود.
باز هم توصیه می‌کنم که از مسئلۀ پدافند غیرعامل نباید به سادگی عبور کنیم به خصوص درحوزۀ مهندسی. و از ابتدا، پروژه‌هایی که در حال حاضر در شرکت ملی گاز در دست طراحی و مهندسی اجرا است چه در بخش پالایش و چه در بخش خطوط انتقال به خصوص ایستگاه‌های تقویت فشار باید ضوابط پدافند غیرعامل در آن لحاظ شود، اگر لحاظ نکنند و بعداً بخواهیم لحاظ کنیم هزینه‌های سرسام‌آوری می‌خواهد ضمن اینکه از نظر مهندسی با طراحی اولیۀ آن در اجرای پروژه قابل مقایسه نیست. یک بحث مهمی هم داریم که از 1390 دوباره آقای وزیر علاوه بر این مسئولیت‌هایی که داشتم، مسئولیت مدیریت (نت) را به من واگذار کردند. (نت) در واقع نگهداری و تعمیرات تأسیسات صنعت نفت بود که یکی از پرهزینه‌ترین اقلامی است که شرکت‌ ملی نفت، شرکت ملی گاز و شرکت‌های پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی انجام می‌دهند. برای مثال خودرویی که از کمپانی تحویل می‌گیرید، اگر فیلتر و روغن آن عوض و مراقبت‌های فنی انجام نشود و فقط همه‌اش بنزین بریزید و حرکت کنید، بالاخره یک جا متوقف می‌شود و می‌سوزد و هزینۀ بسیار کلانی را تحمیل می‌کند. بحمدا... برنامه‌های نگهداری و تعمیرات تمام پالایشگاه و تأسیسات در صنعت نفت و گاز وجود دارد منتهی کاری که ما انجام دادیم توانستیم با تکنولوژی روز هزینه‌ها را کاهش دهیم و نرم‌افزارهای مخصوص نگهداری و تعمیرات را به عنوان یک روش یکسان و علمی در چهار شرکت اصلی وزارت نفت راه‌اندازی نماییم. در این زمینه کارهای بزرگی انجام شد و هنوز در شرکت‌ ملی نفت، شرکت ملی گاز و شرکت پالایش و پخش که تیم‌های عملیاتی دارند ادامه دارد. من توصیه‌ام این است که باید به این مسئله توجه ویژه و دائمی با توجه به تحول تکنولوژی داشته باشیم.

توفیقی که خداوند نصیب هر کس نمی‌کند

من در 1391 دو بار یا شاید سه بار از آقای وزیر درخواست کردم که بازنشسته شوم. البته عشق به کار و علاقه به خدمت برای صنعت نفت در خون من است، یعنی من که در جوانی فارغ‌التحصیل شدم و به نفت آمدم عهد کردم که تا لحظۀ مرگم در صنعت نفت باشم و بحمدا... الان هم با وجود اینکه ممکن است من بازنشسته باشم ولی باز خدمت آقای وزیر به عنوان مشاوردر امور گاز و نفت و همینطور با شرکت بهینه‌سازی همکاری دارم. هر اطلاعاتی که دارم خدمتشان تقدیم می‌کنم و امیدوارم در این دوران هم من بتوانم منشاء خدمات مفید و مؤثر برای شرکت ملی گاز باشم که واقعاً افتخار می‌کنم که در این مدت چهل‌وپنج سال خدمتی که داشتم، هشت سال خدمت من کلا در شرکت گاز بوده و این توفیق بزرگی است که در یک جایگاهی کار کردم که رفاه مردم، کم کردن مشکلات تأمین انرژی حرارتی منازل، سوخت صنایع، نیروگاه‌ها وبه خصوص کمک به اقتصاد کشور و از همه مهم‌تر امنیت کشور نتیجه فعالیت‌هایم بوده است. این توفیقی است که خداوند نصیب هر کس نمی‌کند. اگر این توفیق نصیب من شده من باید شاکر خداوند باشم و از همکارانم تشکر کنم که تلاش آن‌ها باعث شد شرکت گاز به وضعیتی که امروز شاهد آن هستیم برسد. البته حدود ده مسئولیت دیگر هم داشتم که تمام با حکم‌های آقای وزیر است که به من محول شده. ان شاءا... توانسته باشم وظایفی که رؤسای من به خصوص آقایان وزیران به من محول کرده‌اند به خوبی انجام داده باشم چون تقریباً با تمام وزیران نفت که بعد از انقلاب اسلامی آمدند من به عنوان مدیر یا معاون در خدمتشان بوده‌ام. به عنوان مثال آقای آقازاده که به مدت دوازده سال و سه دولت وزیر بودند تماماً معاون ایشان بودم آقای مهندس غرضی که هم‌دورۀ من در دانشگاه تهران بودند من باز هم معاون ایشان بودم. آقای مهندس زنگنه که هشت سال وزیر بودند، معاونشان بودم، الان که باز تشریف آوردند امیدوارم دوباره همکاری من با ایشان ادامه داشته و در خدمت این عزیزان باشیم.
چند نکته راجع به تقدیرنامه‌هایی هم که به نمایندگی از همکارانم به من داده شده به هر حال یک نشان لیاقت و مدیریت است که از دست جناب آقای رئیس‌جمهور دریافت کردم. این یک مطلب و دوم اینکه به عنوان چهرۀ ماندگار پالایش و پخش در شرکت پالایش و پخش بودم و در تمام دوران جنگ که شرایط بسیار سختی داشتیم در حال خدمت بودم. امیدوارم خداوند توفیق دهد که همکارانم بهتر از من بتوانند تلاش کنند و ان شاءا... شرکت ملی گاز را اداره کرده و به سوی تعالی پیش ببرند.

به هیچ وجه از پیمانکاران خارجی استفاده نکردیم

مهم‌ترین تأثیری که من در دوران خدمت در شرکت گاز داشتم و اهم آن‌ها را که حاصل تلاش همکاران من بوده مکتوب می‌کنم تا زحمات این عزیزان هم ثبت شود. اولین کاری که من کردم بررسی اعضای هیئت‌مدیره بود. به هر حال رأس هرم بسیار مهم است، تیمی که انتخاب می‌کنیم باید از کسانی که مورد وثوق، متخصص، پرتلاش و علاقه‌مند به توسعۀ صنعت گاز هستند، باشند. من این کار را انجام دادم ولی علیرغم اینکه سالیان دراز در صنعت نفت بودم هیچ نیرویی را از شرکت نفت به شرکت گاز نیاوردم. سعی کردم که از جمع همکاران خودم در صنعت گاز استفاده کنم یعنی تمام اعضای هیئت‌مدیره از بین همکاران صنعت گاز بود، اکثراً جوان، خلاق و خوش‌فکر بودند و بحمدا... افرادی را با مشخصات ذکر شده انتخاب کردیم و رشد بسیار خوبی هم داشتند. برای مثال در حال حاضر آقایان مهندس رمضانی، مهندس عراقی از نمونه‌هایی هستند که عضو هیئت‌مدیره بودند و با من همکاری داشتند. برنامۀ دیگری که من انجام دادم مسئله توسعۀ صنعت گاز در کل کشور بود که برنامه‌ریزی کردیم ببینیم چطور می‌توانیم توسعۀ گاز را به عنوان یکی از محورهای اصلی و کاری و وظیفۀ اصلی شرکت ملی گاز قرار دهیم به دنبال این برای اینکه ظرفیت پالایشی را بالا ببریم در زمانی که در شرکت ملی گاز بودم سه پالایشگاه طراحی و احداث شد. لازم است که اعلام نمایم که طراحی، مهندسی و اجرا تماماً توسط تیم مهندسی شرکت و پیمانکاران و سازندگان داخل کشور انجام شد و در مسئله اجرا به هیچ وجه از پیمانکاران خارجی استفاده نکردیم. این سه پالایشگاه عبارت بودند از: پالایشگاه سرخون در بندرعباس، پالایشگاه خانگیران دوم در خانگیران سرخس که مرز ایران و ترکمنستان است، پالایشگاه سوم پالایشگاه پارسیان در منطقۀ لامرد، شمال استان فارس. لامرد منتهی‌الیه استان فارس و به خلیج فارس نزدیک است. مطلب بعد یکی از کارهای محوری شرکت گاز که تا آن زمان انجام نشده و جزو آرزوهای شرکت گاز و مورد توجه مسئولین کشور به خصوص جناب آقای رئیس‌جمهور و آقای وزیر بود، صادرات گاز بود که برای اولین بار این قرارداد را با کشور ترکیه منعقد کردیم. آن موقع رئیس‌جمهور ترکیه جناب آقای اربکان و رئیس‌جمهور ما هم جناب آقای هاشمی رفسنجانی بودند. در جلسۀ مشترکی با حضور مسئولین و کارشناسان دو طرف، قرارداد امضا شد. پروژۀ صادرات گاز به ترکیه را ما انجام دادیم که خیلی مهم بود. دومین مطلبی که باز در این زمینه وجود دارد مسئلۀ تجارت گاز بود. بسیار مهم بود که ما مثل کشورهای دیگر اروپایی وارد تجارت گاز شویم به همین جهت واردات گاز از ترکمنستان را برنامه‌ریزی کردیم، برای واردات 40 میلیارد متر مکعب در سال قرارداد منعقد کردیم. گازی را هم که من با آن‌ها قرارداد بستم هزار متر مکعبش 42 دلار بود. یعنی به ازای هر متر مکعب 2/4 سنت بود. قراردادی هم که با ترکیه بستیم یکی از بهترین قراردادها بوده که تا به امروز مورد استفاده است. و پایه و نمونه‌ای برای سایر قراردادهایی که داریم است.
اقدام دیگری که انجام شد تغییر ساختار شرکت ملی گاز بود. ساختار موجود در آن زمان ساختاری منطقه‌ای بود. یعنی شرکت گاز به ده منطقۀ گازی تقسیم شده بود. این را تغییر دادیم و تبدیل به سی‌وچهار شرکت زیرمجموعۀ شرکت گاز کردیم. و مطلب دیگر صیانت از نیروی انسانی بود چون ما مرتب نیرو جذب می‌کردیم، آن‌ها آموزش می‌دیدند، ساختار درست می‌شد و ما به طور مرتب داشتیم شرکت گاز را توسعه می‌دادیم. یکی از برنامه‌های بزرگی که من داشتم دیدار از گازپروم روسیه بود و از بخش توزیع و ارسال گاز (Dispatching) بازدید و آن را با مشابه این بخش در شرکت توانیر وزارت نیرو برای توزیع برق مقایسه کردم و آرزویم این بود که شرکت گاز هم یک بخش توزیع و ارسال گاز داشته باشد. خدا را شکر می‌کنم که این توفیق دست داد و Dispatching را طراحی و احداث کردیم که الان هم مورد استفاده است. در اجرای این پروژه یک کار اساسی نیز انجام شد که همۀ مراحل انجام پروژه را به خارجی‌ها ندادیم، قراردادی با یک شرکت آلمانی منعقد شد مشروط به اینکه یک شریک (Joint) ایرانی هم داشته باشد. ما در شرکت گاز صاحب Dispatching منظم برای کنترل تولید، انتقال و عرضۀ گاز طبیعی هستیم.

در شرکت گاز ظرفیت‌های پالایشی‌ را افزایش دادیم

زمانی که وارد شرکت گاز شدم امکانات شرکت بسیار کم بود یعنی از نظر ظرفیت پالایشی، خطوط انتقال برای انتقال از مبادی تولید به مبادی مصرف و شبکه‌های گازرسانی و گازرسانی به شهرها در سطح مطلوبی نبود. توسعۀ این امکانات یکی از برنامه‌های ما بود و از طرفی هم فشار مجلس، دولت و مردم روی شرکت گاز بسیار زیاد بود. زیرا دورانی بود که در آن سال‌ها مثلاً 1373 تا 1375 کشور از نظر تأمین فرآورده برای سوخت با مشکلات فراوانی روبه‌رو بود و از طرفی از نظر مقایسه قیمت جایگزینی یک متر مکعب گاز به جای یک لیتر فرآورده بسیار برای کشور سودمند بود که مصرف گاز طبیعی را توسعه دهیم و از همه مهم‌تر اینکه امروز شاهد هستیم که چقدر کمک به مسائل زیست محیطی و اکولوژیکی کشور کرده است. مسئلۀ مهم دیگر گازرسانی به صنایع و نیروگاه‌ها بود که به شدت ادامه داشت. زمانی که وضعیت موجود در شرکت گاز را بررسی کردیم. با دو مشکل روبه‌رو شدیم: یکی اینکه تقاضای مصرف بسیار زیاد بود و متقاضیان زیادی داشتیم زیرا شهرهایی بودند که گاز گرفته بودند و در رفاه بودند و تقاضای گازرسانی به شهرهای دیگر تسری پیدا می‌کرد. از طرف دیگر به لحاظ اقتصادی خودمان هم تمایل داشتیم این کار را انجام دهیم به همین جهت مسئلۀ افزایش تولید گاز مورد درخواست ما بود. تولید هم دست ما نبود، تولید دست شرکت ملی نفت بود که این یکی از چالش‌هایی است که شرکت گاز دارد. اقدامی که انجام شد این بود که ظرفیت‌های پالایشی‌مان را افزایش دادیم. پالایشگاه سرخون را در بندرعباس طراحی و احداث کردیم. که بحث نیروگاه‌ها در آن منطقه بسیار مهم بود و درست است که بندرعباس منطقۀ گرمسیری بود ولی صنایع و نیروگاه‌های مستقر در آنجا تماماً از سوخت مایع استفاده می‌کردند، پالایشگاه خانگیران بود و خب همان طور که می‌دانید خانگیران علاوه بر اینکه استان خراسان با آن وسعت را تأمین می‌کرد به دو استان مازندران  و گلستان ارسال می‌شد. یعنی خط لوله ‌از بالا وارد استان خراسان که می‌شد، انشعاب می‌گرفت و گاز طبیعی به طرف استان‌های مازندران و گلستان ارسال می‌شد. این مسئله جوابگو نبود زیرا ماندۀ مصرف استان خراسان که اکنون به سه بخش تقسیم شده است به دو استان دیگر می‌رسید. پالایشگاه دوم گاز در کنار این پالایشگاه اول شهید هاشمی‌نژاد (خانگیران) احداث شد. در جریان احداث این پالایشگاه‌ها، ما صاحب تکنولوژی شده و شرایط استفاده از محصولات صنایع داخلی هم فراهم شد. در آن زمان برای تأمین اقلام پالایشگاه حدود 35 تا 40 میلیون دلار از سفارشات خارجی را به صنایع کشور مثل آذرآب و ماشین‌سازی اراک اختصاص و تمام وسایل و اقلام فشار قوی (High Pressure) را به صنایع مذکور سفارش دادیم. گرچه پروژۀ ما چند ماه به تأخیر افتاد چون برای اولین بار بود که این صنایع اینگونه کالاها را می‌ساختند ولی خوشبختانه تجربۀ بسیار خوبی در ساخت داخل به وجود آمد. امروزه ما شاهدیم که تمام فازهایی که هم اکنون در پارس جنوبی در حال اجرا است کالاهای آن‌ها تماماً توسط آذرآب، ماشین‌سازی اراک و صدها صنعت دیگر ساخته می‌شود.
در آن زمان تمام تولیدی که ما داشتیم بیشتر از سه حوزۀ گازی نبود. یکی حوزۀ نار و کنگان که به پالایشگاه کنگان (فجر جم) می‌آمد و گاز فرآورش شده با خط لوله به شمال کشور روانه می‌شد. یک خط لوله هم داشتیم که تولیدات آغار و دالان که بخش عمده‌اش برای تزریق بود به منطقۀ مربوط انتقال می‌داد. به علاوه در شمال شرق کشور پالایشگاه خانگیران بود که شرح آن داده شد. تولید و توزیع با وضعیت آن روز به هیچ وجه جواب نیازهای کشور را نمی‌داد، هم ظرفیت پالایشی کم بود و هم تولید نداشتیم. به همین دلیل ما سریع شروع کردیم که این سه پالایشگاه را طراحی و احداث کنیم و بعد از اینکه پالایشگاه‌ها احداث می‌شد به دنبال آن باید خطوط انتقالش نیز طراحی و احداث می‌شد. اتفاق دیگری که افتاد در پالایشگاه کنگان بود. قبل از من همکاران صنعت گاز کشور، مرحوم مهندس کراچیان،آقای مهندس صالح‌فروز، مدیرعاملان قبل از من،این ظرفیت فرآورش پالایشگاه کنگان را به مرحله‌ای رسانده بودند که با ظرفیت 70 میلیون متر مکعب در روز فعالیت داشت. چون به گاز بیشتر نیاز داشتیم، در پالایشگاه کنگان تغییراتی دادیم، پروژه‌هایی اجرا کردیم و ظرفیت کنگان را به 110 میلیون متر مکعب در روز رساندیم. یعنی افزایش 40 میلیون متر مکعب در روز، در واقع حدود 45 درصد به ظرفیت موجودش اضافه کردیم.
پروژۀ بزرگ دیگری که شروع و اجرا کردیم خط لولۀ دوم سراسری به قطر 56 اینچ که به نام IGAT 2 بود. نکته‌ای که در این زمینه باید اشاره کنم چون به هر حال من از صنعت نفت به صنعت گاز رفته بودم شاید دوستان کمتر من را می شناختند، زمانی که ما می‌خواستیم خط لولۀ 56 را احداث کنیم پیشنهادات همکاران برای من این بود که ما بتوانیم از پیمانکاران خارجی از جمله پیمانکارانی که در روسیه هستند استفاده کنیم. چون این پیمانکاران تجربۀ لازم در این زمینه را دارند. مشورت‌های زیادی انجام شد ولی من تصمیم گرفتم که با پیمانکاران داخلی شروع کنم و بحمدا... بسیار موفق بودیم. کار را به چند قسمت تقسیم کردیم و هر قسمت را بر عهدۀ یک پیمانکار گذاشتیم و با اجرای خط لوله دوم سراسری یک تجربه بزرگی در طراحی و احداث خط لوله‌های سراسری به وجود آمد. امروز هم شما شاهد هستید که اجرای تمام خط لوله‌های بزرگ، خط لولۀ نهم، دهم و یازدهم تماماً توسط پیمانکاران داخل کشور اجرا می‌شود. این ثمرۀ همان تصمیمات بسیار خوبی است که عرض کردم در آن زمان گرفته شد. ما تکیه و اعتماد کردیم به پیمانکاران داخلی و با توجه به اینکه حدود ده سال در معاونت مهندسی وزارتخانه بودم به جرئت اعلام می‌کنم که توانمندی پیمانکاران داخلی را نباید نادیده بگیریم. آن‌ها بسیار توانمند هستند، باید میدان بدهیم، فرصت داده شود تا این افراد بتوانند پروژه‌های بزرگ ما را مدیریت کنند. تنها چیزی که برای این پیمانکاران مشکل است تأمین منابع مالی از طریق سیستم بانکی است که متأسفانه با آن بهره‌های بسیار زیاد بالای 27 درصد برایشان مشکلات بسیار زیادی به وجود می‌آورد.


شهرهای سردسیر در اولویت برنامۀ گازرسانی

احداث خطوط لولۀ انتقال گاز از 1374 شروع شد و همینطور ادامه داشت. طول این خط لوله حدود تقریباً هزار کیلومتر بود ما قطعه‌قطعه می‌کردیم به صورت فاز یک، فاز دو و هم‌زمان شروع می‌کردیم و مثلاً حدود دو سال تا دو سال و نیم طول می‌کشید تا به اتمام برسد. هم‌زمان با احداث خطوط،ایستگاه‌های تقویت فشار گاز طراحی و اجرا می‌شد. خط لوله بدون ایستگاه حدود 60 تا 65 میلیون متر مکعب انتقال پیدا می‌کند. ایستگاه‌های تقویت فشار که ما روی آن نصب می‌کردیم می‌توانست حدود 105 میلیون متر مکعب در روز گاز تولیدی را به مبادی مصرف انتقال دهد. توسعۀ گازرسانی به شهرها مسئله‌ای بود که متقاضیان زیادی داشت و ما شهرها را منطقه‌بندی کردیم، نقاط سردسیر را جدا کردیم. اولویت یکم را به عنوان مثال به آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، کردستان و کرمانشاه دادیم. تمام این شهرهای سردسیر در اولویت برنامۀ ما قرار گرفتند. مجلس حمایت می‌کرد و بودجه‌های لازم را در اختیار ما قرار می‌داد. و خوشبختانه گازرسانی به این شهرها به نحو احسن انجام شد.
تقریباً حدود یازده سال است که از گاز دور شدم ولی زمانی که من بودم آمار بالای 400 شهر بود. البته شهرهای بزرگ مهم‌ترین مسئلۀ ما بودند. به عنوان مثال کلان‌شهر تهران را نمی‌توانیم با 20 شهر کوچک دیگر مقایسه کنیم. کلان‌شهر تهران به تنهایی یک کشور است. در حال حاضر می‌توان گفت که 28 تا 30 درصد از مصرف گاز زمستانی ما در کلان‌شهر تهران است. در مورد ساختار، متأسفانه ساختاری که شرکت گاز داشت ساختار بسیار بسته‌ای بود. زیرا با آن فعالیت کمی که داشت ساختارش نیز مطابق همان شرایط زمان بود. ولی با توسعه‌ای که انجام می‌شد نیازمند یک ساختار جدید بود. شرکت گازی که آن زمان 10 منطقه داشت با مجوزی که از مجلس گرفته شد به شرکت‌های گاز استانی تبدیل شد و سی‌وپنج، سی‌وشش شرکت جدید تأسیس کردیم. این شرکت‌ها صدوهفتاد الی دویست‌وده نفر اعضای هیئت‌مدیره و سی‌وپنج الی سی‌وشش مدیرعامل نیاز داشت. انتخاب و آموزش این افراد، جلساتی که برگزار می‌شد، تعیین استراتژی برای هر یک از این شرکت‌ها مهم‌ترین مسئلۀ ما بود. ولی طولی نکشید که سریع رشد کردند و کار به جایی رسید که در مسئلۀ گازرسانی هر یک از این شرکت‌ها قادر بودند در حدود 10000 کیلومتر در سال شبکه‌گذاری کنند. این اقدامات واقعاً توان بالایی می‌خواست.
در آن زمان هم اجرای پروژه‌ها به طریقی بود که بخشE  (مهندسی) پروژه‌ها یعنی بخش طراحی و مهندسی Engineering)) و بخش خرید کالا (Procurement) توسط شرکت گاز انجام می‌شد و بخش اجرا Construction)) در حقیقت به پیمانکار داده می‌شد. این روش را که به صورت EPC یعنی به صورت یکپارچه توسط پیمانکاران ما منسوخ کردیم. در آن زمان همکاران ما در حوزۀ مهندسی خرید کالا و بازرگانی کار بسیار بزرگی را برای این همه شهر، و سایر پروژه‌ها انجام دادند. بیشتر شهرها را برای رفاه مردم تأمین گاز می‌کردیم. ولی به نظر من مهم‌ترین بحث این بود که سوخت مایع نیروگاه‌ها و صنایع کشور را به گاز طبیعی تبدیل کنیم. برای اینکه بخش مولد اقتصاد و بخش خانگی ما غیرمولد است. ما در بخش خانگی می‌بایست به روش دیگری مدیریت کنیم. در واقع می‌بایست مصرف گاز در بخش خانگی به صورت بهینه باشد. شرکت گاز با مشکلاتی که در پیش رو دارد، گاز را تأمین می‌کند ما نباید گاز را بی‌حساب تحویل بخش خانگی دهیم. بالاخره یک مرجعی باید در زمینه‌های بهینه‌سازی مصرف گاز طبیعی تلاش کند.

تبدیل شبکه‌های فولادی به پلی اتیلنی

شبکه‌های توزیع موجود در آن زمان کلاً شبکه‌های فولادی بود. من در سفری که به فرانسه داشتم ملاحظه کردم که شبکه‌های توزیع را از فولادی به پلی‌اتیلن تغییر داده‌اند. در سفر انگلیس هم مشاهده کردم که آن‌ها نیز شبکه‌های توزیع خودشان را از فولادی به پلی‌اتیلن تغییر داده‌اند. تصمیم گرفتیم که از فرانسه لوله‌های پلی‌اتیلن خریداری کنیم، مشروط به اینکه انتقال دانش فنی برای تولید را در دو کارخانۀ ما در داخل کشور فراهم نمایند. ما هم تبدیل لوله‌های فولادی به پلی‌اتیلن را آغاز کردیم. پلی‌اتیلن مزایای زیادی داشت هم سرعت اجرا بسیار بالا بود و هم اینکه کشور ما که روی گسل‌های زلزله قرار گرفته از نظر خمش و انحرافات پلی‌اتیلن می‌تواند در مقایسه با فولاد بسیار باارزش‌تر باشد. خوشبختانه ما در معاونت مهندسی برای کلان‌شهر تهران که روی سه گسل قرار گرفته کار زیادی انجام دادیم، گزارش تهیه کردیم، یک فیلم بیست‌وپنج دقیقه‌ای آماده و به دولت تقدیم کردیم، مسائل مربوط به نفت و گاز در این سطح مطرح شد. با شرکت ژاپنی اوزاکا یک قرارداد بستیم تا شبکه‌های داخل کلان‌شهری را که اجرا کرده‌ایم بررسی فنی و آزمایش کنند و ببینند در مقابل زلزله تا چه میزان پایدار هستند. خوشبختانه نتیجۀ بررسی‌هایی که شرکت اوزاکا روی شبکه‌ها کرد به نتایج خوبی رسید.آن‌ها تبدیل شبکه‌های فولادی را تبدیل به پلی‌اتیلن و نحوۀ اجرای آن را از روی نقشه‌ها کاملاً تأیید کردند. فقط ایرادی که گرفتند این بود که باید شیرهایی که برای قطع گاز سر کوچه‌ها نصب شده بود حذف شود. یک برنامه‌ای به گاز تهران داده شد تا این شیرها حذف شود و به دنبال اجرای این پیشنهاد احساس آرامش کردیم.اگر خدای ناکرده حادثه‌ای اتفاق بیفتد و زلزله‌ای در تهران حادث شود دو اتفاق خیلی مهم می‌افتد؛ یکی اینکه روی ساخت و سازها تخریب‌هایی جدی در اثر امواج زلزله صورت می‌گیرد و دوم به محض اینکه گسلی اتفاق می‌افتد لوله‌های انتقال گاز می‌شکند و هنگامی که دیوارها خراب می‌شود علمک‌های گاز درب خانه‌ها نیز می‌شکند و گاز رها می‌شود، گازی که ما از پالایشگاه می‌آوریم با فشار 1050 پوند بر اینچ مربع است بعد که داخل شهر می‌شود فشار آن 250 پوند تقلیل می‌یابد و بعد در منازل تبدیل به 60 پوند و گاز ورودی به منازل به یک‌چهارم پوند کاهش می‌یابد. اگر شما می‌بینید یک آتش‌سوزی در داخل خانه اتفاق می‌افتد و یا انفجاری رخ می‌دهد، با فشار یک‌چهارم پوند بر اینچ مربع است. گاز ضمن اینکه یک جا رفاه است اگر ملاحظات ایمنی رعایت نشود، شبیه اژدها عمل می‌کند و خطرات و خسارات بسیار سنگینی را می‌تواند به بار بیاورد. به خاطر این مشکلات است که تلاش کردیم شبکه بررسی ایمنی شود، داخل شبکه‌ها بررسی شود. به این دلیل که سه خط لوله IGAT)) وارد کلان‌شهر تهران می‌شود به محض اینکه زلزله اتفاق بیفتد، جریان گاز کماکان ادامه دارد و باید شیرهای قطع‌کننده که طراحی شده در مسیر لوله‌های انتقال و شبکه داشته باشیم. به محض اینکه زمین لرزه اتفاق می‌افتد ورودی گاز توسط این سه خط لوله کاملاً قطع می‌شود، اما در داخل شبکه‌های تهران حدود سه تا سه و نیم میلیون متر مکعب گاز درجا داریم، این گاز خودش باعث حادثه می‌شود. باید این گاز را در هوا رها (فلر) کنیم. برای شرکت گاز استان تهران سه پروژه تعریف شده و قراراست آن‌ها را تکمیل کنند. من به آقای مهندس حسین‌نیا مدیر‌عامل شرکت مذکور توصیۀ اکید می‌کنم که این پروژه‌ها را با جدیت دنبال کنند. به هر حال زلزله قابل پیش‌بینی نیست و شرایط کلان‌شهر تهران نیز شرایط ویژه‌ای است.

