صفحه اصلی > دانش و اطلاعات > پیشکسوتان صنعت گاز > مصاحبه با پیشکسوتان تلاشگر  


نسخه چاپي

رکن الدین جوادی

 

خاستگاه فعالیت من در صنعت از دانشگاه نفت آبادان رقم خورد

 

 اینجانب رکن الدین جوادی متولّد سال 1336، اصالتاً اهل ابهر از استان زنجان هستم. در سال 1354 وارد دانشگاه نفت آبادان شدم. آن سال یکی از سال‌های استثنایی بود، ما می‌توانستیم در دانشگاه‌های مختلف ثبت‌نام و در کنکور سراسری شرکت کنیم. من به دلیل اینکه جزء رتبه‌های نسبتاً خوب کنکور سراسری بودم، ابتدا در دانشگاه صنعتی شریف در رشتۀ برق ثبت‌نام کردم.

دانشکدۀ نفت امتحان جداگانه‌ای داشت؛ در آن هم شرکت کردم و چند روز بعد هم اعلام کردند که آنجا هم قبول شدم. با توجه به بین المللی و به روز بودن دانشکدۀ نفت آبادان، از دانشگاه صنعتی شریف انصراف دادم و در دانشکدۀ نفت آبادان ثبت‌نام کردم. این آغاز حضور من در صنعت نفت بود.

خاطره‌ای را از روز اوّلی که به پالایشگاه آبادان رفتم برایتان می گویم. وقتی به پالایشگاه آبادان رفتم، ما را به بازدید بردند تا هر کدام با واحدی آَشنا شویم. یک سخنرانی یک‌ساعته کردند و من و یک نفر دیگر را تحویل رییس واحد یا شیفت سوپروایزر که آن موقع کارگرهای باسابقه بودند، سپردند. ایشان هم توضیحاتی در مورد اتاق کنترل که بزرگ‌ترین واحد پالایشگاه آبادان بود و بلوک‌های نفت را می‌شکست ( البته تکنولوژی آن قدیمی بود) دادند. سپس من را به Line up برد و گفت نقشه را بگیر دستت از ابتدای لوله شروع کن برو ببین تا کجا می‌رسد،‌ هر جا هم سؤال داشتی بپرس. من در آنجا اولین بار بود که پمپ و کمپرسور می دیدم. بعد از آن به اتاق ها برگشتیم، من دیدم که هم اتاقی من نیامده، گفتم پس فلانی کجاست؟ گفتند بیمارستان است؟ پرسیدم یعنی چه بیمارستان است؟‌ گفتند ایشان درپوش یکی از شیرهای بخار را باز کرده و صورت و دستش سوخته. از یکی از سوپروایزها پرسیدم که چرا به او نگفتید که امکان دارد بخار او را بسوزاند؟! گفت ببین من 35 سال پیش که آمدم اینجا یک سوپروایزر هندی به من گفت شیر را باز کن، همین کار را کردم و سوختم، اما یادم ماند که دیگر بی‌خودی چیزی را باز نکنم. در واقع شیوه‌ی آموزشی،‌ استاد شاگردی در آن مقطع بسیار تأثیرگذار و مهم بود.

بعد از پالایشگاه آبادان و اتمام تحصیل در سال 1364 معاون اداری مهندسی و ساختمان شرکت ملّی نفت ایران شدم. در سال 1367 به شرکت ملّی گاز آمدم و به عنوان مجری و رییس طرح سرخون به فعالیت پرداختم. این پالایشگاه اولین پالایشگاه گاز بعد از انقلاب بود که قرار بود توسط ایرانی‌ها اجرا شود. سپس به مدت 5 سال عضو هیأت‌مدیرۀ شرکت ملّی گاز و مدیر مهندسی و ساختمان شرکت ملّی گاز ایران بودم. همچنین مجری طرح‌های توسعۀ شرکت ملّی گاز ایران هم بودم.

در دوره ای سه ساله به شرکت کالای نفت شرکت ملّی نفت ایران در لندن مأمور و منتقل شدم(از سال 1378 تا 1381)، در آنجا سمت معاون مدیرعامل و عضو هیئت‌مدیره و مسئول بازرگانی شرکت را داشتم. زمانی که به ایران برگشتم، شرکت ملّی صادرات گاز ایران را تأسیس کردم و مدت 5 سال هم مدیرعامل آن شرکت بودم.

 در سال 1385 به شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت رفتم. یک سال عضو هیأت‌مدیره و مدیر پروژه‌های آن شرکت بودم و حدود 6 سال به عنوان نایب رییس هیأت‌مدیره و مدیرعامل شرکت در آنجا کار کردم. سپس از سال 1385 تا 1392 مدیرعامل شرکت مهندسی صنایع نفت ایران OIEC بودم.  از اواسط سال 1392 هم معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملّی نفت ایران و نایب رییس هیأت‌مدیرۀ شرکت ملّی نفت ایران هستم.

 

ستاد خودکفایی شرکت ملی نفت پیش درآمد فعالیت های مؤثر در صنعت گاز

 

سال 1363 کشور ما درگیر جنگ تحمیلی بود. زمانی که از جبهه برگشتم مجدداً در شرکت نفت مشغول شدم. در آن زمان آقای مهندس غرضی وزیر نفت بودند، من طرح تأسیس ستاد خودکفایی شرکت ملّی نفت ایران  را تنظیم و خدمت ایشان بردم. مهندس غرضی طرح را تأیید کردند و بعد طی یک جلسه‌ با مسئولین ارشدتر دولت این طرح مورد استقبال و حمایت قرار گرفت.

ذهنیّت ما این بود که در دوران بعد از انقلاب بتوانیم وابستگی به کشورهای خارجی در صنعت نفت را کاهش دهیم. این تفکر را در چند محور سازمان‌دهی کردیم. اوّلین کاری که انجام شد، شناسایی قطعات پرمصرف در صنعت و قابلیت‌های بالفعل یا بالقوّۀ صنایع کشور بود، تا از این طریق پلی میان نیاز در صنعت نفت و قابلیت‌های فنی موجود در کشور بزنیم. سرانجام توانستیم اولین شیرهای نفتی و Flange  نفتی را در سال 1364 تولید کنیم. دانش فنی این تجهیزات را نیز از کارخانه ای در بوسنی و هرزگوین گرفته بودیم.

طرح و تأسیس ستاد خودکفایی در شرکت نفت باعث شد زمانی که از صنعت نفت خارج شدم، شرکت‌های مختلفی از من دعوت به همکاری کنند؛ از جمله شرکت ملّی گاز، در آن زمان آقای جرّاحی مدیرعامل شرکت گاز بودند. ایشان طی جلسه ای ابراز کردند که می‌خواهند یک پالایشگاه در استان هرمزگان احداث کنند و مقدماتش را شروع کرده اند، فقط دنبال شخصی می گردند که انگیزۀ استفاده از توان داخلی را داشته باشد. بنابر این من در سال 1367به هرمزگان رفتم و با کمک مشاورین داخلی طراحی پالایشگاه را شروع کردم. ساخت پالایشگاه را به طور کامل به سازندگان و پیمانکاران اجرایی داخلی سپردیم. همچنین توانستیم بخشی از تجهیزات را در کارخانه‌های داخلی مثل ماشین‌سازی اراک درست کنیم.

به دلیل همین عملکرد در احداث پالایشگاه هرمزگان و همچنین 4 سال تجربه در معاونت اداری مهندسی ساختمان شرکت ملّی نفت ایران؛ در سال 1368 آقایان جرّاحی و آقازاده از من دعوت کردند که مسئولیت مدیریت مهندسی و ساختمان شرکت ملّی گاز را بپذیرم و عضو هیأت مدیره شوم. در آن زمان حدوداً 32 ساله و بسیار جوان و پر انرژی بودم.

در این پست هم نگاه من به توسعۀ قابلیت‌های داخلی بود. زمانی که من این مسئولیت را پذیرفتم، یک خطّ لولۀ سراسری گاز به نام IGAT2 که به 56 اینچ معروف بود ( البته الان با توجه به پیشرفت هایی که در صنعت داشته ایم، اجرای این خطوط برای ما بسیار کار ساده ای است) داشتیم که بخش اول آن را شرکت ایتالیایی Saipan اجرا می‌کرد و بحث این بود که ادامۀ این خط را چه کنیم؟ نقطه نظرات متفاوت بود، من نامه‌ای به آقای آقازاده نوشتم و پیشنهاد کردم اجازه بدهند ادامه کار را به کمک پیمانکارهای داخلی انجام دهیم و پیشنهاد هم کردم برای تهیه امکانات خاص، منابعی در اختیار ما بگذارند که بتوانیم ماشین‌آلات تخصصی مورد نیاز را وارد کشور کنیم. این نامه و پیشنهاد منجر به جلسه‌ای در حضور رییس‌جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی شد. ایشان از پیشنهاد من حمایت کردند و خوشبختانه همین کار را کردیم و در حقیقت  نطفۀ آغاز ساخت خطوط لولۀ 54 اینچ در کشورمان پا گرفت. امروزه شاهد هستیم که هزاران کیلومتر از این خطوط را همکاران عزیز ما در شرکت ملّی گاز اجرا می‌کنند، در حالی‌ که تا آن تاریخ کلاً خارجی‌ها این امر را انجام می‌دادند.

بعد از این اتفاق روی ساخت تجهیزات ایستگاه‌های تقلیل فشار گاز که اصطلاحاً به آن‌ها CT Gate و TBS می گفتند(اگر اشتباه نکنم)، متمرکز شدیم، که این‌ها را در داخل بسازیم. یکی از مهم‌ترین قسمت‌های این تجهیزات vaster Water بود. شاید بیش از 30 جلسه در ماشین‌سازی اراک گذاشتیم و الحمدالله این‌ها هم ساخته شد.

شایان ذکر است که خوشبختانه در خصوص مبحث خودکفایی و ساخت تجهیزات گازی، نگاه شرکت ملّی گاز ملّی است؛ ولی به‌هرحال این داخلی سازی باید از نظر ساخت، اقتصادی و رقابتی بودن یک نقطۀ بهینه داشته باشد و اگر این موضوع در کشور شکل بگیرد یعنی ما به خودکفایی رسیده¬ایم و این هم به صنایع کشور برمی‌گردد که بتوانند این نیازها را در کشور با دو نگاه رقابت فنی و مالی فراهم کنند.

سوّمین کار مثبتی که در کارنامه کاری من ثبت است، در رابطه با سیاست دولت بر جایگزینی گاز در کشور به جای فرآورده‌های مایع بود. در همین راستا، طرّاحی و اجرای شبکه‌های گاز رسانی یکی از اولویت‌ها شد. تا آن زمان تعداد بسیار کمی از شهرها مثل اصفهان و بخش کوچکی از تهران شبکۀ گاز داشتند. برای انجام این کار مهم تیم مهندسی را تقویت و کلاً طرّاحی را خودمان شروع کردیم (جا دارد که از یکی از همکاران خوبم، آقای مهندس یوسفی که رییس اداری مهندسی و ساختمان بودند یاد کنم که بسیار همراه من بودند؛ متأسفانه ایشان چند سال پیش به علّت سرطان، به رحمت خدا رفت). به ‌هرحال ظرفیت طرّاحی بیش از 10 برابر و ظرفیت اجرا بیش از 6 برابر شد؛ به طوری که حجم گاز رسانی یک جهش اساسی در کشور پیدا کرد.

هدف دیگری که در آن سال ها در ذهن داشتیم این بود که علاوه بر ساخت تجهیزات در ایران، از تکنولوژی‌های جدید هم برای طولانی کردن عمر شبکه‌های گاز استفاده کنیم. برای این کار طرح جایگذاری لوله‌های پلی‌اتیلن به لوله‌های فولادی را مطرح کردیم؛ چون لوله‌های فولادی زود می‌پوسید و از بین می‌رفت. به لطف خدا طی حدود سه سال توانستیم این ایده را هم عملیاتی کنیم. اولین نمونۀ این کار را در قصر فیروزه (خانه‌های سازمانی ارتش) انجام دادیم و بعد کار توسعه پیدا کرد (اگر اشتباه نکنم این کار حدود سال 1372 انجام شد.)

از بحث‌های دیگری که در آن مقطع به شدّت دنبالش بودیم توسعۀ زیرساخت‌ها و پشتیبانی از خطوط لوله و ایستگاه‌های تقویت فشار بود؛ یعنی ساخت یاردهای پشتیبانی. یاردهای پشتیبانی در شرکت ملّی گاز یکی از ضرورت‌ها بود که قبل از انقلاب یکی دو مورد از آن انجام شده و بعد مغفول مانده بود. برای انجام این امر آقای مهندس کیوانی از مهندسان خوبی که فارغ‌التحصیل آمریکا بودند را از فلات قارّه دعوت به کار کردیم و این مسئولیت را به ایشان سپردیم. طرحی به نام طرح پروژه‌های ساختمانی ایجاد کردیم و به حمد الهی موفّق شدیم انبار معروف شرکت گاز را بسازیم. مهندس کیوانی یاردهای مختلف شرکت گاز و شهرک‌های مسکونی را ساخت و توسعه داد. با این کار شرکت جوان گاز دارای یک گسترش اساسی شد.

مورد دیگری که مورد توجه قرار گرفت اجرای ایستگاه های تقویت فشار بود. بعد از انقلاب هیچ ایستگاه تقویت فشاری در کشور اجرا نشده بود. بنا براین طراحی یک مجموعه ایستگاه تقویت فشار در خط سرخس – نکا در داخل را شروع کردیم، توربین های مورد نیاز را از کانادا خریدیم و ایستگاه‌ها را اجرا کردیم. خط لولۀ سراسری دوّم( IGAT2 ) را هم راه اندازی کردیم. این طرح برای اولین بار با نام طرح ایستگاه‌های تقویت فشار گاز در سال 1371سازمان‌دهی شد و هنوز هم طرح فعّالی است.

بحث صادرات گاز ایران به اروپا مورد دیگری بود که نگاه ما به آن معطوف شد. به همین دلیل بازاریابی خیلی وسیعی را با روس‌ها برای فعّال شدن مجدّد صادرات گاز شروع کردیم که برای احیای IGAT1زیاد موفّقیّت آمیز نبود.

ملاقات و جلسات زیادی را با شرکت‌های اروپایی گذاشتیم و قرار بر این شد که شرکتی مشترک با  (Gaz de France) تأسیس کنیم به نام IFGCC ،  بعد به وسیلۀ این شرکت که با سهام   %50- %50 تأسیس کردیم، شرکت مشترک دیگری به نام  EIG با شرکت‌های گاز اروپایی راه اندازی کردیم که RubleGas آلمان و گس دو فرانس اسپانیا از سهامدارهایش بودند. IFGCC که در حقیقت NIGC شرکت ملّی گاز بود و شرکت گستوفرانس فرانسه سهامدارش بود و دو شرکت گاز چک و اسلواکی و OMV اتریش عضوش بودند (تا آنجایی که یادم هست)، حدود چهار سال فعّال بود. مرکز شرکت را در بروکسل تأسیس کردیم و هر 45 روز به صورت گردشی جلسات هیأت‌مدیره داشتیم. در این شرکت مرحوم آقای ثانی و بنده از ایران عضو هیئت‌مدیره بودیم و موفّق شدیم مطالعات، مذاکرات و بازاریابی اولیۀ صادرات گاز ایران به اروپا را توسّط آن شرکت انجام دهیم و در حقیقت یک کار اساسی برای اجرای انتقال گاز ایران به اروپا به وسیلۀ خط لوله انجام شد. متأسفانه بعدها به دلیل تنش‌های سیاسی بین ایران و اروپا این طرح متوقف شد، ولی یکی از کارهایی بود که کلیۀ مطالعات حقوقی آن انجام شده بود و به مجامع و کنفرانس‌هایی که در اروپا، اِمریکا، ژاپن و چین می رفتیم از آن به عنوان بهترین مطالعۀ دوران یاد می‌شد، همان مطالعات و تحقیقات بود.

همچنین به خاطر دارم که در سال‌های آخر جنگ، شرایط در کشور خیلی بحرانی بود و در فصل زمستان ما مدیرها هر شب نوبتی در شرکت کشیک می‌ایستادیم. یک اتاقی در پایین بود، با نام اتاق مخابرات؛ ما باید مراقب می بودیم که تولید گاز مثلاً از 100 هزار مترمکعب کاهش پیدا نکند، اگر این میزان ذرّه ای کاهش پیدا می‌کرد، اعلام آماده ‌باش می کردیم. این کار آنقدر اهمیت داشت که وقتی ذخیرۀ لوله‌های گاز، سر جمع به 40 میلیون مترمکعب رسید، از خوشحالی شیرینی خریدیم؛  آن‌قدر که این موضوع برایمان حساس و مصرف هم محدود بود. امروزه 1 میلیارد و 200 میلیون مترمکعب ذخیره‌سازی گاز در خطوط لوله داریم؛ یعنی ذخیره سازی چیزی حدود 30 برابر افزایش پیدا کرده است. در آن زمان عمدۀ گاز، در جنوب کشور و سرخس تولید می شد. این برای ما خیلی حیاتی بود که با این تولید کم چه کنیم؟! در حقیقت بحث ذخیره‌سازی زیرزمینی گاز را در آن دوران شروع کردیم و تقریباً نزدیک سه سال طول کشید تا توانستیم از سازمان برنامه ‌و بودجه موافقت بگیریم تا به این پروژه رسمیت بدهند.

 

چشم‌انداز آینده شرکت ملی گاز و سیاست گذاری های کلان کشور

 

شرکت ملّی گاز به دلیل اینکه متولی تأمین گاز در کشور است، با مسئولیت اجتماعی، اقتصادی و فنی سنگینی مواجه است. این سازمان‌ها نیاز به تدوین استراتژی دراز مدّت و مدیریت دارند. شرکت ملّی گاز می‌توانست توسعۀ بیشتری داشته باشد چون کادر خوبی دارد و صمیمیت خوبی در آن موج می زند. با این حال متأسفانه در یک مقاطعی هم دچار تلاطم‌های مدیریتی شد. در دورانی که من در شرکت ملّی گاز مدیر مهندسی بودم در طول 5 سال سه مدیرعامل عوض شد، آن هم در حالی‌که مدیرعامل قبلی(آقای جراحی) مدیر بسیار خوش‌فکر و استراتژیستی بودند، علی‌رغم اینکه فنّی نبودند، اما به دلیل نگاه کلانی که در مباحث مدیریتی داشتند پایه‌ریز بسیاری از توسعه‌های شرکت گاز بودند. البته شرکت ملّی گاز نسبتاً یک سازمان جوان بود که دچار این اعمال سلیقه‌ها می شد و از این بابت در یک مقاطعی دچار وقفه‌هایی شد. با این حال اکنون امور شرکت گاز با انتصاب آقای عراقی روی روال و غلتک است. ایشان مدیری با سابقه است که علاوه بر شخصیت دوست داشتنی ای که دارند، از دوران انقلاب با شرکت ملّی گاز همراه بوده است و سازمان و دغدغه‌های آن را خوب می‌شناسد. من امیدوارم که ایشان در تمام مدت خدمت دولت تدبیر و امید در شرکت گاز بمانند تا شرکت قوام بیشتری پیدا کند.

بخشی از آیندۀ شرکت ملّی گاز به سیاست‌گذاری کلان کشور برمی‌گردد. در کشور چند سیاست‌گذاری مطرح است؛ اوّلین بحث، اصل 44 است. باید ببینیم که بنا بر این اصل چه مقدار از مسئولیت‌های شرکت ملّی گاز  به بخش خصوصی واگذار می‌شود. البته امیدواریم که در برنامۀ ششم این نگاه به شرکت ملّی گاز معطوف شود که آن را هم وزن شرکت‌های مشابه، در صحنه‌های بین‌المللی ببینند؛ یعنی اگر ما استاندارد نگاهمان را بین‌المللی کنیم می‌توانیم برای شرکتی مثل شرکت ملّی گاز افق روشن‌تری ببینیم.  برای این کار ابتدا باید ببینیم شرکت‌های مشابه گاز در دنیا چه کار می‌کنند؛ مثلاً به British Gas، یا Gazprom توجه کنیم. Gazprom به دلیل اینکه یک شرکت دولتی است متأثّر از سیاست‌گذاری‌های خاص دولتی است، امّا  British Gas با استراتژی بنگاه‌داری در انگلیس خصوصی شد.

فکر می‌کنم به دلیل اهمیتی که شرکت ملّی گاز دارد باید آن را از امور روزمرۀ اجتماعی جدا کرد و به آن به عنوان یک شرکت استراتژیست برای تأمین انرژی در داخل کشور و حداقل در حوزۀ منطقه‌ای نگاه کرد تا بتواند در سطح بین‌المللی کارهای فنی سطح بالا انجام دهد. در حال حاضر این فرصت‌ها به دلیل محدودیت‌های قانونی خیلی محدود شده است.

 

پویایی و بالندگی شرکت گاز

 

شرکت ملّی گاز در یک مقطعی قبل از انقلاب چند استراتژی مناسب داشت؛ یکی از آنها بحث توسعۀ پارس شمالی و تولید LNG بود. بحث دیگر صادرات گاز به روسیه و اروپا بود که با شروع انقلاب متوقف شد و ایستگاهی که در اسلواکی وجود دارد، بر اساس قرارداد صادرات گاز 2 ایران به اروپا ایجاد شده بود.

پس بنابراین شرکت ملّی گاز در یک مقطعی که حدود سال‌های 1352 بود، شرکت پویایی بود. بعد از انقلاب جریان صادرات منتفی و به امور داخلی توجه شد، تا زمان مدیریت آقای جراحی(حدود سال های 1364 تا 1368) که بحث LNG  و صادرات آن به اروپا و گاز رسانی مجدداً آغاز شد. ایشان توانستند در بحبوبه جنگ تحمیلی یک سازمان‌دهی پایه‌ای ایجاد کنند.

بعد از آن شرکت گاز تحوّلات عادی آن موقع را ادامه داد تا به امروز که آقای عراقی با نگاه جدیدی که به صنعت دارند فرصتی پیش آمده که شرکت ملّی گاز بتواند جایگاه حرفه‌ای خود را احیا کند و به دست بیاورد.

 

چالش های ساختاری و فنی شرکت گاز ملی ایران

 

به نظرم مهم‌ترین چالشی که شرکت ملّی گاز با آن مواجه است در بخش ساختار و مواجهۀ مستقیم با مردم است. برای شرکتی که می‌خواهد یک سازمان‌دهی کلان انجام دهد، خرده‌فروشی به هر خانوار آفت بزرگی محسوب می شود. این موارد مانع از عمق فنی،تجاری و حقوقی یک شرکت می‌شود.

البته نظرات متفاوت است و برخی معتقدند که شرکت گاز باید صرفاً خدماتی باشد، اما به نظر بنده یکی از چالش‌های شرکت ملّی گاز با جدا شدن از خرده‌فروشی رفع می¬شود؛ زیرا اگر قرار شد خرده‌فروشی کند باید نگاه استراتژیک عمده‌فروشی(سیاست صادرات) را فراموش کند.

به نظرم در بخش چالش‌های فنی، شرکت ملّی گاز باید دو کار مهم را سرلوحه خود قرار دهد؛ اولین مورد بحث ذخیره‌سازی است که به شکل گسترده‌ای باید آن را عملیاتی کند، زیرا ما پراکندگی تولید نداریم و پایداری توزیع و تولید فقط با ذخیره‌سازی ممکن است؛ بنابراین مجبوریم مخازن کوچکی را در کشور درست کنیم  که بتوانند بالانس شبکه را انجام دهند. می‌دانید که ما غیر از پایداری شبکه، مشکل دیگری هم داریم که مصرف تابستان حدود %60 مصرف زمستان است و مجبوریم در فصل گرما برای آن %60 که سالی دو-سه بار اتّفاق می‌افتد، تأسیساتی معادل فصل سرما درست کنیم؛ این یعنی %40 سرمایه گذاری و %40 نیروی انسانی بیشتر. این افزایش هزینه ها هیچ توجیه اقتصادی ندارد. به همین دلیل ذخیره‌سازی زیرزمینی گاز یکی از بحث‌های اساسی و مهم هست که باید آن را در نظر گرفت.

بحث دیگری که توجه به آن مهم است، مشارکت در پایداری توزیع، سوآپ و انتقال گاز در منطقه است. شرکت chiro ژاپن حدود 15 سال پیش مطالعاتی را در باب چرخه گاز منطقه خاورمیانه و آسیای میانه انجام داد که به نظر من شرکت ملی گاز باید به آن مطالعات نگاه محوری داشته باشد.

 

مرجعیت شرکت گاز برای تصمیم های بزرگ صادرات

 

صادرات گاز، به دلیل حجم مالی سنگین و سرمایه‌گذاری بسیار زیاد در اولویت اول قرار دارد. برای این کار باید ابتدا بستر سازی مناسب را انجام دهیم. به عنوان مثال اگر امروز یک قرارداد ساختمانی با بار مالی‌  20 میلیارد دلار بسته شود، مرجع تصمیم دولت است؟ شورای اقتصاد است؟ مجلس است؟ خود وزارت نفت است؟ خود شرکت گاز است؟ چه کسی مرجع تصمیم گیری است؟! این ابهام هنوز باقی است.

کشور ما خاطرات چندان خوبی از قراردادهای طولانی در ذهن ندارد،‌ همیشه این تداعی وجود داشته که کسی که یک قرارداد 20 ساله بسته، حتماً نتوانسته منافع کشور را خوب در نظر بگیرد. شرکت نفت ما در مورد قراردادها خود تصمیم گیرنده، تعیین کنندۀ قیمت، فروشنده و ... است، بخش عمدۀ درآمد کشور هم یک‌زمان 80 میلیارد دلار بوده است و الآن که نفت ارزان‌تر است 40 میلیارد دلار شده. اما قراردادهای گازی با بازۀ 15 تا 20 ساله ابزار اختلاف نظرهای حقوقی و رفتارهای سیاسی نامناسب و محل چالش‌های خیلی جدی است. لذا فکر می‌کنم شرکت ملّی گاز و حتّی وزارت نفت باید در این زمینه یک کار فرهنگی - حقوقی جدی انجام دهند، اگر این موانع برداشته نشود ما فرصت‌های زیادی در صنعت گاز را از دست می دهیم. به‌هرحال مشتری‌ها می‌خواهند بدانند که با چه مرجعی قرارداد می بندد و چقدر این قرارداد معتبر است، زیرا فارغ از خسران در قرارداد، اگر چهارچوب مفاد قرار داد سیاسی – اجتماعی شود، دیگر نمی‌توان آن را مدیریت کرد.

 

نقش گاز در ایجاد امنیت انرژی

 

امنیت انرژی برمی‌گردد به برداشت ما از معنا و مفهوم امنیت! این واژه برای ما که تولیدکننده هستیم یک‌ معنی دارد و برای مصرف‌کننده معنای دیگری را ایفاد می کند. واردکننده ها دنبال انرژی‌های جایگزین هستند که وابسته به یک نوع از انرژی نشوند؛ اما امنیت ما در مصرف داخلی به دو امر بستگی دارد؛ اول، به جدیت رعایت استانداردهای فنی در گاز و دوم، توسعۀ فراوان ذخیره‌سازی. این موارد برای ما کافی است که بتوانیم امنیت را در کشور مدیریت کنیم. حال اگر بخواهیم به عنوان صادرکننده عمل کنیم، باید یک سری قوانین معتبر برای حفاظت از قوانین خود طرح کنیم، مثل همین قانون حفاظت از سرمایه‌گذاری خارجی در کشور. ما برای صادرات خود باید قوانینی وضع کنیم که اگر کشور یا شرکتی خواست از منابع ما استفاده کند، بداند که قرداد ما معتبر است و حدود قانونی و اجرایی برای آن تعیین شده است.

 

برکناری از شرکت گاز  بهای یک حرف درست 

 

جذابیت خاطرات با تلخ و شیرینی آن ها به معیارهای هرکسی برمی‌گردد، شاید یک خاطره برای من تلخ و برای فردی دیگر شیرین باشد. شاید برای برخی رفتن من از شرکت  ملّی گاز سؤال است! در این باره باید بگویم که یکی از فشارهایی که در تمام دوران ها بر صنعت گاز تحمیل بوده، فشار نمایندگان مجلس مبنی بر جاری شدن نفت یا گاز در منطقه مورد نظرشان بود؛ در واقع این موضوع امتیازی برای حمایت عامۀ مردم از نمایندگان شان بود.

زمانی که در بخش مهندسی ساختمان نفت بودم(اوایل سال 1364)، طرح انبار نفتی را به هیأت‌مدیرۀ نفت بردیم تا طرح را تصویب کند و اجازه بدهند که در این مورد سرمایه‌گذاری کنیم. قیمتی که در گزارش توجیه اقتصادی برآورد کرده بودیم 56 میلیون تومان بود و ما گزارشی تهیه کرده بودیم که این طرح اصلاً اقتصادی نیست. 56 میلیون، با دلار 10 تومان آن زمان پول بسیار زیادی بود؛ یعنی ما باید 50 میلیون دلار خرج می کردیم تا این طرح انجام شود، در حالی‌که آن مخازن سالی یک‌بار هم پر نمی‌شد؛ ضمن اینکه شهری دیگر به فاصلۀ 80 کیلومتر همین انبار نفت را داشت.

این مباحث را در هیأت‌مدیرۀ نفت مطرح کردیم و بسیاری از نظرات ما حمایت کردند؛ اما وزیر محترم نفت به من دستور دادند که طرح را اجرا کنیم چون اهمیت بسیار زیادی دارد. ما این طرح را به دلیل ملاحظات اجتماعی انجام دادیم، اما می دانستیم که به نفع اقتصاد مملکت نیست!!!

این داستان عیناً در سال 1373 اتّفاق افتاد. در آن زمان نمایندۀ خلخال که مرد بسیار شریفی هم بود فشار زیادی بر ما وارد کرد که گاز و نفت را به خلخال برسانیم و همیشه می‌گفتند که من به عنوان نماینده به این مجلس آمدم که  دو مسأله (گاز و نفت رسانی) را حل کنم. ما در این باره گزارشی تهیّه کرده بودیم و توضیح داده بودیم که لوله کشی گاز در آن منطقۀ کوهستانی اصلاً اقتصادی نیست و محاسبه کرده بودیم که اگر شرکت ملّی گاز 50 سال کپسول رایگان ببرد دم در خانۀ این 2000 خانوار ساکن در آن منطقه به مراتب اقتصادی‌تر از این است که ما همچین کاری کنیم. به همین دلیل وزیر نفت وقت از این موضوع حمایت می‌کردند و ما به این فشار تن نمی دادیم، اما تقریباً هر سال این بحث مطرح بود.

تا اینکه نمایندۀ خلخال وزیر نفت و ما را دعوت کرد به کمیسیون. وزیر در راه گفتند که امروز جو خیلی منفی است؛ هر چه پرسیدند شما بگو که ما طرح را شروع کردیم. گفتم من عادت ندارم حرف خلافی بزنم، بنابراین سکوت می‌کنم. به‌هرحال کمیسیون شروع شد و در آنجا مطرح کردم که در این مورد  باید پروفیل خاک برآورد شود، لوله‌ هم داریم، ان‌شاءا... طراحی که تمام شد کار را شروع می کنیم. نماینده خلخال عصبانی شد و گفت قسم بخورید که این کار را می‌کنید. من گفتم کار اجرایی که قسم نمی‌خواهد. وزیر محترم وقت هم از حرف من حمایت کردند، اما آن‌ها شروع کردند به توهین کردن به وزیر، من هم که دیدم جو خیلی منفی است، جلسه را ترک کردم. بیرون اتاق وزیر نفت به من گفت اگر یک دروغ می‌گفتی چه اشکالی داشت؟ چرا جو را این‌طوری کردی؟ ... من همان شب ساعت 7 از کار برکنار شدم!

 

نظریه یک استراتژیست در مورد سیاست و صنعت

 

در بخش نیروهای فنی فکر می‌کنم مثل همه جای دنیا، باید آن نگاه حرفه‌ای و آن تعلّق سازمانی در نیروهای فنی تقویت شود. به دلیل اینکه جامعۀ ما سیاسی است و متأسفانه این به بخش های فنی هم کشیده شده، بسیاری از فعل و انفعالات بر اساس پیش‌فرض‌های ماست. این نگاه سیاسی به امور فنی را باید از صنعت دور کنیم؛ یعنی باید صنعت را از فعل‌ و انفعالات سیاسی مبرا کنیم؛ سیاست نه در انتصابات، نه در موضع‌گیری‌ها و نه در تصمیمات نباید دخیل باشد. در این باره مثالی عینی می‌زنم که عرض من روشن  شود؛ در سی و یک شهریور سال 1359 پالایشگاه آبادان کارآموزی می کردم. ساعت حدود 2 بود که کارم تمام شد و با دوچرخه در حال رفتن به منزل بودم. حدود 500 متر از پالایشگاه دور شده بودم که اولین حملۀ عراق شروع شد. شاید حدود 40 تا 50 تا بمب در نقاط مختلف شهر و عمدتاً در پالایشگاه نفت زدند.

یک ‌لحظه برگشتم دیدم که دود و آتش همه جا را گرفته. به پالایشگاه برگشتم و دیدم همه غافلگیر و شوکه شده اند و چند نفر از تعمیرکاران، اپراتورها و سوپروایزر نشستند و گریه می‌کنند. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که حتماً تعدادی از همکاران کشته ‌شده‌اند. جلو رفتم از آقای عظیمی –خدا رحمتش کند- پرسیدم کسی شهید شده؟ با همان لهجۀ شیرین آبادانی گفت نه، من سی سال است که این واحد را نگه داشتم؛ روزی چند دفعه این تجهیزات را روغن کاری و تعمیر می کردم که برای این مملکت کار کند، اما این ها در عرض چند دقیقه همه چیز را نابود کردند. برای من به عنوان یک جوان باورپذیر نبود که این بندۀ خدا به این خاطر چه این طور اشک می ریزد. این صحنه خیلی ارزشمند بود؛ خوب اگر ما این فرهنگ را در هر جای کشور از جمله در صنعت احیا کنیم، کشور را بیمه کرده ایم. نباید به خاطر هر مسأله ای عرق و حمیت ملی را نادیده گرفت و از کار جا زد. بعد از آن در دوران جنگ عظیمی هایی دیدم که برای شهید شدن در راه وطن برای رفتن به میدان مین از هم پیشی می گرفتند؛ این‌ها اتفاقات خیلی تلخی بود، اما  عشقی و احساس مسئولیتی که در پس این ناخوشایندی ها بود ستودنی؛ مقدس و شیرین است.

ما باید این عشق و احساس مسئولیت را احیا کنیم؛ اگر این عرق، وفاداری و به قول فرنگی‌ها « LOYALTY» را در صنعت ایجاد کنیم، یک استراتژِی بی بدیل در صنعت ایجاد کرده ایم که کسی توان رویارویی با کشور ما را ندارد. 

 

مرحوم مهندس کراچیان، پرانرژی و کارآمد

 

آقای مهندس کراچیان، انسانی بسیار باهوش، پرانرژی، سالم و دوست‌داشتنی بود و ما تا سه روز قبل از فوت ایشان با هم در تماس بودیم.

زمانی که طرح پالایشگاه گازی کنگان در حال اجرا بود، آقای آقازاده بر اساس یک تصمیم استراتژیک، آقای کراچیان را برای اجرای طرح به کنگان آوردند. اشکالات فنی پالایشگاه آنقدر جدی بود که حتی تیم بهره‌برداری شرکت ملّی گاز حاضر نبودند آن را تحویل بگیرند. بنابراین آقای کراچیان به ناچار مجری طرح شد تا با یک تغییر و تحول اساسی پروژه را راه‌اندازی کند.

 

ضرورت احیای بازرسی فنّی در صنعت گاز

 

شرکت گاز در مقطعی به دلیل  انتصاب کسانی که صنعت و گاز را نمی‌شناختند، دچار آسیب های جدی شد. سال 1370 در شب عید یک لولۀ گاز در خیابان جمال زاده ترکید و شش نفر کشته شدند. آقای هاشمی رییس‌جمهور وقت در  سوریه بودند. از آنجا موضوع را پیگیری کردند. اتّفاق از این ناشی شده بود که در انتهای لوله یک شیر می‌گذارند و ‌علامتی دارد که نشان می دهد شیر باز یا بسته است. میان مجری دستور چک شیر را می دهد. بدون اینکه کسی به بازرسی برود، اعلام می کنند که شیر بسته است. گاز را باز می‌کنند که داخل لوله بیاید همان لحظه یک ماشین  رد و منفجر می‌شود.

بسیاری از این حوادث مثل این است که شما شیشۀ جلوی ماشین را ببندید و بگویید حرکت کند. موقعی که بازرسی را از یک سیستم حسّاسی مثل گاز حذف می‌کنیم عواقب آن همین‌ می شود. به همین دلیل عرض کردم که ان‌شاءا... مدیریت عامل در گاز تداوم پیدا کند. تلاطم یا انتصابات نامناسب همیشه آسیب دارد.

 

سه دهه تلاش در راه سامان دهی استانداردهای صنعت گاز

 

تمام سعی و تلاش من در دوران خدمتم این بود که یک سری شاخص‌های حرکتی و سازمان‌دهی، مثل ذخیره‌سازی، طرح پروژه‌های ساختمانی، احداث ایستگاه‌های تقویت فشار، خطوط لولۀ سایز بزرگ و توسعۀ شبکۀ گاز رسانی را پایه گذاری کنم. همچنین کمیته‌ی استاندارد را تأسیس کردیم که استانداردهای شرکت گاز را به‌روز کرد. من 5 سال رییس کمیته بودم. همکاران و مسئولان بسیار خوبی مثل مهندس مجرد، مهندس مطلق و مهندس اوچانی داشتیم. در آن دوره کارهای بسیار اساسی رقم خورد. ما در آن دوران توانستیم یک زبان مشترک در داخل سازمان درست کنیم تا قابلیت ها و استانداردهایمان را شفاف کنیم.

 

 

  • تاریخ درج خبر :
  • شنبه ٥ خرداد ١٣٩٧ - ١١:٥٧
  • تاریخ بروز رسانی خبر :
  • تعداد بازدید خبر :
  • 215
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: