صفحه اصلی > دانش و اطلاعات > پیشکسوتان صنعت گاز > مصاحبه با پیشکسوتان تلاشگر  


نسخه چاپي

سعید مهتدی

از مجموعه تاریخ شفاهی شرکت ملی گاز ایران

 

چگونگی تأسیس شرکت OTC

بنده سعید مهتدی، فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته مواد و متالوژی هستم. پنجاه و هفت سال سن دارم که با افتخار سی سال از آن را در صنعت نفت و گاز صرف کرده ام و حدود هفده سال است که به طور خاص در زمینۀ صنعت توربوکمپرسور فعالیت دارم. من شغل های متفاوتی را تجربه کرده ام، اما فعالیتم در زمینه کمپرسورها برمی گردد به سال 1379 که آقای مهندس زنگنه در آن زمان وزیر نفت بودند و تصمیم گرفتند که در بخش توربوکمپرسور کشور تحول ایجاد کنند؛ در آن مقطع بیش از 600 توربوکمپرسور در صنعت نفت و گاز کشور از 21 سازنده و در 42 مدل مختلف، در حال کار بودند. به تعبیر شخص آقای زنگنه، ما یک جنگلی از توربین را داشتیم که سرویس و خدمات آن ها بسیار مشکل بود. بحث بر تنوع زدایی بود؛ بنابراین قرار شد که در کلاس 20 تا 25 مگا وات نیازهای گاز، توسط شرکت ملی گاز تجمیع شود. این کار صورت گرفت و پروژه ای تحت عنوان پروژه 50 دستگاه تعریف شد و بر آن اساس شرکت توربوکمپرسور نفت OTC تأسیس و شروع به کار کرد.

شرکت OTC اولین شرکت ایرانی است که دانش فنی ساخت را فراگرفت، توسعه داد و اولین سازندۀ توربین گازی صنعتی است؛ اما به جز ما یک شرکت دیگر هم هست که نسبت به ساخت اقدام می کند. در کشور، همین دو شرکت هستیم که در کلاس 25 مگاوات در حال کار هستیم که به صورت جسته-گریخته برای توان های دیگر هم در کشور کارهایی می شود. از کشورهای دیگری که دارندۀ دانش فنی توربین هستند می توانیم آمریکا، انگلستان، آلمان و روسیه را نام ببریم و بقیه کشورها به نوعی دانش خود را از این کشورها گرفته اند. 

 

 نقش شرکت گاز در رشد بخش خصوصی

امروز اطلاعات و آمار گویای این است که توسعۀ اقتصاد کشور بر مبنای توسعۀ صنعت نفت و گاز است. این آمار و ارقام نشان می دهد که در چند سال اخیر توسعۀ گاز بسیار بیشتر از توسعۀ نفت بوده است؛ به  طوری که اگر امروزه به نوعی جریان گازی کشور قطع شود، واقعاً کشور دچار بحران شده و فلج می شود. طبعاً وقتی کشور ایران یک عرصۀ حیاتی مهم مثل گاز دارد، شریان این جریان برای شرکت ملی گاز هم به عنوان متقاضی و متولی این صنعت، حیاتی و مهم است. همچنین این موضوع برای شرکت های بخش خصوصی که در حقیقت نقش سرویس دهی را دارند (این سرویس یا از بعد تأمین است، یا از بعد ساخت، یا از بعد خدماتی که برای نصب و راه اندازی ارائه می شود)، نیز نقش حیاتی پیدا می کند. در حقیقت این موضوع، نشان می دهد که این دو بخش بر روی یکدیگر تأثیر متقابل دارند. خب رشد کشور و رشد صنعت گاز کشور باعث می شود که صنایع جانبی آن هم متقابلاً رشد کند. این است که اگر مدعی هستیم که شرکت ملی گاز در این سال ها موفق بوده، بی راه نگفته ایم و این موفقیت را قطعاً مرهون رشد سایر صنایع و بخش خصوصی است، بخش خصوصی نیز پیشرفت خود را مرهون درخواست  و پروژه های محولۀ شرکت گاز می داند.

 

ساخت توربوکمپرسورهای 25 مگاواتی

 

پانزده سال است که با شرکت ملی گاز همکاری می کنیم و در اصل فلسفۀ وجودی تأسیس شرکت ما شرکت ملی گاز بود.

فعالیت ما از بحث انتقال دانش فنی ساخت توربوکمپرسورهای 25 مگاواتی شروع شد و این همکاری ها به ساخت ایستگاه تأمین فشار گاز چه در قالب مهندسی، چه در خرید و چه در اجرای آن ها به پیمان های EPC کشید. ما اولین شرکت در کشور هستیم که نخستین ایستگاه ذخیره سازی گاز طبیعی را طراحی و اجرا کردیم. این طرح در سال 1392 رسماً افتتاح شد.

همچنین در زمینۀ پشتیبانی از ماشین های دوّار نیز خدمات وسیعی ارایه کرده ایم. در مورد این ماشین ها مسأله فقط خرید و ساخت یک ماشین دوّار نیست، بلکه مهمتر آن است که بتوان این ماشین ها را راه اندازی و در طول بهره برداری و عمرشان بتوان از آن ها پشتیبانی کرد. ما در این زمینه ها هم با شرکت ملی گاز همکاری داشته ایم.

در مورد ساخت توربوکمپرسورها باید بگویم که این دستگاه متشکل از دو ماشین توربین گاز و کمپرسور گاز است. در مسیر انتقال وقتی می خواهیم گاز را منتقل کنیم، به دلیل ((take off یا انشعابات موجود در مسیر و سایشی که گاز با بدنۀ لوله دارد و همچنین به خاطر افت فشار گاز (به دلیل نیروی ثقل زمین)، برای جبران این فشار تقریباً هر صد کیلومتر یک ایستگاه تقویت فشار گاز داریم که قلب هر ایستگاه تقویت فشار، توربوکمپرسور است که وظیفۀ اصلی تقویت فشار گاز را انجام می دهد؛ اما کمپرسور باید بچرخد، آنچه که وظیفۀ چرخش آن را انجام می دهد و بسیار هم اهمیت دارد، توربین گاز است. در واقع 85% از ارزش پکیج توربوکمپرسور را توربین گاز و 15% را کمپرسور گاز تشکیل می دهد. 

 

نقش توربوکمپرسورها در ایستگاه های تقویت فشار گاز

 

ما در کشور بیش از 70 ایستگاه تقویت فشار گاز داریم که این ها روزانه 700 میلیون متر مکعب گاز را تقویت و در شبکۀ اصلی گاز کشور توزیع می کنند. هر ایستگاه بسته به نوع ایستگاه از سه الی چهار دستگاه یا حتی پنج دستگاه توربوکمپرسور تشکیل شده که معمولاً یک دستگاه به عنوان  رزرو یا (stand by) قرار می گیرد و بقیه در حال کار هستند.

در واقع توربین گاز ماشین یا مجموعه ای است که در اصطلاح به آن([1]High-Tech) می گویند. این ماشین به اندازه ای حساس است که در دنیا حداکثر ده کشور دارای دانش فنی ساخت آن هستند و حدود پنج کشور هم دانش طراحی آن را به عهده دارند. این توربین ها با موتور جت شباهت هایی دارد و به همان شکل کار می کند؛ یعنی هوا وارد ماشین می شود، سپس فشرده می گردد و آنگاه سوخت اضافه شده، مشتعل گشته و محصولات ناشی از احتراق، توربین را به حرکت در می آورند، با این تفاوت که در هواپیما این نیروی به دست آمده صرف پیشران موتور جت می شود که هواپیما را بلند کند.

 در صنعت نیز از اتصال توربین به ژنراتور، برق تولید می شود؛ اگر آن را به کمپرسور متصل کنیم می توانیم برای ایستگاه تقویت فشار از آن استفاده کنیم و اگر به پمپ بسته شود پمپ ها را به حرکت در می آورد که در حقیقت ترکیباتی مثل توربوکمپرسور، توربوژنراتور و توربو پمپ همگی در همین مقوله هستند و از این روش در تولید انرژی استفاده می کنند.