اعتماد به پیمانکاران داخلی

در حوزۀ مهندسی کارهای بسیار خوبی به سرانجام رسید. آن زمان در شرکت ملی گاز تیم مهندسی قوی‌ای داشتیم که مسئولیت طراحی و نظارت بر اجرای پروژه را داشت. پروژه‌ها در بخش پالایش، انتقال و گازرسانی با حجم وسیعی از کارها در جریان بود واقعاً همه در حال فعالیت بودیم. گروه مهندسی موفقیت‌های خوبی داشت. یکی از کارهای خوبی هم که انجام شد در بحث خودکفایی و ساخت داخل بود که مهندسی ما بسیار موفق بود. در زمینۀ تقویت پیمانکاران داخلی هم به پیمانکاران داخلی اعتماد و پروژه را به آن‌ها محول کردیم و بحمدا... پروژه‌ها با موفقیت اجرا شد و تجربۀ خوبی در کشور در زمینۀ اجرای پروژه‌ها داریم. در بخش مربوط به اشتغال، این همه پروژه که در حوزه‌های مختلف فعال بودند برای صدها هزار نفر امکان اشتغال ایجاد شده بود چه سازندگان و چه پیمانکاران و چه داخل شرکت ملی گاز. امیدواریم شرایطی حادث شود که ان شاءا... پروژه‌های جدید نیز فعال شود واشتغال ایجاد کند. زیرا مشکل اشتغال یکی از دغدغه‌های مقام معظم رهبری و اعضای محترم دولت است. به هر حال باید برای انبوه فارغ‌التحصیلانی که از دانشگاه بیرون می‌آیند کار ایجاد کرد.

پروژۀ دیسپچینگ گامی بزرگ در جهت توسعه

ما در همان ابتدا بیع متقابل را اجرا کردیم. بیع متقابلی که ارزش آن یک‌میلیاردوهفتصد میلیون دلار بود. این قرارداد با مساعدت شرکت نفت با موفقیت اجرا شد.در اینجا لازم است که من از عزیزانی که در صنعت نفت منابع مالی را برای ما تأمین کردند تا ما اجرا کنیم صمیمانه تشکر کنم. کار بزرگی شکل گرفت، در این بیع متقابل تقریباً می‌شود گفت در آن زمان تمام کارخانه‌هایی که در محدودۀ شبکه گازی ما بودند به شبکۀ گاز وصل کردیم و از مصرف سوخت مایع جلوگیری کردیم. سوخت حرارتی مایع صنایع متوسط و عمدۀ کشور را تبدیل به گاز طبیعی کردیم. آقای مهندس زنگنه وزیر محترم نفت تقدیرنامه‌هایی هم به همکاران من دادند. می‌خواهم عرض کنم که به لحاظ اقتصادی کار بسیار بزرگی در اجرای این بیع متقابل انجام شد. کار دیگری که انجام شد پروژۀ دیسپچینگ است، پروژۀ دیسپچینگ هم همانطور که ذکر شد کار بزرگی0 بود که شکل گرفت. ولی امروز این دیسپچینگی که در حال فعالیت است با توسعه‌ای که گاز دارد هم‌خوانی ندارد و همچنان باید مورد بازنگری مجدد قرارگیرد. دیسپچینگ را باید توسعه بدهیم تا بتوانیم کنترل و نظارت بر تأمین، توزیع و ارسال گاز را تقویت کنیم. در همین زمان‌هایی که ذکر شد معادل سه میلیون بشکه نفت خام، گاز طبیعی جایگزین فرآورده‌های میان تقطیر نفت خام شد. معنی این اقدام این است که اگر گاز طبیعی جایگزین نمی‌شد، همۀ نفت خام تولیدی برای مصارف داخلی اختصاص می‌یافت و برای صادرات نفت خام سهمی باقی نمی‌ماند. در واقع سه میلیون بشکه در روز رقم بسیار بزرگی بود که اتفاق افتاد، هم به لحاظ ارزی و هم به لحاظ امنیتی. این تحول برای ما قابل توجه و بسیار مهم است.

وضعیت عمومی شرکت گاز در گذشته و حال حاضر

وضعیت عمومی شرکت در حال حاضر و گذشته اینگونه است که می‌توان این دوره‌ها را به چند دوره تقسیم کرد. شرکت ملی گاز ایران هم اکنون به پنجاه‌سالگی تأسیس رسیده است. یک دورۀ حدوداً سیزده ساله مربوط به قبل از انقلاب است که بنده اطلاع زیادی از آن ندارم. آنچه را که من در زمان ورودم به شرکت گاز مشاهده کردم خط لولۀ اول سراسری (IGAT1)، شش ایستگاه تقویت فشار گاز، پالایشگاه‌های بیدبلند، کنگان، شهید هاشمی‌نژاد خانگیران و سرخون در جریان عملیات پالایش و انتقال گاز طبیعی بودند. در حقیقت گاز خام را در پالایشگاه‌ها فرآورش می‌کردند. در قبل از انقلاب اسلامی گاز فرآورش شده در پالایشگاه بیدبلند با استفاده از (IGAT1) از طریق ایستگاه مرزی آستارا و آذربایجان شوروی سابق به شوروی صادر می‌شده است. در زمینۀ گازرسانی به شهرها کاری انجام نشده بود و بیشتر سوخت مردم فرآورده‌های میان تقطیر بوده، فرآورده‌های میان تقطیر هم به اصطلاح ما نفتی‌ها گازوئیل، نفت سفید و گاز مایع (LPG) بوده است. ولی به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی تا 1367 که پایان جنگ تحمیلی بود شرکت گاز شرایط خیلی سختی را تجربه کرد. در جریان بمباران‌ها نمی‌توان انتظار توسعۀ گاز را داشت. در آن موقع هم تلاش برای توسعۀ گاز وجود داشت و همکاران زحمت هم کشیدند ولی به هر حال تقریباً از 1367 تا اوایل سال 1374 که من در شرکت گاز مأمور شدم، مدیرعاملان زیادی تشریف آوردند که هر کدام به نوبۀ خودشان تلاش‌هایی انجام داده بودند. ملاحظه کردم در منطقۀ سه گاز تهران، تمام نواحی منطقه را برای برنامه‌ریزی شبکه‌گذاری در چند نقطۀ تهران جمع کرده بودند تغییراتی در پروژه‌ها دادیم و تصمیم لازم را گرفتیم. پروژه‌ها در تهران شروع شده بود من هم در ادامۀ فعالیت این عزیزان برنامۀ توسعه‌ را ادامه دادم. من تا سال 1381 در شرکت گاز بودم از آن سال به بعد هم آقای مهندس اوجی آمدند و در حال حاضر هم آقای مهندس عراقی عزیز در شرکت ملی گاز مشغول انجام وظیفه هستند و پروژه‌ها را ادامه می‌دهند.

بهترین خاطره‌؛ تکمیل پروژه ی صادرات گاز به ترکیه

بهترین خاطرۀ من این است که توفیق خدمت در شرکت گاز را پیدا کردم. زیرا در صنعت نفت در جاهای مختلف کار کرده بودم وقتی به شرکت گاز آمدم، گاز برای من یک دنیای دیگری بود. برای من در واقع خدمت به مردم عبادت هست و من این عبادت را در خدمت در صنعت گاز پیدا کردم. ملاحظه کردم که کار کردن در شرکت گاز چقدر ارزشمند است و همکاران من چه توفیقاتی نصیبشان شده بود و من از قافله عقب مانده بودم و خداوند این توفیق را نصیب من کرد. بهترین خاطرۀ من زمانی بود که پروژۀ صادرات گاز به ترکیه را تکمیل کردیم و همکارانمان مشعل گاز را نصب کردند و بنده در مرز بازرگان که شهر مرزی ما با ترکیه است دستور دادم که تزریق گاز شود، گاز تا به بازرگان برسد و این مشعل روشن شود مدت زمانی وقت می‌برد، همۀ اعضای هیئت‌مدیره و همۀ همکاران من در آنجا حضور داشتند وقتی این مشعل روشن شد یکی از بهترین روزها و بهترین لحظات من بود بسیار خدا را شکر کردم و از همکارانم تشکر کردم. درمورد این مسئله نکته‌ای وجود دارد که واقعا نمی‌شود نگفت، ایستگاه اندازه‌گیری صادرات گاز در مرز بازرگان در حال تکمیل بود. در یک جلسه رئیس‌جمهور ما به همراه رئیس‌جمهور ترکیه، به دو تن از مدیرعامل‌های شرکت ملی گاز ایران و شرکت بوتاش ترکیه عنوان کردند که به هر کدام از آن‌ها پروژۀ بخش خودشان را زودتر تمام کنند جایزه داده می‌شود. بنده در داخل کشور تلاش می‌کردم که زودتر پروژه را تمام کنم. لذا ایستگاه تقویت فشارمان را که آماده کردیم، ایستگاه اندازه‌گیری گاز که در بازرگان باید آماده می‌شد تا می‌توانستیم مشعل را روشن کنیم و بعد عملیات تحویل گاز را آغاز نماییم. ما چهار، پنج تا قطعۀ اصلی از تجهیزات ایستگاه کم داشتیم. این قطعات را به فروشندۀ انگلیسی سفارش داده بودیم و خبر نداشتیم که فروشندۀ انگلیسی نیز این قطعات را به امریکا سفارش داده است، من آقای مهندس مجرد را که یکی از مدیران ما بود به لندن فرستادم و گفتم با شرکت انگلیس مذاکره کند و قطعات را تحویل بگیرند و با بار مسافری از طریق هوایی به ایران بیاورند. ایشان اظهار داشت که گمرک فرودگاه ایراد می‌گیرد گفتم شما بیاور فرودگاه تهران بقیه‌اش را ما حل می‌کنیم.ایشان رفت  لندن و شرکت انگلیسی گفته بود که به امریکا سفارش داده‌اند. ما ماندیم که چه کار کنیم. با آقای مهندس قندچی، یکی از مدیران که در منطقۀ سه مدیر گازرسانی بودند و پس از جدایی از شرکت ملی گاز کالای کانادا را تأسیس کرده بودند تماس تلفنی گرفتم و مشکل را گفتم. ایشان به اتفاق دخترشان با ماشین به امریکا رفتند و با سازنده تماس گرفتند. نامه‌ای که از فروشندۀ انگلیسی در لندن گرفته بودند را تحویل می‌دهند و قطعات را دریافت می‌کنند و با بار مسافری دخترشان از کانادا به ایران انتقال می‌دهند و در تهران هم ما تحویل گرفتیم و پس از حمل به بازرگان در ایستگاه نصب کردیم و صادرت گاز آغاز شد. لازم به ذکر است زمانی که ورود قطعات به تهران را به من خبر دادند، سر از پا نمی‌شناختم، آنقدر خوشحال بودم که حد نداشت.

بحران قطعی گاز در زمستان

بدترین خاطرۀ من زمانی بود که در زمان اوج مصرف گاز که هوا هم خیلی سرد شده بود قطعی‌های موردی گاز در برخی از مناطق مصرف پیدا می‌کردیم. مثلا برف سنگین همراه با سرمای شدید به خصوص در تهران، آذربایجان، مناطق سردسیر غرب و شرق کشور داشتیم. به محضی که موازنۀ تولید و مصرف به هم می‌خورد، در اوج (پیک) مصرف که ممکن بود پنج ساعت باشد، یک روز باشد، زیرا می‌دیدم خانه‌ها سرد می‌شود و صنایع از کار می‌افتند. لذا بسیار ناراحت می‌شدم. تلاش می‌کردم گاز بیشتری از مناطق نفت‌خیز بگیرم. یک مورد برای من اتفاق افتاد که یک روز جمعه صبح بعد از نماز همکاران از مرکز کنترل به من زنگ زدند (درآن زمان هنوز دیسپچینگ نداشتیم و مرکز کنترل، تأمین و ارسال شرکت در ری بود) و عنوان کردند که فشار گاز تهران در حال کاهش است و گاز موجود در خطوط لوله (لاین پک) وضعیت خوبی ندارد. سریع به دفتر کارم آمدم و همکاران را احضار کردم و با مناطق نفت‌خیز تماس گرفتم که به ما گاز اضافی بدهند. تقاضا شد که حدود هفت تا هشت میلیون متر مکعب گاز زیادتر به ما بدهند تا بتوانیم بحران را اداره کنیم. با آقای دکتر قدیری که در آن زمان مدیر مناطق نفت‌خیز بود تماس گرفتم و تقاضا را تکرار کردم ایشان گفت آقای وزیر باید موافقت کنند چون این گاز به چاه‌های نفت تزریق می‌شود. اگر قرار باشد تزریق کاهش یابد، دستور وزیر لازم است، آقای وزیر ما هم در آن زمان در سفر اجلاس اوپک بودند. خلاصه بنده با آقای دکتر قدیری که از دوستان است پیگیری‌های جدی کردیم و بعد از ظهر ایشان موفق شد به ما پنج میلیون متر مکعب گاز بدهد. در آن روز با قطعی گاز کمی روبه‌رو شدیم ولی توانستیم بحران را کنترل کنیم. آن روز هم یکی از خاطره‌های بد من است.

توسعۀ گاز، بهترین تصمیم مدیریتی

من تصمیم‌های مدیریتی مهم را بیشتر روی مسئله توسعۀ برنامه‌هایم گذاشتم زیرا توسعۀ گاز را اولویت اول می‌دانستم. شبکه‌گذاری و مسائل جانبی با تجربه‌ای که از همکاران داشتم بسیار ساده انجام می‌شد لیکن در حوزۀ تولید گاز، حوزۀ پالایش گاز، ایستگاه‌های تقویت فشار و انتقال گاز کاری بود که باید انجام می‌شد. به هیئت‌مدیره یک گزارش ارائه دادم و تصمیم گرفتیم پالایشگاهی در لامرد در طول مدت 18 ماه احداث کنیم. موضوع مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در نهایت احداث پالایشگاهی با نام پارسیان در مدت زمان 24 ماه در لامرد به تصویب هیئت‌مدیره رسید. در خدمت جناب آقای مهندس زنگنه وزیر محترم نفت برای بازدید از منطقه و امکانات مورد نیاز به آنجا رفتیم. جناب آقای وزیر هم پس از بازدید فرمودند: «این سه سال که هیچی این پروژه حالا حالاها تمام نمی‌شود». ولی به لطف خدا با تلاشی که شد و زحمتی که کشیدند پالایشگاه پارسیان را ظرف 26 ماه تمام کردیم که بسیار به تأمین گاز مصرفی زمستان آن سال‌ها کمک کرد.
تصمیمات مهم به صورت فردی اتخاذ نمی‌شد هم هیئت‌مدیره در اتخاذ تصمیمات مؤثر بود و هم بالاخره می‌بایست با مقامات وزارت نفت، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و دولت هماهنگ شود، می‌توان گفت که ما یک فرصت طلایی را تقریباً از دست دادیم و متأسفانه طرز نگاه به آیندۀ صنعت گاز کاملاً روشن نبود. جریان از این قرار بود که زمانی برای عقد قرارداد چهل میلیون متر مکعب گاز طبیعی در روز به قیمت هر هزار متر مکعب 42 با جناب آقای نیازاف رئیس‌جمهور ترکمنستان به آن کشور رفتم آقایان می‌گفتند 60 میلیارد متر مکعب گاز آمادۀ تحویل داریم و می‌توانیم به شما تحویل دهیم و نصف بها را نقد و مابقی را به صورت کالا از ایران خریداری می‌نماییم. به هر حال به دلایل مختلف این کارانجام نشد. نظر من این بود این گاز را هم تحویل بگیریم و یک خط لولۀ سراسری از طریق شاهرود، سمنان و دامغان احداث کنیم و به این خط تزریق کنیم. این اقدام می‌توانست هم کمبود گاز ما را تآمین کند و هم اگر خدای ناکرده حوادث و یا اتفاقی برای خطوط لولۀ انتقال (IGAT) که از جنوب به شمال احداث شدند، می‌افتاد می‌توانست برای ما بسیار کارساز باشد که این مهم انجام نشد و تقریباً سه یا چهار سال پیش روسیه با ترکمنستان قرارداد بست واین 60 میلیون متر مکعب گاز روزانه را از آن‌ها خرید. در حالی که اگر ما این گاز را می‌خریدیم ترکمنستان را خلع سلاح می‌کردیم و کشورمان در مقابل روسیه تبدیل به یک قدرت گازی می‌شد.

نگران ذخیره‌سازی گاز

موضوع دیگری که بابت آن بسیار نگران شدم این بود که مخازن زیر‌زمینی گاز را خیلی دوست داشتم و مایل بودم در زمانی که خودم در صنعت گاز هستم ترتیبی بدهیم که در سه فصل بهار، تابستان و پاییز که مصرف گاز طبیعی کم است گاز اضافی را در مخازن زیرزمینی (Under Ground Storage) تزریق کنیم و در زمستان که مصرف زیاد است بازپس گیریم. این اقدام می‌توانست در اوج مصرف زمستان بسیار کمک کند که با کمبود گاز مواجه نشویم. یکی از این مخازن شناخته شدۀ زیرزمینی منطقۀ یورتشای ورامین بود که یک گنبد نمکی است. قرارداد فاز مطالعاتی مخزن را با یک شرکت آلمانی به مبلغ حدود یازده میلیون دلار بستم. شرکت مذکور فاز اول پروژه را اجرا و تمام اطلاعات مخزن را آماده کرد. مدتی بعد کار ادامه پیدا کرد و بحمدا... الان صاحب این مخزن ذخیرۀ گاز در زیر زمین هستیم. برخی از کشورهای اروپایی هستند که اصلاً گاز طبیعی ندارند ولی مخزن زیرزمینی برای ذخیرۀ گاز طبیعی دارند. در زمانی که قیمت گاز طبیعی شرایط خوبی پیدا می‌کند حجمی از گاز طیبعی را خریداری و ذخیره می‌نمایند. در این صورت هم از نظر قیمتی برایشان باصرفه است و هم اضافۀ ذخیرۀ خودشان را مصرف و یا در زمان مناسب و با قیمت مناسب به کشورهای همسایه می‌فروشند.
مرحلۀ اول پروژۀ ذخیره‌سازی گاز را در 1379 آغاز کردم. البته هم‌زمان دو منطقه را دنبال می‌کردم یکی یورتشای ورامین بود که در حقیقت گنبد نمکی‌ای در ورامین است و یکی هم در سراجۀ قم بود. مخزن سراجه در قم نیز یک میدان گازی ترش بود و می‌بایست گازش تخلیه می‌شد. به هر حال یک مخزن گازی بود که می‌توانستیم از آن برای ذخیرۀ گاز طبیعی استفاده کنیم این دو تا بود. به هر حال دوستانمان ادامه دادند و بحمد ا... این مهم هم که به نظر من یکی از واجبات شرکت ملی گاز است انجام شد.

یک تذکر برادرنه

کسانی که این توفیق نصیبشان می‌شود که در شرکت ملی گاز خدمت کنند شرایط خاصی دارند. آن‌ها باید بدانند که در چه جایگاهی و برای چه هدفی به عنوان کارمند در آنجا خدمت می‌کنند. چون نتیجۀ فعالیت آن‌ها هم رفاه مردم در کشور است، هم جایگاه اقتصادی برای دولت دارد و هم امنیت کشور را تأمین می‌کند. لذا وظیفۀ آن‌ها سنگین است. ما هم دعا می‌کنیم که ان شاءا... وظایفشان را به نحو احسن و با موفقیت انجام دهند، یقیناً عمل آن‌ها هم اجر دنیوی برایشان دارد و هم اجر اخروی. البته همکاران ما در شرکت ملی گاز ایران خودشان بحمد ا... خبرۀ کار هستند، اما نکته‌ای که من می‌توانم به عنوان برادر به آن‌ها تذکر دهم این است که دوستان من اگر بخواهند در کار خودشان موفقیت‌های بیشتری داشته باشند باید همۀ توان تجربی و تلاش خود را برای نوآوری و استفاده از دانش فنی جدید و مدیریت کارآمد در حوزۀ استحصال، فرآورش، انتقال و توزیع بهینۀ گاز طبیعی و صادرات آن به کار برند و به سوی تعالی سازمانی حرکت کنند. شرکت ملی گاز نیاز دارد که در همین زمینه‌ها فعالیت جدی داشته باشد. یقین دارم که در حوزۀ داخلی و حوزۀ بین‌المللی می‌توانند شرکت ملی گاز را به یک شرکت طراز اول در سطح بین‌المللی تبدیل کنند. این موفقیت دور از ذهن نیست و شرکت ملی گاز با داشتن همکاران باتجربه و فعال این هدف را به خوبی به دست خواهد آورد.
مشکل مهمی که در حال حاضر پیش روی شرکت ملی گاز است مربوط به مدتی است که شرکت تحریم بوده و ارتباط شرکت‌های نفتی و گازی ما با دنیا تقریباً قطع بوده است. شرکت آموزش خارج از کشور نداشته و از تکنولوژی جدید فرآوری گاز طبیعی محروم مانده است. بحث آموزش و جایگزینی نیروها، ایجاد امکانات برای استفاده از فنآوری‌های جدید می‌تواند در حل این مشکلات کارساز باشد. مثلاً زمانی که IGAT را اجرا می‌کردیم یک سفر تحقیقی به کانادا داشتم و اقداماتی که روی فولاد اجرا می‌شد را بررسی و ملاحظه کردم که با یک تغییر مواد(متریال) حدود 15 میلیون متر مکعب قابلیت انتقال گاز افزایش پیدا کرده است. همینطور شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی و حضور مؤثر در بسیاری از سمینارها می‌تواند دستآورد علمی و عملی خوبی داشته باشد. و ما باید در اعمال مدیریتمان این اصول را لحاظ کنیم که بحمد ا... همکاران از نظر مدیریت و هوش و ذکاوت چیزی کم ندارند.

آینده ی انرژی در صنعت گاز طبیعی

نکتۀ دیگری که شایستۀ ذکر است این است که چطور من از صنعت نفت به صنعت گاز آمدم. قضیه از این قرار است که من مدیرعامل پالایش و پخش بودم، یک روز رئیس دفتر آقای رئیس‌جمهور زنگ زدند و فرمودند که جناب آقای رئیس‌جمهور شما را خواسته‌اند. فردا ساعت ده صبح دفتر ایشان باشید. من موضوع را با جناب آقای آقازاده وزیر محترم نفت مطرح کردم که اجازه می‌دهید بروم یا نه؟ به هر حال ایشان اجازه دادند که بروم. اینجا باید عرض کنم که بالاخره رعایت سلسله‌مراتب خیلی مهم است. ما در سیستم اداری‌مان باید این قواعد و ضوابط را رعایت کنیم. اگر رئیس دفتر رئیس‌جمهور زنگ زده، من وزیرم و رئیسم را در جریان نگذارم به لحاظ اخلاق کاری مناسبی نیست. از جناب آقای وزیر اجازه گرفتم و در موعد مقرر، در دفتر رئیس‌جمهور حاضر و وارد اتاق ایشان شدم و بعد از احوال‌پرسی، ایشان شروع کردند در مورد انرژی در کشورهای مختلف صحبت کردند و بعد موضوع انرژی در داخل کشور خودمان را مطرح کردند و در نهایت جمع‌بندی کردند.
آقای رئیس‌جمهور گفتند که آیندۀ انرژی در صنعت گاز طبیعی است. اواخر 1373 بود. (یعنی دورۀ ریاست‌جمهوری جناب آقای هاشمی رفسنجانی) ایشان به من فرمودند که آیندۀ انرژی در صنعت گاز است. به همین دلیل شما باید به شرکت گاز بروید. من گلویم خشک شد گفتم: حاج‌آقا ببخشید اجازه می‌دهید ما هم دو کلام صحبت کنیم؟ گفتند: بفرمایید! گفتم: حاج‌آقا حقیقتش من از صنعت گاز هیچ اطلاعی ندارم. من تمام دوران خدمتم همینطور که می‌دانید در صنعت نفت بودم و اصلاً در شرکت گاز کار نکردم. ایشان مجدداً فرمودند که من می‌گویم شما باید بروید به شرکت گاز، همین. یک چای آوردند و ما خوردیم، چون چای می‌آوردند، ایشان صحبت می‌کرد نمی‌خورد ما هم نمی‌خوردیم. بالاخره ما یک استکان چای خوردیم گفتند: چایت را خوردی؟ گفتم بله حاج‌آقا گفتند: خداحافظ. من همین که بلند شدم با ایشان خداحافظی کنم، به در اتاق که نزدیک شدم ایشان دوباره من را صدا زدند و گفتند: نپرسیدید که اصلاً در گاز چه کاری باید بکنید. گفتم: حاج‌آقا والا الان معلوم نیست من بتوانم. گفتند: من گفتم شما باید بروید صنعت گاز. ایشان به من فرمودند که: باید قرارداد صادرات گاز به ترکیه را ببندید و اجرا کنید. خرید گاز از ترکمنستان را باید انجام دهید. به نیازاف زنگ می‌زنم می‌روی ملاقاتش صحبت می‌کنی. و دلم می‌خواهد که شهرها را زیر پوشش گاز ببری. این را به من گفتند و آمدم بیرون. یک هفته من خوشحال بودم گفتم بحمدا... حکمی برای من نیامد و در همین نفت ماندم. حالا حاج‌آقا یک چیزی گفتند. هفتۀ دوم صبح که آمدم دیدم روی میز یک نامۀ سری گذاشته شده نامه را باز کردم دیدم حکم من است باید بروم به شرکت گاز. به هر حال در شرکت گاز هم آقای مهندس صالحی‌فروز مدیرعامل قبل از بنده و از دوستان صمیمی من است. من مانده بودم خدایا من این را چه جوری به آقای صالحی‌فروز منتقل کنم. به ایشان زنگ زدم گفتم حاج‌آقا من نهار می‌خواهم بیایم پیش شما،ایشان خیلی خوشحال شد. رفتم آنجا دیدم آقای مهندس رمضانی با ایشان نشسته و دارند صحبت می‌کنند. یک ساعتی تقریباً به همین منوال گذشت آقای رمضانی هم رفت من منتظر بودم آقای صالحی‌فروز خودشان بفرمایند که بالاخره آقا شما حکم گرفتید. منم رویم نمی‌شد به ایشان بگویم که آقا یک همچین حکمی دادند. آخر سر دیگر من نامه را گذاشتم روی میز گفت: حاج‌آقا مبارکه! ایشان برگشت به من اینطور عنوان کرد: «من تا اذان ظهر هستم، هر سؤالی داری بکن وگرنه خداحافظ». و واقعاً هم همان شد. گفتم: آقا بمان، ما رفیقیم. اعضای هیئت‌مدیره را به من معرفی کن، از گاز بگو، چه چالش‌هاو فرصت‌هایی دارد. گفت: همینی که گفتم! خداحافظ. ایشان ظهر تشریف بردند من ماندم تنها و هشت سال در شرکت گاز باقی ماندم. علت آمدن من به گاز در حقیقت دستور آقای رئیس‌جمهور بود و حکمی که آقای وزیر داده بودند. توفیق بزرگی بود و خدا را شکر می‌کنم که در آن زمان در خدمت دو وزیر، آقای مهندس آقازاده و آقای مهندس زنگنه بودم.
من و آقای صالحی‌فروز با یکدیگر دوست بودیم و در حال حاضر هم هستیم. الان نیز من و ایشان با هم در یک سازمان همکاریم و من در خدمتشان هستم. ولی به هر حال دیگر نخواستند بمانند. یک مقدار هم شاید از نحوۀ صدور حکم برای من مکدر بودند. دیگر من حقیقتش را نپرسیدم. چون ایشان سریع رفت و مجال نداد. من یک مبحثی را به عنوان مبحث آزاد برای خودم گذاشتم، در حقیقت می‌خواهم برای آینده گاز صحبت کنم. تمام این‌هایی که گفتم بالاخره انجام و اجرا شده است. دوستان قبل از من، بعد از من، همه‌شان تلاش خوبی کردند. بالاخره صنعت گاز امروز به اینجا رسیده که هم مورد وثوق دولت و هم مجلس و هم آقای وزیر و بقیه است. ولی الان می‌خواهیم ببینیم که واقعا بالاخره این صنعت در آینده و در چشم‌انداز 1404 به کجا منتهی می‌شود. آیا با شرایط موجود، با ساختار موجود، با همین اتفاقات و با این شرایط و امکاناتی که شرکت گاز دارد واقعاً می‌تواند در 1404 به اهداف برنامۀ چشم‌انداز برسد یا نه. من چند مطلب نوشتم و البته از دید من است و شاید هم درست نباشد ولی به عنوان کسی که هشت سال کارمند شرکت گاز بوده‌ام، حق دارم که این پیشنهاد را بدهم. اولین موضوعی که من توصیه می‌کنم، صیانت از نیروی انسانی است. یعنی نیروی انسانی به عنوان سرمایۀ اصلی شرکت ملی گاز است. سخت‌افزارها به هر طریقی تأمین می‌شوند، می‌آیند، خراب می‌شوند، تعمیر می‌شوند. نیروی انسانی است که ما باید این‌ها را صیانت کنیم. بتوانیم آن‌ها را درست نگه داریم. اگر بخواهم عملکرد شرکت گاز را ارزیابی کنم، (شرکت گاز دوران خودم را ذکر نمی‌کنم)، بقیۀ دوره‌ها را هم که نگاه کردم، در احداث پالایشگاه‌ها، احداث خطوط انتقال، شبکه‌گذاری، یعنی در بخش پایین‌دستی شرکت گاز موفق بوده اما در بخش بالادستی هیچ کاری بر عهدۀ شرکت گاز نبوده که بتواند اقدامی انجام دهد، که در مورد آن صحبت خواهم کرد. بنابراین به تجربه‌ای که این دوستان ما به عنوان نیروی انسانی در صنعت گاز دارند باید ارج بگذاریم. این ره‌توشۀ آیندگانی است که وارد صنعت گاز ‌می‌شوند. من اصرار دارم روی مسئلۀ آموزش، که بسیار مهم است. بالاخره شما وقتی نیروی انسانی را آموزش بدهید و آموزش ساختاری باشد و شرح وظایف مشخص شود، اشتیاق ایجاد می‌شود و آن نیرو می‌تواند با راندمان بالا کار بکند؛ وگرنه یک نیرویی را رها کنید، علامه هم که باشد طبیعتاً نمی‌تواند کاربردی مؤثر داشته باشد. این است که توجه به نیروی انسانی به نظر من مسئلۀ مهم در برنامۀ آیندۀ شرکت گاز است.

مهم‌ترین مسئلۀ پارس جنوبی چیست؟

بحث بعدی که به نظر من خیلی مهم است نگهداری و تعمیرات یا همان طرح نت (نگهداری و تعمیرات) است که قبلاً اشاره کردم، اخیراً آقای مهندس زنگنه اشاره فرمودند که پروژه‌های پارس جنوبی حداکثر دو الی سه سال، یا تا پایان ریاست‌جمهوری این دورۀ جناب آقای روحانی به اتمام می‌رسد. حال مهم‌ترین مسئلۀ پارس جنوبی چیست؟ این پالایشگاه‌ها، سکوها و خطوط انتقال نیاز به نگهداری و تعمیرات (نت) دارد. هزینه‌های بسیار بالایی نیاز دارد. در این زمینه باید تلاش بیشتری انجام شود. موضوع را مدیریت کنیم. مخصوصاً شرکت ملی گاز که ان شاءا... بتوانیم با هزینه‌های کم، بهترین شرایط را برای نت داشته باشیم. مسئلۀ بعدی توسعۀ شبکه‌های اصلی گاز است که باید سرعت داده شود. به نظر من نیازمند این هستیم که به لحاظ مالی و به لحاظ مهندسی به پیمانکاران کمک شود. یعنی خطوط لولۀ (IGAT) نه، ده و یازده سریعاً تکمیل شود چون در حال حاضر در منطقۀ پارس جنوبی دو فاز پانزده و شانزده با حضور جناب آقای رئیس‌جمهور و جناب آقای مهندس زنگنه افتتاح شده. بالاخره فازهای بعدی هم ظرف سال آینده یا نهایتا سال بعد از آن تکمیل می‌شود و در چرخۀ تولید گاز قرار می‌گیرند. مهم‌ترین مسئله انتقال این گاز تولید‌شده به مبادی مصرف و صادرات است. خطوط لوله‌های اشاره‌شده و ایستگاه‌های تقویت فشار مربوط به آن‌ها باید تکمیل شوند. نیروی انسانی لازم باید جذب و آموزش داده شوند و تدوین ضوابطی که بتوانیم خوب از آن‌ها نگهداری کنیم. موضوع بعدی توسعۀ صادرات گاز است. که به نظر من یکی از مسائل مهم شرکت ملی گازاست. ما کشوری هستیم که دارندۀ بیشترین ذخیرۀ گاز طبیعی جهان است و باید در افزایش تولید گاز طبیعی تلاش کنیم.

ارتباط صادرات گاز با امنیت ملی

اگر بتوانیم صادرات گاز طبیعی را به کشور هند اجرایی کنیم بیش از یک میلیارد نفر مشتری داریم و آن‌ها حامی جمهوری اسلامی خواهند بود. به این معنی که خط انتقال گاز به هر کشوری که وصل بشود، انرژی به عنوان نقشه‌خوان امنیتی برای آن کشور است. بنابراین به لحاظ امنیت بسیار مهم است. وقتی در روابط اروپا و روسیه تنش ایجاد شد، روسیه بلافاصله مقدار صادرات گاز به اروپا را کم و در فصل زمستان به مدت پنج روز صادرات به برخی از مناطق را قطع کرد. علاوه بر مسائل اقتصادی، مسائل امنیتی صادرات گاز برای کشور خیلی مهم است. توسعۀ صادرات باید یکی از برنامه‌های مهم ما باشد. در حال حاضر که بحمدا... شهر‌ها، صنایع، و نیروگاه‌های ما گازسوز شده‌اند، باید بیشتر هدف‌گذاری برای توسعۀ صادرات گاز باشد. باید وارد بازار مصرف گاز طبیعی اروپا شویم، وارد بازار کشورهایی مثل هند شویم، به خصوص برنامه‌های صادرات گاز طبیعی به کشورهای همسایه را به طور مستمر پیگیری کنیم. اکنون شرکت گاز پروژۀ صادرات گاز به عراق را در دست تکمیل دارد و به زودی به کشورعراق گاز صادر خواهد شد. نباید به این پروژه‌ها اکتفا کنیم، به نظر من باید پروژه‌های صادراتی بلندمدت داشته باشیم.

معضلات کنونی صادرات گاز

صادرات گاز موضوعی یک‌طرفه نیست. نمی‌شود گفت حالا که گاز داریم چرا نمی‌توانیم آن را صادر کنیم. مسائل سیاسی، اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیک بر این موضوع حاکم است. ما برای صادرت گاز به پاکستان خط لوله هم کشیدیم و گاز را به مرز بردیم، ولی پاکستان به هر حال در داخل کشورش امکانات دریافت گاز را فراهم نکرد. آن‌ها مایل به تهاتر بهای گاز صادراتی با انبه و موز هستند که متأسفانه یک معضل سیاسی، اقتصادی مانده و فشارهای استکبار جهانی به علت تحریم‌ها‌ی سابق نیز مؤثر بوده است. من امیدوارم با برداشته شدن تحریم و شرایط جدیدی که پیش آمده بتوانیم خودمان را برای ورود به برنامۀ اجرایی برای صادرات گاز به اروپا آماده نگه داریم. این امر برای ما هم از نظر اقتصادی و هم از منظر سیاسی و امنیتی بسیار کارساز است. اروپا نیز در حال حاضر برای اینکه رقیبی در مقابل روسیه ایجاد کند مشتاق به دریافت گاز از ایران است. الان در حدود 47 الی 48 درصد گاز مصرفی اروپا را روسیه تأمین می‌کند. ما اگر در این بازار سهیم شویم، اروپا بسیار استقبال می‌کند. به هر حال توسعۀ گازرسانی در بازارهای جهانی برای صادرات نیازمند ساختار جدیدی در صنعت گاز کشور است. ساختار فعلی شرکت ملی گاز با حجم فعالیت‌هایش مطابقت ندارد، و برای توسعۀ آیندۀ آن به هیچ وجه جوابگو نخواهد بود. باید در ساختار تشکیلاتی شرکت ملی گاز ایران تجدید نظر شود. تا بتواند در بازار بین‌المللی صادرات گاز سهمی داشته باشد. شرکت گاز باید به عنوان زنجیرۀ ارزش روی گاز طبیعی یکپارچه باشد که متأسفانه در حال حاضر نیست. توصیۀ دیگری که دارم از نظر نرم‌افزاری و سخت‌افزاری است که باید خودمان را تجدید قوا کنیم و واقعا هم احتیاج داریم. باید از تکنولوژی‌های جدید و به روز شده که در حال حاضر در بازار موجوداند و در بخش انرژی عملیاتی هستند و بسیار کم‌هزینه و از نظر عملیاتی بسیار ساده‌اند مورد استفاده قرار گیرند. هیچ راهی جز آموزش نیروی انسانی نداریم. وقتی پروژه‌ای اجرا می‌کنیم در این پروژه برنامۀ آموزش را هم لحاظ کنیم. در واقع آموزش هزینه نیست و همیشه به عنوان یک پروژۀ سرمایه‌ای تلقی می‌شود. من اعتقاد دارم که این کار باید بشود.
نظر شخصی من این است که شرکت‌های موفق بین‌المللی زنجیرۀ ارزش گازشان در حقیقت یکپارچه است. یعنی از اکتشاف، استخراج، تولید، پالایش، انتقال و توزیع گاز یکپارچه عمل می‌کنند. مثل شرکت گازپروم Gazprom)) روسیه که بنده و همکارانم از آن بازدید کردیم. اگر شرکت گاز بخواهد بین‌المللی شود، باید شیوۀ عملیاتی  خودش را عوض کند. این ساختار باید عوض شود. در حال حاضر امور بین‌الملل گاز بین شرکت گاز و شرکت ملی نفت است. شرکت گاز هیچ نقشی در برنامه‌های تولید گاز ندارد. یعنی شرکت ملی گاز ایران در تولید گاز نقشی ندارد ولی در مصرف جوابگوی تمام مردم، نماینده‌ها و صنایع است. یعنی به محض اینکه افت فشار پیدا می‌کند فقط شرکت گاز را می‌شناسند و این به نظر من نیاز به تغییر مدیریت دارد و ما باید این نحوۀ مدیریت را عوض کنیم و انصافاً جناب آقای وزیر هم حمایت می‌کنند. به نظر من شرکت گاز می‌تواند یکی از شرکت‌های بزرگ بین‌المللی شود و حرفی برای گفتن داشته باشد.
نباید به صورت شانسی به مخزن گاز برسیم.
اکنون شرکت گاز تماماً عهده‌دار بخش پایین‌دستی گاز است و در بخش بالادستی هیچ نقشی ندارد. به نظر من شرکت ملی گاز ایران هم باید مثل شرکت‌های بین‌المللی مطرح در بخش گاز باشد. مثلاً شرکت گاز نباید مثل شرکت ملی پخش باشد که نفت خام را به پالایشگاه انتقال دهد، در آنجا پالایش شده و شرکت پخش فقط توزیع‌کننده است. شرکت ملی گاز نباید فقط توزیع‌کنندۀ صرف باشد، یعنی باید پاسخ مصرف‌کننده‌ها را بدهد ولی در تولید گاز نقشی ندارد. اگر ما به موازنۀ تولید و مصرف نیاز داریم، خودمان باید بتوانیم یک میدان پیدا کنیم و سرمایه‌گذاری کنیم تا سریع‌تر به گاز برسیم نه اینکه منتظر باشیم برای یک میدان نفت اقدام کنیم و به صورت شانسی به مخزن گاز برسیم. ان شاءا... آن روز فراخواهد رسید.
نظر دیگری نیز دارم که مربوط به اتحادیۀ بین‌المللی گاز(IGU)  که در شهر نیس فرانسه مستقر است و من و همکارانم در آنجا حضور داشتیم .این اتحادیه از سوی 70 کشور جهان بر اساس بررسی‌های انجام شده اعلام کردند که گاز به عنوان انرژی پاک است. اکنون اروپا و سایر کشورها بسیار به دنبال تغییر سوخت جامد و مایع به گاز طبیعی هستند. ما هم در سال 1393 مقدار 180 میلیارد متر مکعب گاز تولید کردیم که 50 میلیارد متر مکعب از آن را به نیروگاه‌ها داده‌ایم، نیروگاه‌هایی که با راندامان زیر 32 درصد هستند. پیشنهاد من برای بهینه‌سازی نیروگاه‌ها این است که باید برای آن‌ها بودجه تنظیم کرده و راهکاری برای تبدیل این نیروگاه‌ها به سیکل ترکیبی پیدا کنیم، نه اینکه هر جا که به نیروگاهی نیاز داریم دو عدد توربین گازی بگذاریم که مصرف بسیار بالا و راندمان بسیار پایینی دارند. مطلب بعدی این است که در همین 180 میلیارد متر مکعب سال گذشته حدود 38 درصد از آن متعلق به مصارف خانگی بوده که نشان می‌دهد ما خیلی مصرف می‌کنیم. در نظر بگیریم که تولید و یا مصرف گاز اروپا چقدر بوده که مصرف خانگی ما حدود 38 درصد از 180 میلیارد متر مکعب است. مصرف خانگی که فقط گاز را می‌سوزاند. گاز سرمایه است، تجدیدپذیر هم نیست. حداقل راهکارهای صرفه‌جویی بهینه‌سازی مصرف انرژی باید برای آن پیدا کنیم. مثلاً چرا نباید مبحث 19 اجرا شود؟
مبحث ارائه 19، راهکارهایی برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی بوده و مصوب دولت است، در ابتدا قرار بوده در ساختمان‌های دولتی لازم‌الاجرا باشد، و در مرحلۀ بعد در بخش خصوصی لازم‌الاجرا گردد. متأسفانه هیچ اشتیاقی برای انجام این کار وجود ندارد. در حال حاضر در کشور آلمان و به خصوص در کشور چین هر ساختمانی که بنا می‌شود، در بالای ساختمان به جای ماهواره‌هایی که ما نصب می‌کنیم، آن‌ها چه سیستم‌هایی نصب کرده‌اند. می‌دانیم که کشور ما تقریبا سیصد روز آفتابی دارد. ما جزو سه کشور آفتابی جهان هستیم و سیصد روز آفتابی داریم. آن‌ها به جای ماهواره پنل‌های خورشیدی نصب کرده‌اند، ما نباید به دلیل اینکه این قدر گاز و نفت داریم استفاده از انرژی تجدیدپذیر را رها کنیم، باید استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر را تشویق و سپس الزام کنیم. ما سه پیشنهاد تشویقی به شرح زیر دادیم که در یک برنامۀ دوساله برای یک میلیون خانواده پنل‌های خورشیدی نصب کنیم:
1. کل هزینه را مالکین ساختمان بدهند.
2. پیشنهاد بهتر این بود که 50 درصد هزینه‌ها را، از محل صرفه‌جویی گاز، دولت تقبل کند، و 50 درصد بقیه را خود مالک پرداخت کند.
3. با توجه به اینکه ممکن است مالکین استقبال نکنند اجبار کنیم و کل هزینه را دولت تقبل کند.
اگر برای مدت دو سال و نیم این کار را انجام دهیم، یک میلیون خانوار صاحب پنل خورشیدی خواهند شد. این‌ها کارهایی است که باید انجام دهیم، پنجره‌های دوجداره هم جزء بحث‌هایی است که انجام شده.
توصیه‌ای که به شرکت گاز دارم ارتقای فنآوری نوین صنعت گاز و تقویت بخش‌های تحقیقات، پژوهش و توسعۀ (R&D) که خیلی مهم است. ما به لحاظ مسائل تحریم با شرکت‌های بین‌المللی ارتباط نداشتیم، هم اکنون شرایط مطلوب به وجود آمده و باید در این زمینه تلاش بیشتری کرده و بدانیم که لازم است در آینده شرکت ملی گاز را با فنآوری‌های نوین مدیریت کرد. هم اکنون که شرکت ملی گاز به پنجاه‌سالگی تأسیس رسیده است پیشنهاد دیگر من این است که با توجه به نیم قرن تجربه، شرکت ملی گاز یک موزۀ گاز طبیعی طراحی و احداث نماید، قرار بود موزۀ نفت هم داشته باشیم، قرار بود که موزۀ نفت در شهر مسجدسلیمان که اولین چاه نفت در آنجا احداث و به بهره برداری رسیده بود احداث شود. ما می‌توانیم مکان‌یابی آن را هم انجام دهیم، مثلا در محل اولین پالایشگاه گازی احداث شده و یا اولین چاه گازی بهره‌برداری شده راه‌اندازی کنیم تا دستآوردهای بزرگ صنعت گاز در طول 50 سال گذشته به نمایش گذاشته شود. ساختمان برج گاز را بنده با چنگ و دندان پیگیری کردم و دستور احداث آن را دادم. قبل از احداث برج گاز شرکت ملی گاز ایران در گذشته حدود یازده ساختمان در اختیار داشت و هر کدام یک مرکز مربوط به حراست، امور اداری، امور مالی و بخش آبدارخانه و خدمات داشت. هزینه‌های ایاب و ذهاب بین ساختمان‌ها و سایر هزینه‌ها وجود داشت که مبالغ بالا و پراکنده بودند. در حال حاضر شرکت گاز صاحب برج گاز است.
اگر می‌خواهیم شرکت ملی گاز ایران در بازارهای بین‌المللی فعال شود، باید تیم بین‌المللی مجهز به مبانی جدید کسب و کار گاز در بازار انرژی شود. اگر قرار است با تیم فوتبال بارسلونای اسپانیا بازی کنیم، نمی‌شود یک تیم محلی با خود ببریم، باید یک تیمی ببریم که اگر آن‌ها دو تا گل زدند، ما حداقل یک گل یا پنالتی بزنیم. واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران در حوزۀ انرژی دارندۀ بزرگ‌ترین ذخیرۀ گاز طبیعی جهان است. لذا واجب است که امکانات لازم را فراهم کنیم، تا با مساعدتی که جناب آقای وزیر، مجلس محترم و دولت تدبیر و امید می‌فرمایند اعتبار لازم در بودجه‌های سنواتی منظورتا تحول بزرگی در مدیریت شرکت گاز به وجود آید.
آخرین مطلب من راجع به سند چشم‌انداز است. برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده در سند چشم‌انداز در بخش انرژی در 1404، یک تکلیف برای شرکت ملی گاز معین شده که مطابق آن جمهوری اسلامی ایران باید سومین تولید‌کنندۀ گاز طبیعی در جهان باشد و سهم 10درصدی از بازار صادراتی گاز طبیعی جهان در اختیار ما باشد. سال 1394 در حال اتمام است و در حال ورود به سال 1395 هستیم، امیدوارم در این مدت که از زمان برنامۀ سند چشم‌انداز باقی مانده است، مسألۀ صادرات گاز طبیعی را به عنوان یک هدف  استراتژیک و با اولویت در برنامه‌های سنواتی قرار دهیم و به طور مستمر پیگیری شود و ان شاءا... به اهداف مذکور در سند چشم‌انداز برسیم. در حال حاضر صادرات به ترکیه داریم ولی باید توسعه داده شود.
جناب آقای عراقی عزیز، واقعاً  ادیب و شاعر هستند که همه دوستشان داریم ایشان انسانی بسیار زحمت‌کش ، صدیق، دانا و فعال هستند. فقط از این باب نباشد که از کار دیگران عیب‌جویی کنیم و فکر کنیم فقط ما خیلی کار کرده‌ایم می‌خواهم از همکاران عزیز و مدیرانی که قبل از من به عنوان مدیرعاملان و هیئت‌مدیره بوده‌اند، تشکر کنم. همۀ آن‌ها در دوران سختی مسئولیت گاز را بر عهده گرفتند، هر یک به نوبۀ خود تلاش کردند و برای اینکه آن‌ها دلگیر نشوند و بدانند اگر عیبی هست از بندۀ حقیر است من سه بیت شعر خدمت عزیزان تقدیم می‌کنم.
هیچ کس در پی خاری به کویری نرود   گل شدن رونق گلزار من و توست گلم
تا به کی حسن خود و عیب مرا می‌شمری این همه خوب و بد آثار من و توست گلم
تو و من ابر امیدیم بباریم بیا    خاک ما تشنۀ رگبار من و توست گلم
در مقاطع زمانی مختلف هر کدام از مسئولین به نحوی زحمت کشیده و تنها شرایط آن‌ها با هم متفاوت بوده است. در حال حاضر آقای مهندس عراقی با شرایط و مشکلات بودجه‌ای مواجه است، مشکلات زیادی دارد که من در جریان هستم با چنگ و دندان در حال کار هستند. در گذشته هم شرایط طور دیگری بوده، بحمدا... با برداشته شدن تحریم‌ها وضعیت اقتصادی رونق پیدا می‌کند و تأمین منبع آسان‌تر می‌شود، یقیناً اجرای پروژه‌ها سرعت گرفته و اشتغال ایجاد می‌شود و کارخانه‌ها فعالیت دوباره را آغاز می‌کنند و کشور را حرکت و توسعه می‌دهند.

قرار نیست جایی که هستیم بایستیم.

نمی‌شود به دورۀ خاصی دوران طلایی اطلاق کرد، چون اگر بحثی شود خدای ناکرده به یک عده ممکن است بربخورد ولی به نظر من هر کدام در دورۀ خودشان دوران طلایی داشته‌اند. این هشت سالی که من توفیق خدمت داشته‌ام، به نظر خودم که نباید باشد ولی دوستانی که با هم کار می‌کردیم و بقیه که داوری  و عنوان کرده‌اند دوران بسیار خوبی بوده و توسعۀ زیادی داده شده. شرکت گاز باید توسعه‌ای باشد. قرار نیست که ما همان جایی که هستیم بایستیم. خداوند انسان را در حرکت آفریده یعنی باید تحرک داشته باشیم و حرکت کنیم، بسازیم و جلو برویم.
توسعه بسیار مهم است مخصوصاً برای شرکت گاز که همه چیز داخلش است، رفاه عمومی دارد، اقتصاد و امنیت کشور است، این مشخصات خیلی مهم است، قطر فاصله‌اش با امریکا چقدر است؟ مخزن گاز طبیعی قطر در پارس جنوبی با ما مشترک است. قطر دسترسی زمینی آسان و رساندن گاز طبیعی با خط لوله به بازارهای مصرف ندارد، گاز طبیعی را تولید و مایع کرده (LNG) و صادر می‌کند. با بررسی‌های مهندسی انجام شده نشان می‌دهد که انتقال گاز طبیعی با خط لوله تا 2400 ــ 2500 کیلومتر اقتصادی است. مازاد بر این فاصله باید گاز را مایع کرده و صادر کنیم. یعنی یک دریایی از گاز طبیعی را در مخزنی در کشتی انبار می‌کنیم، یعنی گاز طبیعی را در دمای منفی 160 درجه سرد می‌کنیم تا مایع شود. کشتی حرکت می‌کند به سمت مثلا هوستون امریکا که مرکز تگزاس ایالت نفتی امریکا است، آنجا ایستگاهی تعبیه شده که مثل پالایشگاه است، مجدداً با فرآیندهای معکوس این گاز مایع را به گاز طبیعی تبدیل می‌کنند. البته این فرآیند پیچیده است، ما در الجزایر هم‌زمان با اجلاس اوپک همراه با جناب آقای وزیر نفت از اینگونه تأسیسات بازدید و فرآیند را مشاهده کردیم. امیدواریم روزی برسد که ما هم صاحب این تکنولوژی بشویم.


شرکت ملی گاز یک شرکت کاملاً ایرانی است.

همین طور که جناب آقای زنگنه وزیر اشاره کردند شرکت ملی گاز یک شرکت کاملاً ایرانی است، من در زمینه‌های مختلف توضیح دادم، دربارۀ طراحی، مهندسی، اجرا، واقعاً شرکت ملی گاز به خصوص در بومی‌سازی تجهیزات مورد نیاز و ساخت داخل و خودکفایی کم نظیر است. کارهای بسیار خوبی انجام داده و جناب وزیر خیلی بجا گفتند واقعاً  شرکت ملی گاز یک شرکت کاملاً ایرانی است، ولی این بدان معنا نیست که بگوییم چون ایرانی است، از انتقال فناوری، تکنولوژی، آموزش بی‌نیاز است. می‌توان گفت که شرکت ملی گاز از همان اوایل ایرانی‌سازی را آغاز کرده است.

شرکت ملی گاز در دوران پساتحریم

در دوران پسابرجام کاری که باید برای شرکت گاز یا صنعت نفت با توجه به ورود شرکت‌های نفتی و گازی اروپایی، انجام شود این است که باید وادار به سرمایه‌گذاری یا مشارکت در سرمایه‌گذاری شوند، با شرایط جدید قراردادهای نفتی که جناب آقای مهندس زنگنه اعلام کردند امیدوارم که استقبال خوبی هم بشود، که حتماً استقبال هم خواهد شد. سرمایه‌گذاری و انتقال فنآوری دو مورد از موارد اصلی و کلیدی شرکت گاز است که حتماً باید انجام شود. به هر حال رغبت برای انجام این کار وجود دارد به خصوص شرکت‌های اروپایی، که ان شاءا... محقق شود.

یادی از مهندس کراچیان

آقای مهندس کراچیان از دوستان صمیمی من بودند و ایشان در وزارت‌های صنایع و نیرو معاونت و مدیریت داشتند و بعد به شرکت ملی گاز آمدند، پالایشگاه کنگان هم که توضیح دادم بخشی از آن را به اتفاق آقای مهندس صالحی‌فروز اجرا کردند، ایشان از مدیران زحمت‌کش و تلاشگر، ورزشکار، انسانی سالم و بسیار خوب بودند و کارهای بزرگی نیز انجام دادند، خاطره‌ای از ایشان بگویم که آقای مهندس یک شرکت خصوصی با پسرشان دایر کرده بودند، مدتی بود که من با ایشان صحبت می‌کردم که به ما ملحق شوند و با ما کار کنند و قرار بود من ایشان را به عنوان مدیرعامل یکی از شرکت‌های زیرمجموعۀ سدید منصوب کنم. پسرشان نزد من آمدند و از من خواهش کردند که این کار را نکنم، چون اگر اینجا مدیرعامل شود، به این دلیل که مدیرعامل شرکت خودشان هم بودند مشکل ایجاد می‌شد. چند ماه بعد قرار شد که ایشان را به عنوان معاون یکی از حوزه‌ها منصوب کنیم، ایشان پذیرفتند و قرار شد چند روز بعد نزد من بیایند، روز دوشنبه به اصفهان می‌روند و برمی‌گردند، ماه مبارک بوده و ایشان سحری می‌خورند، راننده قرار بود که ساعت نه صبح مقابل در منزل ایشان باشد و ساعت با من جلسه داشتند و قرار بود حکم ایشان را بدهیم، راننده می‌رود و می‌بیند که ایشان به رحمت خدا رفتند، روحشان شاد باشد. من از ایشان به عنوان یکی از همکاران خوب و زحمت‌کش قدردان هستم.

مشکل آلودگی هوا حل‌شدنی است

با هر وزارتخانه یا سازمانی صحبت می‌کنید متأسفانه مسئلۀ آلودگی هوا را به گردن دیگری می‌اندازند، قبلاً می‌گفتند مشکل بنزین است، من در کمیسیون زیربنای دولت بودم و توضیح می‌دادم که پالایشگاه‌های ما تولید یورو 2 را دارند، الان به سمت یورو 4 می‌روند، الان بحمدا... دو الی سه عدد از پالایشگاه‌ها یورو 4 تولید می‌کنند، روی بنزین وارداتی اشکال گرفتند، آزمایش‌هایی که انجام شد، نشان داد بنزین خوبی خریداری شده. تنها نمی‌شود به یک محور اشاره کرد. دو مشکل اساسی داریم، مشکل اول این است که مدیریت این مسئله باید یکپارچه باشد که الان متأسفانه اینگونه نیست، در حال حاضر سازمان محیط زیست یک حرف می‌زند، وزارت صنایع یک حرف دیگر می‌زند، شرکت‌های دیگر حرف‌های مختلف می‌زنند. بحث دوم این‌ها بررسی شده، معنایش این نیست که تهران آلوده شده، آذربایجان هم که یک زمانی بهترین هوا را داشته و الان آلوده شده، خوزستان که آلوده بوده؛ استان فارس، شیراز همین است، آذربایجان، مشهد، تهران و اراک هم به خاطر کارخانۀ آلومینیوم‌سازی هم همین است و اخیراً قم هم اضافه شده است.
به هر حال این آلودگی‌ها توسعه می‌یابند، و ما باید آن را حل کنیم. زمانی توکیو یکی از شهرهای آلودۀ جهان بود، اما ژاپنی‌ها آن را مدیریت و اصلاح کردند، آن زمان که من برای بستن قرارداد سفرهای بسیار زیادی به ترکیه داشتم، هواپیما که به استانبول می‌رسید کاملاً مشخص بود، آن‌ها ذغال‌سنگ می‌سوزاندند و هوا را آلوده می‌کردند، این‌ها حل‌شدنی است و راهکار دارد و خیلی از کشورها هم حل کرده‌اند، الان در هندوستان در مورد این کار تصمیماتی گرفتند و از روش‌های مختلف استفاده می‌کنند، یکی از معضلات امروز ما مسئلۀ موتورسیکلت‌ها است، آمار موتورسیکلت‌هایی موجود در کشور بالای 8 میلیون دستگاه است، در کلان‌شهر تهران بنزین و روغن را مخلوط می‌کنند و دود آن را به خورد مردم می‌دهند، ما برای موتور‌سیکلت‌ها پیشنهاد داشتیم و گفتیم این موتورسیکلت‌ها را جمع کنیم، در سه مرحله بیاییم نصفشان را برقی کنیم و بقیه را از موتورسیکلت‌هایی که سوختشان یک لیتر در صد کیلومتر است استفاده کنیم، الان به طور متوسط حدود 5/3 لیتر در صد کیلومتر مصرف دارند، که مصرف بالایی است. مسائل و مشکلات جانبی موتورسیکلت را هم باید به این مشکل اضافه کنید. مسئله بعد خودروهای فرسوده است، ما برای خودروهای فرسوده برنامه و پیشنهاد داشتیم و گفتیم 50 درصد تولیدات ایران‌خودرو و سایپا را ظرف مدت سه سال بگیریم و به طور کل تمام خودروهایی که بالای 15 سال عمر دارند را سریعاً عوض کنیم، اوایل مقداری در کمیسیون دولت معطل شد و بعد موافقت شد بالاخره جلو رفت اما متأسفانه متوقف شد. مسئلۀ بعد صنایع و کارخانجاتی است که متأسفانه مجوزهای خاص به آن‌ها می‌دهند، این مجوزها نباید وارد حریم شهرها شود، شهرداری باید ایجاد فضا کند، فضای سبز پارک‌ها را توسعه دهد، به هر حال آلودگی مرگ و میرهایی نیز در کنار خود دارد، وزیر محترم بهداشت آماری از مردگان بهشت زهرا به علت آلودگی هوا ارائه دادند که وحشتناک است. باید سریعاً روی این موضوع سرمایه‌گذاری شود و بتوانیم مدیریت کنیم و این مردم را نجات دهیم، وگرنه با تعطیل کردن یک یا دو روز مدارس، آلودگی هوا درست‌شدنی نیست، باید به فکر جوانان و بچه‌های خودمان باشیم، واقعاً معضل بزرگی است که باید در اولویت‌ برنامه‌های 1395 دولت قرار گیرد.

خاطرات دوران جنگ

در دوران جنگ تحمیلی من در صنعت نفت بودم و در شرکت گاز نبودم، در صنعت نفت علاوه بر مسئولیت‌هایی که داشتم مدیر بازسازی حوزۀ پالایش و پخش هم بودم، دوران سختی بود، اولین حمله‌ای که کردند به یکی از ایستگاه‌های انتقال نفت خام بود، ما میدانی داریم به نام میدان مارون که نفت بسیار مرغوبی دارد و حدوداً روزی پانصدهزار بشکه نفت تولید می‌کند، این ایستگاه نفت را به پالایشگاه‌های اصفهان و تهران پمپاژ می‌کند. بخشی هم با یک خط لولۀ 16 اینچی به پالایشگاه تبریز می‌رود، یکی از ایستگاه‌های ما در آنجا که بمباران شد، توربین‌هایی که برای تقویت فشار جریان نفت بودند، نوع توربین‌ها «سوزر» و ساخت کشور سوئیس بودند. دفتر من هم در طبقۀ پانزدۀ ساختمان مرکزی وزارت نفت جنب اتاق وزیر بود.
تیمی در تهران تشکیل داده بودم از 80 ــ 90 مهندس در رشته‌های مختلف برق و مکانیک و... به محض اینکه به من اعلام بمباران می‌شد چون از طریق هوایی هم نمی‌توانستیم برویم، زمینی به آن سمت حرکت می‌کردیم، محلی که بمباران شده بود منطقۀ ایستگاه ما در باغ ملک بود، باغ ملک شهری بین آغاجاری و اصفهان است، وقتی رسیدیم دیدیم چند نفر از همکاران ما شهید شده بودند. شروع به صورت‌برداری کردیم، نقش این تلمبه‌خانه بسیار مهم بود، پالایشگاه اصفهان به لحاظ تولیداتی که داشت و سوخت هواپیما تولید می‌کرد بسیار استراتژیک و مهم بود، اینکه در اسرع وقت تأسیسات را راه‌اندازی کنیم حیاتی بود، آقای وزیر با من تماس گرفتند و پرسیدند که چقدر طول می‌کشد، من به ایشان گفتم که الان نمی‌توانم بگویم، ان شاءا... غروب به شما خواهم گفت. غروب وقتی به ایشان گفتم که مثلا حدود بیست روز طول می‌کشد، دو هواپیما آمدند و موشک زدند و همه چیز را خراب کردند، من می‌گویم بیست روز، همکاران کارشناسی من می‌گویند حداقل سه ماه، جلسه گذاشتیم و همکاران من اعلام کردند که ما از عهدۀ بازسازی این کار برنمی‌آییم، پیشنهاد این بود که برویم در سوئیس از شرکت سوزر خواهش کنیم و تیم را برای بازسازی بیاوریم، من به آن‌ها گفتم الان نزدیک صبح است، برویم نماز صبح را بخوانیم و برگردیم به ادامۀ جلسه، رفتیم به نمازخانه و نماز صبح را خواندیم و به جلسه آمدیم، بین نمازخانه و محل جلسه که من می‌آمدم خداوند فکری در سر من قرار داد، وقتی به جلسه آمدم مدیران گوش تا گوش نشسته بودند، گفتم یک بار دیگر تکرار کنید و تکرار کردند و گفتند سوئیس سوزر را بیاوریم. و من گفتم اتفاقاً می‌خواهم این کار را نکنم و بر عکس عمل بکنم، گفتند می‌خواهی چه کار کنی؟ من گفتم می‌خواهم این ایستگاه ظرف حداکثر ده روز درست شود! همه تعجب کردند و گفتند ده روز حاج‌آقا!؟ ده روز و خودمان این کار را بکنیم. دوباره یکی‌یکی همۀ این افراد صحبت کردند و گفتند که حاج آقا نمی‌شود این تکنولوژی بالایی دارد و ابزار دقیق آن اینطوری و خاص است و مکانیک آن آنطوری هست که ما تخصص نداریم. خلاصه من اصرار کردم که این کار را ما خودمان باید انجام دهیم. سپس صورت‌جلسه کردم برای ده روز و شیفت‌ها مشخص شد. خودم هم بالای سر این افراد ایستادم. آخر جلسه یکی از مدیرها که می‌خواست از در اتاق بیرون برود گفت حاج‌آقا الان که شما این تصمیم را گرفتید اگه سوزر می‌آمد، روزی چند دلار می‌گرفت؟ خودش گفت: روزی صد دلار می‌گرفت حاج‌آقا، پس بیایید 50 درصد این را به صورت دلاری به ما بدهید. من گفتم همکار عزیز! جوانان ما الان در خط مقدم جانشان در کف دستشان هست و در حال جنگ هستند بعد شما حساب دلاری می‌کنی؟ از اتاق برو بیرون. از اتاق بیرونش کردم و یک درسی شد برای دیگران. آن روز برای اولین بار همکاران با چنگ و دندان ایستادند و  بازسازی کردند. بعد از آن، روز دوم و یا سوم بود که آقای وزیر زنگ زدند و پرسیدند چند روز طول می‌کشد؟ گفتم آقای وزیر برنامه رو به این شکل تنظیم کرده‌ام. که فرمودند: حاج‌آقا نمی‌شود، آقای رفیق‌دوست می‌گوید که ما برنامۀ حمله داریم. گفتم که من باید چه کار کنم؟ فرمودند که بچه‌های مناطق نفت‌خیز می‌گویند ما ظرف دو روز می‌توانیم این را راه بیندازیم. گفتم اگر بتوانند خیلی بهتر است. بفرمایید بیایند.
نزدیک‌ ظهر بود که دیدیم یک هلیکوپتر با سه نفر از مناطق نفت‌خیز آنجا آمدند و به ما ملحق شدند. یک نفر که اسم نمی‌برم از دوستان خودم بود آمد و دیده‌بوسی کرد و گفتم چرا آمدید؟ گفتن آقای وزیر گفت که شما بیاید و دو روزه راه بیندازید. گفت حاج‌آقا می‌شود بگویید نقشه‌ها را به ما بدهند؟ گفتم بله و یک اتاقی را منظم کردند و نقشه‌ها را در اختیارشان قرار دادند. بعد به همکاران گفتم که کار خودتان را بکنید و با این افراد کاری نداشته باشید چون روحیه‌هاشان ضعیف می‌شد. نقشه‌ها را گرفتند و بررسی کردند، حدود ساعت پنج بود و هوا آفتابی بود که صدای هلیکوپتر آمد و دیدم هلیکوپتر بلند شد و رفت. گفتم چرا نیامدند با من خداحافظی بکنند؟ بعد آقای وزیر زنگ زد گفت محمدنژاد برنامه‌ات را ادامه بده! گفتم چی شد آقا؟ حالا این افراد می‌خواستند چه کار بکنند؟ می‌گفتند این ایستگاه را بای پس بکنیم یعنی ما ازش بگذریم و ایستگاه اول بزند به ایستگاه سوم. گفتم ببخشید اینکه اطلاعات اولیه است، اگر این بود که ما خودمان ده ساعته انجام می‌دادیم دیگر نیاز به دو روز نبود، دو لوله می‌گذاشتیم و جوش می‌زدیم و تمام می‌شد. در آن روز که کار را تمام کردیم و راه افتاد، تقریباً نزدیک عید بود. بچه‌ها تلاش می‌کردند که عید برگردند خانه. چهارشنبه‌سوری بود. من یادم است ایستادم، بچه‌ها منتظر بودند من برگردم تهران و بروم خانه، آن وقت من گفتم که این تمام می‌شود من می‌روم پالایشگاه اصفهان شما پمپ کنید به مخزن که رسید من می‌روم. در پالایشگاه اصفهان نشستم که بچه‌ها کار را تمام کردند. دستشان درد نکند که آن روز هم سه نفر از بچه‌های مهندسین ما شهید شدند که خدا بیامرزدشان.
یک ایستگاه در لرستان به نام ایستگاه تنگ فنی داشتیم، که این ایستگاه مهم است چون در حقیقت هم نفت خام میدان اهواز آسماری را به آنجا منتقل می‌کند و هم فرآورده‌ها را. یک خط شانزده اینج و یک ده اینج و یک هیجده اینج که از آنجا عبور می‌کند و یک خط لولۀ بیست‌وشش اینج وجود دارد که سیصدهزار بشکه نفت خام را به پالایشگاه تهران منتقل می‌کند که الان هم پالایشگاه اراک در مسیر از آن خط برداشت می‌کند، تقریباً نزدیک به بیست‌وچهار یا بیست‌وپنج بار بمباران شد و خاطرات زیاد است زیرا همکاران زیادی در اینجا به شهادت رسیدند.
عراق به این ایستگاه زیاد حمله می‌کرد و پدافندی که برای اینجا به کار برده شده بود توپ‌های 23 میلی متری بود. من با تیمسار فرماندهی نیروی هوایی چندین بار کلنجار رفتم که نیاز ما یک پدافند توپ ضد هوایی اورلیکن است تا بتوانیم به هواپیماها شلیک کنیم. چون پدافندهای موجود به پرنده هم نمی‌توانستند شلیک کنند. من برای بازدید رفتم، قبل از اینکه وارد ایستگاه شویم بالای تپه ده، پانزده نفر از بچه‌های سرباز توپچی پدافند و از شهرهای مختلف بودند که به هواپیما حمله و شلیک می‌کردند و به صورت پدافندی کار می‌کردند. من با این‌ها نشستم چایی خوردم و بعضی از این افراد آذری‌زبان بودند و با این‌ها ترکی صبحت کردم و خیلی خوشحال شدند. بعد وارد ایستگاه شدم و به اتاق کنترل رفتم که ببینم چقدر فرآورده و نفت می‌آید که دیدم آژیر زدند و هواپیما حمله کرد که اولین موشک متأسفانه به این بچه‌ها خورد و هشت یا نُه نفر به شهادت رسیدند و تکه‌تکه شدند. این خاطره را چند بار تکرار کردم به دلیل اینکه یکی از استادکارهای ما مرخصی گرفته بود که با خانم خود سوار ماشین بشود و از ایستگاه خارج بشود که به محض حملۀ موشکی به خانم خود می‌گوید که الان آتش‌سوزی شده برویم و کمک بکنیم و نگذاریم ایستگاه از بین برود، برمی‌گردد، خانومش را کناری می‌گذارد و خودش به ایستگاه وارد می‌شود و سرنازل را می‌گیرد برای خاموش‌ کردن که دوباره هواپیماهای دشمن برمی‌گردند. زمانی که یکی از هواپیماها موشک می‌زد هواپیمای دیگر عکس می‌گرفت که اگر در زدن موشک‌ها موفق نشده بودند دوباره برمی‌گشتند. که دوباره برگشت و یکی از مخازن نفت خام را زد. در این هنگام از مخزن قطعه‌ای که از جنس فولاد بود جدا شده و به گردن همکار ما اصابت کرده بود و به شهادت رسیده بود. خانم این همکار برای ما تعریف می‌کرد یعنی تا این اندازه وفادار به شرکت و صنعت نفت و گاز بودند. در صورتی که می‌توانست برود چون مرخصی گرفته بود و می‌توانست برود و برنگردد. ولی وقتی می‌شنود، برای دفاع از صنعت نفت و مردم جان خودشان را اینطوری گذاشتند کف دست و خدمت نمودند و به شهادت رسیدند، واقعاً روحشان شاد باشد.

از خدا می‌خواستم زمانی که در شرکت ملی گاز هستم موفق به اجرای دیسپچینگ شوم

بحمدا... تصمیم‌های خوبی بود، وزیر و مسئولین و مجلس اعتماد داشتند و حمایت‌هایی که می‌شدیم خیلی به ما دلگرمی می‌داد. که ما شب و روز نداشتیم. تصمیم‌های خوبی که در هشت سالی که بنده بودم گرفته شد در امر توسعه و احداث پالایشگاه و خطوط انتقال بود. دیسپچینگ یکی از آرزوهای من بود، من از خدا می‌خواستم زمانی که من شرکت گاز هستم موفق به اجرای دیسپچینگ شوم که خدا را شکر موفق شدم و کار ماندگاری بود برای شرکت ملی گاز و امیدوارم روزی برسد که صنعت نفت ما هم صاحب این دیسپچینگ شود. در بین تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود خصوصاً در مورد تصمیم‌های در سطح بالا، ممکن است انسان مرتکب خطایی بشود و اشتباهی بکند ولی واقعیت این است که گرفتن تصمیم بهتر از این است که اصلاً تصمیمی گرفته نشود، این را مدیران جوان باید بدانند که اگر تصمیمی گرفته نشود و کار بین زمین و هوا بماند موفقیت نیست. بنده در امر توسعه ده تصمیم گرفتم و ممکن است دو تا از تصمیم‌ها اشتباه باشد ولی باز هشت تا از تصمیم‌ها درست بوده و موفق شده‌ام. به نظر من به هر حال باید تصمیم را گرفت و به سلامت کار را انجام داد، یعنی اگر سلامت و صداقت در تیم مدیریتی وجود داشته باشد و همیت و برادری، یقین دارم خداوند هم کمک خواهد کرد. موفقیت‌هایی که حاصل شد از الطاف الهی بود و دعای مردم و به دنبال آن داشتن همکاران خوب و سلامت. نتیجۀ تلاش این افراد باعث موفق شدن شرکت گاز شد.

در مصرف انرژی و بهینه کردن آن موفق نبودیم

خروجی طرح هدفمندی یارانه‌ها باید به صرفه‌جویی در مصرف انرژی منتهی می‌شد، یعنی ما هدفمندی انجام دادیم نه به خاطر چهل‌وپنج‌هزار تومان یارانه که به دارا و ندار بدهیم. نیت گرفتن قشر آسیب‌پذیر و نیازمند بود نه همۀ ملت که الان بار سنگین بر دوش دولت است. در مورد حوزۀ صرفه‌جویی در مصرف انرژی و بهینه کردن مصرف انرژی متأسفانه زیاد موفق نبودیم و کارهای بهتری می‌توانست انجام شود. دقت کنید خودروهایی که وارد شده، الان ایران‌خودرو و سایپا سالانه بالای یک میلیون خودرو تولید می‌کنند و با مصرف بالا به کشور می‌دهند. اگر قرار باشد این طرح را اجرا کنیم باید مصرف پژوی ما 4 یا 5 لیتر در 100 کیلو باشد نه 9 یا 10 لیتر. یعنی برای هدفمندی یارانه‌ها یک سری اهداف تعریف شده بود که در طول برنامه به آن برسیم نه اینکه از این طرف پول‌ها را بدهیم ولی خروجی نداشته باشیم. این روش برای کشور مضر است.

رکود در صنعت گاز

البته در دولت‌های نهم و دهم (یک مورد را اشاره می‌کنیم) با شرایطی که داشتیم هر بشکه نفت خام را شاید تا صدوسی‌پنج دلار هم فروختیم که اگر متوسط صدوپنج دلار فرض بکنیم سالانه حداقل صدوهشتادمیلیارد دلار درآمد فروش نفت داشتیم. مقام معظم رهبری فرمودند که بودجه‌ها و تکیۀ کشور فقط به نفت خام نباشد، ما باید به این سمت و سو حرکت کنیم. الان بحث اقتصاد مقاومتی است. ظرف این هشت سال، حداقل ششصد، هفتصدمیلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم. ما درآمد خوبی داریم که باید مدیریت کنیم، نه اینکه نفت را صادر کنیم و اقلام چینی مثل لباس و کلاه و کفش و آدامس و... خریده و وارد کشور کنیم. اگر این کار شود خیانت به کشور است. پول‌هایی که از نفت وارد کشور می‌شود باید صرف سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد شود. ما باید اشتغال ایجاد کنیم و صنایع کشور را حرکت دهیم. الان هم برای برنامۀ ششم که مجلس و دولت روی آن کار می‌کنند باید بر اساس سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در زمینۀ اقتصاد مقاومتی باشد. محور کار باید این باشد که در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی حرکت کنیم.

چند راهکار و پیشنهاد برای توسعه

جمهوری اسلامی ایران یکی از دارنگان ذخایر سرشار گاز طبیعی جهان بوده و طبق هدف‌های تعیین‌شده در سند چشم‌انداز توسعه در افق 1404 می‌بایست سومین تولیدکنندۀ گاز طبیعی در جهان با سهم 10 درصدی از تجارت جهانی این انرژی پاک باشد. لذا می‌بایست با اعمال مدیریت کارآمد، افزایش تولید و رشد و توسعۀ صادرات گاز طبیعی به اشکال مختلف (از طریق خط لوله و یا تبدیل آن به گاز طبیعی مایع LNG) در راستای رفاه و شکوفایی اقتصادی و امنیت ملی به دوران طلایی فعالیت در قرن بیست‌ویکم دست یابد.
به نظر اینجانب به منظور دستیابی به اهداف تعیین‌شده برای شرکت ملی گاز ایران جهت ورود به بازارهای جهانی تجارت گاز طبیعی، اتخاذ تدابیر ویژه در تمام حوزه‌های این صنعت از جمله سرمایه‌گذاری در منابع انسانی و تجهیزات، به بخشی از تدابیری که می‌تواند در آینده کارساز باشد به شرح زیر اشاره می‌شود:
اکنون در شرایط پسابرجام که کسب و کارها شرایط خوبی را پیش رو خواهند داشت برای ورود به این بازار شروعی پرتلاش و استراتژی تازه‌ای را می‌طلبد که رمز موفقیت آن مدیریت خلاقیت و نوآوری است.
راز موفقیت بزرگ‌ترین و موفق‌ترین کسب و کارهای دنیا پیشرو بودن در خلاقیت است. به‌کارگیری نیروهای خلاق برای شناسایی فرصت‌های پیش رو، سرمایه‌گذاری روی فکرها و ایده‌های خلاقانه و با تیزبینی و هوشیاری می‌توان آن‌ها را در راستای پیشرفت و ارتقای شرکت به کار گرفت. موفقیت بسیاری از سازمان‌ها به جوهرۀ خلاق کارکنان آن وابسته است، به خصوص برای اقتصادهای در حال رشد و توسعۀ سریع، نیروی کار دانش‌محور می‌تواند مجموعه‌ای از توانایی‌های خاص در یک یا چند زمینۀ تخصصی را ارائه نماید، لذا:
ــ صیانت از نیروی انسانی متخصص و باانگیزه به عنوان تنها سرمایۀ ماندگار سازمانی از طریق ایجاد انگیزش و آموزش
ــ تقویت مراکز تحقیقات و توسعۀ (R&D) و پیوند هر چه بیشتر صنعت گاز طبیعی با مراکز تحقیقاتی و توسعه‌ای و تولید علم و دانش، مانند دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی بین‌المللی در راستای علمی نمودن فرآیندهای عملیاتی این صنعت
ــ حضور در مجامع فعال در زمینۀ گاز طبیعی مانند اتحادیه بین‌المللی گاز طبیعی (IGU)، و شناخت تکنولوژی‌ها و دستآوردهای جدید سایر کشورها در بخش توسعۀ گاز طبیعی و زمینه‌سازی برای انتقال به داخل کشور و بومی‌سازی آن‌ها
ــ ظهور و گسترش فناوری‌ها و دانش فنی نوین دربردارندۀ فرصت‌های فراوانی برای شرکت‌ها است تا بتوانند با نوآوری‌های متعدد از هزینه‌های تولید کالاها و خدمات بکاهند.
مدیران کارآمد می‌توانند با استفاده از فنآوری جدید و با استفاده از اطلاعات بازار نسبت به برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری خلاقانه و با به‌کارگیری عوامل داخلی و خارجی سازمان فعالیت‌های سازمان را به مسیری رهنمون سازند که احتمال شناسایی و شکار فرصت‌ها در آن زیادتر باشد، لذا:
ــ توسعه و انتقال دانش فنی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و عملیاتی کردن آن درفرآیندهای تصمیم‌گیری و اجرا
ــ انجام فعالیت‌های مربوط به بهینه‌سازی مصرف گاز طبیعی با همکاری شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت و همکاری با شرکت مذکور برای توسعه مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر
ــ ایجاد ساختار سازمانی متناسب با فعالیت‌ها و وظایف محوله در سند چشم‌انداز توسعه در افق 1404 و برنامه‌های جدید شرکت ملی گاز ایران در دوران پسابرجام، مانند بروز نمودن فنآوری و ساختار سخت‌افزاری سیستم دیسپچینگ
ــ یکپارچه نمودن کلیۀ فعالیت‌های مربوط به زمین‌شناسی، اکتشاف، توسعۀ مخازن گاز طبیعی، استخراج، تولید، فرآورش، انتقال و توزیع در شرکت ملی گاز ایران با استفاده از تجارب شرکت گازپروم روسیه و سایر شرکت‌های موفق جهان
ــ توسعۀ خطوط اصلی انتقال گاز طبیعی از محل تولید به مبادی مصرفی و صادراتی به عنوان یک استراتژی میان مدت
ــ توسعۀ امکانات صادرات گاز طبیعی با اولویت کشور‌های همسایه، هند و اروپا به عنوان محور اصلی رونق اقتصادی و امنیتی کشور
ــ انجام اقدامات لازم برای سرمایه‌گذاری و پیگیری اتمام پروژه‌های صنعت مایع‌سازی گاز طبیعی (LNG) و پیگیری برای ورود به صنعت مایع‌سازی گاز طبیعی
ــ توجه کافی به رعایت ضوابط پدافند غیرعامل در طراحی و اجرای پروژه‌های در دست اجرا و برنامه‌ریزی شده برای اجرا و توجه به این موضوع که در اثر عدم رعایت ضوابط مذکور و ضرورت اجرای آن در آینده، موجب افزایش شدید هزینه‌های اجرایی آن شده و در برخی موارد نیز اجرای آن غیرممکن می‌گردد.
ــ ضرورت بذل توجه خاص به برنامه‌های نگهداری و تعمیرات ادواری تجهیزات (نت) به عنوان یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین نیازهای شرکت ملی گاز ایران و سعی در روزآمدی و ارتقای فنآوری تجهیزات در هنگام اجرای آن
ــ با توجه به گذشت نیم قرن از آغاز فعالیت شرکت ملی گاز ایران و کسب تجارب ارزشمند در زمینه‌های داخلی و صادراتی تأسیس موزۀ شرکت برای تجمیع فعالیت‌های گذشته و یکپارچه شدن تجارب و سوابق عملیاتی و اجرایی نیروی انسانی به منظور بهره‌مندی مدیران آینده و بازدیدکنندگان داخلی وخارجی
ــ استمرار در ایرانی بودن شرکت ملی گاز ایران و رشد و توسعۀ پایدار این صنعت
السلام علیکم و رحمت ا...

تاریخ به روز رسانی:.


مجری سایت : شرکت سیگما