صفحه اصلی > دانش و اطلاعات > پیشکسوتان صنعت گاز > مصاحبه با پیشکسوتان تلاشگر  


 
نسخه چاپي
 

هادی تُرشیزی




از مجموعه تاریخ شفاهی شرکت ملی گاز ایران:




 «شرکت لوله و تجهیزات سدید» یکی از شرکت‌های تأمین‌کنندۀ لوله‌های انتقال گاز، با قطر 20 تا 56 اینچ می‌باشد. این شرکت 52 سال سابقۀ تولید دارد و از سال 1380 تاکنون با شرکت ملی گاز ایران همکاری داشته است. نتیجۀ این همکاری، تولید بیش از 2000 کیلومتر لولۀ انتقال گاز به روش اسپیرال است. در نوشتار ذیل حرف ها و گفته های مدیر عامل این شرکت را می خوانیم.
اینجانب هادی تُرشیزی، متولد سال 1345، متأهل و دارای دو فرزند هستم. در سال 1367 از دانشگاه  شهید چمران اهواز در رشتۀ مهندسی مکانیک فارغ‌التحصیل شدم. نزدیک به 30 سال سابقۀ کار دارم که حدود 22 سال آن را در شرکت «لوله و تجهیزات سدید» گذرانده ام.
از سرپرستی تولید شروع کرده‌ام و به ترتیب رئیس تولید، مدیر تولید و در نهایت به عنوان، عضوی از مدیریت و مدیرعامل شرکت سدید در خدمت شما هستم.

تاریخچه ای از شرکت لوله و تجهیزات سدید



اساساً اگر شرکت هایی مانند شرکت ملی گاز نباشد، وجود شرکت‌هایی مثل ما بی‌معنا می شود. یعنی ما تأسیس شده ایم تا خدماتی به این شرکت ‌ها ارائه بدهیم و محصولاتمان در پروژه‌های این شرکت‌ها استفاده ‌شود.
شرکت لوله و تجهیزات سدید تولیدکنندۀ لوله‌های قطور در سایز 20 تا 128 اینچ است. ما افتخار می‌کنیم که اولین تولیدکنندۀ لولۀ اسپیرال در ایران بوده‌ایم. سال 1372 خط تولید لوله اسپیرال را از آلمان وارد کردیم و از سال 1373 اولین لوله‌های ما در پروژۀ آب تبریز استفاده شد و تا سال 1380 عمدتاً لولۀ آب تولید می‌کردیم. از سال 1380 با برگزاری یک سمینار بین‌المللی که کاربرد لوله‌های اسپیرال را در صنعت گاز تشریح می‌کرد، خوشبختانه موفق شدیم موافقت وزیر وقت جناب آقای مهندس زنگنه را بگیریم و از سال 1380 تا 1388 بیش از 2000 کیلومتر لوله گاز تولید کرده‌ایم که هیچ‌کدام از لوله‌های ما در طی این مدت کوچکترین مسأله‌ای برای شرکت ملی گاز ایجاد نکرده است و این برای ما افتخاری بزرگ است که در زمینۀ دانش فنی از متخصصان کشور خودمان استفاده می کنیم.
شرکت ما از بدو تأسیس به غیر از خرید ماشین‌آلات که از کشور آلمان صورت گرفت، نصب و راه‌اندازی تجهیزات را  توسط نیروهای مستعد داخلی خود انجام داد و تولید را از همان سال نخستین، در دست گرفت. در ابتدا مواد کمکی را از خارج وارد می‌کردیم، ولی خوشبختانه بعد از مدتی، توانستیم مواد مصرفی مثل سیم جوش، پودر جوش و موادی که برای پوشش استفاده می‌شود مانند پلی‌اتیلن، اپوکسی و چسب را از شرکت‌های داخلی تأمین‌ کنیم. شرکت‌های زیادی تأمین‌کنندۀ مواد برای ما هستند که به نوعی زیرپوشش پروژه‌های شرکت ملی گاز قرار دارند.

تولید و مصرف لوله های اسپیرال امری اقتصادی در زمینۀ صنعت گاز



در پروژه های گازرسانی ایران لولۀ اسپیرال کمتر مورد استفاده قرار گرفته است. البته اگر بخواهیم بحث مقیاس جهانی را داشته باشیم باید بگویم که در کشورهای پیشرفتۀ صنعتی مانند آمریکا، کانادا و آلمان غربی، 70درصد از لوله‌های انتقال گاز اسپیرال هستند. در صورتی‌که این رقم در کشوری مثل ما به صفر می‌رسد.
یکی از مزیت‌های لولۀ اسپیرال این است که می‌توان در فشار مشابه، ضخامت ورق را کاهش داد؛ بنابراین پروژه می‌تواند، اقتصادی‌تر و با هزینۀ کمتری تمام شود. جناب آقای مهندس زنگنه با شهامت بسیاری از تولید لوله های اسپیرال حمایت کردند؛ البته قرارداد اولیه به شکل جالبی بسته شد! به این صورت که ما قراردادی با یک شرکت آلمانی بستیم که ما لوله را تولید کنیم و به طرف آلمانی بدهیم و آلمانی ها هم لوله را به شرکت ملی گاز تحویل می‌دادند(جمعاً 20 هزار تن). به‌ هرحال این کار اول بود و در شرکت ملی گاز هنوز اعتمادسازی صورت نگرفته بود، به عنوان مثال 10 هزار تن در آلمان تولید شد و 10 هزار تن در ایران تولید کردیم که خوشبختانه بعد از اینکه استفاده، نصب و راه‌اندازی شد، اعتماد بیشتری به دست آمد.
به هر حال از سال 1380 تا 1388 ما فقط لولۀ گاز تولید می‌کردیم؛ زیرا در آن مقطع به این لوله ها بسیار نیاز بود و ظرفیت تمام لوله سازهای درز مستقیم مثل لوله سازی اهواز که در امر لوله سازی پیشکسوت است، تکمیل و پر بود و ما هم با حداکثر توان در سال 1388 حدود 180 هزار تن لولۀ گاز تولید و به شرکت‌ ملی گاز تقدیم کردیم. بعد از آن با توجه به افت پروژه‌های عمرانی و ترجیح شرکت ملی گاز به خرید لوله درز مستقیم، عملاً همکاری ما کاهش پیدا کرد، البته به جز یک پروژه 50.000 تنی که بحث صادرات گاز به عراق بود. متأسفانه در حال حاضر سفارش جدیدی از شرکت ملی گاز برای لوله نداریم و دوباره لوله‌های آب را تولید می‌کنیم.

وجه تمایز لوله اسپیرال و لوله های درز مستقیم



وقتی ‌که لوله قطور می‌شود باید درز جوش داشته باشد. برای درز جوش نیز دو روش مرسوم است: درزجوش مستقیم و روش اسپیرال در درز جوش مستقیم مثلاً صفحه‌ای را گرد می کنیم و لبه‌هایش را به هم جوش می دهیم. محصول خروجی در درز جوش به صورت یک خط مستقیم است و معمولاً در لوله‌هایی که 12 متر طول دارند، 12 متر هم‌ طول جوش وجود دارد. در لوله‌هایی که قطر آن خیلی زیاد است، عرض ورق تبدیل به محیط لوله می شود مثلاً برای لوله 56 اینچ باید عرض ورق حدود 4.5 تا 5 متر باشد. بنابراین این روش محدودیت هایی دارد. لوله‌ای که ما تولید می‌کنیم قطرش 3 متر و 20 سانتی‌متر است در نظر بگیرید که این عرض ورق برای تولید بیش‌ از 10 متر می‌شود.
روش دیگری که در مقیاس جهانی اختراع ‌شده، روش اسپیرال است؛ در این روش تقریباً با هر عرضی می‌توان قطر لوله‌ تولید کرد. پروسه تولید لوله های اسپیرال به این شرح است که یک درز به صورت مارپیچی در کنار درز دیگری قرار می‌گیرد و عمل جوشکاری انجام می‌شود. در این روش با هر طولی می‌توان لوله را برش داد، یعنی هیچ محدودیتی برای طول لوله نیست. مثلاً ما لوله‌های با طول 6 تا 24 متر تولید کردیم. البته کلاً‌ لوله بلندتر بهتر است، ولی به علت مشکلات حمل‌ونقل، طول لوله کاهش می‌یابد. در روش اسپیرال میزان طول جوش بیشتر است، به عنوان مثال ممکن است یک لوله 56 اینچ در حد 36 متر طول جوش داشته باشد.



تولید لوله‌های صنعتی در کشور هم ردیف با سطح دانش بین‌المللی



در ارتباط با بحث کیفیت لوله‌های انتقال گاز می توانم ادعا کنم که فرایند دانش بین المللی در این مورد کاملاً طی شده است. البته بحث بسیار مهم متریال یا مواد اولیه در تولید لوله ها هنوز هم مطرح است. مواد اولیۀ لوله ها فولادهایی با کیفیت بسیار بالا هستند که در ایران تولید نمی‌شوند و مواد تمام لوله‌های قطوری (درز مستقیم یا اسپیرال) که تولید می‌شود عمدتاً از خارج تأمین می‌شود. ضمن اینکه به تازگی دیده شده که از «فولاد اکسین» هم برای درز مستقیم به عنوان متریال استفاده شده است. لازم به ذکر است که ما در کشور فولاد تولید می کنیم، اما اگر در مقیاس جهانی بخواهیم تولیدمان را بسنجیم، اصلاً به رقم قابل ملاحظه ای بر نخواهیم خورد؛ مثلاً چین به اندازۀ نصف دنیا فولاد تولید می‌کند، یعنی 50 درصد فولاد دنیا در این کشور تولید می شود.
در مورد تأمین مواد اولیه هم آزمایشاتی در داخل انجام شده و هنوز هم ادامه دارد. شاید ارزش لوله تا 80 درصد به مواد اولیه بستگی داشته باشد و همین امر انگیزه ای برای کار کردن در زمینۀ تولید مواد اولیه مورد نیاز لوله‌های انتقال گاز است.
در صحبت های پیشین گفتم که اکسین جدیداً خیلی به فرآیند لوله سازی کمک کرده است، ولی تقریباً تمام متریال لوله سازها برای لوله های انتقال گاز از خارج تأمین می‌شود، البته مواد اولیه لوله های آب صد درصد داخلی است، این در حالی است که حدود 95% از مواد اولیه اصلی تولید لوله گاز از خارج وارد می شود.
با توجه به محدودیت‌های که داشتیم واردات ابتدا از آلمان صورت می‌گرفت، ولی به تدریج از کشورهایی مثل کره یا ژاپن و جدیداً هم از کشورهای مانند هند و چین واردات داریم و فعلاً چین تأمین‌کنندۀ قسمت اعظم فولاد ایران است؛ به عنوان نمونه برای کارخانۀ لوله ‌سازی ماهشهر که درز مستقیم تولید می‌کند و حدود 400 هزار تن در سال ظرفیت تولید دارد هنوز هیچ تأمین موادی از داخل صورت نگرفته است و مواد اولیه از چین تأمین می‌شود.
خوشبختانه بحث‌ های دیگر در این زمینه کاملاً بومی‌سازی شده است. در بحث فرآیند تولید که شامل تمام مشتقات قطعات یدکی و ماشین‌آلات است، این توان وجود دارد که در داخل ایران ماشین‌آلات فرم دهنده و ساخت لوله هم تولید شود و تمام مواد مصرفی مانند سیم و پودر جوش و ... به دست شرکت‌های داخلی تأمین‌ می شود و بسیاری از فعالیت‌های مرتبط با لوله سازی عملاً از لحاظ اشتغال و افزایش دانش فنی داخلی شده است.



صادرات گاز و دست یابی به جایگاه مناسب جهانی



شرکت ملی گاز یک شرکت جوان است و بحث منابع گازی اعم از تشخیص، انتقال و استفادۀ‌ آن در کل کشور و حتی در مقیاس جهانی، جدید است.
صادرات کشور ما قبل از انقلاب، عمدتاً به نفت محدود می شد؛ ولی بعد از آن با کشف میادین گازی، شرکت ملی گاز وارد عمل شد. پروسۀ گازرسانی بسیار کار سخت و سنگینی بود؛ گاز ترشی که از چاه ها استخراج می شد باید تسویه و به گاز شیرین تبدیل و به سمت لوله‌های قطوری برای انتقال روانه می شد تا اینکه سرانجام به مصارف صنعتی و خانگی می رسید. شرکت ملی گاز با وجود اینکه سابقۀ کمی نسبت به شرکت نفت دارد توانسته جایگاه خیلی خوبی در تأمین انرژی به دست آورد و به‌ هر حال یکی از امکان‌های بسیار بزرگ کشور ما برای بحث صادرات است.
با توجه به مخازن گازی خوبی که در کشور داریم، این احتمال وجود دارد که علاوه بر ترکیه به کشورهای اروپایی هم صادرات داشته باشیم؛ با این حال وسعت صادرات می تواند خیلی بزرگتر شود، کما اینکه بسیاری از کشورهایی که در این حوزه فعال هستند این کار را انجام می‌دهند.
به ‌طور خلاصه در طی این سال ها شرکت ملی گاز روند خیلی خوبی را طی کرده است، اما باید شتاب بیشتری بگیرد تا جایگاه خودش را در مقیاس جهانی به دست آورد.
بخش خصوصی می تواند با حمایت بخش دولتی بسیاری از مشکلات کشور را رفع کند.

خوشبختانه در کشور ما پتانسیل  بالایی از نظر منابع انسانی و سرمایه‌گذاری برای صنایع وجود دارد که می‌تواند تمام نیازهای داخلی ما را تأمین کرده و به طور کامل پوشش دهد.
بنابراین کشور ما دو فاکتور مهم موفقیت جهانی را داراست؛ از یک ‌طرف ثروت ملی منابع انسانی را در اختیار دارد و از طرف دیگر صنعتگران و سرمایه‌گذارانی دارد که می توانند مسیر موفقیت را هموار کنند؛ درست است که ما درگیر مشکلاتی چون جنگ تحمیلی و تحریم های سرسختانه  بوده ایم اما انتظار می‌رود که با داشتن این منابع بخشی از مشکلات داخلی مملکت را مرتفع سازیم.
با توجه به مخازن گازی که در اختیار داریم، معدل صادرات گاز ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و انتظار می رود صادرات گاز در اولویت بالاتری قرار بگیرد. خوشبختانه جناب آقای مهندس زنگنه به این موضوع کاملاً اشراف دارند و زمان زیادی هم متصدی این امر بوده‌اند.
جناب آقای زنگنه در ابتدای راه‌اندازی دولت جدید با مشکلات بزرگی مواجه بودند تا توانستند شرایط با ثباتی به وجود بیاورند. حجم کاری صنعت نفت و گاز، با ذخایر و نیازی که در کشور داریم متناسب نیست و همین باعث عدم موفقیت شرکت گاز می‌شود.
گاز در مقایسه با نفت از نظر زیست محیطی از انرژی‌های پاک است و بسیار می تواند در امر صادرات تأثیرگذار باشد. اگر در کشور ما مدیریت درستی بر منابع اعمال می شد، می توانستیم از ظرفیت‌های داخلی بهتر استفاده کنیم. هم اکنون می بینیم که بخش خصوصی کاملاً از عهدۀ تولید لوله‌های آب‌رسانی و گاز رسانی حتی در بحث گاز ترش بر می آید، اما بعضاً می بینیم که هنوز در کشور واردات لوله داریم!!!
گذشته از هزینه‌ ها، بحث اشتغال هم از مواردی است که باید در نظر گرفته شود؛ مثلاً در شرکت ما 500 نفر به صورت مستقیم مشغول هستند؛ همچنین در شرکت دیگری به نام ماهشهر که متعلق به گروه صنعتی سدید است مجموعاً 2000 نفر در حال کار هستند که با احتساب خانوار آنها حدود 10 هزار نفر از این فعالیت در بخش لوله سازی کسب درآمد و ارتزاق می کنند؛ ضمن اینکه برابر همین مقدار شرکت‌هایی هستند که در بحث اشتغال می‌توانند به ما یاری برسانند؛ اما متأسفانه می بینیم که از این پتانسیل داخلی به صورت کامل استفاده ‌نشده است. به‌ هر حال همۀ شرکت‌های لوله ساز علاقه‌مند هستند که با ظرفیت‌های بالا کار کنند؛ اما در این سال‌های تحریم، به دلیل عدم اجرای پروژه‌های عمرانی، تولید لوله افت کرده بود.



نقش اعتماد متقابل شرکت ملی گاز ایران و صنعتگران داخلی در اقتصاد کشور



به حمد الهی اعتماد بین بخش دولتی و خصوصی به طور کامل وجود داشته و جای تشکر دارد. درگذشته بسیاری از این کالاها از خارج وارد می‌شد، اما در حال حاضر اتکا به شرکت‌های داخلی بسیار زیاد است و آنقدر که اقلام مورد نیاز شرکت ملی گاز از داخل تأمین می‌شود.؛ حتی در مواردی شرکت ملی گاز مساعدت هایی جهت سرمایه‌گذاری و کمک به این شرکت‌ها برای اضافه کردن محصولات جدیدی به سبد کالایشان، داشته است. انصافاً هم از آن طرف خوب جواب گرفته‌اند و صنایع داخلی هم با توجه به استانداردهای قوی حاکم بر تولیدات داخلی، بازرسین خیلی خوب و حساسیت‌ های بالایی که در این خصوص وجود دارد، باعث نتایج بسیار رضایت بخشی شده است.
اگر بخواهم که از حساسیت بالای لوله های تولیدی برای شرکت ملی گاز صحبت کنم باید بگویم لوله‌ای که داخل آن گاز باشد مانند یک بمب است، اگر این لوله از استانداردهای کیفی برخوردار نباشد و منفجر شود تا شعاع 200 متری هر چه را که در اطراف لوله باشد نیست و نابود می کند. حال در نظر بگیرید لوله‌هایی که در بین شهرها حرکت می کنند از چه حساسیتی باید برخوردار باشند!
 ما در لوله سازی و حتی در مورد برخی تجهیزات صنعت گاز، استاندارد بالاتری نسبت به ساخت بین‌المللی داریم، مثلاً یک استاندارد آمریکایی به اسم (API5L) داریم، در حالی که ما لوله هایمان را تحت استاندارد  (IGS) تولید می‌کنیم که به مراتب سخت‌گیرتر از استاندارد جهانی آمریکاست و به جرأت می‌توان گفت کیفیت لوله های تولیدی در کشور ما از بهترین شرکت‌های صنعتی دنیا هم بهتر است، یعنی در سطح کیفی از هیچ‌ شرکتی در دنیا کم نمی‌آوریم. واضح و مبرهن است که این کیفیت و موفقیت در امر تولید به واسطۀ کمک و حمایت شرکت ملی گاز به دست آمده است.



ضعف تولید فولاد کشور در کجاست؟! استخراج، استحصال یا ...



ضعف تولیدکنندگان فولاد ما بیشتر در این است که به یک سطح کم قانع شده‌اند، یعنی مثلاً اگر فولاد مبارکه 8 تا 10 میلیون تن در سال توان تولید دارد، با توجه به امکاناتی که در اختیار دارد ظرفیت این را داراست که هم کمیت تولید را به صورت قابل‌ملاحظه‌ای بالا ببرد و هم کیفیت را.
به هر حال ما در همۀ زمینه‌ها واردکنندۀ فولاد هستیم، حتی واردکنندۀ فولاد ساختمانی که ساده‌ترین نوع فولاد است؛ اگر به گمرک بروید، می‌بینید که حجم بسیار زیادی فولاد از جنوب و شمال وارد کشور می‌شود. مثلاً فولادهایی که ما برای گاز استفاده می‌کنیم از استحکام بالاتری برخوردار است و به این واسطه می‌شود ضخامت‌ها را کاهش داد و می‌شود پروژه ها را اقتصادی‌تر کرد. شرکت‌هایی مثل فولاد مبارکه، باید فعالیت‌های تحقیق و توسعه را بیشتر کنند تا بتوانند این نیاز کشور را به صورت کامل پوشش دهند.
ما در صنایع فولاد مشکل استخراج یا استحصال نداریم، فقط باید از نظر کمی و کیفی ارتقا پیدا کنیم. اگر این اتفاق بیفتد ارزش افزوده و اشتغال بیشتری در پی دارد.
فولاد معمولی در بازار قیمتی ندارد، ولی یک فولاد آلیاژی قیمت خیلی بالایی دارد. من بازدیدی از یکی از روستاهای چین داشتم که در حجم بسیار زیادی فولاد آلیاژی تولید می‌کرد، فرض کنید آن روستا یکی از صادرکنندگان، فولاد آلیاژی به مملکت ما است!



هدایت مناسب نیروی انسانی مستلزم زمینۀ مساعد برای کار و فعالیت صنعتی



خوشبختانه در ارتباط با تربیت نیروی انسانی فعالیت‌های بسیار خوبی صورت گرفته، یعنی از نظر فارغ‌التحصیلان دانشگاه ها در رشته های تخصصی کمبودی نداریم، اما هنوز تجربه و کاربرد لازم به دست نیامده است. بین کسی که از دانشگاه فارغ التحصیل می شود و فردی که به عنوان متخصص در صنعت ‌کار می کند، فاصله هایی وجود دارد که قابل پوشش است، زیرا فارغ‌التحصیلان هم عملاً وارد بازار کار در صنایع می‌شوند و با استعدادی که در ایرانیان سراغ داریم خیلی سریع می‌توانند این فاصله را از بین برده و مطالب را یاد بگیرند.
مهم‌ ترین موضوع و چالشی که در این راه وجود دارد، وجود کار است. اگر کاری برای انجام دادن وجود داشته باشد، فقط کافی است که فارغ التحصیلان و علاقمندان به صنعت، مدیریت و هدایت شوند. ببینید در دهۀ اخیر  خواسته یا ناخواسته همه به سمت ساختمان‌سازی، برج‌سازی هدایت شدند. پس این پتانسیل در جامعه وجود دارد که همۀ سرمایه‌ها به سمت صنعت هدایت شود و بالطبع در خود صنعت گاز که یکی از صنایع اصلی کشورمان است هنوز نیاز بالایی وجود دارد. اگر مدیریت خوبی در کار برقرار باشد و تعریف درستی از کار صورت بگیرد، مطمئناً سرمایه‌گذاران از این صنعت استقبال می‌کنند. این استقبال به راحتی می تواند موجب اشتغال زایی شود.
حال درست است که بحث شرکت ملی گاز در میان است ولی اجازه بدهید که گریزی بزنیم به موضوع آب. همان طور که می‌دانید کشور ما از لحاظ آب بسیار با کمبود مواجه است و مدیریت آب در کشور فرآیند مهمی است؛ درحالی ‌که اوضاع اصلاً رضایت بخش نیست و اگر بسیاری از فعالیت‌های ممکن، امروز صورت نگیرد امکان دارد که فردا برای انجام این فرآیند خیلی دیر باشد. کشور باید کارهای بسیار زیادی برای مدیریت آب انجام دهد؛ برای مثال ما در خلیج‌فارس پروژه‌ای برای شیرین کردن آب داریم که آب به وسیلۀ لوله‌ها پمپاژ به معادن «گل گهر»  انتقال داده می شود. این فرآیند می‌تواند پرتوان ادامه پیدا کند. فکر کنم اگر نتوانیم به شهرستان های 17 استان کشور مثل شهر خودم بیرجند یا کرمان آب برسانیم از خشکسالی ادامه زندگی در آنجا مقدور نخواهد بود و مردم ناچار به جا به جایی می شوند. حال در نظر بگیرید که در شمال و جنوب کشور به خصوص در جنوب یک  اقیانوس در اختیار داریم!



پیشنهادهایی برای بهبود و ارتقاء سطح همکاری‌های بخش خصوصی با صنعت گاز کشور



از آنجا که همکاری ما با شرکت ملی گاز به دلیل سیاست های جهانی کم شده است، اعتقاد دارم که شرکت ملی گاز باید با شجاعت بیشتری با مسائل برخورد کند. این شرکت معظم می‌تواند از تجارب جهانی استفاده کند و تحقیق، مقاله و سمینار برگزار کند. البته این مسائل تا حدی انجام می شود، اما بافت تصمیم‌گیرنده و اجرایی باید خود را با دانش به روز، عجین کند تا بتواند با کمترین هزینه پروژه‌های خود را به اجرا برساند. من چندین نامه به آقای وزیر نوشته‌ام که لوله اسپیرال می‌تواند ضخامت را کاهش دهد و پروژه را اقتصادی کند، با توجه به اینکه شرکت‌های لوله ساز حتی می‌توانند گارانتی 50 ساله برای تولیداتشان  بدهند و سابقۀ این 14-15 سال در داخل کشور نشان داده که هیچ مشکلی به وجود نیامده است، چرا به سمت اقتصادی تر کردن پروژه ها نرویم تا فعالیت بیشتری صورت بگیرد و چرخۀ اقتصاد به گردش در بیاید. این گفته را با توجه به شجاعتی که در آقای مهندس زنگنه سراغ دارم می گویم. در سال 1379 سمیناری برگزار کردیم که ایشان بر این موضوع تأیید کردند و گفتند این کار باید انجام شود، با وجود اینکه استفاده از لوله گاز در مقیاس جهانی سابقه ای بیشتر از 30 یا 40 سال نداشت. در حال حاضر به مدد مدیریت جناب آقای زنگنه همان زمینۀ مساعد برای تولید دوباره فراهم شده است، اگر شرکت ملی گاز فقط مدیریت کلان موضوعات را بر عهده بگیرد بقیه مسائل را می‌تواند با برون سپاری حل کند. در حال حاضر سرمایه‌گذار که بحث تعیین‌کننده‌ و مهمی است، وجود دارد و اگر بتواند به سود مورد نظر خود برسد خیلی سریع وارد بازار این نوع از فعالیت ها می شود و بسیاری از نیازهای شرکت ملی گاز را برآورده می کند.
به طور خلاصه از دید من شرکت ملی گاز باید با تمرکز در مدیریت، برون سپاری فعالیت‌ها، شجاعت و اعتماد بیشتر به شرکت‌های داخلی، راه را کوتاه‌تر کند و محدودیت‌ های خود را از میان بردارد. اشکالی که خیلی از پروژه‌های کشور در اجرا دارند بحث سرمایه‌گذاری است در حالی که انجام این کار خودش سودآور است و صرفه جوی ارزی هم در پی دارد.
یکی از بهترین امکانات صادراتی ما گاز است، اما متأسفانه خیلی از میادین گازی ما مشترک هستند و عملاً اگر امروز نتوانیم از آن ها بهره برداری کنیم کشور همسایه از آن استفاده می کند.



ناگفته ها




شرکت ملی گاز حتماً استراتژی های بسیار بلند مدتی در نظر دارد و به آن سمت حرکت می‌کند. در  این حرکت و مسیر، پیوستگی بسیار مهم است که قطع نشود، یعنی شرکتی مثل شرکت ما که از سال 1383تا  1388فقط برای شرکت ملی گاز تولید داشته چند سال است که دیگر تولیدی برای صنعت گاز نداشته است. بهتر است که شرکت ملی گاز، با شرکت هایی مثل ما مراودات بیشتری داشته باشد و به نوعی کمک کنند که ما بتوانیم زنجیرۀ تأمین و تکمیل آن ها را بارورتر کنیم و با کمک همدیگر فعالیت بسیار بزرگتری انجام دهیم.
من مدام تأکید دارم به این موضوع که اهدافی که در حال حاضر در صنایع مختلف در نظر گرفته می‌شود در حد کشور ایران با این سرمایه اولیه و آن منابع انسانی عظیم و سرمایه‌گذار داخلی، نیست چه برسد به سرمایه‌گذاران خارجی؛ لذا می‌شود اهداف بسیار بزرگ‌تری را در نظر گرفت و به سمت آن حرکت کرد.

  • تاریخ درج خبر :
  • شنبه ٥ خرداد ١٣٩٧ - ١١:٥٤
  • تاریخ بروز رسانی خبر :
  • تعداد بازدید خبر :
  • 187
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: