شعار سال 97-1
 
  
سه‌شنبه 29 خرداد 1397   11:57:08
پيشكسوتان تلاشگر
11:291396/7/10 دوشنبه
اصغر سهیلی پور

به نام خدا










با دید جهادی و سرشار از شوق سازندگی وارد صنعت گاز شدم

اینجانب، اصغر سهیلی پور متولد شهر اصفهان هستم؛ 4 فرزند دارم (3 پسر و 1 دختر) که هیچکدام در شرکت گاز مشغول نیستند. بنده بعد از فارغالتحصیلی از دانشکدۀ نفت آبادان(سال1353) از رشتۀ مهندسی گاز بلافاصله در شرکت ملی گاز ایران مشغول به کار شدم. البته خدمت وظیفه را بعد از دو ماه آموزشی که در پادگان طی کردم، در شرکت ملی گاز ایران گذراندم. زمانی که میخواستم انتخاب رشته کنم یعنی حدود سال 1350 ، فقط پالایشگاه بید بلند و خط اول سراسری به بهرهبرداری رسیده بود. در آن موقع فکر کردم که شاید  شرکت گاز مردمیتر باشد و میتوانم در کشور خود و برای مردم خودم کار کنم. نفت در نظر من وجهۀ خوبی نداشت، زیرا میدیدم که عمدۀ نفت صادر میشود. آن زمان اوج قدرت رژیم سابق بود و من فکر می کردم اگر مهندسی نفت هم بخوانم، نفت بیشتری را تولید و صادر میکنیم و این موضوع به مذاق من خوش نمیآمد، به همین دلیل با چنین انگیزههایی رشتۀ مهندسی گاز را انتخاب کردم. همزمان با شروع کار من، تلاشها و تدابیر بسیار خوبی در صنعت گاز شروع شده بود. آن زمان آلودگی هوا بر شهرهای بزرگ حاکم شده بود، بهخصوص در تهران که به دلیل وجود کورههای آجر، گچ و آهک بسیار درگیر این مسأله بود (در زمستانها هم آلودگی هوا بسیار شدیدتر میشد). سوخت این کورهها عمدتاً، نفت کورههای نامرغوب با کیفیت پایین و درصد گوگرد بالا بود. متأسفانه در آن شرایط کنترلهای لازم برکیفیت سوختها انجام نمی-شد. بنابراین تصمیم بر آن شد که جهت رفع آلودگی کورهها، نفت کوره تبدیل به گاز شود. این کار، بسیار نو بود و در هیچ جای دنیا هم نمونۀ این نوع کورههای آجرپزی وجود نداشت.  این مهم بایستی در شرکت ملی گاز شروع میشد. در حقیقت، با توجه به قیمت پایین نفت کوره در کشور، علاقهای هم از طرف مصرف-کنندگان به تغییر سوخت ابراز نمیشد. آغاز این کار به عهدۀ واحد گاز رسانی صنایع، در شرکت ملی گاز ایران محوّل شد، من هم بهعنوان مهندس تبدیل سوخت در این پروژه کارم را شروع کردم. در نتیجه مشعل-های گاز سوزی برای کورههای آجر پزی، طراحی  و ساخته شد . در ابتدا، مشکلاتی وجود داشت؛ آجرها درست پخته نمیشدند و آجرهای بالا میسوخت و گاهی ذوب میشد و آجرهایی که پایین بودند خام بود و میسوخت. در نهایت با بهرهبرداری از این مشعلهای جدید، مسأله به کلی حل شد. این حرکت برای شرکت گاز، بسیار بزرگ، مناسب و خداپسندانه بود و آلودگی هوا بسیار کاهش پیدا کرد. آن زمان شرکت ملی گاز تقریباً 10 ساله بود و یک پالایشگاه در بیدبلند با یک خط لوله 42 اینچی داشت که از بیدبلند شروع میشد و در طول کشور ادامه پیدا کرده و به مرز آستارا در شمال کشور میرسید و وظیفۀ آن صادرات گاز به شوروی بود.  قبل از انقلاب در کل کشور حدود 50000 مشترک گاز سوز  داشتیم .بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی، مدیر عامل شرکت ملی و مدیران تا معاونین همه از کشور خارج شدند. بنا براین انجمن اسلامی و شورای کارکنان تشکیل و اختلافاتی بین انجمن و شورا ایجاد شد.  گاهی شورا خطی را دنبال میکرد که مورد قبول انجمن نبود. نهایتاً به حمدالله توانستیم در تشکیل این انجمن و انتخاب افراد و مسئولین کمک کنیم. آقای دکتر مرشد بهعنوان اولین مدیر عامل شرکت ملی گاز انتخاب شدند و ما هم در کنار ایشان فعالیت میکردیم. آرام آرام کارها شکل گرفت؛ صادرات گاز به شوروی قطع شد و به همین دلیل روزانه مقدار زیادی گاز مازاد بر مصرف سوخته میشد که این موضوع بسیار نگران کننده بود چند ماه بعد از پیروزی انقلاب من به اصفهان منتقل شدم و بهعنوان رئیس منطقه دو گاز کشور انتخاب شدم(سال 1359). وظیفۀ ما انتقال گاز از جنوب به مبادی مصرف در شمال کشور بود. ایستگاههای تقویت فشار گاز در منطقۀ دو و گاز رسانی به استانها و شهرهای کهکیلویه و بویر احمد، چهار محال و بختیاری، یزد، مرکزی و استان اصفهان تحت پوشش ما بودند. گاز رسانی به استانها به شکل جهادی شروع گردید. اهمیت این کار با توجه به سوخته شدن مقادیر متنابهی گاز طبیعی، روز به روز بیشتر میشد. آن زمان شهید تند گویان –خدا او را غریق رحمت کند- وزیر نفت بودند؛ ایشان نامهای نوشتند و به همۀ ادارات شرکت ملی گاز ابلاغ کردند که هر انشعابی که زده شود، تیری است که به سمت  دشمن نشانه میرود.  با این فلسفه و دیدگاه، ما کار گاز رسانی کشور را شروع کردیم و بیشتر مواقع هم موفق بودیم. شاید اصفهان اولین شهری بود که گاز رسانی به طور گسترده در آن شروع شد؛ به قول معروف ما همۀ شهر را شخم زده بودیم. تا جایی که سه نفر از خراسان آمدند، خود را معرفی کردند و گفتند ما آمدهایم که ببینیم شرکت گاز اصفهان چگونه کار میکند و ما هم بر همان مبنا گاز رسانی در خراسان را شروع کنیم. شهید حسین رستمی  که در جنگ حق علیه باطل شهید شد، جزء همین افراد بودند. بعدها ایشان از مشهد به مازندران منتقل شد و گاز رسانی در شهرهای مازندران و گلستان را شروع کرد و بعد هم به درجه رفیع شهادت نائل شد.-

