شعار سال 97-1
 
  
چهارشنبه 30 خرداد 1397   21:38:45
پيشكسوتان تلاشگر
09:181396/8/14 يكشنبه
سعید پاک سرشت

با نام خدا










از دانشگاه صنعتی شریف تا مدیریت پژوهش و فناوری

 اینجانب سعید پاک سرشت هستم، در سال 1363 وارد دانشگاه صنعتی شریف شدم و در مقطع کارشناسی رشتۀ فرآیندهای گاز و البته بعد از یک تغییر گرایش به طراحی فرآیند، در سال 1368 فارغ التحصیل شدم. مدرک دکترا هم در ادامه این رشته از دانشگاه صنعتی شریف در سال 1378 گرفتم. خب رشتۀ مهندسی شیمی یکی از رشته های تحصیلی مرتبط با فرآیندهای نفت و گاز است و بالطبع فارغ التحصیلان این رشته تمایل و علاقۀ زیادی دارند که در صنعت نفت یا گاز که در کشور ما یک صنعت پیشرو هست فعالیت کنند و خوشبختانه این افتخار نصیب بنده شد. از سال 1372 افتخار همکاری با صنعت نفت را پیدا کردم. ابتدا در پژوهشگاه صنعت نفت مشغول به کار شدم و خوشبختانه بعد از اتمام تحصیلاتم در همین صنعت مشغول به کار شدم و فعالیت هایم را ادامه دادم تا اینکه قسمت شد به شرکت ملی گاز ایران منتقل شدم. از سال 1385 هم  به عنوان مدیر پژوهش و فناوری شرکت ملی گاز ایران در خدمت کشورم هستم. سیزده سال اول سابقه فعالیت های من در پژوهشگاه صنعت نفت بود که در بخش های مختلفی خدمت کردم. ابتدا به عنوان پژوهشگر و بعد به عنوان مسئول واحد، سپس رئیس مجری طرح و به همین ترتیب تا زمانی که به شرکت ملی گاز آمدم. از زمانی که وارد شرکت ملی گاز شدم در سمت مدیریت پژوهش و فناوری تا به امروز (به مدت 10 سال) مشغول به کار هستم.


حوزۀ پژوهش و فناوری، نیاز مبرم صنعت بزرگ گاز

به نظر بنده یک فرد به تنهایی نمی تواند نقش مؤثری در صنعت به این عظمت داشته باشد، مجموعه ای از فعالیت‎ها و اقدامات وجود دارد که دست به دست همدیگر میدهند تا اینکه یک اقدام مهم در صنعتی وسیع مثل صنعت گاز به منصۀ ظهور برسد؛ اما من و همکاران در بخش پژوهش و فناوری هم و غم این را داشتیم که پژوهش و فناوری به عنوان یکی از نیازهای این صنعت در شرکت ملی گاز مستقر شود. برای رسیدن به این مهم اهداف متعددی را پیش بینی و تلاش کردیم که به آن اهداف برسیم. شاید امروز به مجموعه اهدافی که به عنوان برنامه های حوزۀ پژوهش و فناوری ترسیم کردیم، بسیار نزدیک شده باشیم. طی ده سال گذشته مجموعه اقدامات مهمی که در حوزۀ پژوهش و فناوری داشتیم، تأمین نیازهای تکنولوژیک صنعت گاز کشور و انجام مطالعات راهبردی برای رسیدن به برنامه های استراتژیک و انجام مطالعات و پروژه های پژوهشی بود. این برنامه ها به رفع معضلات و رفع گلوگاه های عملیاتی این شرکت می پرداخت و از برنامه های اصلی ما در حوزه پژوهش و فناوری شرکت گاز بود.

زنجیرۀ فعالیتهای R&D (تحقیق و توسعه) از خلق ایده تا خلق ثروت

برنامه های ما مثل هر فعالیتی در حوزۀ تحقیق و توسعه، از خلق ایده و توجه به ایده های مختلف شروع میشود. بعد از اینکه ایدهای متولد و دریافت میشود، باید فعالیتهایی برای ارزیابی آن صورت بگیرد. رسیدگی به این بخش از امور برعهدۀ حوزۀ پژوهش است. کار حوزۀ پژوهش بعد از انجام این ارزیابیها و پروژه های تحقیقاتی تمام نمیشود؟! زیرا ما انتظار داریم از انجام این فعالیتها به نتایج نهایی برسیم. به همین خاطر است که مراحل بعدی تحقیق و پژوهش انجام فعالیتهای توسعه ای است، این فعالیت ها ما را به دانش فنی و طراحی نزدیک میکند؛ اما این هم باز نقطۀ پایان نیست؛ زیرا که این اقدامات باید به خلق ثروت منتهی شود. برای اینکه به خلق ثروت برسیم فعالیتهای تحقیق و توسعه باید به بخش تجاری و بازاریابی برسد، یعنی بعد از انجام عملیات توسعه فناوری باید سعی کنیم که آنها را به بازار و نیازهای واقعی نزدیک کنیم که بتوانیم از آنها خلق ثروت داشته باشیم؛ یعنی آنچه که اصطلاحاً در ادبیات مدیریت تکنولوژی امروز به آن «تجاری سازی» گفته میشود. یکی از اهداف اصلی ما در حوزۀ پژوهش و فناوری شرکت، این بوده است که این موضوعات مهم و جدید در کشور را پیاده و مستقر کنیم و از فرآیند خلق ایده که نقطۀ شروع فعالیت های تحقیق و توسعه تا نقطۀ پایان که تجارس ازی دستاوردهای پژوهش و فناوری هست را به صورت کامل ایجاد کنیم و بعد بتوانیم فعالیتهایمان را در این مسیر پیش ببریم.

R&D از اولویت های نخست صنعت گاز

اکثر سازمان ها به اقدامات پژوهش و فناوری کم توجهی میکنند! اما این کم توجهی ناشی از چیست؟ اولین دلیل این است که این حوزه در کشور ما هنوز جوان است، شما در بین مدیریتهای ستادی شرکت ملی گاز ایران که نگاه کنید جوان ترین حوزۀ مدیریت، پژوهش و فناوری است و برای اینکه این جایگاه به درستی در فرآیند اقدامات یک شرکت قرار بگیرد به زمان نیاز دارد. شاید بزرگترین دغدغهای که بنده به عنوان مدیر پژوهش و فناوری این شرکت دارم این است که در زنجیرۀ فعالیت های این شرکت جایگاه مناسبی برای حوزۀ تحقیق و توسعه R&D باشد. یعنی بخش های مختلف نیازهای شان را به ما ارجاع دهند. نیازهای واقعی تحقیق و توسعه از دل این کارها بیرون بیاید و ما مجبور نشویم که همیشه دنبال مشتری بگردیم تا کارهای خود را به آنان عرضه کنیم؛ بلکه تقاضا و نیاز خودش را نشان دهد، اگر رسیدن به دانش فنی در اولویت های کاری سازمان ها یک اصل باشد و این را از حوزۀ تحقیق و توسعه بخواهند آن وقت این مشکل برطرف میشود و دیگر بی توجهی به اقدامات پژوهش و فناوری از بین میرود. ما باید بدانیم که در مجموعه ای مثل صنعت گاز رسیدن به دانش فنی و فناوری های این صنعت یکی از اولویت های این شرکت است؛ اگر این مطلب را بپذیریم و اگر مدیران کلان و ارشد سازمان به این موضوع توجه کنند و این مهم را جزء اولویت های کاری خود قرار دهند این مشکل برطرف میشود.
به نظرم فرصت مغتنمی است تا به چند مورد از موضوعات مهم یا دستاوردهای ویژه که در حوزۀ پژوهش و فناوری شرکت گاز بوده اشاره کنم تا به نوعی توجه شرکت گاز به حوزۀ پژوهش را به تصویر بکشم. بنده اعتقاد دارم که بسیاری از نیازهای فناورانه در کشور ما توسط متخصصین، دانشمندان و پژوهشگران کشورمان قابل تحقق است. مثالی از بحث تجهیزات های تک در این صنعت میزنم که مبین گفته هایم باشد. یکی از پرمصرفترین و پیشرفته-ترین تجهیزاتی که در صنعت گاز مورد استفاده قرار می گیرد، توربینهای گازی است. توربین گازی ابزاریست که از آن برای انتقال گاز در شبکه خطوط انتقال استفاده میشود و با توجه به گسترۀ خیلی وسیعی که شبکه خطوط انتقال در کشور دارند به توربینها و ایستگاه های تقویت فشار نیاز بسیار داریم. شاید رسیدن به دانش طراحی و ساخت توربین های گازی یکی از رؤیاهای گذشتۀ ما بوده است. شاید ده سال پیش هیچ کس تصور نمیکرد که  ما بتوانیم یک روزی ادعا کنیم که توربین گازی با توان 25 MW را با برند ایرانی در کشورمان تولید کردهایم. ده سال پیش واقعاً باور کردنی نبود که ما بتوانیم در حوزۀ توربینهای گازی چیزی نزدیک به 60 اختراع ثبت کنیم و سخت بود بپذیریم که توربین ساخته شده داخلی با طراحی داخلی در یکی از ایستگاه های تقویت فشار نصب شده و در حال کار هست و گاز را منتقل میکند؛ اما این اتفاق با افتخار افتاد. این رخداد نتیجۀ اعتمادی بود که مدیران ارشد سازمان گاز به توان محققین داخلی و به دانشگاهیان داشتند. ما در سال 1390 برنامه ریزی گسترده-ای به همراه سازندگان این تجهیز شروع کردیم که تحت نظارت یک شرکت خارجی این توانمندی را حاصل کنیم. از آن زمان تا به امروز که نزدیک به 4 سال میگذرد با افتخار خدمت شما عرض میکنیم که نتیجه این اعتماد به ثمر رسیدن این دستاورد بود و در حال حاضر این تجهیز که از برترین تکنولوژیها برخوردار است در کشورمان تولید میشود. توان طراحی و ساخت توربین در کشور وجود داشت و ما زنجیرۀ تجهیزات مربوط به آن را کامل کردیم، یعنی از ابتدا که طراحی صورت میگیرد تا مراحل ساخت، تست و ارزیابی، در کشورمان قابل انجام هست و براساس همین فرایند، توربین گازی در حال کار هست و خوشبختانه نتایج بسیار خوبی را در طی چند ماهی که از نصب آن میگذرد، گرفته ایم.


تحقیق و توسعه راهی برای رسیدن به اهداف عالی نظام اسلامی


جا دارد که از همکارانم در طول این یک دهه تشکر کنم و تلاشهای بسیار مثبت آنان را ارج بنهم. همکاران من طی این مدت تلاش زیادی داشتند که بتوانند جایگاه واقعی حوزه تحقیق و توسعه را در شرکت ملی گاز تثبیت کنند و امروز این اتفاق افتاده است. نتایج فعالیت هایی که به اختصار آنان را بیان کردم نشان دهندۀ اعتمادی است که مدیریت ارشد و کلان به این بخش از فعالیتهای داشته و امیدوار هستم که فعالیت های ما خیلی بیشتر از این جایگاه خودش را پیدا کند؛ اگرچه ما هنوز انتظار داریم وضعیت بهتر شود، زیرا مطالبات جامعه ما این گونه می-طلبد. امروز وقتی که به نیازهای کلان کشورمان نگاه می کنیم، می بینیم که بسیاری از فعالیتها به حوزۀ تحقیق و توسعه برمیگردد. وقتی که صحبت از اقتصاد دانش بنیان میکنیم متوجه نقش مهم و بیبدیل تحقیق و توسعه می شویم. توجه و اهمیت به نقش حوزۀ تحقیق و توسعه، نقش استفاده از شرکتهای دانش بنیان و پژوهشگران و دانشمندان؛ یعنی بهره گیری از علم و دانش بومی و در نهایت رسیدن به اهداف عالیه نظام اسلامی.

برون سپاری گامی فراتر از تصدی گری

شرکت ملی گاز ایران در سال 1344 تأسیس میشود. فعالیتهایی که برای این شرکت با یک پالایشگاه و یک خط لوله و یک هدف مشخص(صادرات) در ابتدا برنامه ریزی شده و پیش رفته بود، عمدتاً از جنس عملیاتی و تصدی گری بوده، این برنامه ها روز به روز توسعه و گسترش بیشتری پیدا میکرد. در بره های از زمان سیاست گذاران در کشور ما به این نتیجه و تصمیم رسیدند که گاز طبیعی را به عنوان سوخت و انرژی غالب در کشور توسعه دهند. از آن زمان وظیفۀ شرکت ملی گاز دچار یک تغییر عمده میشود و به سمت توسعه فعالیتهای عملیاتی سوق پیدا میکند. تعداد پالایشگاه های ما بیشتر و خطوط انتقال ما گسترده تر شد، همچنین شبکه توزیع به مشتریان مختلف در بخشهای خانگی، صنایع و نیروگاه ها توسعه یافت؛ حتی بعد از آن دیدیم که گاز طبیعی برای تأمین انرژی خودروها نقش نسبتاً مهمی پیدا میکند. اینها همه نشان دهندۀ بسط و گسترش فعالیتهای شرکت ملی گاز هست؛ اما همچنان در حوزۀ عملیاتی و تصدی گری. امروزه اگر شرکت ملی گاز بخواهد کار خود را به نحو درست انجام دهد باید از وظایفش در حوزۀ تصدی گری فراتر برود.
گفتنی است که این شرکت معظم تا به الان نیز بسیار خوب عمل کرده و توانسته بسیاری از سیاستها و برنامه-های کلان کشور را به درستی محقق کند. شرکت ملی گاز ایران باید به حوزۀ سیاست گذاری کمک بیشتر و بر فعالیتهای عملیاتی با دقت نظارت کند و کم کم از فعالیتهای تصدیگری و عملیاتی دور شود. این امور باید به متخصصین واگذار شود، چرا که گسترۀ فعالیتهای این شرکت به قدری است که نیاز به یک مغز متفکر برای هماهنگی، برنامه ریزی و مدیریت دارد و این کاری است که به نظر میرسد شرکتهای بزرگ باید انجام دهند؛ به نظر من نقشی که شرکت ملی گاز ایران باید ایفا کند ایجاد هماهنگی (Coordination) مدیریت بر صنعت گاز کشورمان است که این مهم مقداری با فعالیتهای گذشته اش تفاوت دارد.

تدوین طرح جامع شرکت ملی گاز ایران

اجازه بدهید که به یکی از مطالعات در حوزۀ پژوهش و فناوری اشاره کنم. ما در طی دو سال گذشته مطالعاتی را با هدف تدوین Master Plan)) یا طرح جامع شرکت ملی گاز انجام دادیم که هدف آن ترسیم افقهای پیش روی صنعت و شرکت ملی گاز ایران، تغییر و تحول در سازمان و ساختار آن برای تحقق اهداف بود؛ یعنی آنچه که در بسیاری از سازمانها و شرکتهای بزرگ به آن نیاز دارند و براساس آن برنامه های کلان را اجرا میکنند. بر مبنای سیاستهای کلی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ما باید بخشهای قابل واگذاری را به بخش خصوصی بسپاریم و بعد به سمت مدیریت فعالیتها برویم.
گاز طبیعی یکی از مهمترین ابزارهای توسعه اقتصادی در کشور ماست. به همین خاطر ما باید برای آن برنامه داشته باشیم. این مطالعه انجام و بر اساس آن یک مدل کسب و کار که منطبق با سیاست ها و برنامه های کلان کشور ما بود تعیین شد. براساس این مدل بخشهای قابل نگهداشت در یک شرکت مادر (Holding )تعیین شد، وظایف آنها تعیین و ساختار آنها ترسیم و بخشهای قابل واگذاری هم براساس سیاستهای کلان کشور تعیین و در نتیجه بسیاری از فعالیت های قابل واگذاری شناسایی شد. اگر ما این سیاستها را بپذیریم یکی از وظایف اصلی شرکت ملی گاز ایران توانمندسازی بخشهایی است که باید عهده دار این وظایف شوند. در پی این کار که یک گسترۀ بسیار فزایندهای دارد، اشتغال زایی، تخصص و چابکی لازم برای انجام فعالیتها ایجاد میشود. فکر میکنم برنامه های فعلی مدیریت ارشد شرکت ملی گاز ایران در مسیر انجام مطالعاتی بوده که تحت این قالب انجام شده و امروزه تلاش زیادی داریم که این اتفاق بیفتد.
وقتی از خصوصی سازی حرف میزنیم، باید بدانیم که این مطلب شرایطی دارد. واگذاری مالکیت آخرین حلقه از فعالیتهای فرآیند خصوصی سازی است. ما تا مجموعه ای از نیازمندی های آن بخش خصوصی را تأمین و از آنها حمایت نکنیم، نمی توانند کاری انجام دهند.
صنعت گاز میتواند خیلی گسترده و منشأ بسیاری از حرکت های توسعه ای با همکاری بخش خصوصی باشد؛ اما تا آن ساختار مناسب را ایجاد و مدیریت نکنیم به این هدف نخواهیم رسید.
 لازم است اشاره کنم که در پایان این مطالعات مأموریت اصلی شرکت ملی گاز ایران در سه محور ترسیم شده:
محور اول: مدیریت عرضه و تقاضا یا به عبارت بهتر مدیریت تأمین نیاز گاز در اقصی نقاط کشور؛
محور دوم: مدیریت تجدید ساختار برای اینکه به آن نقطۀ آرمانی مد نظر خود برسیم (ساختار شرکت ملی گاز ایران چگونه باشد تا این تغییر و تحولات را بتواند مدیریت کند)؛
محورسوم: وارد شدن به عرصه های بین المللی. چیزی که در اسناد بالادستی بسیار به آن توجه کرده ایم، اما تا به امروز از آن غافل بوده ایم. ما هنوز در بازارهای جهانی در حد و اندازۀ منابع سرشار کشورمان وارد نشده ایم.

نقش دانش فنی  بومی در ایجاد یک برند برتر

شرکت گاز باید یک برند شود؛ اما اقدامات ما به عنوان یک شرکت حاکمیتی چه باید باشد تا این اتفاق بیفتد؟ ما شرکتی هستیم که به مسائل اقتصادی توجه داریم، اما میخواهیم یک شرکت حاکمیتی هم  باشیم. شرکت ملی گاز ایران یا ستاد شرکت ملی گاز ایران قرار است یک چنین نقشی را ایفا کند. ما باید بدانیم که در رسیدن به یک برند جهانی مجموعهای از بازیگران دیگر هم باید همراه خود کنیم. این مجموعه از بازیگران در حوزه های مختلف فرق میکند؛ در بخش رسیدن به دانش فنی ما به بازیگران دارندۀ دانش فنی شرکتهای بزرگ، مراکز تحقیقاتی، دانشگاهها، سازندگان تجهیزات کلیدی و(high-tech)   نیاز داریم. ما باید بازیگران صحنۀ صنعت را همپای خودمان تقویت کنیم، اگر این اتفاق نیفتد موفق نمیشویم. 
ما باید در همه زمینه ها موازی با هم رشد کنیم؛ یعنی همزمان با توسعه، روی تحقیق و پژوهش هم کار کنیم؛ تحقیق، پژوهش و فناوری یکی از نیازهای اساسی کشور ماست و خوشبختانه سیاست گذاران برنامه های بسیار خوبی را در این حوزه ترسیم کرده اند.
حال سؤال این است که شرکت ملی گاز برای تحقق این برنامه ها چه نقشی را باید ایفا کند؟ به عنوان یکی از نمایندگان حاکمیت چه باید کرد که این اتفاق بیفتد؟ چه باید بکنیم که صنعت و دانشگاه به هم نزدیکتر شوند؟ ما به عنوان نمایندۀ حاکمیت، باید سعی کنیم که قواعد بازی را برای حضور ذی نفعان مختلف ایجاد کنیم.

دولت، صنعت و دانشگاه، سه ضلع مثلث تکنولوژی مدرن

شرکت ملی گاز یک شرکت حاکمیتی است. برای اینکه بتوانیم ارتباط صحیحی بین بازیگران مختلف این صحنه ایجاد کنیم، بنا بر ادبیات مدیریت تکنولوژی، باید سه ضلع دولت، صنعت و دانشگاه را به نحوی کنار همدیگر داشته باشیم. وظیفۀ شرکت ملی گاز به عنوان نمایندۀ دولت چیست و چه باید کند؟ وظیفۀ دولت سیاستگذاری، نظارت بر فعالیتها و تدوین برنامههای کلان است و اگر بتواند نقش خود را خوب ایفا کند، این سه مجموعه کنار یکدیگر در جای مناسب خودشان قرار میگیرند و ارتباط لازم را با هم برقرار میکنند.
حال میرسیم به اینجا که بدانیم چه وظایفی به عهدۀ شرکت ملی گاز است؟ ما باید نیازهای واقعی خود را مشخص کنیم. باید بگوییم که چه نیازهایی در صنعت وجود دارد و این نیازها چگونه توسط مراکز علمی و دانشگاهها مرتفع میشود. پس برای پاسخ به این پرسش باید شبکه سازی کنیم، یعنی اینکه بازیگران مختلف را شناسایی و سعی کنیم که آنها را کنار هم قرار دهیم تا به اهداف مورد نظر برسیم. ما باید ریسک به کارگیری دستاوردهای پژوهشی را در فعالیتها و اقدامات عملیاتی خود تا حدی تقسیم کنیم و بپذیریم. نمیتوانیم تمام ریسک را به دوش یک ارگان، سازمان یا پژوهشگر و محقق بگذاریم. باید حجم ریسک را به نحوی تقسیم و سعی کنیم فرایندهای ورود دستاوردهای تحقیقاتی داخلی خود را به داخل صنعت تسهیل کنیم. اگر این اتفاقات به درستی پیش رود و دولتها و شرکتهای دولتی بتوانند نقش خود را خوب ایفا کنند، این ارتباط برقرار میشود. پس تجمیع نیاز، شبکه سازی، برقرای تسهیلات برای روان شدن فعالیتها بین بخشهای مختلف و تقسیم یا تسهیم ریسک، جزء وظایف اصلی و مهمی است که باید دولتها به آن بپردازند. آن وقت دانشگاه ها و مراکز صنعتی به خودی خود این ارتباط را پیدا خواهند کرد. اگر دولت مسیر را هموار کند، صنایع و دانشگاه ها خود راه را پیدا میکنند.

شبکه سازی و مهمترین پروژه های تحقیقاتی شرکت ملّی گاز ایران

بحث توربین گازی IGT 25MW Iranian Gas Turbine)) شاید یکی از جدیدترین دستاوردهای حوزۀ تحقیق و توسعه هست. البته بسیاری از همکاران ما در بخشهای مختلف از جمله بخش انتقال، حوزه بهره برداری، شرکت مهندسی و توسعه بخشی، سفارش گذاری و طراحی، بررسی طراحی و مجریان طرحهای ایستگاه تقویت فشار، همه و همه کمک کردند تا این اتفاق بیفتد؛ البته سازندگان داخلی، ایجاد دفاتر طراحی و همکاری با دانشگاهها باعث شد تا سه ضلع صنعت، دولت و دانشگاه و آن شبکهسازی مد نظر محقق شود و این فرآیند به سرانجام برسد.
یکی دیگر از دستاوردهایی که در طی چند سال گذشته توفیق آن حاصل شد، تأمین نیازهای مربوط به توپکهای هوشمند بود. توپک هوشمند ابزاریست که برای بازرسی خطوط انتقال گاز استفاده میشود و از تکنولوژی بپیشرفتهای برخوردار است. این توپک درون لوله حرکت میکند و با انتشار امواج مغناطیسی روی دیواره لوله و بازیافت یا انعکاس آن، آنها را ضبط میکند و احیاناً اگر خوردگی یا ترکهای بسیار ریزی درون خط لوله باشد دقیقاً نشان میدهد که در کجای لوله این اتفاق افتاده است. مسیری که این توپک در آن حرکت میکند بعضاً تا بیش از 100 کیلومتر هم شامل میشود، یعنی از نقطۀ ورود به خط لوله تا نقطۀ خروج یک فایل از اطلاعات در اختیار ما میگذارد که نشان دهندۀ موقعیت نواقص خط لوله است.
ما موفق شدیم این توپک هوشمند را بسازیم و نسل اول آن را درون خط لوله عبور دادیم، تست کردیم و نتایج خوب و قابل قبولی هم گرفتیم. در حال حاضر نیز برنامهای برای توسعۀ توپکها داریم که بتوانیم آن را با دقت بالاتری بسازیم و امیدوار هستیم که در چند ماه آینده نسل دوم آن را توسعه بدهیم و طبق برنامهای که ان شاالله در اردیبهشت ماه سال 1395 داریم بتوانیم توپک استانداردی که با تکنولوژیهای روز دنیا همراه هست را درون خط لوله عبور دهیم. همچنین برنامهریزیهایی برای نسلهای دیگری از توپکها داریم که هر کدام یک نقص را شناسایی میکنند. امیدوار هستم که این اتفاقات به سرانجام مطلوبی برسد.
رسیدن به دانش حلالهای شیرین سازی گاز یکی دیگر از دستاوردهای اخیر ما بوده است که در سال 1393 اتفاق افتاد. واحدهای شیرین سازی در پالایشگاه های گاز یکی از مهمترین واحدهای عملیاتی هستند و مهمترین بخش واحدهای شیرین سازی حلال هایی است که قابلیت جذب گازهای اسیدی را دارند. خب این اتفاق در پالایشگاه های  گازی ما افتاد، تا قبل از آن ما همیشه خریدار این حلال و License   واحدهای شیرین سازی بودیم  و بارها و بارها این License  را خریدیم. از اواخر دهۀ هشتاد برای اینکه جلوی این کار گرفته شود با همکاری پژوهشگاه صنعت نفت حرکتی شروع شد که تحت آن توانستیم فرمولاسیون حلال های شیرین سازی را توسعه دهیم، امروزه این فرمولاسیون دیگر در اختیار خودمان هست و میتوانیم بر اساس آن واحدهای شیرین سازی را طراحی کنیم؛ چون مهمترین عامل در طراحی واحدهای شیرین سازی آگاهی داشتن نسبت به عملکرد حلال است. هم شبیه سازهای رایانه ای توسعه پیدا کرده و هم در طراحی قدرتی به ما میدهد که بر اساس آن ما می-توانیم واحدهای شیرین سازی را با استفاده از این حلال به روز کنیم.
برای این اتفاق چه کردیم؟ این حلال را در یکی از پالایشگاهها تست میدانی کردیم و نتایج آن را گرفتیم. نتایجی که حاکی از مطلوبیت این کار بود؛ اما کار در همین جا تمام نشد. تحقیق و توسعه هیچ وقت تمام نمی-شود. ما باید خودمان را برای سخت ترین شرایط پالایش گاز آماده بکنیم، اگر چه تلاش میکنیم که همچنان در مسیر تجاری سازی این حلال را جایگزین حلال های موجود که از برندهای خارجی و از لایسنسورهای خریداری میشود، کنیم اما در کنارش فعالیتهای تحقیق و توسعه هم داریم. یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند پالایشگاه-های، واحدهای بازیافت گوگرد است. بازیافت گوگرد یکی از اقداماتی بود که در سالهای 1392 تا 1393 انجام شد و ما به دانش واحدهای SRU یا بازیافت گوگرد رسیدیم. 
یکی دیگر از اقداماتی که به اواخر دهه هشتاد برمی‎گردد و اکنون در مراحل پایانی کار قرار دارد، احداث یک واحد تولید مادۀ بودار کننده است. میدانید که گاز طبیعی بدون بو است و برای اینکه نشت آن شناسایی شود و هرکسی بتواند تشخیص بدهد که احیاناً در محلی نشت گاز وجود دارد یک مادۀ بودار به مقدار خیلی کم به گازها می زنند. این ماده یک ترکیب خاص گوگردی است که فقط بوی نافذی دارد و نشان دهندۀ این است که گاز در حال نشت هست. هم اکنون این ماده از خارج کشور تأمین میشود.
در اوایل یا اواسط دهۀ هشتاد ما به این علم و این آگاهی رسیدیم که  مادهای(مرکاپتان) که از آن به عنوان مادۀ بودار کننده نام میبریم، یکی از ترکیباتی است که در میعانات گازی به وفور وجود دارد. مرکاپتان باید از میعانات گازی استخراج، تغلیظ و تفکیک شود و به میزان مشخص و در یک محدوده مشخصی آن مادۀ بودار کننده را برای شما تولید کند. این اقدامات از مراحل آزمایشگاهی شروع شد و باعث شد که ما در اواخر دهۀ هشتاد براساس آن یک واحد صنعتی طراحی کنیم. وقتی که به این مرحله از توانمندی رسیدیم و با اطمینانی که مدیران ارشد آن زمان نسبت به این کار داشتند این کار را در برنامه واقعی شرکت مهندسی و توسعه قرار دادند و به عنوان یک پروژۀ  EPC به مرحله احداث رفت. از سال 90 یا 91 این کار شروع شد و الان با پیشرفتی حدود 85% واحد در مراحل پایانی احداث قرار دارد. این پروژه یک فرآیند نسبتاً طولانی را طی کرد از زمانی که مراحل آزمایشگاهی آن شروع شد، اواسط دهه هشتاد، مرحلۀ احداث پایلوت و بعد از آن انجام مطالعات مهندسی پایه تا پایان دهه هشتاد به طول کشید. زمانی که با مصوۀ هیأت مدیرۀ شرکت ملی گاز این کار در دستور کار شرکت مهندسی و توسعه قرار گرفت فکر میکنم سال 1390 بود و هم اکنون بخش    engineering و  detail design آن تمام شده است، مرحله procurement یا تأمین قطعات و تجهیزات هم به پایان رسیده و مراحل نصب آن هم انجام شده است. طبیعی است که یک کاری با ظرافت های کار تحقیقاتی که خیلی هم روتین نیست، زمانی بیش از زمان پروژههای متداول مهندسی میطلبد، به همین خاطر اگر میگوییم که پروژه EPC نزدیک به 4 سال طول کشیده باید بپذیریم که پیچیدگی های و تجهیزات خاصی را هم نیاز داشته است. به هر حال امیدوار هستیم که در اوایل سال 1395 واحد تولید ماده بودار کننده به مرحلۀ  بهره برداری برسد. بعد از آن دیگر نه تنها نیازی به واردات نداریم، بلکه قابلیت صادرات هم خواهیم داشت. این ماده یکی از نیازهای استراتژیک گاز است، زیرا اگر که ماده بودار کننده به گاز تزریق نشود، امکان توزیع گاز برای ما وجود ندارد. در طی چند سال گذشته هم تأمین این ماده برای ما روز به روز سخت تر شده چون که مادۀ سرب پایه گوگردی و کاربردهای دوگانه دارد حتی واردات آن هم برای کشور ما چندان ساده نبود.

منافع گاز طبیعی شامل حال بخش کشاورزی

خوشبختانه هر بخش از گاز طبیعی را که نگاه میکنیم، متوجه میشویم که میتواند برای ما منافع متعددی به همراه داشته باشد. یکی از محصولات جانبی پالایشگاه های گازی گوگرد است. این گوگرد میتواند به صورت خام به همین ترتیب صادر شود که در حال حاضر بخش عمده ای از آن منشآ کسب درآمد برای کشور است. گوگرد میتواند به شکل های دیگری هم تبدیل شود که قابلیت ارزش افزودۀ بیشتری برای ما ایجاد کند. کود گوگردی یکی از روش های ایجاد ارزش افزوده برای گوگرد است. ما طی یک طرح پنج ساله در اواخر دهۀ هشتاد، در فرآیندی با استفاده از گوگرد و خاک بنتونیتی موفق به تولید یک نوع کود گوگردی شدیم، عملکرد آن، حکایت از اثر بسیار مثبتی در افزایش میزان محصولات کشاورزی داشت. خاکهای کشاورزی ما عمدتاً خاکهای قلیایی با pH  قلیایی هستند و برای اصلاح pH خاک و بهره دهی بهتر و بیشتر میتوانیم از این نوع کود گوگردی استفاده کنیم.
البته این محصول به همین سادگی به دست نیامده؛ تحقیقات متعدد، اثربخشی این نوع کود در خاکهای زراعی را به ما نشان داد. ما برای این که به این واقعیت پی ببریم با همکاری پژوهشگاه صنعت نفت و مرکز تحقیقات خاک و آب وزارت جهاد کشاورزی پروژهای چند ساله را اجرا کردیم. خاکهای بنتونیتی را با گوگرد و فرمولاسیونی که به نظرمان میرسید صحیح استو همراه با مواد ریزمغذی در فرآیندی تولید کردیم. در مرحلۀ بعد لازم بود که صحت عملکرد این نوع کود ارزیابی شود. به همین خاطر در نقاط مختلف کشورمان از این نوع خاک استفاده کردیم و محصولات زراعی مختلف را تحت پایش و رصد قرار دادیم و دیدیم محصولاتی که با این نوع کود گوگردی تغذیه میشوند تا بیش از25% افزایش دارند. ما چند قلم کشاورزی را تحت ارزیابی و کنترل قرار دادیم و در تمامی آنها این افزایش محصول را دیدیم.
در حال حاضر با وزارت جهاد و کشاورزی مذاکراتی داریم که بتوانیم این نوع کود گوگردی را در سبد کودها قرار دهیم تا از این محصول که محصول جانبی پالایشگاه های گاز ماست، ارزش افزودۀ بیشتری ایجاد کنیم. بسیاری از کشورهایی که از ما گوگرد خریداری میکنند در همین فرآیند به سمت تولید کودهای گوگردی حرکت میکنند، پس ما هم قطعاً میتوانیم که این اتفاق را رقم بزنیم و نیازهای کشورمان را از این باب تأمین کنیم. شایان ذکر است که فاز دوم این طرح که ترویج این نوع کودها هست هم در دست اقدام است.

مشتقات گاز و فواید آن

در حال حاضر در کشور ما بخش عمدهای از گاز طبیعی به عنوان سوخت استفاده میشود که مصرف کننده-های مختلفی مثل بخشهای خانگی، تجاری، نیروگاه ها و بخشی از صنایع را در بر میگیرد.
گاز طبیعی وقتی که به شکل خام است شامل اتان، پروپان و بوتان و ترکیبات سنگینتری که عمدتاً به شکل میعانات هست از چاه خارج و وارد پالایشگاه ها میشود. این مواد بعد از انجام فرایندهای مختلف گازی از همدیگر جدا میشوند. در پالایشگاه های گازی یکی از محصولات جانبی گوگرد است؛ چون که ترکیبات اسیدی عمدتاً محتوی ترکیبات H2S در گاز طبیعی هستند که منشأ تولید گوگرد خواهند بود. گازی که ما به عنوان گاز قابل فروش عرضه میکنیم بالای 85% متان و ترکیبات سنگین تر مثل اتان دارد و مقدار پروپان و بوتانش کم است. ترکیبات سنگینتر در برش پروپان و بوتان به عنوان LPG  وارد میشوند. پس می شود یکی از محصولات پالایشگاههای گازی. اتان نیز به عنوان یک محصول جانبی قابل عرضه است.
به ترکیباتی که به شکل میعانات هست، اصطلاحاً Condensate یا میعانات گازی گفته میشود که این هم یکی دیگر از محصولات جانبی پالایشگاه های گازی است؛ پس متان به عنوان سبکترین هیدروکربن، اتان به عنوان یک هیدروکربن 2 کربنه که عمدتاً خوراک واحدهای پتروشیمی است، پروپان و بوتان که به عنوان LPG شناخته میشوند و هنوز به عنوان سوخت مصرفی در داخل کشور استفاده  و بخش عمدهای از آن صادر میشود، جز مشتقات گاز هستند. هیدروکربنهای مایع نیز که به آنها Condensate  گفته میشود و در حال حاضر بخش عمدهای از آن صادر میشود و همچنین میتواند به عنوان خوراک پالایشگاه های Condensate استفاده شود. آنچه که در پالایشگاه های ستاره خلیج فارس قرار است عملیاتی شود را به مجموعه ای مثل پالایشگاه های Condensate وارد میکنیم تا محصولات دیگری مثل فراورده های مختلف هیدروکربنی که تمرکزش بر بنزین است از آنجا گرفته شود.

یک استراتژی طلایی: گاز طبیعی جایگزین نفت

به نظر من صنعت گاز کشور ما در یک دوره ای نقش خود را به خوبی ایفا کرده و آن تأمین انرژی در کشور بوده است؛ اگر ما صنعت گاز نداشتیم و اگر گاز طبیعی به عنوان انرژی غالب در اقصی نقاط کشور ما مورد استفاده قرار نگرفته بود، امروزه تولیدات نفت، جوابگوی نیازهای انرژی کشور نبود و نه تنها ما چیزی برای صادرات نداشتیم، بلکه برای تأمین نیازهای داخلی کشور هم با کمبود مواجه بودیم. پس براساس سیاستهایی که یک زمانی به درستی اتخاذ شد گاز طبیعی نقش جایگزین نفت را پیدا کرد و به خوبی نقش خود را ایفا کرد. به نحوی که امروز میبینیم بیش از 65% ازسبد انرژیهای فسیلی کشور توسط گاز طبیعی تأمین میشود. اما در آینده چه باید کرد؟ آنچه که دور نمای صنعت گاز در افقهای جهانی نشان میدهد، این است که گاز طبیعی به عنوان یک سوخت پاک مقبولیت بیشتری در آینده خواهد داشت و بنابراین ما میتوانیم از گاز طبیعی به عنوان ابزاری استراتژیک برای ورود به عرصه های بینا لمللی استفاده کنیم. ابزاری که میتواند کمک بزرگی برای به دست آوردن جایگاه کشور در منطقه و دنیا باشد. این سوخت پاک و این توجهی که به گاز طبیعی هست در حال حاضر نشان از این افق روشن برای آیندۀ گاز طبیعی میدهد.

نیروی انسانی متخصص یعنی بهره گیری از دانش، علم و تکنولوژی در صنعت

فکر میکنم نکته ای که همه ما باید به آن توجه کنیم، این است که صنعت گاز برای رسیدن به اوج شکوفایی درخور خود و برای اینکه بتواند نقش خودش را در آینده به درستی ایفا کند نیاز به توجه خیلی از نقاط تصمیم-گیری و نقاط تعیین کننده دارد. ما باید صنعت گاز را برای رسیدن به آن نقطۀ اوج کمک کنیم. ساختار صنعت گاز باید به نحو مناسبی تغییر پیدا کند و در مسیر نیازهای آن قرار بگیرد. ما باید به صنعت گاز کمک کنیم که بتواند در عرصه های جهانی ورود مناسبی داشته باشد. برای این کار باید به ورود این صنعت در مجامع بین المللی کمک کنیم.
برای این کار باید نیروی انسانی متخصص تربیت کنیم و برای اینکه این اتفاق بیفتد باید ظرفیت جذب در این صنعت را بالا ببریم. ظرفیت جذب یعنی چه؟ یعنی توان بهره گیری از دانش، علم و تکنولوژی در این صنعت. آنچه که ما را برای تبدیل شدن به یک برند آماده میکند، این است که ما توان، ظرفیت علمی و دانشی خود را بالا ببریم و بتوانیم به درستی این صنعت بزرگ را مدیریت کنیم. برای این اتفاق باید آموزههای خودمان را بیشتر کنیم. باید یادگیری فناورانه داشته باشیم. اینها چیزهایی هست که صنعت گاز ما را به آن نقطۀ آرمانی ان شاالله میرساند.

تاریخ به روز رسانی:.


مجری سایت : شرکت سیگما