کمپرسور نیز حساسیت مخصوص به خودش را دارد. گاز بعد از خروج از پالایشگاه 30 بار فشار دارد و فشاری که ما در داخل شبکه باید داشته باشیم 90 بار است که به وسیلۀ کمپرسورها فشار را به آن میزان می رسانیم. بنابر این توربوکمپرسور، یعنی توربین گاز و موتور گاز واقعاً نقشی اساسی در ایستگاه ها دارند. ما می توانیم از عسلویه تا تهران گاز را بدون فشار انتقال دهیم، اما آن گازی که به تهران می رسد نه حجمش آن حجمی است که نیاز ما را جوابگو باشد و نه فشار آن فشار مورد نیاز است.

 

افزایش دانش فنی طراحی، ساخت و تولید توربوکمپرسورها در ایران

کشور ما پیش از انقلاب نیز از توربوکمپرسور استفاده می کرد، یعنی زمانی که اولین خط سراسری انتقال گاز در سال 1969، احداث شد (تقریباً پنج- شش سال قبل از انقلاب) توربوکمپرسورهای روسی درون آن قرار گرفت و استفاده شد. در آن زمان وقتی که از کشورهای خارجی مختلف توربوکمپرسور خریداری می کردیم حتی موقع تعمیرات اجازه نمی دادند که مهندسین ما بالای سر توربین باشند(به دلیل اینکه نمی خواستند مهندسان ما دانش آن را بیاموزند).

اما بعد از انقلاب به تدریج و به دلیل اینکه خارجی ها از کشور خارج شدند، سازندگان و مهندسان داخلی فرصت را مغتنم شمرده و تصمیم گرفتند خود تعمیرات را انجام دهند. انصافاً کار سختی بود به خصوص اینکه در بعضی مواقع این تعمیرات نیاز به قطعاتی پیدا می کرد که یا باید تعمیر می شد که دانش تعمیرات آن را نداشتیم، یا باید تأمین می شد که حتی نمی دانستیم چگونه مشخصات کالا را تعریف کنیم که بتوانیم از جاهای مختلف تأمین نماییم. بالاخره به این دانش رسیدیم، اما بحث ساخت همچنان باقی مانده بود.

 سال 1379 که در حقیقت همزمان با تأسیس شرکت OTC  بود، اولین کاری که صورت گرفت انتقال دانش فنی ساخت بود، دانش فنی ساخت به ما می گفت که چگونه تحت یک دستورالعمل، زمانبندی و فازبندی این ماشین را بسازیم، تست کنیم و در حقیقت تحویل دهیم. با این حال کشورهای سازنده دانش صد در صدی مدل ساخت را به ما نمی دادند (به اصطلاح خودمان یک سری خط قرمزهایی را می کشیدند که مانع ورود ما به این عرصه باشند) که این خط قرمزها عمدتاً مربوط به بخش(Hot Section) یا بخش داغ توربین بود. با تمام این اوصاف ما راهمان را ادامه دادیم و حدوداً بیش از نصف مسیر را طی کرده بودیم که دچار بحث تحریم شدیم و طرف دهندۀ دانش انتقال به ما، کشور را ترک کرد؛ در آن شرایط دو راه بیشتر نداشتیم یا اینکه مجموعه را تعطیل کنیم یا اینکه به اصطلاح قدیمی ها دست به زانوهای خودمان گذاشته و بلند شویم. ما راه دوم را انتخاب کردیم و توانستیم در درجۀ اول آن بخش هایی که طرف خارجی به ما نداده بود را به صورت کامل بسازیم؛ یعنی به دانش فنی ساخت رسیدیم و عملاً شدیم جزء آن ده کشوری که در جهان از توان ساخت توربین برخوردار بودند؛ اما باز هم این حد غایی ما نبود؛ ما به دنبال توسعه و ارتقای طراحی توربوکمپرسور بودیم. این گونه بود که وارد این حیطه شدیم و افتخار داریم که توربین ملی را با مشارکت شرکت ملی گاز ایران، تحت عنوان IGT25 که مخففی است برای عبارت  Iranian Gas Turbine 25 مگاوات ساختیم. در حال حاضر این توربین نصب شده و بدون هیچ¬گونه مشکلی در حال کار است. ضمن اینکه ما وارد باشگاه دارندگان دانش فنی طراحی ساخت توربین گازی هم شده¬ایم.

 

رشد مناسب شرکت ملّی گاز ایران بعد از انقلاب اسلامی

در طول پانزده سالی که در مجموعۀ شرکت توربوکمپرسور نفت OTC خدمت می¬کنم، شاید قریب به شش مدیرعامل مختلف در شرکت ملی گاز تغییر کرده اند؛ علی رغم این تغییرات، که از نظر من جای تعجب دارد! اما شرکت ملی گاز واقعاً حرکت رو به رشد خوبی داشته است، آن هم با یک ضرب آهنگ بسیار خوب، البته شاید یک بخشی از آن تغییرات و پیشرفت از الزامات این صنعت بوده؛ یعنی وقتی در صنعت گاز توسعه ایجاد می شود، خود به خود ناچاریم که متناسب با آن سازمان خودمان را توسعه دهیم. به¬طور مثال شرکت ملی گاز ایران در بدو تأسیس شاید در طول یک سال، یک یا دو ایستگاه تقویت فشار گاز را می توانست اجرا کند، اما در حال حاضر سالیانه بیش از شش ایستگاه تقویت فشار گاز را طراحی و اجرا کرده و به بهره برداری رسانده است. این کار، بسیار ارزشمند است. شما ببینید 700 میلیون متر مکعب گازی که روزانه تولید می شود باید به تمام نقاط کشور انتقال پیدا کند و یک بخشی از آن هم صادر شود؛ به اصطلاح شرکت گازی ها، نباید گاز حبس شود و این حبس نشدن حتی یک متر مکعب گاز، نشان از دقّت و درایتی است که دوستان ما در شرکت ملی گاز داشته اند. این آهنگ توسعۀ منظم و ریتمیک به گونه ای است که تمام گاز تولیدی به سراسر نقاط کشور منتقل می شود.

 

تحریم¬ها آغازی برای رشد بخش خصوصی و تولیدات داخلی

 

در حقیقت موتور محرک ما برای دستیابی به دانش کامل ساخت و دانش طراحی، قضیۀ تحریمها بود؛ یعنی شرایط تحریم باعث شد که ما بیاییم و دست به کارهایی بزنیم (به اصطلاح دوستان) عجیب غریب! ما از تهدیدها به عنوان فرصت ها استفاده کردیم. البته قضایای تحریم باعث شد هزینه های تولید بالا برود، دسترسی به مواد اولیه مشکل تر و کانال های خریدمان پیچیده تر شود. این مسأله باعث شد که تعدادی از پروژه های تعریف شده، به موقع اجرا نشود و عدم اجرای آن ها نیز ناشی از عدم تزریق پول در این شبکه یا به دلیل حبس شدن و توقیف کالاها در خارج از کشور بوده است. مسلماً تحریم، شرایطی را پیش آورده بود که بخش خصوصی بتواند بهتر و بیشتر رشد کند؛ زیرا باعث شد که شرکت ملی گاز در استفاده از صنایع داخلی و شرکت های خصوصی، نسبت به صنایع دیگر موفق تر عمل کند. صد البته این موفقیت ناشی از اعتماد و باور مسئولین شرکت ملی گاز به صنایع داخلی بود که در طی سال های اخیر بیشتر شاهد آن بوده ایم.

فکر می کنم هنوز خارجیها دنبال این هستند که بدانند ما در دوران تحریم چگونه توانستیم تحریم ها را دور بزنیم و این کار را انجام دهیم. ما با بعضی از این شرکت های خارجی صحبت داشتیم گفتیم که این دانش برای ماست و منتقلش نمی-کنیم. اوج فعالیت شرکت ما دقیقاً مصادف شد با بحث های تحریمی و به طور خاص شرکت ما در لیست تحریم رفت و این باعث شد که شرکت خارجی، یعنی شریک تکنولوژیک ما، ایران را ترک کند و زنجیرۀ تأمینی که به او متصل بود نیز، از فروش محصولات به ما خودداری کردند و کار ما بسیار سخت شد. شب  و روزهای سختی را سپری کردیم، اما شکر خدا موفق شدیم که نهایتاً آن طعم شیرین دستیابی به دانش فنی ساخت را بچشیم.
بخش خصوصی فعال در عرصۀ انرژی و گاز طبیعی در خصوص دلایل موفقیت یا عدم آن در عرصۀ همکاری با شرکت گاز با چه چالش هایی مواجه بودند؛ البته قطعاً موفقیت ها بیشتر از عدم آن ها بوده، اما عدم موفقیت ها عمدتاً ناشی از بحران های اقتصادی و تحریم ها بود.

 

 الکتروکمپرسور جایگزین مناسبِ توربوکمپرسورها در آینده

 

الکتروکمپرسور می تواند جایگزین مناسبی برای توربوکمپرسورها باشد، یعنی به جای اینکه ما کمپرسور را با توربین به حرکت درآوریم با الکتروموتور این حرکت و چرخش را ایجاد می کنیم. برای این امر در وهلۀ اول نیاز به برق مطمئن و زیرساخت لازم برای تولید الکتروموتور داریم. در حال حاضر این زیرساخت برای الکتروموتور وجود ندارد، زیرا اگر بخواهیم توربین های 25مگاواتی را کنار بگذاریم، باید برای جایگزین آن ها از الکتروموتور 15مگاواتی یا 17مگاواتی یا حتی 20 مگاواتی استفاده کنیم. در شرایط فعلی زیرساختی که برای الکتروموتور موجود است تا حد دو یا حداکثر پنج مگاوات است. قرار هست که در برنامۀ توسعۀ اقتصادی ششم ظرفیت تولید گازمان را از 700میلیون متر مکعب در روز، به 2/1 میلیارد متر مکعب برسانیم و این یعنی ایستگاه های تقویت گاز بیشتری نیاز داریم که این ایستگاه ها هم نیاز به توربوکمپرسور بیشتری دارد؛ بنابراین به یک نوعی آیندۀ توسعۀ شرکت ملی گاز ایران در بحث پالایش و انتقال گاز، با بحث توربوکمپرسور و نیازی که به توسعۀ ساخت و تولید توربوکمپرسور در کشور است، گره خورده و لازم و ملزوم هم شده اند. قیمت های توربوکمپرسور بسته به اینکه در چه ایستگاهی قرار می گیرد متفاوت است؛ اما به طور متوسط می توان گفت که قیمت، بسته به نوع کاربردش چیزی در حدود 13 تا 15 میلیون یورو به ازای هر دستگاه آن، است. با تولیدی که ما در ایران انجام می دهیم، توانسته ایم به ازای هرکدام از این دستگاه ها یک تا دو میلیون یورو (بسته به نوع ایستگاه) صرفه جویی ارزی ایجاد کنیم. به طور حتم اگر بتوانیم میزان تولید را مرتب و خط تولیدمان را مستمر کنیم، تولید افزایش پیدا خواهد کرد و در نتیجه می توانیم صرفه جویی بیشتری ایجاد کنیم.

 

دستگاه 46 هزار قطعه ای

 

برای ساخت دستگاه توربوکمپرسور 46هزار قطعۀ مختلف به کار می بریم (از ساده ترین و ریزترین قطعات که یک پیچ، مهره و واشر است تا مثلاً یک محفظۀ احتراق یا پره های داغ که قطعات پیچیده ای هستند) در مجموع می توانم بگویم که ما شش هزار نوع قطعه داریم (با توجه به تکرارهایی که دارند جمعشان به 46هزار قطعه رسیده) که این قطعات با توجه به نوع ساختشان در فرآیندهای مختلفی قرار می گیرند( از ساده ترین آن ها تا قطعات ویژه ای که از روش های خاص ریخته گری تولید می شوند یا قطعات حساس با آلیاژهای خاص که در محفظۀ احتراق یا در پره های داغ به کار می بریم). ما توانسته ایم این مجموعه را سر و سامان دهیم و به دانش سیستمی توربوکمپرسور برسیم. در اینجا باید خدمت شما اشاره کنم که بهترین توربین سازهای دنیا هم بیشتر از 35 الی 40 درصد از توربین را نمی سازند و بقیه را سعی می کنند در یک زنجیرۀ تأمین، تولید کنند. مهم داشتن سیستم تولید است و نیز دانش طراحی کل این مجموعه که بتوانند قطعه یا مجموعه ای را تعریف، سفارش گذاری و تست کنند و تحویل دهند که خوشبختانه این دانش را هم ما داریم.

ما برای اینکه بتوانیم این کار را انجام دهیم، دو زنجیرۀ تأمین ایجاد کردیم؛ یکی در داخل و دیگری در خارج. بعضی مواقع دوستان تصور می کنند وقتی از تولید داخلی صحبت می شود، الزاماً دستگاه باید در داخل کشور تولید شده باشد. همان طور که گفتم مهم داشتن دانش طراحی و دانش سیستمی است، به همین خاطر است که ما زنجیرۀ تأمین را هم در داخل داریم و هم در خارج از کشور. ما در داخل حدود 74 شرکت و در خارج از کشور هم 20 شرکت مختلف را به کار گرفته ایم؛ یعنی در مجموع چیزی قریب به 100 شرکت داخلی و خارجی در زنجیره های تأمین ما قرار دارند که قطعات مختلف را برای ما می سازند. به جز این، مجموعۀ ما چندین کارخانه در تهران، یزد و قزوین دارد که قطعات را می سازند و قطعاتی را که از زنجیرۀ تأمین می گیرند، مونتاژ و تست می کنند و ماشینی به نام توربوکمپرسور می سازند که بتواند با حساسیت هایی که دارد کار کند.

 

آیا توربین ملی به واقع ملی است؟

 

توربین ملی از نظر ما، کاملاً ملی است! به این معنا که ما دانشی را در مجموعه ای ایجاد کردیم که250 نفر متخصص فوق لیسانس دارد، یعنی یک مرکز علمی در مجموعۀ خود ایجاد کرده ایم. از همه مهمتر، سعی کردیم که به دانش سیستمی کار دست پیدا کنیم. خیلی از مواقع مجبور شدیم که خیلی از کارهایمان را به صورت آزمون و خطا انجام دهیم، چون مرجعی از غرب نداشتیم و کسی قبلاً دانش آن را به ما نداده بود، اما به لطف خدا و همتی که دوستان ما داشتند و علی رغم شرایط خاصی که در بحث های مربوط به تحریم حاکم بود توانستیم این کار را انجام دهیم. ادعایی که داریم این است که برای رسیدن به این دانش بومی ما 59 اختراع یا (patent) را تهیه کردیم و هم اکنون 21 اختراع رسماً ثبت شده و برگه ثبت آنها را گرفته ایم و 14 مورد دیگر هم در انتظار ثبت نهایی و مابقی نیز در دست تهیه است.

در واقع زمانی که ادعای مالکیت دانش توربین را داریم باید برای آن ثبت اختراع انجام دهیم؛ زیرا یک موتور را به عنوان موتور الگو انتخاب کرده ایم و بر مبنای این موتور کار را آغاز کرده ایم. حال این موتور باید نسبت به موتوری که صاحب دانش آن شخص دیگری است، تفاوت هایی داشته باشد. به همین دلیل ما این تفاوت ها را در 59 نقطه ایجاد کردیم که بتوانیم، موتور را به نام خودمان ثبت کنیم و دقیقاً یک برند ایجاد کردیم؛ IGT25 که من خدمت شما گفتم به عنوان یک برند مطرح شد. این توربین به دلیل اینکه حرکت بسیار حساس و ارزشمندی است، هنوز رونمایی رسمی نشده است. توربین ملّی بیش از 1000 ساعت در ایستگاه دهق در حال کار است و نمونه های دیگر آن هم ساخته شده و در ایستگاه های مختلف در پارس جنوبی در حال نصب و راه اندازی است.

 

چشم انداز صنعت توربین گازی در آیندۀ کشور

 

در ناوگان توربوکمپرسورهای شرکت ملی گاز به جز توربین های 25مگاواتی که در دهۀ اخیر ساخته و تحویل شده، بقیه از عمر بالایی برخوردار بوده و حتی می توان گفت که فرسوده اند. این توربین ها نیاز به نوسازی دارند، نه بازسازی. پس کشور به تولید توربین های گازی بیشتر نیاز دارد، اما نه الزاماً در کلاس 25مگاوات، بلکه در کلاس های پایین تر. ما به این دانش رسیده ایم و قادر هستیم که در ظرفیت های پایین تر یا بالاتر این توربین ها و کمپرسورها را طراحی کنیم، بسازیم و عرضه نماییم. 

 

تغییر نگرش نسبت به بخش خصوصی، مساوی با اعتماد سازی است

 

اینجانب معتقدم که ما باید باورهایمان را به بخش خصوصی، توانایی ها و قابلیت های خود بیش از پیش تقویت کنیم. استفادۀ ما از تولید داخلی نباید از روی اکراه و اجبار باشد، بلکه باید از روی اعتماد و اعتقاد باشد؛ اگر این باور نه تنها برای صنعت گاز، بلکه برای تمام صنایع شکل گرفت، آن زمان است که می توانیم به دنیا خود را اثبات کنیم. متأسفانه در بعضی از موارد همکاری با بخش خصوصی و داخلی به این خاطر بوده که در حقیقت نتوانستند از خارج جنسی را وارد کنند و اعتقادی به جنس داخلی هم نداشته اند و مجبور به این همکاری شده اند؛ اما خوشبختانه در شرکت ملی گاز ایران، تأمین کالا و سفارش کالا به سازندۀ داخلی برمبنای اعتقاد و اعتماد بوده است، شاهد مدعای من پانزده سال همکاری با این مجموعه است. در این دوران به خوبی دیده ام که اعتقاد مسئولین این مجموعه این بوده که باید به توان داخلی اتکا کنیم و به آن اعتماد کنیم.

خوشبختانه در این عرصه بخش خصوصی هم توانسته جواب این اعتماد را به شایستگی بدهد، اگر این گونه نبود، قطعاً شرکت ملی گاز هم سراغ بخش خصوصی داخلی نمی رفت. مردم شریف ما باید بدانند که مسئولین شرکت ملی گاز در بخش دولتی و خصوصی از سه ماه قبل از شروع سرما و زمستان، آن را حس می کنند و خود را برای خدمت به مملکتشان آماده می کنند تا مبادا در زمستان مردم دچار مشکل شوند. این همکاری و تعامل خود نشان از اعتماد متقابل بخش دولتی و خصوصی بوده است.

 

صنعت High-Tech و هزینه¬های بالا

 

هزینۀ ورود به صنعت ساخت توربوکمپرسور بسیار بالاست، وقتی یک صنعت (High-Tech) می شود، طبعاً قیمت ماشین آلاتی هم که باید قطعات مربوط به آن را بسازند، بالاست. ما در طول این سال ها چیزی در حدود 150 میلیون یورو در شرکتمان سرمایه گذاری کرده ایم. یک سرمایه گذاری غیر قابل تکرار که کسی نمی تواند آن را انجام دهد. علاوه بر هزینۀ ورود به این صنعت، هزینۀ خروج از آن هم بالاست؛ اگر رشد و توسعۀ آن را برای توربین های گازی در نظر نگیریم و بعد از مدتی بخواهیم تولید را متوقف کنیم و با همین ماشین آلات بخواهیم کار دیگری انجام دهیم اصلاً کار به صرفه ای نیست، بنابراین هزینۀ خروج از صنعت هم بسیار بالاست. به همین دلیل هرکسی هم ریسک نمی کند و وارد این صحنه نمی شود. پس نبود رقابت طبق میل ما نیست، توان رقابتی این صنعت کم است. اگر این توان وجود داشت به جای ده کشور سازنده، صد کشور تولید کننده در دنیا به وجود می آمد و دانش فنی آن به جای پنج کشور در اختیار مثلاً پنجاه کشور بود. این حاکی از پیچیدگی این صنعت است

 

همراهان همدل در صنعت گاز

 

آرزوی موفقیت برای کلیۀ دست اندر کاران شرکت ملی گاز دارم و سپاس خود را به خاطر همۀ حمایت ها، مخصوصاً حمایت های معنوی که در طول سالیان سال از ما داشته اند، به آنان تقدیم می کنم. طبعاً ما آرزو داریم به جایی برسیم که کشور فقط به استخراج گاز بسنده نکند، بلکه امیدواریم زمینه های صادرات گاز فراهم شود و در کنار آن امکان صادرات محصولات ما هم میسر گردد تا بتوانیم نقش بهتری را در صنعت ایفا کنیم. البته نیاز کشور در حال حاضر به توربوکمپرسور به حدی زیاد است که ما مجالی برای صادرات نداریم و وظیفۀ اصلی ما در حال حاضر تأمین بازار داخلی است. همچنین امیدواریم که فرهنگ صرفه جویی آنقدر در بین مردم کشورمان رواج پیدا کند تا میزان مصرف گاز پایین بیاید و امکان صادرات آن فراهم شود، زیرا صادرات گاز یعنی درآمدزایی بیشتر برای آبادانی کشور.

 

[1] تکنولوژی پیشرفته (high-tech) یک سبک معماری و طراحی صنعتی است که در سال 1970 پدیدار شد و عناصر پیشرفته تکنولوژی و صنعت را با هم ترکیب کرد. تکنولوژی‌هائی که از آنها تحت عنوان High-Tech یاد می‌شود ویژگی‌های خاصی دارند. نخست اینکه این تکنولوژی‌ها سرعت تحول بالائی دارند. گاهی اوقات عمر این تکنولوژی‌ها به کمتر از یک سال می‌رسد، در صورتی‌که در تکنولوژی‌های سنتی، متوسط عمر، بیش از ۱۰ سال است دوم اینکه نقش نیروی انسانی نسبت به سخت‌افزار بالاتر است. به این معنی که اگر ارزش افزوده‌ای که ایجاد می‌شود اندازه‌گیری کنیم، در High-Tech سهم نیروی انسانی در ایجاد این ارزش افزوده، بسیار پررنگ‌تر است. به‌علاوه عاملی که باعث ایجاد این نقش می‌شود، توانمندی عملی نیروی انسانی است و نه میزان تجربه و یا تلاش فیزیکی او. به‌عبارت دیگر، نقش علم در High-Tech بیش از نقش تجربه است. سوم اینکه ارزش افزودهٔ تکنولوژی در محصول نهائی نسبت به عوامل دیگر تولید (همچون مواد اولیه انرژی و غیره) بسیار بالا است. به‌عنوان مثال اگر محصولات یک کارخانهٔ ذوب‌آهن را بازیافت کنیم، قسمت اعظم آن دارای ارزش است. به‌عبارت دیگر، مواد بازیافت شده، از ارزشی تقریباً معادل محصول نهائی برخوردار هستند که این امر، نشان‌دهنده سهم بالای مواد اولیه در ارزش نهائی محصولات است.

  • تاریخ درج خبر :
  • شنبه ٥ خرداد ١٣٩٧ - ١١:٥٢
  • تاریخ بروز رسانی خبر :
  • تعداد بازدید خبر :
  • 273
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: