" بسم الله الرحمن الرحيم "

Text Box: كلمه ا... هي العليا

 

شما بايد توجه بكنيد كه حفظ اين كشور و حفظ اسلام در اين ناحيه (نفت) بسته به تعهد شما به اسلام و ميهن خودتان است.

 

 

Text Box: در اين شماره


•	سر مقاله	2
 
•	ارتباط بين قيمت هاي گاز طبيعي و برق	3
           (مطالعه موردي) 	

•	 از وراي ذخيره سازي گاز طبيعي مايع شده (LNG) 	5
            در ژاپن		

•	`پوشش مــايـــع ( قسمت اول)      		7	

•	استــفاده از شبيه سازي ديناميكــي در راه انــدازي		11		
             واحدهاي فرآورشي جديد 
                       
•	نقش توسعــه صنعــت گـاز در پيشرفت جامعه انساني	 	14
           و  اثرات متقابــل تكنولوژي گــاز بر روي آموزشـهاي 
             د انشگاهي و ارتقاء سطح دانش مهندسي  ( قسمت اول)

 

Text Box: •	مدير مسئول : مهندس عزيزاله رمضاني
•	نقل مندرجات اين نشريه با ذكر مأخذ آزاد است.
•	نوشته هاي وارده در صورت عدم انتشار در نشريه ، پس داده نخواهد شد.
•	مسئوليت صحت مطالب و مقالات به عهده نويسندگان  مي باشد.
•	نشاني : تهران , خيابان كريم خان زند, خيابان آبان جنوبي ساختمان مركزي شركت ملي گاز ايران 
•	تلفن : 84877725-84877723     فاكس : 84877751   وب : WWW. NIGC.IR 
•	پست الكترونيك : INFO- PLANNING @ NIGC.ORG

 

 

 

‎abdi @ nigc . irعبداله يونس آراء
امور برسي منابع و مصارف
سر مقاله

 

ْ وسائط نقلیه گازسوز ْ

 

وسائط نقلیه گازسوز موجب ایجاد رشد شتاب زده پیش بینی ها در خصوص بخش حمل و نقل هستند.

مصرف گاز در بخش حمل و نقل از 1.1 کوادریلیون (بی تی یو) در پیش بینی های فعلی به 2.8 کوادریلیون در سناریوی شتابزده تر افزایش می یابد. سهم عمده رشد، بیش از 1.5 کوادریلیون، به وسائط نقليه گازسوز – اتوبوس های ترانزیت،کامیون های کوچک، و خودروها اختصاص دارد. گاز مورد استفاده برای کمپرسورهائی که گاز را  از  طریق خطوط انتقال و توزیع منتقل می کنند در سال 2020 به یک کوادریلیون افزایش می یابدکه رشد ملایمی نسبت به رقم 7/0 فعلی است. سناریوی شتاب زده  همچنین دربرگیرنده مقدار کمی گاز مورد استفاده در بخش ریلی است که به شکل گاز مایع شده است.

امروزه در حدود 80 هزار خودرو گاز سوز در ایالات متحده وجود دارد که تحت الشعاع بیش از 200 میلیون خودروی بنزین سوز و گازوئیلی موجود هستند. بیشتر خودروهای گازسوز سوخت خود را از حدود 1225 ایستگاه کمپرس گاز در سراسر ایالات متحده تامین میکنند ،رقمی که از سال 1991 تا کنون 4 برابر شده است.خودروهای گازسوز تجاری ترین پیشرفت انجام شده در خودروهای دارای سوخت جایگزین متانول، اتانول،پروپان، و برق هستند.

این ناوگان وسائط نقلیه در مناطقی که نگرانی هائی در خصوص کیفیت هوا وجود دارد قابل اتکا ترین گزینه هستند. برجسته ترین منافع خودروهای گازسوز در نواحی متراکم شهری که نگرانی هائی در خصوص کیفیت هوا وجود دارد است و سازمان های فدرال،ایالتی و محلی منافع بالقوه وسائط نقلیه گازسـوز در این نواحی را دریافته اند. طرح های ترویجی دولت فدرال شامل قانون هوای پاک، برنامه شهرهای پاک، برنامه کاهش آلودگی کیفیت هوا، قانون سیاست انرژی و برنامه وسائط نقلیه گازسوز پیشرفته است.

برخی از عوامل تشکیل دهنده ناوگان وسائط نقلیه- اتوبوس ها ،تاکسی ها ،وسائط نقلیه موتوری – هدف اول گاز طبیعی هستند. از آنجا که گاز طبیعی عموماً هزینه کمتری از بنزین دارد این وسائط نقلیه که در مسافت های بسیار طولانی حرکت میکنند میتوانند صرفه جوئی بسیاری را در هزینه های سوخت خود شاهد باشند. همچنین ناوگان وسائط نقلیه گرایش به تمرکز محلی دارند.بنابر این ناوگان مزبور می توانند مکان خود را در نزدیکی ایستگاههای سوخت گیری مجدد تعیین کنند و یا تاسیسات (سوختگیری)خاصی را برای خودشان نصب کنند.

وسائط نقلیه گازسوز منافع فوق العاده ای ایجاد می کنند اما با مشکلات جدی مواجه هستند.آلودگی های ناشی از خودروها ،کامیون ها و اتوبوس ها یکی از جدیترین منابع آلودگی هستند که درایجاد آلودگی شهری، مشکلات دید،و آلودگی ناشی از گازهای گلخانه ای سهیم هستند.وسائط نقلیه ای که در بزرگراه ها حرکت می کنند تقریبا  یک سوم از کل آلودگی های  دی اکسید کربن و اکسید نیتروژن و نیمی از کل آلودگی های مونوکسید کربن را تولید میکنند. استفاده بیشتر از گاز طبیعی نسبت به بنزین می تواند کاهش قابل ملاحظه ای در تعداد وسائط نقلیه آلوده ساز ایجاد کند. وسائط نقلیه گازسوز ،علاوه بر تمیز تر بودن از وسائط نقلیه متداول وابستگی فوق العاده ملی به واردات نفت را کاهش میدهند و هزینه سوخت، عموماً کمتر از هزینه بنزین یا گازوئیل خواهد بود.

 

 

منـبـع :           

 

WWW.Fueling The future

 

 

مهدي مرزي
امور برنامه ريزي تلفيقي

“ ارتباط بين قيمت هاي گاز طبيعي و برق “

marzi @ nigc . ir
 (مطالعه موردي)


 


-  خلاصه

قيمت برق ناشي از قيمت گاز طبيعي نمي باشد . مطالعه 52 هفته اي ذيل نشان داده كه تغييرات قيمت هاي عمده فروشي برق و قيمت هاي عمده فروشي گاز كاملاً مستقل از يكديگر عمل مي كنند.

اين نتيجه گيري زماني دقيق خواهد بود كه بازار اين دو كالا بصورت روزانه , هفتگي و ماهيانه مورد بررسي قرار گرفته و درهر بررسي جهت و اندازه تغيير قيمت ها مشخص شود. بهر حال طبق نتايج مطالعه دوازده ماهه ارتباط ضعيفي بين قيمت هاي گاز طبيعي و برق مشاهده شد.

 

 

- پيشينــه

در اين تحقيق, قيمت هاي گاز طبيعي تگزاس غربي (كه مهمترين منـبـع تاميـــن گاز كاليفرنياست) و قيمت هاي برق “ پالورد“ اريزونا ( كه تامين كننده اصلي برق كاليفرنيا ميباشد) مورد مطالعه قرار گرفته است. اطلاعات قيمت از آوريل 2000 تا آوريل 2001 مورد تحليل آماري قرار گرفته و بررسي گرديدكه ارتباط بين قيمت هاي گاز طبيعي و برق به كدام شكل از حالات زير بوده است.

-       همزمان افزايش يافته بودند

-       طي روز, هفته و ماه در يك جهت تغيير كرده بودند.

-       به يك اندازه نوسان داشته اند.

-       همديگر را تقويت و يا تضعيف نموده بودند.

 

در سال 2000 قيمت هاي عمده فروشي گاز طبيعي تگزاس و همچنين قيمت هاي برق مانند كليه نقاط آمريكاي شمالي افزايش داشته است, با مشاهده اين امر عده اي نتيجه گيري كرده اند كه قيمت هاي بالاي گاز طبيعي علت قيمت هاي بالاي برق بوده است. اين تحقيق در پي آنست كه نشان دهد آيا چنين اظهارنظرهائي صحيح است يا خير.

 

- آنچه اتفاق افتاد

افزايش قيمت هاي برق و گاز طبيعي از 26 آوريل 2000 آغاز شد. در اين روز قيمت عمده فروشي برق در مقايسه با آغاز همان هفته تقريباً دوبرابر شد ( 79/67 دلار در هر مگاوات ساعت در برابر 83/34 دلار) ولي قيمت گاز طبيعي تقريباً بـــدون تغييــر باقـــي ماند ( 01/3 دلار در هر ميليون BTU), دو هفته بعد ميانگين قيمت عمده فروشي برق به
 15/80 دلار در هر مگاوات ساعت رسيد. در صورتيكه قيمت هاي عمده فروشي گاز 99/2 دلار در هر ميليون BTU بود. بدين ترتيب مشاهده شد كه در طول هفته در حقيقت ارتباط معكوس بين تغييرات قيمت هاي گاز و برق وجود داشت.

در طول يك ماه نيز قيمت متوسط عمده فروشي برق از
 74/34 دلار در هر مگاوات ساعت به 62/73 دلار افزايش يافت در صورتيكه قيمت گاز طبيعي از 88/2 دلار در هر ميليون BTU به 27/3 دلار رسيد. بعبارت ديگر در هنگام بررسي ميانگين ماهيانه قيمت ها, مشخص گرديدكه اگر چه قيمت هر دو كالا افزايش داشت ولي اين افزايش در مورد گاز طبيعي تنها درصد ناچيزي از افزايش قيمت برق بود.

بنابراين, مطالعه روزانه , هفتگي و ماهانه قيمــت ها بيانگر اين نكته بود كه در آغاز تغيير اساسي در قيمت ها در دو بازار گاز و برق , افزايش قيمت برق نسبت به افزايش قيمت گاز مهمتر و در اولويت بوده است. لذا بر اساس تجزيه و تحليل انجام شده بطور وضوح مشخص شد كه افزايش قيمت برق نمي تواند ناشي از افزايش قيمت گاز طبيعي باشد. برعكس ميتوان چنين استنباط كرد كه افزايش قيمت برق تا حدي باعث افزايش قيمت گاز بوده  است.

هيچگونه ارتباطي بين قيمت هاي گاز و برق وجود ندارد.

بررسي قيمت هاي گاز طبيعي و برق در يك دوره 12 ماهه مبين استقلال كامل قيمت هاي اين دو كالا, همانند بازارهاي مستقل و جدا از هم آنها است. اگر چه اين تحليل  بنظر روشن و آشكار مي رسد, اما استفــاده از روش هاي آماري براي تاييد بيشتر مسئله فوق نشان داد كه فرضيه وجود ارتباط بين تغييرات قيمت در اين دو بازار در سال فـــوق , به هيــچ وجه تاييد نمي شود. توانائي در مــورد پيش بيني تغييرات قيمت برق از روي تغييرات قيمت گاز مانند توانايي ما در مورد پيش بيني نتيجه به هوا اندختن يك سكه و احتمــال آمدن شيـــر يا خط است. با بررسي ماهانه, هفتگي و روزانه اطلاعات و داده ها اين فقدان ارتباط تاييد شده است.

با بررسي افزايش يا كاهش ماهيانه قيمت هاي عمده فروشي گاز و برق مشخص شد كه در پنج ماه از سال افزايش قيمت هاي برق همراه با افزايش قيمت گاز بود اما در هفت ماه ديگر افزايش قيمت برق همراه با كاهش قيمت گاز و يا كاهش در قيمت برق همراه با افزايش در قيمت گاز بوده است. بعبارت ديگر در پنج ماه سال جهت تغييرات قيمت گاز و برق با هم همسو و در هفت ماه غير همسو بوده است. اين مطلب در مورد مطالعه هفتگي نيز نتايج مشابهي داشته است, يعني با نگاهي به معاملات انجام شده طي 52 هفته زمان مطالعه درمي يابيم كه قيمت هاي گاز و برق تقريباً در نيمي از هفته هاي مورد بررسي در يك جهت (يا هر دو به طرف بالا و يا هر دو به طرف پايين ) حركت كرده اند و در هفته هاي ديگر برعكس.

با اندازه گيري دو گونه همبستگي تغييرات قيمت روزانه بــــرق و گاز در سري هاي زماني منتخب به شواهـدي
مي رسيم كه مؤيد اينست كه ارتباطي بين قيمت اين دو كالا وجود ندارد. اندازه همبستگي خيلي كوچك بوده بعلاوه خيلي نزديك به صفر مي باشد. رقم 19/0 براي همبستگي بين اندازه تغييرات قيمت ها بين برق و گاز بدست آمده و ميزان طبقه بندي ضريب همبستگي (كه ارتباط بين بالاترين و يا پايين ترين تغييرات قيمتي را نشــان مي دهد) رقم كوچكتري است (09/0) , بنابراين ميتوان به اين نتيجه  رسيد كه ارتباط اندكي , هر چند بصورت تصادفي , بين تغييرات قيمت اين دو كالا وجود داشته است.

اگر نگاهي ويژه و دقيق به قيمت هاي بيفكنيم دوره اي  را مشاهده خواهيم كرد كه تغييرات قيمت هاي گاز طبيعي با تغييرات قيمت هاي برق در ارتباط بوده اند اما حتي در اين دوران ارتباط “ اندازه تغييرات “ بسيار ضعيف بوده است. لذا ميتوان نتيجه گرفت كه اگر چه گاز طبيعي يك عامل  قطعي و مهم در هزينه توليد برق است اما اثر آن در تعيين قيمت برق در بازار عموماً ناچيز است.

 

نتيجه گيري :

با هر ديدگاهي كه اطلاعات و داده هاي قيمت گاز و برق را طي دوران مطالعه بنگريم , هيچگونه ارتباط ثابت و دائمي بين تغييرات قيمت اين دو كالا قابل مشاهده نيست. بطور كلي اين قيمت ها در يك راستا حركت نمي كنند و وقتي كه براي مدت كوتاهي ارتباطي بين تغييرات آنها پيدا ميشود اندازه هاي اين تغييرات با هم ارتباطي ندارند و نوسانات قيمت برق بيشتر ازنوسان قيمت گاز طبيعي است.

 نتيجه گيري قطعي و اجتناب ناپذير اين مطالعه اين است كه در حاليكه بالا رفتن هزينه هاي گاز طبيعي نيروگاه ها عاملي براي افزايش هزينه برق است امـــا اين هزينـــه ها عامـــل تاثيرگذاري در تعيين قيمت برق نمي باشند.

منبـع :

www.ngsa. org

 


“ از وراي ذخيره سازي گاز طبيعي مايع شده (L.N.G)

فرشاد فلاحي
امور بررسي مهندسي و  طرحها
ذخيره سازي L.N.G در حفره هاي زيرزميني

(قسمت اول)


مقــدمــه :

انباشت و ذخيره سازي گاز طبيعي در دوره هاي فصلي و كوتاه مدت عاملي در راستاي كاهش ظرفيت تقاضا از تاسيسات توليد گاز و نيز خطوط انتقال گاز خواهد بود, لهذا سازند هاي زيرزميني مناسب در گستره وسيعي از كشورها مورد توجه قرار گرفته است.

در مقــــام تمثيــــل سفره هاي آبـــي و يا مخازن نمكي (aquifers or Salt deposits) را مي توان نام برد. همچنين ذخيره سازي استراتژيك گاز طبيعي نيز توجه برخي كشورها را به خود معطوف داشته است. بهرحال رويكرد كشورهاي بيشماري كه فاقد سفره هاي آبي و يا مخازن نمكي مناسب مي باشند به سمت وسوئي است كه به منظور ذخيره سازي زيرزميني گاز طبيعي , گودالها و حفره هاي صخره اي را مدنظر قرار داده اند.

اصول طراحي مخازن صخره اي با هدف ذخيره سازي زيرزميني گاز طبيعي و يا انباشت گاز طبيعي مايع شده L.N.G برپايه تجارب و آزمايشات عملي صورت گرفته در دانشكده فني چالمرز گوتنبرگ كشور سوئد بنا نهاده شده است. در حال حاضر از جمله ايده هاي تكامل يافته در صنايع گاز سوئد كاربرد خطوط لوله فولادي در حفره هاي زيرزميني با فشارپذيري بالاتر از 150 بار (Bar) مي باشد.

 

ادله ذيل مزاياي انباشت گاز طبيعي مايع شده (LNG) درون حفره هاي زيرزميني را بعنوان جايگزيني نويد بخش و اطمينان بخش معرفي مي نمايد.

1-   چگالي و غلظت بالا (LNG) كه عامل كاهش دهنده احجام تقاضا مي باشد بعنوان مثال در مقايسه با گاز با فشار 150 بار {در فاز گازي}داراي ضريـــــب و فاكتور 4
مي باشدكه بالمآل برتري و مزيت هزینــه اي عمـــــده اي محسوب مي شود.

2-    بهره مندي از فشار آتمسفريك (جوي)

با بهره گيري از موقعيت هاي سطحي و اماكن كم عمق و نيز بهره مندي از ايمني برتر كاهش هزينه هاي بيشتري عائد مي گردد.

از معايب اين امر, نياز به احداث حائلها و ديوارهاي جدايش با هدف صيانت از صخره ها و به منظور جلوگيري و ممانعت از كاهش درجه حرارت , ترك پذيري بيشتر, اتلاف ناشي از جوشش گاز (boil-off losses) و نيز نيازهاي موضعــي تاسيســـات مايع سازي گـــاز طبيـعي مي باشدكه اين حالت تاسيساتي را كه داراي مخزن دارهاي اقيانوس پيما مي باشند را شامل نمي گردد.

بهر حال با طرحهاي مناسب مزايا بر معايب فزوني خواهد يافت و اين در حاليستكه با عايق بندي و مجزا نمودن حفره ها و گودالها در حقيقت در نمائي ظاهري, گودال هاي صخره اي مجزا و
 عايق بندي شده اي با هدف انباشت
LNG و به منظور جايگزيني امكان حضور مي يابد.

اين گودالها در مقابله با بمباران هاي هوائي, سقوط هواپيماها و آتش سوزيها داراي درجه ايمني و امنيت بالائي بوده و كمترين اثرات تخريبي زيست محيطي را دربر خواهد داشت كه اينچنين عواملي در تصميم گيري براي بسياري از كشورها حائز اهميت است.

 

تحقيقات آزمايشگاهي (RSRL) Rodasten

همانگونه كه در شكل 1 مشاهده مي شود تاسيسات ذخيره سازي گاز طبيعي در سال 1988 در شهر گوتنبرگ سوئد و بعنوان یك حوزه تحقيقاتي برپا گرديد . اصلي ترين ويژگي اين تاسيسات برخورداري از دو گودال صخره اي مي باشدكه گودال A به منظور آزمايشات گاز طبيعي فشرده شده و گودال B به منظور آزمايشات سرمازائي طراحي و تجهيز شده اند . اين تاسيسات همچنين داراي فضائي عمومي شامل كارگاه ها, دفاتر گاز مخصوص كاوشگران و پژوهشگران و نيز مركز رايانه مي باشد.

براي هر يك از گودالها, حفره اي حفاري شده كه محتوي آب مي باشد اين تاسيسات در عمق 70 متري و در يك بستر و آرايش گرانيتي (سنگ خارا) قرار گرفته است كه ساختمان آن داراي پيوندگاههاي (مفصل هاي ) متعددي است.

 

 

نزديك ترين رودخانه (رودخانه Gota) به اين تاسيسات در سطحي در حدود 40 متر بالاتر نسبت به آن قرار گرفته است. دسترسي به اين تاسيسات از طريق تونلي شيبدار ( با شيب 8 :1 ) امكانپذير شده است. برنامه هاي پژوهشي جامع در خصوص زمين شناسي و مكانيك صخره تا مرحله آزمايشات مربوطه تدوين شده است . اين برنامه ها شامل پژوهشهايي در زمينه
 مغــز و هسته صخره, نقشه هاي زمين شناسي , آزمايشات
Hydrogeological و پيمــــايش و سنجــش ميــزان تنش صخره ها ميباشد. گـــودال B استوانه اي عمومي است كه داراي 12 متر ارتفاع و 7 متر قطر مي باشد , همانگونه كه شكل 2 مشاهده مي شود اين گودال توسط يك توپي داخلي حائل و مجزا  شده است كه تمامي لوله ها و اتصالات كابلي از درون آن عبور مي كند. اين مجموعه لوله هاي آب و لوله هاي گاز فريون Freon كه از جانب واحد سرمازا هدايت شده اند ]واحد سرمازا بيرون از توپي قرار دارد[ و نيز لوله هاي تزريق نيتروژن مايع و همچنين لوله هائي كه وظيفه تبادل حرارت و خنك كنندگي گا زرا برعهده دارند را دربر مي گيرد. علاوه بر آن صدها كابل كه به منظور  علامت دهي و ايجاد شبكه الكترونيكي و الكتريكي بكار گرفته شده اندر ا شامل میگردد.

اسباب و ادوات بكار گرفته شده شامل فشار سنج ها , حرارت سنج هاي سلولـــي, همگرا سنج ها , انبساط سنــــج ها و كشش سنج ها ها مي باشد. در گودال B همچنين سيستم پخش و پاشش نيتروژن تعبيه شده است كه در مدت زمان آزمايشات سرمازائي و تا زمانيكه درجه حرارت در اين گودال به 190 درجه سانتي گراد كاهش يابد مورد بهره برداري قرار مي گيرد.

انتقال نيتروژن مايع بدرون گودال از جداره حفاري شده صورت مي گيرد . خروج گاز سرد شده و فاقد جوشش و انباشت آن در مخازن مستقر شده در سطح است . در راستاي آزمايشات بعمل آمده در مورد گودال B و بر پايه مدلهاي رياضي مختلف , مطالعات توسعه اي و بهبود در زمينه تركهاي كششي در حوزه محيطي توده صخره اي صورت مي پذيرد. آزمايشات مربوط به ساختمان و نيز ابزارآلات اندازه گيري در گودالـــها و نيــــز قاعده بندي و فرمول بندي آن و نيز ارتباط اين گونه فعاليتها با برنامه هاي آموزشي از طريق موافقت و هدايت دولت و صنايع سوئد و نيز شركتهاي بين المللي گاز ممكن مي گردد .

 

تحقيق و كاوش در زمينه انباشت L.N.G

“ ضريب حرارتي بحراني در گودال ذخيره سازي گاز مايع شده “

اگر چه بهترين حالت در اهداف متنوع و مختلف , ذخيره سازي گاز مايع شده در يك درجه حرارت طبيعي است لكن در هنگامه فرآيند سرمايش زمينه ايجاد ترك در صخره فراهم مي شود. زمانيكه مايع سرمازا در يك گودال صخره اي (Unlined) انباشته مي گردد جلوگيري از توسعه و رشد تركهاي ناشي از حرارت در ديواره هاي صخره بسيار ضروري خواهد بود زيرا وجود چنين تركهايي زمينه افزايش مؤثر و شديد در خصوص انتقال حرارت گدازه هاي محيطي توده صخره اي و به منزله سرعت و يا نرخ انقطاع جوشش گاز مي باشد.

بعبارت ديگر اگر وضعيت گودال و فرآيند سرمايش بطور مناسب انتخاب گردد تركهاي ناشي از حرارت توسعه و رشد نخواهند يافت . در چنين حالتي گودالهاي صخره اي طراحي شده , به مثابه مخازني ايمن و اقتصادي به منظور ذخيره سازي گاز مايع شده (LNG) خواهند بود.

در شرايط بحراني تنش هاي حرارتي حاصله در يك گودال
TC ممكنســت بكمك واژه حداقــل تنش ديواره مماس (Tangential Wall) و يا تنش سقف[Tw (min)] در گودال و مقاومت كششي (انبساطي) توده صخره اي بشكل رابطه ذيل بيان گردد.

‏‏Tc = Tw (min) + T

 

در حقيقت تلاشهاي قابل ملاحظه اي در زمينه تحقيقات مكانيك صخره و بر روي نواحي مركزي صخره از جمله تنش و مقاومت صخره معطوف شده است كه در حال حاضر اطلاعات محدودي در زمينه ويژگيهاي صخره در دماي (درجه حرارت) پايين موجود مي باشد.

خاصه اينكه مشخصات قراردادي در خصوص حرارت توده صخره اي هنوز تبيين و شناخته نشده است.

هدف از آزمايشات مطرح شده بر روي گودال B در واقع آشكار سازي اين ميدان عمل و شفافيت اين موضوع و بنا نهادن و فراهم نمودن زمينه بازبيني روشهاي عددي به منظور تشريح فرايند ترمومكانيكالي (مكانيك حرارتي) است .

 

آزمونهاي سرمازائي

در آزمونهاي پيش اندازي(Forthcoming) در گودال B كه به منظور كاهش ميزان درجه حرارت و نيز كاهش سطح گاز مايع شده از سيستم تزريق نيتروژن مايع بهره برداري مي شود,  ميزان درجه حرارت گست و شكستگي و نيز ميزان حرارت انتقالي همراه مابين توده صخره اي و گاز مايع ذخيره شده كليد معما و گره گشاي تحقيقات خواهد بود . نتايج برگرفته شده در راستاي تبيين و درك يكي از مكانيزمهاي مربوط به صخره در ارتباط با درجه حرارت هاي پايين , همچنين راه كاري فراروي طراحي گودالهاي انباشت LNG مي باشدكه در هر 2 حالت بهــره مندي و يا عـــدم بهره مندي از Lining و يـــا Insulating داخلي مورد نطر  قرار گرفته است.

 

آزمونهاي برودت زائي اوليه  

در آزمون اوليه برودت زدايي ا زيك ماشين سرمازا به مدت 200 روز بهره برداري شده است تا درجه حرارت گودال B به منهاي 42 درجه سانتي گراد برسد. درجه حرارت صخره در دو سطح تحتاني و مياني گودال و در دو راستـــا و به منظـــور نمايش ضدكششي (antistropy) حرارتي ناشي از پيوندگاههاي موجود در صخره تعيين شده است.

توزيع درجه حرارت در توده صخره اي از طريق مدلهاي تئوريك و نيز آزمونهاي آزمايشگاههاي و بهره مندي از برنامه هاي عددي (FLAC) قابل تخمين و پيش بيني مي باشد. كه اين برنامه عددي از طريق روش اختلاف (تفاضل) محدود قابل حل است .

 

 

 نمودار شماره 3 نمايانگر ميزان درجه حرارت هاي پيش بيني شده و نيز ثبت شده در توده صخره اي و در سطح مياني گودال B  مي باشد. در دو راستاي عمودي (ستوني) مقادير مورد قبول نشان داده شده است. بهترين تناسب بدست امده حالتي است كه ضريب ساطع صخره (K) مابين دو ضريب نشان داده شده ذيل مي باشد.

K = 2.1m2/s   at  - 40˚ C

 

K = 1.9 m2/s   at + 10˚ C

 

ميزان وابستگي درجه حرارت و تبعيت آن از طريق آزمون هاي آزمايشگاهي و با بهره مندي از مشاهده چگونگي روند آن استنتاج مي گردد.

 

منبع :

March 2003 Storage LNG Journal

 

    

 

 



 


وحيدرضا زيدي فرد
امور بررسي مهندسي و طرحها

" پـــــــوشش مـــايـــــــــع  "

zeydifard @ nigc .org
(قسمت اول)

 


برخي از عوامل در طول عمر خط لوله بسيار مؤثر مي باشند . اين عوامل شامل كيفيت ساختاري و حفاظتي سيستمهاي پوشش, حفاظت كاتديك, طبيعت محيط, شرايط بهره برداري و چگونگي و تناوب نگهداري از خط لوله مي باشند . هيچكدام از اين عوامل به اندازه سيستم پوشش , بر عملكرد طولاني مدت و بدون اشكال يك خط لوله تاثيرگذار  نمي باشند. نشتي هاو پاره شدگيهاي خط لوله و نهايتاً عمـــر مفـــيد آن, مستقيماً ناشي از نقص يا زوال پوشش
مي باشد.

در سال 2000 طول خطوط لوله در آمريكا بالغ بر 2/2 ميليون مايل گرديدكه در حدود 24% اين خطوط داراي طول عمر بيش از 50 سال مي باشند. اين قدمت و خرابي پوشش ناشي از آن,  انگيزه اي براي توسعه روشها و فناوريهاي نوسازي امكانات قديمي تر و افزايش عمر خطوط لوله موجود گرديد. سيستمهاي پوشش جديد و تكنيكهاي كاربردي كه تاكنون مطرح گرديده اند در جهت توانايي ارتقاي سيستمهاي قديمي و موجود با هزينه اي مناسب و مطابق با آخرين استانداردهاي صنعتي مربوطه بوده اند.

اين مقاله وظايف پوشش خط لوله, عوامل منجر به خرابي پوشش, و اثرات يك سيستم پوشش را مطرح و راجع به پيشرفتهاي به عمل آمده در سيستمهـــاي پوشش مايع و روشهاي كاربردي براي اصلاح زيرساختارهاي خط لوله بحث مي نمايد.

 

حفاظت از خوردگي لوله هاي مدفون

براي نگهداري كامل و بدون نقص يك سيستم خط لوله مدفون نياز به حفاظت از خوردگي مي باشد و پوششها اولين محافظ براي يك خط لوله هستند. زماني كه يك خط لوله مدفون در معرض حمله خوردگي قرار مي گيرد, در صورتي كه در تماس با يك محيط مرطوب باشد, پوشش خط لوله جهت جداسازي آن از محيط خورنده يك راه حل بسيار مناسب مي باشد. چون هيچ سيستم پوشش بدون نقصي وجود ندارد, از حفاظت كاتديك به عنوان مكمل سيستم حفاظتي استفاده مي شود.

 بسياري از كشورها در ارتباط با الزام پوشش خطوط لوله قوانيني وضع نموده اند و در اين قوانين  به صورت كلي عنوان شده است كه يك پوشش بايد داراي خواص زير باشد :

·      جداسازي الكتريكي سطوح خارجي خط لوله از محيط اطراف آن .

·      داشتن چسبندگي كافي براي مقاومت در مقابل جابجـــايي زير لایه ای الكتروليت.

·      داشتن نرمي مناسبي براي مقاومت دربرابر ترك خوردگي.

·      مقاوم در مقابل صدمات ناشي از تنش خاك و جابجايي طبيعي .

·      قابليت انطباق با حفاظت كاتديك.

·      مقاوم  در برابر دماي محيط و دماي عملياتي.

حفاظت كاتديك جهت تضمين نگهداري كامل و بدون نقص لوله , بسيار اساسي مي باشد. حفاظت كاتديك يك روش كنترل خوردگي است كه با تامين يك جريان مستقيم خارجي, جهت خنثي سازي جريان خوردگي طبيعي ايجاد شده در محلهاي آسيب ديده پوشش خط لوله , انجام مي پذيرد. جريان مورد نياز براي محافظت از يك خط لوله بستگي به محيط و تعداد و اندازه آسيب ديدگيهاي پوشش دارد. به طور واضح مي توان گفت براي يك محيط خاص هر قدر تعداد و اندازه آسيب ديدگيهاي پوشش بزرگتر باشد,  به مقدار جريان بيشتري براي محافظت نياز خواهد بود.

پوشش به عنوان يك بخش مكمل , در عملكرد سيستم حفاظت كاتديك خط لوله,  ايفاي نقش مي نمايد. هنگامي كه يك سيستم پوشش به نحو چشمگيري در معرض خرابي قرار گيرد, ملزومات حفاظت كاتديك و هزينه ها مي توانند به صورت نمايي افزايش يابند. تا اواخر دهة 1970 , يعني پيش از آنكه به نحو وسيعي از پوشش هاي اپوكسي يا پوشش هاي مشابه با قابليت چسبندگي  بالا  استفاده گردد, متخصصين حفاظت كاتديك معمولاً 3% از سطح پوششي يك خط لوله را به عنوان سطح بدون پوشش در نظر مي گرفتند. اين عدد براي سيستم هاي نوار و قير که در آن زمان مورد استفاده قرار مي گرفت واقع بينانه بود. خطوط لوله جديد, كه از پوششهاي با چسبندگي بالا استفاده نموده اند, معمولاً به اندازه 2 تا 3 درجه, به جريان كمتري نياز دارند.

بسياري از پوشش هاي قديمي “ كم چسبنده “ در طول زمان رو به زوال گذاشتند , تا جاييكه كاملاً بي اثر گرديدند. تجربه صنعتي نشان داده است كه اين نوع پوشش معمولاً شامل ماستيكها , قيرهاي آسفالتي , نوارها و در مقياس كمتر قيرهاي ذغال  سنگي بوده است. شكل 1 بيانگر آن است كه چگونه هزينه هاي حفاظت كاتديك مي توانند با تخريب پوشش, سرعت گيرند . منحني هاي شماره 1 و 2 بيانگر تخريب تقريبي 30% پوشش مي باشند, در حاليكه تقريباً به صورت عمودي صعود مي كنند . علاوه بر اين حفاظت كاتديك به سختي مي تواند برقرار بماند و يا حتي به ميزان مورد نظر برسد.

 

شکل 1- هزینه های حفاظت کاتدیک

 به عنوان تابعی از عملکرد  پوشش

 

در سال 1995 , مؤسسه انرژي ملي كانادا (NEB) يك تحقيق راجع به ترك خوردگي ناشي از خوردگي تنشي (SCC) بر روي خطوط لوله گاز و نفت كانادا به انجام رساند. در گزارش انتشار يافته  سال 1996 NEB  آمده است كه اكثر ترك خوردگيهاي ناشي از خوردگي تنشي منجر به خرابي , در لوله هايي كه با نوار پلي اتيلن پوشش داده شده بودند, اتفاق است. در اين گزارش شرح داده شده است كه برخي از نوارهاي پلي اتيلني به دليل  تاخوردگي ايجاد شده توسط نوار كه بين سطح لوله و درز طولي جوش اتفاق مي افتد, مستعد جدايش مي باشند. همچنين جدايش , در جاييكه نوار بين پيچشهاي متوالي روي هم پوشاني شده است يا در مكاني كه تنش خاك باعث حركت يا چروك شدن پوشش گرديده است , به وقوع مي پيوندند.

بدليل خاصيت عايق الكتريكي بالاي پلي اتيلن و نيز مسير نسبتاً طولاني زير نوار جدا شده , نمي توان جريان حفاظت كاتديك كافي را بـــراي مقابله با خوردگي به لوله رسانيـــد. ايــــن پديده “ سپر “ (شيلدينگ) ناميده مي شود. هنگامي كه سپر ايجاد مي شود,
 مي تواند منجر به خوردگي حفره اي گردد. اما نگراني بيشتري كه از نتايج پديده سپر وجود دارد مربوط به خوردگي عمومي گسترده يك محيط مستعد براي
SCC مي باشد. اين دو سناريو مي توانند منجر به تخريب فاجعه آميز خط لوله گردند.

با وجود پديده سپر, نسبت به عملكــرد حفاظت خوردگي الكتريكي بر روي لوله, جهت حفاظت لوله در مقابل خوردگي , ترديــد وجود دارد و نيـــاز به ديگــــر روشهاي پرهزينه مانند پيگ راني, آزمايش هيدرواستاتيك , يا حفاريهاي منفصل خواهد بود. قطع نظر از روش مورد استفاده براي ارزيابي سلامت خط لوله , در صورت برخورد با خوردگي نياز به برنامه هاي اصلاحي خواهد بود. روشهاي اصلاحي عموماً محدود به حفاظت كاتديك اضافي, پوشش مجدد , تعويض لوله يا تركيبي از انتخابهاي فوق مي باشد. در موردي كه جدا شدن پوشش به دليل ايجاد سپر به وقوع  مي پيوندد، حفاظت كاتديك اضافي يك انتخاب مؤثر نخواهد بود, بنابراين تنها گزينه ممكن, مرمت  لوله بوسيله پوشش مجدد يا تعويض لوله مي باشد.

 

پوششهاي مايع 

همانطور كه از مباحث فوق مشاهده مي شود, در بسياري از موارد پوشش مجدد تاسيسات موجود عملي ترين انتخاب براي مرمت خطوط لوله مي باشد. در بعضي از موارد امكان ايجاد جريان حفاظت كاتديك اضافي وجود ندارد و يا اينكه با وجود هزينه بسيار بالا تضميني نسبت به حفاظت از خوردگي تاسيسات ايجاد نمي گردد. هزينه هاي ترميم پوشش به طور قابل توجهــي از هزينه هاي تعويض لوله پايين تر مي باشند و هم اكنون فناوري پوششي كه در دسترس مي باشد اين امكان را فراهم  مي سازد كه تاسيسات در حد استانداردهاي موجود و يا حتي بالاتر از آن بهسازي گردند.

پوشش هاي مايع براي ترميم خط لوله و تعميرات پوشش ايده آل مي باشنــد. اين پوشش ها براي كاربردهاي كارگاهي, شامل پروژه هاي بزرگ پوشش مجدد يا قطعات كوتاه لوله , چه در داخل و يا خارج از كانال , بسيار مناسب مي باشند.

فرمولاسيون پوشش مايع قابل دسترس كنوني به صورت 100% بدون حلال (بدون مواد فرار) عرضه مي گردد و بدون نياز به پرايمر از قابليتهـــاي بالاي ساختـــار پوشش يك لايه برخوردار مي باشد . علاوه بر اين , جهت انعطاف پذيري اپراتورهاي خط لوله در انتخاب بهترين تكنيك كاربردي مناسب براي پروژه خاص,  اجـراي, اين پوشش به صورت پاششي و يا قلــم مويي ممكن مي باشد.

براي پاشش آسان اين مواد در داخل و يا خارج از كانال , تجهيزات پاششي بدون هوا, توسعه و بهبود يافته اند. به علاوه تجهيزات پاششي عبور خطي اتوماتيك جهت اجراي پروژه هاي پوشش مجدد طراحي گرديده اند.

براي مرمت خطوط لوله كوچكتر در حال حاضر تجهيزات پاششي بدون هوا يا  نوع قلم مو و غلطك  نقاشي در دسترس مي باشند .

 

منبع :

World Pipelines Magazine


 “ استفاده از شبيه سازهاي ديناميكي ”

احمدرضا شريفي
امور بررسي وبرآورد طرحها
در راه اندازي واحدهاي فراورشي جديد

Sharifi @ nigc.ir
 

 


سيستم آموزشي (OTS) Operating trianing system يك روش مناسب جهت پروهايي است كه به صورت كليد در دست اجرا مي شوند.

اين سيستم ها اغلب بوسيله نرم افزارهاي مناسب طراحي مي گردند و فقط مناسب استفاده توسط پرسنل مرتبط هستند. شبيه سازهاي ديناميكي تجارتي توليد شده قادرمي باشند, فرايندهاي پيچيده را بطور ديناميكي طراحي نمايند و قادر خواهد بود انتظارات حاصل از سرمايه گذاري در OTS را برآورده نمايد. اخيراً شركت BP اعلام نموده است كه چطـــور يك شبيه ســاز ديناميكـــي براســـاس روش OTS مي تواند خيلي از وظائف را قبل از راه اندازي واحد پشتيباني نمايد و مسائل فراورشي را ارتقاع بخشد .

 توسعه و مطالعه مدل هاي شبيه سازي ديناميكي فوايد نيز را بدنبال خواهد داشت :

-       توانايي پيش بيني رفتار فراورشي پيچيده يك واحد

-       فراهم شدن شرايط واقعي واحد جهت آزمايش وآرايش سيستمهاي  كنترلي

-       ارائه يك مدل ديناميكي كه ممكن است جهت استفاده در مراحل قبل از راه انــــدازي و زمــــان راه اندازي  مورد استفاده قرار گيرد. 

-       نگهداري سيستم هاي OTS چه در مورد استفاده از شبيـــه سازهـــاي شبكـــه اي و چــه در مـــورد
شبيه ســازهـــاي غيرديناميكـي بــر پايه نرم افـــزار وينــدوز مي باشد.
  

-       افراد شاغل در واحد مي توانند از مدل ديناميكي براي كارهاي مهندسي بعد از راه اندازي نيز استفاده كنند.

 

با توجـــه به فوائد ذكر شــده عمر مفيـــد سيستــــم OTS طولاني تر شده است و شركت هاي عملياتي ميزان سود بيشتري را در دراز مدت از سرمايه گذاري در بخش شبيه سازي ديناميك فرايند را دريافت مي كنند.

 

استراتژي تصميم گيري پروژه :

در سال 2001 شركت BP يك واحد استيل استات را در انگلستــان با ظرفيت واحــــد 220000 تن در ســــال مورد بهره برداري قرار دارد.  اين واحــــد در جهان منحصر بفرد مي باشد. اين واحد تنها بعد از دو هفته از راه اندازي, محصولات را با مشخصات اصلي توليد نمود . اين پروژه داراي يك تكنولوژي كاملاً جديد بود . شركت BP يك تصميم كليدي در مورد استفاده از شبيه سازهاي ديناميكي بعنوان يك قسمت از كار مهندسي قبل از راه اندازي گرفت, اين مدل ديناميكي شبيه سازي واحد, خيلي از كارهاي مهندسي و وظائف عملياتي, جهت راه اندازي را مشخص نمود. پروژه تنها وقتي مورد تائيد قرار گرفـــت كه مراحل شبيه سازي را با موفقيت پشت سرگذاشت. همچنين در نظر است كه از مدل ديناميكي بــراي وظائـف مهندسي در حين بهره برداري  بعدي نيز استفاده شود.

 

اهداف كليدي

براي فهميدن يك فرآيند و كنترل سيستم و آموزش افراد بهره بردار,  شركت BP يك مدل ديناميكي با امكانات جديد طراحي نموده است . پروسس اتيل استيت در هر دو قسمت تكنيكهاي عملياتي و سيستم كنترل كاملاً جديد بود. يك شبيه ساز مناسب نسبت به ايمني عمليات و مسائلي كه مي تواند از يك راه اندازي هموار و رسيدن به جريان طراحي محصولات در زمان مورد نظر بسيار حساس باشد.

قبلاً شركت BP با موفقيت شبيه ساز را جهت تائيد نمودن سيستم كنترلي DCS بكار برده است. در اين پروژه هدف اصلـــي چيــــدن سيستـــم كنترلي و امتحان نمودن پروسه راه اندازي و آشنايي با تكنيكهاي هاي عملياتي و استراتژي عملياتي مي باشد.

شركت BP با تحيقات انجام داده بر روي پروسه شيميايي به اين تكنولوژي دست يافته است. در اين پروژه شبيه ساز تجارتي مسائل فني را از سيستم طراحي به سيستم عملياتي منتقل مي نمايد. ابتدا يك مدل پايا و ديناميكي انتخاب شد. اين انتخــــاب توانســــت از اطلاعات وسيـــــع شيميائي و ترموديناميكي در يك مدل ديناميكي استفاده كند.

از مدلهــاي ترموديناميكي در جهــــت سازماندهي, خيلــي وظائف استفاده شد . بعضي از اولين فوايد آن بشرح ذيـــل است.

 

مهندسي فرايند : شبيه ساز عمليات پايا را مورد بررسي قرار داده و در صورت تغيير جريان , نتايج آن توسط شبيه ساز مشخص مي شود.

 

مهندسي كنترل : با استفاده از شبيه ساز مهندسين مي توانندمشكلات كنترلي قبل ازراه اندازي واحد را مشخص نمايند . سيستم مي تواند محل شيرها مشخص نموده و اندازه شيرهاي كنترلي را طراحي  نمايد و پارامترهاي كنترلي را محاسبه نموده و سپس براي واحد واقعي بطور موفقيت آميز استفاده  گردد.

 

مهندسي عمليات : تكنيك هاي عملياتي مي تواند مجدداً  مورد بازنگري قرار گرفته و مراحل راه اندازي و بستن واحد را مشخص مي نمايد و بطور مفهومي و عميق فرآيند سيستم كنترل راجهت بهره بردار مشخص نمايد و عمليات گرافيكي براي كنترل سيستم در خلال آزمايش اوليه واحد را ارائه دهد.

 شبيه ساز ديناميكي همچنين يك كتابچه جهت مشخص نمودن خطاهاي كنترلي واحد در ابتداي استفاده از سيستم كنترلي ارائه و براي آن راه حل نشان مي دهد. با استفاده از مزيت هاي گفته شده مديريت عملياتي پروژه با حداقل افراد عملياتي گردانده مي شود.

در اين حالت تيم عملياتي قادر خواهد بود قبل از راه اندازي با استفاده از شبيه ساز اعتماد كافي در بهره بردار را ايجاد نمايد و در خلال راه اندازي هيچ تاخيري به خاطر ناآشنايي پرسنل بهره بردار ايجاد نمي گردد. هيچ خطاء كنترلي , هيج مشكلي در نحوه عملكرد شيرها ايجاد نمي گردد. زيرا همانطور كه گفته شد , بهره بردار قبلاً تمام چيزها را از روي شبيه ساز آموخته است. واحد جديد بسرعت محصولات با كيفيت قابل قبول را توليد مي نمايد. بهره بردار مطمئن, همچنين تسهيلات جديدي را براي شروع بكار واحد درنظر مي گيرد و نتايج پيش بيني هايش را با توجه به آموزش قبلي در كار واحد مي بيند.

 مسائل طراحي هم در حين استفاده از شبيه ساز پنهان نمي ماند شامل محدوديت هايي كه نسبت به شيرهاي كنترلي مثل (بزرگ يا كوچك بودن يا خصوصيات اشتباه) مسائل استراتژي كنترلي بخصوص در خلال كاهش خوراك ورودي به ميزان 60% مشاهده مي گردد. دستورالعمل هاي راه اندازي پله به پله آزمايش شده و مسائل فرآيندي مجدداً بازبيني شده و مراحل سيستم هاي از سرويس خارج كردن واحد, همه در شبيه سازي آورده و با همديگر مطابقت داده مي شوند. بعضي از قسمتهاي پروسسي كه داراي زمان تاخير مي باشند, بوسيله شبيه ساز مشخص مي شوند و با اين اطلاعات پرسنل بهره بردار مي توانند از تغييرات ناگهاني در عمل جلوگيري بعمل آورند. نحوه عملكرد شبيه ساز بسيار قابل قبول بهره بردار مي باشد. شبيه ساز ميزان ريسك پذيري واحد را كاهش داده و همانطور كه گفته شده سيستم بررسي و كنترلي قبل ا ز راه اندازي كاملاً شناخته مي شود.

تمام اپراتورها درحدود 15 روز با شبيه ساز آموزش داده مي شوند و اپراتور شيفـــت نيــز كارهاي عملياتـــي را از شبيه ساز فرا مي گيرند. يكي ديگـــر از فوايد استفـــاده از شبيه ساز سيستم عملياتي اعلام كننده هاي خطر مي باشند. متاسفانه بعضي از آلارم ها خودبخود به صدا درمي آيند , معـــرفي آلارم هاي واقعي جهت آگاه سازي بهره بـــردار مي باشد. شبيه ساز همچنين درجـــه تنظيم كننـــده آلارم را تعييــن مي نمايد . همچنين آلارم گوش خـــراش را مشخص و معرفــي مي نمايد. فلسفه طراحي واحد بدون آلارم با استفاده از شبيه ساز مقدور مي باشد. همچنين با استفاده از شبيه سازها ميزان تداخل فرايند و لوپ هاي كنترلي را مشخص مي نمايد. بعضي از لوپ هاي كنترلي داراي ورودي هاي مختلفي مي باشند, موقعي كه ورودي ها تغيير مي نمايد, لوپ هـــاي كنتـــرلي ديناميكـــي نيز تغيير مي كننــد . بر اســـاس مـــدل هاي ترموديناميكي پروسسي , مهندسي كنترل قادر خواهد بود تنظيمات كنترلي داخل واحد رابوسيله شبيه ساز انجام دهد و در نتيجه بعضي از مشكلات عملياتي بوسيله شبيه ساز مشخص مي شوند. بعضي از مسائل عملياتي كه در قسمت پايلوت واحـــد مشخص نشده است از طريق شبيه ســـاز مشخص مي شوند.

به سبب مطابقت بين واحد پايلوت و شبيه ساز , مهندسان قادر مي باشند كه با اعتماد نفس كامل اين مسائل را مطالعه و مشخص و از دو لحاظ عملياتي و كنترلي بطور ايمن حل نمايند.

 

ارزش هاي زماني كار شبيه ساز ديناميكي

موقعي كه راه اندازي با موفقيت انجام شد , تسهيلاتي كه قبلاً فراهم شده شود بعنوان يك مدل ديناميكي واقعي براي پروژه درنظر گرفته خواهد شد و فوايد ديگر مهندسي و كنترلي از داخل شبيه ساز بيرون كشيده مي شود. مثل بيان نقاط حساس فرآيند متغير, و ارزيابي فوائد بكارگيري كنترل متغير واحد جهت بازدهي بالاتر واحد فراورشي , همچنين شبيه ساز ديناميكي جهت بهينه سازي در شرائط پيوستـــه و پايا بطــــور موفقيت آميز مورد استفاده قرار مي گيرد.

پرسنل بهره بردار نيز با آشنايي به آلارم ها در شرائط متغير كاركرد واحد از شبيه ساز استفاده مي كنند. با توجه به موارد فوق الذكر استـفـــاده از شبيه سازهاي ديناميكـــي مي توانند فوائد بسيار زيادي در خلال طراحي واحد , آماده سازي واحد و  آماده بكار كردن واحد را بهمراه  داشته باشد  و پس از راه اندازي واحد نيز مي تواند جهت انتقال اطلاعات و مشخصات واحد به پرسنل عمليات و مهندسي بكار گرفته شود.

 

 

  منبع :

 

Hydrocarbon Processing

 

 

 

 

 

 



“ نقش توسعه صنعت گاز در پيشرفت جامعه انساني و

داود يوسفي
امور برنامه ريزي تلفيقي

 اثرات متقابل تكنولوژي گاز بر روي آموزش هاي

‎‎‍‍Passandy @ nigc.ir
 دانشگاهي و ارتقاء سطح دانش مهندسي

  (قسمت اول)   

 


انگيزه اصلي اين گزارش ايجاد ارتباط بين صنعت گاز و آموزش هاي فني دانشگاهها به همت نسل جديد مي باشد . عليرغم اينكه صنعت گاز در زمينه خاصي فعاليت دارد,  با اين وجود ارتباط آن با توسعه شهرنشيني آشكار است .

 در سپيده دم قرن بيست و يكم , متخصصين در حال تجزيه و تحليل راهبردي همه زمينه ها هستند تا چگونگي توسعه جامعه را در قرن آتي پيش بيني نمايند. بنابراين صنعت گاز نيز از اين مقوله خارج نمي باشد. گرچـه پيش بيني مقدار ذخاير گاز طبيعي و مدت عمر ذخاير شناخته شده گاز طبيعي و شناسايي محدوديت هاي موجود در بخش صنعت گا زراه گشا خواهند بود تا همچنيـن پس از بررســي بخش انــرژي بطور يكپارچه توسط كارشناسان , برنامه ريزي طولاني تر از قرن 21 امكان پذير گردد .

 رشد سريع صنعـــت گاز که از اواسط قرن بيستم آغاز شده ناشــــي از مصرف گاز طبيعي بوده است. بخش عمده اين توسعه درگرو توليد گاز طبيعي و بخش ديگر آن مربوط به رشد اقتصادي , طـــي دهه هاي بعد از جنگ جهاني دوم بوده است.

 

 

توزيع جغرافيايي منابع گاز طبيعي در سطح جهان نيز يكي از عواملي ديگر رشد صنعت گاز محسوب مي شود. بطور كلي, توسعه گاز طبيعي در طي مسير خود با موانع اندكي مواجه گرديد. ليكن امروزه , موقعيت به نحو ديگری است.

در رشد آتي صنعت گاز پنج عامل ديگر را نيز بايستي در نظر گرفت. تقاضاي انرژي در كشورهاي مصرف كننده گاز طبيعي افزايش خواهد يافت و تقاضاي انرژي تا حد عرضه مطمئن از طريق گاز طبيعي تامين خواهد شد. در مقابل طي دهه اخير كل صنعت بخش انرژي مواجه با مسايل محيط زيستي بوده و موضـــوع تغييرات آب و هوا, از اهميت خاصي برخوردار گرديده است. تغييرات سريع تكنولوژي, درها را به روي بازارهاي جديدي گشـود و ايـــن هم يك راه گشاي مهمي براي ايجاد افزايش رقابت بين انرژيها محسوب مي شود. ساختار صنعت گاز نيز از آزاد سازي همه قسمت ها در جهان متاثــر گردیده و بدنبــــال آن تغييراتي داشتـــه است.

 در پروژه هاي جديد, قيمت نسبتـاً پايين انــرژي مدنظر قرار مي گيرد و در تمام راهبردهاي آينده نزديك, لزوماً اين عوامل مورد توجه قرار خواهند گرفت. تمام تصميم گيريهاي امروزه اثرات قابل توجهي در قرن آينده خواهند داشت. اين توسعه ها نه تنها به مفهوم اخذ جايگاهي در بازار است بلكه در آينده , نفوذ در علوم بنيادي را بدنبال خواهـــد داشـــت. زيرا امروزه اين واقعيــــت ها در حـال فراموشي است.

 

 

 

 

در حال حاضر اكتشاف و توليد ، ذخيره سازي, انتقال و توزيع, مصرف گاز طبيعي , فن آوري و كالاهاي جديد و فن آوري اطلاعات در بازار جهانـي جايگاه مناسبي بدست نياورده است . اينجـــا در تصميم گيريهـا, آموزش و جهت کسب دانش هاي جديد فرصت هاي بسيار زيادي وجود دار دكه ما هنوز آنها را نشناخته ايم.

صنعت گاز اروپا , طي سي سال گذشته از رشد چشمگيري برخوردار بوده است. تمايل اروپائيان به تنوع منابع انرژي , كشف منابع جديد گاز طبيعي و همچنين گاز طبيعي بعنوان يك سوخت دوست طبيعت, تمام اينها عواملي بوده اندكه توسعه شبكه جهاني گازرساني را بهمراه داشته اند. شبكه انتقال گازكه از جمهوري چك عبور مي كند, زنجيره ارتباطي مناسبي براي جريان گاز روسيه به اروپا  بوده است.

آغاز صنعت گاز كشور چك مربوط به اواسط قرن 19 است.  زمان راه اندازي مرحله اول گاز در كشور, ماه سپتامبر سال 1847 بوده كه گاز شهري (Town gas) در پراگ توليد مي شد و براي شبكه ارسال مي گرديد و سپس 200 لامپ گازسوز در خيابانها و ميدانهاي شهر پراگ روشن مي شد.

با توجه به تاريخچه گاز كشور چك مي توان اظهار داشت كه هنوز صنعت گاز در اين كشور در حال توسعه است. طي مدت مديدي در كشور , گاز شهري توليد شده از ذغالسنگ (Town gas) بود كه به مصرف مي رسيد. در نيمه دوم قرن بيستم , توليد گاز ذغالسنگ سبك تحـــت فشــــار , گاز طبيعي و گازهاي حاصل از سوخت هاي مايع , جايگزين فن آوري استفاده از گاز شهري گرديد. آخرين مصرف كنندگان گاز شهري, در سال 1996 تبديل به سوخت گاز طبيعي گرديده اند.

كشور چك داراي مقدار اندكي ذخاير گاز طبيعي است ليكن از سالهاي 1970 زمان انتقال گاز روسيه, مصرف گاز طبيعي در اين كشور آغاز گرديد.

درگير شدن صنعت گاز كشور چك درسيستم انتقال گاز روسيه به اروپا, موجب پشتيباني و افزايش سهم گاز طبيعي در تامين انرژي اوليه اروپا گرديد. طي ساليان دراز در جمهوري چك بخش عمده انرژي از منابع داخلي استفاده مي شد . بعد از سال 1990 موضوع پاكيزگي محيط زيست و ارتباط آن در رابطه با سوخت و كاهش مصرف انرژي بعنوان يكي از اهداف اصلي سياست انرژي تعيين گرديد.

در بخش خانگي 35/2 برابر , در بخش تجاري 92/2 برابر و بخش صنايع و حرارت و توليد برق 13/1 برابر مصرف گاز طبيعي سال 1999 در مقايسه با سال 1990 افزايش داشته است.

تاريخچه مالكيت دولتي انتقال گاز با امضاء توافق نامه اي بين دولت روسيه و چك به منظور تامين امنيت عرضه گاز طبيعي به كشورهاي اتريش , آلمان , از طريق كشور چك آغاز گرديد. براساس اين توافق نامه كه از سال 1970 قابل اجراء بوده است, دولت چك بعنوان بهره بردار و توسعه دهنده سيستم انتقال گاز در اين بخش از شركت بين المللي خط لوله دوم آغاز بكار نمود.

 

 

منبع :

Hydrocarbon Processing

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Editorial

 



Natural gas vehicles

Hydrogen fuel cells may have

    environmental drawback

             

 

Natural gas vehicles lead the accelerated projection's transportation growth. Gas consumption in the transportation sector increases from 1.1 quads in the current projection to 2.8 quads in the accelerated scenario. The lion's share of the growth, more than 1.5 quads, is attributable to natural gas vehicles (NGVs)-transit buses, trucks, vans and cars. Gas used to power the compressors that move gas through transmission and distribution lines increases to 1 quad in 2020, up modestly from 0.7 quads today. The accelerated projection also includes a small amount of gas used by railroads in the form of liquefied gas.About 80,000 NGVs are operating in the United States today, dwarfed by more than 200 million gasoline and diesel vehicles. Most NGVs are fueled at some 1,225 compressed natural gas stations throughout the United States, a number that has increased four-fold since 1991. NGVs are the most commercially advanced of the alternatively fueled vehicles-methanol, ethanol, propane and electricity.Fleet vehicles in areas with air quality concerns offer the most promise. The benefits of NGVs are most pronounced in congested urban areas that have air quality concerns, and federal, state and local organizations have recognized the potential benefits of NGVs in these areas. Promotional federal initiatives include the Clean Air Act, the Clean Cities Program, the Congestion Mitigation Air Quality Program, the Energy Policy Act and the Advanced Natural Gas Vehicle Program. A number of factors make fleet vehicles — buses, taxis, delivery vehicles — the prime target for natural gas. Because natural gas generally costs less than gasoline, these high-mileage vehicles can realize large savings in fuel costs. Also, fleet vehicles tend to be centrally located. Thus, fleets can locate near refueling stations, or they can install their own facility.Natural gas vehicles offer tremendous benefits but face serious hurdles. Emissions from cars, trucks and buses are one of our most serious sources of pollution, contributing to urban smog, visibility problems and greenhouse gas emissions. Highway vehicles account for roughly one-third of all carbon dioxide and nitrogen oxides emissions, and half of all carbon monoxide emissions. Using natural gas rather than gasoline can produce major reductions in a number of vehicular emissions. In addition to being cleaner than conventional vehicles, NGVs reduce the nation's extreme dependence on imported oil, and the fuel cost is generally less than the cost of gasoline or diesel fuel.