پایه گذاری نهضت گاز رسانی به کشور در طی چهار دهه خدمت

گاز رسانی در کشور به معنای واقعی از اصفهان شروع شد(سال 1358) و در ادامه، این نهضت در همۀ کشور آغاز گردید. زمانی که در سال 1365 به تهران منتقل شدم، گاز رسانی در همۀ کشور سرعت بیشتری گرفت. بعد از چند ماه که به عنوان هماهنگ کننده گاز رسانی کشور مشغول بودم، مدیر گاز رسانی و عضو هیئت مدیرۀ شرکت ملی گاز ایران شدم.  در این سمت مسئولیت کل پالایش، انتقال و گاز رسانی در کل کشور به من محول شد که در دوران جنگ حق علیه باطل بسیار سنگین بود.
ما در آن مقطع با اعتقاد خاصی کار میکردیم و به قول شهید تندگویان که میگفتند«هر یک انشعاب تیری است که به سمت دشمن شلیک میشود» هر قدم را تیری بر دشمن میدانستیم. با تسریع کار گاز رسانی در کشور، هم از سوختن گاز جلوگیری و هم جلوی کمبود انرژی و فراوردههای نفتی گرفته میشد. آن موقع پالایشگاهها شدیداً در مضیقه بودند و مشکل داشتند. به هر حال گاز رسانی کشور وظیفهای بود که به عهده ما گذاشته شده بود و به فضل خداوند این مهم با موفقیت پایان یافت.
علاوه بر امر گاز رسانی که رشد خوبی را در دهۀ هفتاد داشت، صادرات گاز برای ما نقطۀ عطف مهمی بود. بد نیست به کسانی که در این امر مهم نقش داشتند اشارهای شود؛ آقای آقازاده (وزیر نفت)، مرحوم آقای ثانی که بسیار در بخش بینالمللی زحمت کشید و آقای جراحی که در به ثمر رسیدن صادرات، نقش مهمی ایفا کردند.

استفاده از سوخت های دیگر، یک ضرورت

خوشبختانه اکنون نزدیک به 95 درصد جمعیت کشور از انرژی گاز طبیعی بهرهمند هستند. بیشتر نیروگاه-های ما گاز سوز هستند و عمدۀ انرژی مورد نیاز صنعت از گاز طبیعی تأمین میشود. تا به حال رشد خوب بوده، ولی فکر میکنم که برای برنامههای توسعه در آینده باید توجه و دقت نظر بیشتری صرف شود. ما باید استفاده از سوختهای جدید را در برنامه خود بگنجانیم. گاز طبیعی یک سوخت است که صبح از چاه خارج شده و پس از تسویه وارد خط لوله میشود و شب باید اجاق گاز مردم در منازل را روشن کند و هیچ وقفهای در این فاصله وجود ندارد، بنا براین اگر اتفاقی رخ دهد و مشکلی روی خطوط انتقال گاز ما پیش بیاید، بلافاصله دچار مشکل خواهیم شد. در سال 1386 که سرمای شدیدی در کشور داشتیم، ترکمنستان صادرات گاز به کشور را قطع کرد و واقعاً دچار بحران شدیم. به یاد دارم در آن زمان در فروشگاههای تهران نان پیدا نمیشد و اگر این وضعیت خدایی نکرده برای یک هفته دیگر ادامه پیدا میکرد، برای تأمین نان مردم دچار مشکل میشدیم. به همین دلیل ما به فکر پیادهکردن راههای جدیدی برای تأمین انرژی کشور شدیم (کاری که همه جای دنیا انجام می دهند؛ به طور مثال ترکیه اکنون از کشور ما گاز طبیعی با قیمت بینالمللی وارد میکند، اما در حال توسعۀ انرژیهای دیگری هم هست؛ مثلاً استفاده از انرژی خورشیدی در ترکیه بسیار رایج شده است و دولت به این کار کمک میکند).  ما باید از انرژی خورشید، باد و آب و سایر انرژیها استفاده کنیم و بتوانیم مقداری سوخت جایگزین کنیم تکیۀ ما نباید فقط برگاز طبیعی باشد
37 سال از انقلاب گذشته است و هنوز هم در زمستان کمبود گاز داریم، علت این است که مصرف گاز در بخش خانگی در زمستان نسبت به تابستان  5 تا 6 برابر اضافه میشود و ما باید سیستمهای انتقال را بر مبنای حداکثر مصرف زمستانی طراحی کنیم که خود مستلزم سرمایهگذاری زیادی خواهد بود؛ علاوه بر این مسائل تأمین گاز مورد نیاز در زمستان با حجم زیاد بسیار پر هزینه خواهد بود.
چندی پیش شرکت ملی گاز ایران، چیزی حدود  712 میلیون متر مکعب گاز در روز مصرف کرده بود و این در حالی است که در تابستان امسال متوسط مصرف بخش خانگی ما کمتر از 300 میلیون متر مکعب بوده است. یعنی یک دفعه رسیدیم به نزدیک 500 متر مکعب مصرف و نزدیک به دو برابر مصارف خانگی ما افزایش پیدا کرد. پس باید فکر کنیم و طرحها و سرمایهگذاریهای جدی و نوینی داشته باشیم تا حداکثر مصرف انرژی مورد نیاز مردم در زمستان تأمین شود.
فعالیت اصلی شرکت ملی گاز عمدتاً بعد از انقلاب شروع شد و خوب هم شروع شد. ولی اعتقاد من این است که هرچه تا به حال کار شده، از این به بعد باید دوچندان بیشتر از آن فعالیت شود، زیرا کارها ارزشیتر شده و از حالا مسئولیت شرکت گاز بزرگتر و مهمتر شده است. ما تا به الان گاز رسانی میکردیم و زمین را می-کندیم و شبکه گذاری میکردیم و کارهای مربوط به خطوط لوله و پالایشگاهها را انجام میدادیم. اکنون باید با دقت بیشتری عمل کرد. باید برای حداکثر مصرف گاز در زمستان فکر کنیم و بتوانیم در دنیا رقابت کنیم. باید سوختهای جایگزین برای تأمین انرژی کشور، با توجه به افت فشار گاز و تخلیه شدن مخازن در آیندۀ نزدیک داشته باشیم.

دعای خیر مردم سرزمینم شیرین ترین خاطره

الحمدلله ما خاطرات خوب زیاد داریم؛ یعنی شرکت ملی گاز ایران برای ما سراپا خاطره بوده است. دعای خیر جمعیت کثیری که در سالیان گذشته از نعمت گاز طبیعی بهرهمند شدهاند انشاالله شامل حال ما شده باشد. من اکنون پس از سالیان متمادی کار در شرکت ملی گاز ایران احساس خوبی دارم و فکر میکنم این اثر دعای خیر مردم عزیزمان باشد.  به هر حال از این جمعیت کثیری که از نعمت گاز برخوردارند، فقط هموطنان عزیزمان در سیستان و بلوچستان گاز ندارند و علاقهمندند که این اتفاق فرخنده شامل حال آنان هم بشود تا بتوانند از این نعمت لذت و بهره ببرند.
بد نیست بدانید من غیر از شرکت ملی گاز در مقاطعی در شرکت ملی نفت هم بودهام، ولی احساسی که در شرکت ملی گاز داشتم در هیچ جای دیگر نداشتم. در صحبتهایی که با بیشتر مدیران زیر مجموعۀ وزارت نفت داشتم، دریافتم که آنان علاقهمند هستند به شرکت ملی گاز برگردند. به نظر من این به دلیل طبیعت خدمترسانی مستقیم به مردم در شرکت ملی گاز ایران است.
در طول جنگ تحمیلی از سال 1360 تا 1364  مسئول منطقه 2 گاز کشور و از سال 1365 تا پایان جنگ هم مدیر گاز رسانی کل کشور بودم. بمبارانهایی که دشمن در این سالها داشت برای من خاطرات تلخی به جا گذاشته است که در طی آن حملات، همکاران خوب و عزیزی را از دست دادیم. بعضی از تأسیسات مهم ما مثل پالایشگاه بید بلند، ایستگاه تقویت فشار شماره 2 آغا جاری (شهید مکوندی) چند بار کاملاً ویران شدند و دوباره به همت سربازان وطن آنها را بازسازی کردیم . وقتی میدیدیم این تأسیساتی که کار میکند و به مردم انرژی میدهد، توسط هواپیماهای دشمن بمباران میشود و سوخته شده و از بین میرود، انگار نزدیکترین و بهترین داراییهایمان را از دست میدادیم. این حوادث واقعاً بسیار تلخ بودند.

تصمیم های سرنوشت ساز برای کشور

گاز رسانی سیستم پیوستهای دارد. ما باید سیستمی ایجاد کنیم که یک توسعۀ همگون و متناسب در شرکت ملی گاز برقرار شود. همه چیز باید با هم متناسب رشد کند. وقتی ما گاز رسانی در سطح شهرها را توسعه میدهیم، بایستی متناسب با آن تولید گاز کشور را هم افزایش و سیستمهای انتقال گاز را توسعه دهیم.
البته در مقاطعی به خاطر فشارهایی که از سوی نمایندگانی که به دنبال گاز رسانی به شهرهای خود بودند، به شرکت ملی گاز وارد میشد، حجم تقاضا برای گاز رسانی بیشتر میشد. در مقاطعی که من مدیر برنامهریزی بودم سعی کردم که این رشد همگون و متناسب باشد. در آن دوران مشکلات زیادی داشتم و همه میگفتند هرچه بودجه دارید در بخش توزیع خرج کنید! و پاسخ من این بود که پس پالایش، تولید و انتقال چه می-شود؟
پاسخی که میشنیدم این بود: « آن موارد در شرح وظایف شما نیست»؛ اما من تمام این امور را وظیفه خود می-دانستم و به حمدالهی تا حدی که میتوانستم  به وظیفۀ خود عمل کردم.
آن سالهایی که بیع متقابل شروع شد، حدود دو میلیارد دلار برای شرکت گاز تأمین شد. خوشبختانه ما بخش اعظم این مبلغ را برای توسعۀ پالایشگاهها و سیستم انتقال گاز در نظر گرفتیم. پالایشگاه فجر جم، پالایشگاه   کنگان، پالایشگاه شهید هاشمی نژاد، خطوط اصلی انتقال گاز خط سوم و چهارم سراسری و بخش عمدهای از بودجۀ ایستگاههای تقویت فشار گاز از همین محل تأمین اعتبار شد. به نظر من این تصمیم خوبی بود که علیرغم اینکه در فشار بودیم و به ما گفته شد بود، شما کاری به توسعۀ پالایشگاهها و خطوط انتقال نداشته باشید و فقط گاز شهری را توسعه بدهید؛ به خوبی انجام گرفته بود.

شرکت ملّی گاز سرمایه ای موروثی برای نسل جوان

نسل جدید باید حوصله داشته باشد و تلاش کند. ما هم روزی جوان بودیم و شروع به کار کردیم. در ابتدا من بیشتر حقوقم را برای اجاره خانه میدادم؛ شرایط خیلی سخت بود. فرقی که اکنون با گذشته دارد این است که امروز هر چه کار کنیم برای مردم وطن خودمان است؛ در صورتی که در گذشته عمدۀ درآمد ما به کشورهای خارجی سرازیر میشد. اکنون شرکت ملی گاز برای مردم ایران است و باید سرمایهگذاریهای انجام شده در بخشهای پالایش، انتقال و توزیع به خوبی و برای نسلهای بعدی نگهداری شود. میلیاد ها دلار در شرکت ملی گاز ایران، از گذشته تا به حال سرمایهگذاری شده است. این سرمایهگذاری ها باید نگهداری و حفظ شود و این مهم به وسیلۀ نیروی انسانی به ویژه نیروی جوان امکان پذیر است. از طرف دیگر هم شرکت ملی گاز، باید به نیروهای خودش رسیدگی کند و مشکلات آنها را حل و فصل نماید تا پرسنل شرکت با علاقه کار کنند و متقابلاً کارکنان هم باید از خود گذشتگی نشان دهند و انگیزه داشته باشند و کارشان را با عشق و علاقه انجام دهند و بدانند که این کار را برای کشور خود انجام میدهند. من به مسئولین شرکت نفت و گاز توصیه میکنم که به جوانان توجه خاص داشته باشند تا آنها هم بتوانند با علم، عمل و ایثار خود به وطن خدمت کنند و این سرمایۀ عظیم را حفظ کنند.

تثبیت شرایط موجود در نگاه جهانی، مهمترین وظیفه شرکت گاز

شرکت ملی گاز ایران در هر جایی از کشور یک حضور دارد و شناخته شده است. در گذشته وقتی صحبت گاز مطرح میشد، همه با گاز کپسول و گاز مایع ( LPG ) آن را اشتباه میگرفتند؛ در حالی که گاز طبیعی با آن گاز فرق میکند. واقعیت امر این است که اکنون شرکت ملی گاز جبهۀ وسیعی به اندازۀ یک منطقه و کشور را تسخیر کرده است، پس تثبیت شرایط وظیفۀ ماست. باید به مردم خدمات بعد از فروش بدهیم و سرمایه-گذاری و نوسازی کنیم.
تا آنجا که من اطلاع دارم دو خط از خطوط اصلی انتقال گاز در شرف بازنشستگی هستند. آنچه که الان شرکت ملی گاز با آن مواجه هست، نوسازی شرکت و نگهداری از تأسیسات است؛ اگر یک خط لولۀ 1000 کیلومتر  56 اینچی را بخواهند با ایستگاههای مربوطه احداث کنند، حدود 4  میلیارد دلار بودجه میخواهیم که با در نظر گرفتن فازهای پالایشگاهی مربوط به آن بالغ بر 10 میلیارد دلار سرمایه نیاز است. پس ما نیاز داریم که خود، تجربه و علممان را به روز کنیم. همچنین باید نیروهای خوبی را گزینش کنیم و آموزش دهیم. اگر وقفهای در امر صادرات گاز پیش بیاید موضوع انعکاس جهانی دارد و برای کشور خیلی گران تمام میشود. حدود چهار سال گذشته ترکیه شکایتی بر علیه ما در مراجع و دادگاههای بینالمللی طرح کرد که شرکت ملی گاز ایران توان تأمین گاز ما را ندارد و شرکت مطمئنی نیست و ادعای حدود 30 درصد کاهش قیمت را مطرح کرد. شکر خدا یکی ازکارهای خوبی که انجام شد و من هم سهم کوچکی در آن داشتم، توانستیم ثابت کنیم که ما در صادرات ناتوان و نامطمئن نیستیم.  برای تأمینکننده، مطمئن بودن، نیروی انسانی، سرمایهگذاری و شرایط و امکاناتی  مورد نیاز است که باید فراهم شود.

فردا دیر است!!!

تا به حال گاز رسانی کشور روند خوبی داشته است؛ ولی نکته ای که اکنون باید ذکر شود، این است که گاز همیشگی نیست. این گاز متعلق به همۀ نسلهای بعد هم هست و ما در قبال فرزندانمان مسئولیت خواهیم داشت. اکنون در پارس جنوبی، در برخی فازها و چاه ها با افت فشار مواجه شدهایم و این بدان معنی است که گاز پارس جنوبی که بزرگترین مخزن گازی دنیاست در حال تمام شدن است و سالهای بعد فرزندانمان نمی-توانند از این نعمت الهی استفاده کنند. حقیقتاً آنها باید چه کنند؟ از اکنون باید برنامهریزی کرد. متأسفانه در اثر استفادۀ بیرویه از گاز طبیعی اکنون با آلودگی شدید هوا به ویژه در زمستان مواجه هستیم. به نظر من این آلودگی عمدتاً به دلیل حجم بسیار زیاد گازی است که سوخته میشود. متأسفانه در زمستان همۀ موتورخانه ها، پکیجها و بخاریها، با حد اکثر مصرف و بدون هرگونه صرفه جویی در حال کار هستند و میلیونها متر مکعب گاز در شهر سوخته شده و دود آن به چشم خودمان میرود. ما باید کاری کنیم که از این وضعیت نگران کننده خودمان را نجات دهیم. اینکه چه باید کرد، صورت مسأله است که البته کار سنگینی را میطلبد. امور باید کارشناسی و بررسی شود تا راه حلهایی پیدا و بدون وقفه شروع به کار کنیم. تأکید میکنم فردا دیر است و از همین امروز باید این کار شروع شود.

تاریخ به روز رسانی:.


مجری سایت : شرکت سیگما