صفحه اصلی > دانش و اطلاعات > پیشکسوتان صنعت گاز > مصاحبه با پیشکسوتان تلاشگر  


نسخه چاپي

حسن منتظر تربتی

اینجانب حسن منتظر تربتی اهل شهرستان تربت حیدریه هستم. در سال 1362 در دانشگاه نفت قبول شدم و می ­شود گفت...

 

 

 

خانگیران نقطۀ عطفی برای کسب تجارب عملیاتی  

 

اینجانب حسن منتظر تربتی اهل شهرستان تربت حیدریه هستم. در سال 1362 در دانشگاه نفت قبول شدم و می ­شود گفت که از همان زمان به جرگۀ صنعت نفت پیوستم. از سال 1362تا 1366 را در دانشگاه نفت مشغول تحصیل بودم و از خرداد 1367 وارد صنعت گاز شدم و کارم را از پالایشگاه خانگیران شروع کردم. مشغول به کار شدن من در این پالایشگاه هم داستانی دارد؛ چون در آن زمان رسم بر این بود که فارغ­ التحصیلان دانشگاه نفت حتماً باید در جنوب کشور مشغول به­ کار می­ شدند؛ اما چون خانواده ­ام در خراسان بودند و دوست داشتم کنار آنها باشم و اینکه خانگیران هم جای خوش آب و هوایی نبود و به نوعی منطقۀ محروم محسوب می­شد، موافقت شد که من کارم را در آنجا شروع کنم. به هرحال وارد خانگیران شدم. یک سال بعد مجدداً بحث رفتن به جنوب مطرح شد و مجبور شدم به سختی دوستان را متقاعد کردم که به خانگیران برگردم. سال 1368 در مشهد ازدواج کردم و تشکیل خانواده دادم. پنج سال در پالایشگاه خانگیران مشغول به کار بودم که دوران بسیار خوبی بود و فکر می­کنم آن پنج سال پشتوانۀ بسیار خوبی به لحاظ عملیاتی برای من به حساب می­ آید. البته این را هم اضافه کنم، زمانی که در خانگیران بودم صاحب یک فرزند پسر شدم. پسرم دو ساله بود که به تهران آمدم و در تهران هم صاحب یک فرزند دختر شدم؛ اکنون پسرم فوق لیسانس مهندسی مکانیک دارد و دخترم هم با توجه به علاقه ­ای که به رشتۀ معماری داشته در حال ادامه تحصیل است.

سال 1372 به دلیل علاقه برای ادامۀ تحصیل در مقطع فوق لیسانس دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم و به تهران آمدم. در آن زمان هم واقعاً انتقال از خانگیران به تهران کار بسیار سختی بود و فضایی نبود که به راحتی اجازه دهند کسی از منطقۀ عملیاتی خارج شود. به هر حال به خاطر اعتقادی که به جمله «خواستن توانستن است» داشتم، موفق شدم سیستم را راضی کنم که به تهران بیایم و درسم را ادامه دهم و زمانی که درسم به اتمام رسید برگردم به خانگیران. وارد تهران شدم و در ستاد ملی شرکت گاز در بخش خدمات فنی مدیریت عملیات مشغول به کار شدم. فرض بر این بود که من نباید زیاد با مسائل تهران کاری داشته باشم و بایستی درسم را می­خواندم و برمی­گشتم؛ اما علاقه­ ام به کار از یک طرف و تجربۀ عملیاتی که در پالایشگاه کسب کرده بودم از طرف دیگر مرا در تهران به شکلی مشغول کرد که گاهی وقت­ها یادم می­رفت برای ادامۀ تحصیل به تهران آمده­ ام و همین هم باعث شد که وقتی درسم به اتمام رسید دوستان در تهران تقاضا کنند که بمانم و در ستاد ملی شرکت گاز فعالیتم را ادامه دهم. تقریباً تا سال 1379 در خدمات فنی بودم و تقریباً در آن زمان تجربۀ خوبی روی بحث توربوکمپرسورها پیدا کرده و به شبیه سازی خطوط شبکه­ های لوله مسلط شده بودم. کسب این تجارب و دانش آنها سیستم را متقاعد کرد که مسئولیت دیسپچینگ را برعهده بگیرم. خب این مسئولیت در شبکۀ شرکت ملی گاز واقعاً مهم و تاثیرگذار است؛ گرچه خیلی کار پر استرسی است.

 

دیسپچینگ؛ استرس و هیجان

 

 

کسی که مثل من 27 سال از عمرش را در شغلی می­گذارد، طبیعتاً اتفاقات گوناگونی برایش می­ افتد و تأثیرات متقابلی را بر صنعت و اداره­ ای که در آن کار می­کند می­گذارد. شاید تأثیرگذارترین ایام خدمت من تا به الان همان دورانی بود که در دیسپچینگ بودم. اینجانب تقریباً 11 سال در مرکز کنترل شبکۀ ملی گاز مشغول به خدمت بودم و دوران بسیار مهمی را گذراندم؛ زیرا شبکه رو به رشد بود و کنترل چنین شبکه­ ای کاری پیچیده­ ای بود. البته قبل از این دوره هم، زمانی که در پالایشگاه خانگیران و بعد هم درخدمات فنی بودم چند کار مهم در آنجا انجام شد؛ مثل همکاری با کارگروه افزایش ظرفیت پالایشگاه فجر جم. ما در این کارگروه توانستیم ظرفیت پالایشگاه را از حدود 90 میلیون به 115 میلیون برسانیم و این برای من تجربۀ بسیار خوب و سازننده­ ای بود؛ اما کار در بخش دیسپچینگ برای من به شکلی دیگر با اهمیت بود.

به طور معمول مراکزی که با کنترل سروکار دارند، مثل برج مراقبت فرودگاه ­ها (چون همان طور که می دانید دیسپچینگ به نوعی نقش برج مراقبت شرکت ملی گاز را بازی می­کند) و این مراکز چون مرتباً با مسائل ناخواسته­ ای سروکار دارند و بایستی این اتفاقات را مدیریت کنند، هیچ وقت با اتفاق از پیش تعیین شده­ای رو­به ­رو نیستند و خود این قضیه مقداری استرس دارد. البته این چنین کارها علاوه بر استرس نوعی لذت هم در بردارد؛ زیرا شما مرتب با مسائل ناشناخته و اتفاقات غیر مترقبه روبه­ رو هستید. استحضار دارید که شبکۀ شرکت ملی گاز هم در طول این چند سال رشد قابل ملاحظه ­ای داشته و در طول این سالیان بعضی مواقع رشد مصرف زودتر از تولید اتفاق می­ افتاده و این عدم توازن بین تولید و مصرف گاز خودش عاملی است که کنترل شبکه را سخت می­کند؛ اگر بخواهم مثالی برای این اتفاقات بزنم به این بیت معروف اکتفا می­کنم که فرمود:  

به حال آنکس باید گریست که دخلش بود 19 خرجش بود

دیسپچینگ در بعضی از این سال­ها دخل و خرجش با هم نمی­خواند و مدیریت همچنین شبکه­ ای ویژگی­ها و استرس­ های خاص خودش را دارد.

 

چهار دهه فراز و نشیب

 

 

اگر بخواهیم شرکت ملی گاز را بررسی کنیم، باید بگویم که پنج سال اول تقریباً از سال 1344 تا 1349 سال­های ساخت بود و ما در حال تأسیس پالایشگاه و خطوط لولۀ سراسری اول بودیم. در واقع در دهۀ اولی که شرکت ملی گاز شروع به فعالیت می­کند ماهیت شکل­ گیری آن بر این اساس بود که یک کالای خیلی استراتژیک نبوده و حتی شاید بتوان گفت که کالای مزاحمی هم بوده؛ زیرا این گاز به همراه نفت استخراج می­شد و بی­ جهت در جنوب می­سوخت و به خاطر اینکه جلوی سوختن آن را بگیرند پالایشگاه بیدبلند و خط سراسری اول را تعریف کردند که گاز را به شوروی سابق صادر کنند. بنابراین دهۀ اول شرکت گاز تقریبا دهۀ شکل­گیری شرکت ملی گاز و دهۀ صادرات بوده تا اینکه انقلاب پیش آمد و موضوع صادرات گاز به شوروی به دلیل اینکه قیمت بسیار ارزانی داشت متوقف شد و از طرف دیگر سیاست کلی کشور عوض شد و قرار بر این شد که گاز در کشور جایگزین نفت شود که ما بتوانیم نفت را صادر کنیم. تقریباً دهۀ دوم با این رویکرد شروع شد؛ اما چند سالی که در دوران جنگ بودیم باز اتفاق ویژه­ای در بخش گاز نیفتاد و تولید هم خیلی رشد نکرد و بیشتر همان تولیدات پالایشگاه بیدبلند بود که گاز همراه نفت از آن گرفته می­شد. سال 1362 پالایشگاه خانگیران تقریباً وارد مدار تولید شد، بنا بر این حجم گاز زیادتر شد و توسعۀ گاز در بخش داخلی کشور شروع شد که عمدتاً هم بیشتر تمرکز بر این بود که گاز در بخش خانگی و در بخش نیروگاه توزیع شود. دهۀ دوم تقریباً به همین شکل گذشت و رقم­های تولید فرق چندانی نکرد.

بعد از آن یک مقدار اهمیت گاز بیشتر شد به نوعی اگر دهۀ اول را دهۀ صادرات فرض کنیم، می­توانیم دهۀ دوم را دهۀ توسعه بنامیم. بعد از این دو دهه اهمیت گاز بیشتر شد و تقریباً نماینده­ ها ارزش آن را فهمیده بودند و گاز به شکلی عامل رأی آوردن هم شده بود. این اهمیت سیاسی باعث رشد گاز  شد و به شکل فزاینده­ای در بخش خانگی شروع به رشد کرد. در واقع در دهۀ سوم موضوع رشد و اهمیت سیاسی گاز خیلی پررنگ شده بود. در این برهه بود که شرکت ملی گاز در بحث ساختار تغییراتی را ایجاد کرد تا اینکه از یک تک شرکت که جنبۀ عملیاتی داشت به یک شرکت مادر و چندین شرکت فرعی تبدیل شد. در این موقع شرکت­های گاز استانی و شرکت­های پالایشگاهی تشکیل شدند و خود این عامل باعث شد که یک مقدار اختیارات از ستاد به صف انتقال پیدا کند و یک نوع تغییر ساختار به وجود بیاید. یعنی تقریباً می­شود گفت در دهه­ -های70 تا 80 علمک­های زیادی در شهرها زده شد و اکثر شهرهای ما در آن دوره به شبکۀ گاز پیوستند.

در بعد مصرف یا توسعۀ آن دورۀ سوم صنعت گاز دورانی طلایی بود؛ چرا که بخش عمده­ای از شهرهای ما به شبکۀ گاز پیوستند؛ اما یک دورۀ طلایی دیگر هم ما می­توانیم برای دوره چهارم صنعت گاز مثال بزنیم و آن هم دهه­ های 80 تا 90 بود که مصادف شد با تولیدات پارس جنوبی و رشد بیشتر تولید را باعث شد. در خاطرم هست که سال 1380 که دیسپچینگ را تحویل گرفتم، تولید روزانۀ گاز حدود 90 تا 100 میلیون متر مکعب در روز بود، و در سال 1390 تولید به ششصد میلیون مترمکعب در روز رسید و می­شود گفت در دورۀ چهارم بیشترین تمرکز بر رشد تولید بود.

 

بیست و هفت سال همراهی با خانوادۀ صنعت گاز

 

 

27 سال فعالیت در صنعت گاز برای من مملو از اتفاقات خوب و بد بود. یکی از آن اتفاقاتی که برای خود من خیلی شیرین و خوب بود در 22 بهمن سال 1389 اتفاق افتاد. صبح 22 بهمن من منزل بودم و اطلاع دادند که یک انفجار در خطوط لوله منطقۀ نیزار قم اتفاق افتاده است. قبل از آن نیروهای خرابکار سه خط از خطوط لولۀ اصلی را منفجر کرده بودند و این وضع نگران کننده بود. من بلافاصله آمدم مرکز کنترل که شرایط را ارزیابی کنم، در این فاصله وضعیت بحرانی را اعلام کردیم و بلافاصله در عرض کمتر از یک ساعت وزیر وقت نفت، مدیر عامل، مسئولین سازمان اطلاعات و همۀ مسئولین امنیتی کشور در مرکز کنترل حاضر شدند. علاوه بر اهمیت این خط که همان برایمان مانده بود و از طریق آن باید نیمی از کشور را تأمین می­کردیم، آن روز جشن22 بهمن بود و نمی­خواستیم این جشن به خاطرۀ بدی تبدیل شود. قبل از هر چیز از وزیر محترم و دوستانی که در اتاق کنترل بودند خواهش کردم که در اتاق شیشه­ ای پشت اتاق کنترل حضور داشته باشند تا همکاران من بتوانند کارشان را به درستی انجام دهند. در این فاصله بررسی کردیم که چه اتفاقاتی رخ داده است. اولین حرفی که زدم این بود: «به هرحال این اتفاق افتاده و الان آرامش مهمترین نکته است، پس آرام باشید و فکر کنید که چگونه می توانیم این اتفاق را مدیریت کنیم».

ما از دو طریق این اتفاق را مدیریت کردیم؛  ابتدا با دستور­العمل­ های خاص شبکه را مدیریت و آرایش شبکه را تنظیم کردیم؛ سپس نیروها به منطقه اعزام شدند که بتوانند در محل، کار را ارزیابی و تحلیل نمایند. ساعات خیلی پراسترسی برای کل کشور بود؛ نهایتاً بعد از بررسی­ ها ، پیش­ بینی شد که ما در عرض 24 تا 48 ساعت می­توانیم این خطوط را تعمیر کنیم( البته این یک پیش­ بینی خوش­بینانه بود).

اطلاعیه­ای آماده شد که در اخبار ساعت دو صدا و سیما آن را پخش بکنند و به مردم اطلاع­ رسانی کنند. من مرتب بین اتاق کنفرانس و همکارانم در رفت و آمد بودم. دستوراتی داده می­شد و با هم همفکری می­کردیم. تا اینکه من از دوستان خواهش کردم که نمی­خواهد این کار را انجام دهید و اطلاعیه را نخوانید؛ گفتند ما سه خط را از دست داده­ایم، چرا اطلاع­ رسانی نکنیم. گفتم با آرایشی که در شبکه ایجاد شده، اگر قول بدهید که طی 24 ساعت این خط را برگردانید من اطمینان می­دهم که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و هیچ جایی قطعی نخواهد شد. همکاران ما در بخش عملیات بسیار کمک کردند تا خط را تعمیر شد البته کمی دیرتر از 24 ساعت، اما علی­ رغم این اتفاق حتی گاز یک روستا هم قطع نشد و این برای من واقعاً خاطرۀ شیرینی بود. این قضیه دو حُسن داشت؛ اول اینکه ما آن روز شاد را برای مردم حفظ کردیم و حسن دوم هم این بود که آن کسانی که به دنبال همچین اتفاقاتی در شبکه بودند متوجه شدند که این مسائل مدیریت می­شود و می­توان گفت که نوعی عامل بازدارنده برای دشمنان بود.

خاطرات ناخوشایندی هم داشته ­ام که یکی از آن­ها فکر کنم برای همه همکاران من در آن دوران خاطره تلخی محسوب می­شود. این موضوع به زمانی مربوط است که کشور ترکمنستان با ما نقض قرارداد کرد و در زمستان گاز را قطع کرد. ما واقعا انتظار نداشتیم که کشور همسایه که ما با هم قرارداد داشتیم، همچنین کاری را انجام دهد. خوشبختانه همۀ این قضایا در شبکه مدیریت شد و می­توانم بگویم این ناخوشایندی چندان دوامی نداشت و ما توانستیم آن تهدید را به تمهید تبدیل کنیم و جلوی چنین اتفاقاتی را بگیریم.

  

دیسپچینگ؛ مرکز هماهنگی از تولید تا توزیع

 

ساخت مرکز ملی دیسپچینگ گاز یکی از تصمیمات خوب مدیریتی بود. ما در ابتدا یک مرکز سنتی داشتیم و سیستم کنترل و مرکز مانیتورینگ ما مرکز مدرنی نبود؛ اما شاید بتوان گفت که امروز ما یکی از مدرنترین مراکز مانیتورینگ کشور را داریم. این مرکز در سال 1375 پایه­گذاری شد، اما راه اندازی رسمی آن تا زیرساخت هایش مهیا شود در سال 1385 اتفاق افتاد و بسیار هم در مدیریت شبکه تأثیرگذار بود. اگر بخواهیم اجزای خطوط گاز رسانی را تشریح کنیم باید بگویم. ابتدا که گاز از چاه استخراج می­شود، در پالایشگاه­ ها پالایش و تصفیه و از طریق خطوط لوله و ایستگاه­های تقویت فشار پمپ شده و تقویت می­شود برسد به شهرها. نهایتاً در شهرها در بین بخش خانگی، صنایع و نیروگاه­ها توزیع می­ شود. هرکدام از این بخش­ها  جداگانه فعالیت خود را انجام می­دهند و مرکز دیسپچینگ ملی گاز مرکزی هماهنگی بین این اجزا را ایجاد می­کند. لحظه به لحظه تمام اطلاعات تولید، مصرف، وضعیت شبکه در بخش پالایشگاه­ ها و خطوط لوله را از طریق اطلاعاتی که به وسیلۀ سیستم­ های مخابراتی و زیرساخت­هایی که ایجاد شده جمع­ آوری و مانیتور می­شود. در واقع این مرکز نقش مانیتورینگ و هماهنگی بین تولید انتقال و توزیع را برعهده دارد.

اما شاید از آن مهمتر تصمیمات کلان مدیریتی در باب توسعۀ عسلویه بود. همان طور که می­دانید عسلویه مخزن مشترک کشور ما و قطر است و ما در جنگ تحمیلی فرصت نداشتیم که به موضوعات اساسی بپردازیم و قطر از ما زودتر برداشت خود را شروع کرد. با این تفاسیر این فرآیند شروع و خیلی سریع پیشرفت کرد.

 

خرد جمعی تصمیم­ گیرندۀ نهایی

 

 

واقعیت این است که سیستم­ های نفت شکلی فرآیندی دارند و تصمیمات به شکل گروهی و از دیدگاه فرآیندی گرفته می ­شوند. در مورد تصمیمات این چنینی نمی­شود واژۀ اشتباه را به کار برد، در بادی امر تصمیمات در بخش طراحی گرفته می­شود و بعد در بخش­های مختلف مورد ارزیابی قرار می­گیرد و نهایتاً به هیأت مدیره می­آید و از یک خرد جمعی برخوردار می­شود. البته تصمیماتی هم بوده که اثرات بعدی آن برای شرکت بد بوده؛ مثلاً صنعت گاز در یک مقطعی تصمیم گرفت که چابک سازی انجام دهد و بخشی از نیروهای خود را بازخرید کرد که بتواند خودش را سبک کند و نیروهای فنی­تری داشته باشد و فعالیت ­هایش را برون ­سپاری کند.  بعد در یک مقطعی به شکل گسترده­ای آمدیم و این نیروها را با عنوان نیروی قراردادی جذب کردیم و سازمان را توسعه دادیم. این موضوع اثرات زیانباری را برای هردو طرف در پی داشت، یعنی هم شرکت با تغییر استراتژی دچار مشکل شد و هم نیروهایی جذب شده تکلیف خودشان را نمی­دانند. زیرا فرآیند جذب نیرو  به این­گونه است که ما آنها را از مسیر آزمون استخدام می­کنیم و سپس آموزش و در ساختار سازمانی در سمت­های خود قرار می­دهیم؛ اما اکنون تعداد زیادی از نیروهایی که در مناطق عملیاتی مشغول به کار هستند نه وابسته به شرکت وابسته هستند و نه نیستند؛ یعنی از یک طرف به طور مرتب در مناطق عملیاتی ما کار می­کنند و تجربۀ خیلی خوبی پیدا کرده ­اند و از طرف دیگر هم بدون هیچ برنامۀ آموزشی، نیروی پیمانکار به حساب می­آیند. به نظر من این وضع زیانبار است، زیرا از مسیری اصلی منحرف شده و به این شکل ماندن برای آیندۀ صنعت گاز ضرر خواهد داشت.

 

کار در مناطق عملیاتی؛ جسارت و اعتماد به نفس، سرمایه­ای برای آینده

 

بنده خودم را یک نیروی موفق در صنعت می­دانم، نیرویی که تنها به اتکای پشتکار و توان خود رشد کرد. این را از باب تعریف از صنعتی که در آن کار می­کنم می­گویم که نیروی جوان نگران نباشد که مثلاً من فعالیت کنم دیده می­شود یا نه؟! من همیشه برای نیروهای جوان این مثال را می­زنم که شاید یک نفر در ابتدای کار وارد یک صنعت کوچک شود و در سال­های اول رشد کند، اما در صنعت گاز و نفت ممکن است پیشرفت دیر اتفاق بیفتد، اما وقتی که جواب دهد، خوب جواب می­دهد؛ یعنی ممکن است یک نیرو در صنعت گاز چندین سال تکنسین باشد یا در رده­ های کارشناسی بماند(زیرا شرط اول کار در یک صنعت بزرگ توانمندی است)، اما بعد از کسب تجارب لازم پیشرفت خوبی خواهد کرد. توصیۀ برادرانه من به نیروهای جوان این است که اولاً اگر می­توانند کارشان را در مناطق عملیاتی شروع کنند. آن پشتوانه و جسارتی که کار کردن در مناطق عملیاتی برای انسان ایجاد می­کند، در آینده در هر جایگاهی می­تواند به کمکشان بیاید. خود من مدت کمی را در پالایشگاه خانگیران بودم، اما همان پنج سال کار در مناطق عملیاتی پشتوانۀ محکمی برای من شد، تا آنجا که وقتی در ستاد قرار گرفتم به راحتی اظهار نظر می­کردم و در اظهار نظرم جسارت داشتم. این پشتوانه باعث می­شد که بتوانم مسائل را به خوبی تحلیل کنم و بعد سعی می­کردم که نظر درستی ارائه بدهم. این پشتکار و اعتماد به نفس نتیجۀ کار در مناطق عملیاتی بود.

توصیۀ دوم علاقه به کار است؛ با عشق کار کنید، این عشق باعث می­شود که احساس خستگی نکنید و اثرات مثبت کار را متقابلاً حس کنید؛ یعنی وقتی که با عشق کار می­کنید ناخودآگاه نتیجۀ کار شما آن عشق را در خودش دارد. زمانی که کار را با عشق و علاقه انجام دهید، مابقی مسائل مثل سمت، شرایط مالی خوب و احترام و... به سمت شما خواهند آمد و اصلاً شکی در این نیست.

 

صنعت برای من کار کرد!

 

  

خدا را شاکر هستم که برای صنعت کاری نکردم! بلکه صنعت برای من کار کرد؛ زیرا فرصتی در اختیار من قرار داد که بتوانم از تجربه­ ها و آموخته­- هایم استفاده کنم. وقتی به گذشته نگاه می­کنم از عملکردم رضایت دارم. بسیاری از مواقع موقعیت­ هایی برایم فراهم شده که با نظرات و پیشنهادهایم توانستم در سیستم مؤثر باشم. خاطرم هست که شاید سال 1376 یک روز جلسۀ هیات مدیره بودم(به دلیل جسارتی که داشتم و بعضاً پیشنهادات و تحلیل­ هایم گاهی مواقع که مسائل توسعۀ شبکه مطرح بود، من را هم دعوت می­کردند) که قرار بود یک ایستگاه تقویت فشار بین پالایشگاه کنگان و ایستگاه فراشبند در کیلومتر 90 احداث کنند. موضوع بحث این بود که این ایستگاه در نقطۀ بسیار سختی که منطقۀ کوهستانی بود قرار دارد و جاده­ ای که می­خواهید احداث کنید هزینۀ زیادی در بر دارد. ما باید در آن سال ایستگاه را احداث می­کردیم و اگر این کار انجام نمی­شد بخشی از تولیدات گاز در پالایشگاه کنگان باقی می­ماند و امکان انتقال آن فراهم نمی­شد. قرار شد در یک جلسۀ فنی این موضوع را بررسی کنیم و من هم یکی از اعضای آن جلسه بودم. شرکت قرار بود که هم زمان یک خط لولۀ دیگر هم از منطقۀ فراشبند به استان فارس به نام «خط دوم فارس» احداث کند. هم این خط و هم این ایستگاه حتماً بایستی در آن سال صد در صد به بهره برداری می­رسید. من در همان جلسه سوالاتی کردم که متوجه شدم به هیچ وجه احتمال اینکه این دو پروژه به زمستان امسال برسد وجود ندارد و به یکباره این پیشنهاد در همان جا به ذهنم رسید که به ­جای اینکه این ایستگاه را بخواهیم احداث کنیم، خط لولۀ لوپ را از فراشبند به فارس بکشیم و به این ترتیب پنجاه کیلومتر خط لوله به شکل لوپ بین خط دوم و سوم در منطقۀ کنگان تا فراشبند احداث کنیم. این پیشنهاد در همان جلسه تحلیل و بررسی شد و دوستان دیدند که پیشنهاد خوبی است و این کار شروع شد. خوبی این پیشنهاد این بود که اگر حتی 40 کیلومتر از این 50 کیلومتر هم احداث می­شد قابلیت اتصال به شبکه را داشت. نشان به آن نشان که آن 50 کیلومتری که در آن سال تعریف شد، بعدها از کنگان شروع شد(زیرا کارشناسان دیدند موقعیت آن منطقه مناسب است). آن خط به نام خط لولۀ لوپ معروف است، که به مرور خط دهم سراسری شد و الان از کنگان شروع شده تا به اصفهان رسیده و احتمالاً ممکن است در دو سال آینده این خط تا منطقۀ قم هم توسعه پیدا کند. خلاصۀ کلامم این است که در صنعت گاز این بستر آماده بود که اگر پیشنهادی به ذهن کسی می­رسید مطرح می­کرد و بعد پیشنهادش مورد ارزیابی قرار می­گرفت. فکر می­کنم این سعۀ دید واقعاً یکی از مزایای صنعتی است که ما در آن کار می­کنیم.

گاهی اوقات با شک می­گویم که من 27 سال سابقه دارم؛ هنوز فکر می­کنم انگار دیروز وارد صنعت گاز شده ­ام. شاید ریشۀ این تفکر برگردد به علاقه­ ام به کار و سلامت بستر محیطی که در آن کار خود را شروع کردم. من روحیات خاصی در کار دارم و هیچ موقع در کار احساس خستگی نکرده­ ام (گاهی خانواده هم با من شوخی می­کنند و می­گویند که شما کارتان را بیشتر از ما دوست دارید) خداروشکر هیچ موقع نبوده که من به خانه بروم و اظهار خستگی از کار روزانه بکنم. شرکت ملی گاز یکی از صمیمانه ­ترین محیط ­های کاری، چه در بخش عملیات و چه در ستاد است و من از کار در این محیط دوستانه لذت می­برم.

 

 

اگر دوباره بخواهم برگردم همین مسیر را طی می­کردم، اما با پشتکار بیشتر. گاهی اوقات که برای احداث و اجرای پروژه­ های صنعت گاز به شهرستان­ها می­روم و خطوط لوله و تأسیسات تحت فشار را اجرا می­کنیم­ و افتتاحی اتفاق می­افتد، می­بینم که مردم از این گاز رسانی چقدر خوشحال می­شوند، غرق لذت و رضایت می­شوم. من فکر می­کنم که (البته بابت این حرف خانواده­ ام من را ببخشند) باز هم کم کار کرده­ام و دوست دارم ساعات بیشتری را کار کنم. کارهایی که تولید می­شود و یا خدمتی که ارائه می­دهیم، یک خدمت عمومی است و همه از آن بهره­ مند می­شوند و این دید باعث می­شود از تلاش­ها و خدماتمان نگران نباشیم و رضایت ­خاطر داشته باشیم.

  

انقلاب و تغییر نگرش ساختاری برای افزایش رفاه عمومی

  

زمانی که انقلاب رخ داد صنعت گاز یک شرکت خیلی جوان بود که تأثیرپذیری ­اش از انقلاب بسیار زیاد بود. بزرگترین تأثیری که انقلاب روی صنعت گاز گذاشت این بود که نیروهایی جذب این صنعت شدند که خالصانه در راه انقلاب و خدمت به مردم کار می­کردند. این اخلاص منجر به تغییر نگرش در صنعت گاز شد، چنان که ساختار شرکت گاز برای رفاه حال عمومی تغییر کرد؛ همچنین باعث گسترش و توسعۀ گاز رسانی برای جایگزینی نفت شد. این تغییر رویکرد باعث شد که بتوانیم نفت را صادر کنیم؛ اگر گاز به این شکل توسعه پیدا نکرده بود امروز نه تنها نفتی نداشتیم، بلکه باید برای مصارف داخلی آن را وارد هم می­کردیم. میدانید که تقریباً تولید گاز ما امروزه با انرژی نفت برابری می­کند. ما معادل 5/4 میلیون بشکه نفت، گاز تولید می­کنیم. این جایگزینی اثر مطلوبی داشته و اتفاق خیلی خوبی بوده است.

این را هم بگویم که این توسعه یک اثر حاشیه­ ای هم داشته است؛ در این سال­ها ما  فقط به توسعه فکر کردیم و از بحث بهینه ­سازی دور ماندیم. میزان مصرف گاز در کشور خیلی بالاست و در این مورد فقط بحث مصرف­ گرایی مردم مطرح نیست، بلکه زیرساخت­های ما هم آماده نیست و این مسأله مهمی است.

 

خوب کار کرده­ ایم یا کار خوب انجام داده­ ایم، آیندگان قضاوت می­کنند.

 

 

امسال پنجاهمین سال تأسیس صنعت گاز است، امیدواریم نسل­های بعدی ما صدمین و دویستمین سال صنعت گاز را هم انشاا... جشن بگیرند. ما اولین کشور دارندۀ گاز هستیم، یعنی به لحاظ رتبه اولین ذخایر گاز برای ماست و این نشان می­دهد که این صنعت موتور متحرک اقتصاد آیندۀ کشور است. به هرحال خوب یا بد، گذشتگان ما توانسته­ اند این صنعت را تا به اینجا برسانند، نمی­توانیم ادعا کنیم که همۀ آن مسیری را که رفته­ایم درست بوده، اما می­توانیم بگوییم که می­شود بهتر از آنکه انجام شده، انجام می­دهیم.

انتظار ما این است که آیندگان واقعاً آنچه را که ما تا اینجا درست انجام داده­ ایم ادامه دهند و خطاهایمان را اصلاح کنند و ادامه ندهند. صنعت گاز در این کشور هنوز جوان است؛ یعنی اگر بخواهیم روی ذخایر و تولیداتی که امروز داریم حساب کنیم، عمر صنعت گاز بسیار بیشتر از این پنجاه سال خواهد شد. این صنعت و این مخازن مربوط به نسل آینده است. ما در گذشته توسعه را بسیار خوب مدیریت کرده­ ایم. اگر بخواهیم یک ارزیابی و تحلیل از عملکردمان داشته باشیم می­توانیم بگوییم خوب کار کرده ­ایم، اما مطمئن نیستیم که کار خوب انجام داده­ ایم یا نه. شاید در آینده روش­های بهتری برای مصرف گاز داشته باشیم. ما در بعد مصرف بسیار کم کار کرده­ ایم، ارزش گاز را به لحاظ ذاتی و قیمت گذاری داخلی ندانسته­ ایم ( در سال­های اول گاز بسیار ارزان بود). ما به عنوان متولیان این صنعت نه تنها ارزش گاز را به خوبی درک نکردیم، بلکه برای مردم هم خوب تشریحش نکردیم. به نظرم نسل آینده در این مورد به ما ایراد خواهند گرفت؛ اگر نسل آینده متوجه شود که ما برای سرانۀ هر خانوار چه مقدار مصرف داریم، شاید برایشان عجیب باشد؛ زیرا با توسعه­ ای که در تجهیزات صنعت گاز دنیا( در معماری ساختمان­ها و زیرساخت­هایش به لحاظ استفاده از پنجره­ های دو جداره و راه­ های صرفه­ جویی از اتلاف انرژی) روبه­ رو هستیم، در آینده مصرف گاز برای هر خانوار بسیار کمتر از مقداری است که امروزه ما مصرف می­کنیم. ما حدود 500 میلیون متر مکعب در بخش خانگی مخصوصاً در زمستان­ها مصرف داریم و این رقم بسیار بالایی است.

صنعتگران، معمارها و مردم ما باید تلاش کنند که زیرساخت­های مصرف بهینه را آماده کنند که این صنعت تبدیل به صنعتی استراتژیک و ارزشمند کنند تا بتواند درآمدهای بیشتری را برای نسل آینده کسب کند.

 

صنعتگران داخلی طلایه­ داران خودکفایی در صنایع

 

 

آقای زنگنه وزیر محترم، بنیانگذار بحث ساخت توربوکمپرسور در داخل کشور بودند. یکی از استراتژیک ترین کالاهای صنعت گاز توربوکمپرسور است و کشورهای کمی توانایی ساخت توربوکمپرسور را دارند؛ ولی در حال حاضر ما دو نوع توربوکمپرسور را در داخل می­سازیم که این مهم با تصمیم­- گیری مدیران و کمک تولید کنندگان داخلی به خوبی میسر شده است. در طول سال­های گذشته دو تصمیم استراتژیک خوب در مورد توربوکمپرسور گرفته شد. در گذشته وقتی می­خواستیم ایستگاهی بسازیم به 4 یا 5 توربوکمپرسور نیاز داشتیم و مجبور بودیم از خارج و با دردسرهای فراوان این­ها را خریداری کنیم. شرکت گاز تصمیم گرفت که نیازهای آینده را پیش­بینی کند و بعد دست به اقدام بزند. در مقطع اول تصمیم بر این شد که تعداد پنجاه توربین از یک شرکت خارجی خریداری کند با این شرط که آن شرکت فروشنده، شرکت­های داخلی در کشور را حمایت و تکنولوژی ساخت را منتقل کند، ضمن اینکه پنجاهمین توربین به طور کامل در داخل ساخته شود. بعد که یک مقدار پیش رفتیم و نیازها بیشتر مشخص شد این تصمیم، تبدیل به خرید100 توربین از شرکت زیمنس و 100 توربین از بلوک شرق شد، که مپنا بخش سامیزاریا و شرکت OTC هم بخش زیمنس را عهده­ دار شد. این مهم­ترین تصمیم در بعد خودکفایی بود. در مورد شیر، خطوط لوله و سایر تجهیزات که دیگر هیچ نگرانی وجود ندارد چون معطوف به یک یا دو سازنده نیست و سازندگان بسیار زیادی در داخل وجود دارند که این اقلام را تولید می­کنند.

اخیراً جناب مهندس زنگنه وزیر محترم نفت در اظهار نظری گفتند که شرکت ملی گاز ایران یک شرکت کاملاً ایرانی است. این جمله واقعاً درست است. با یگ نگاه اجمالی به تاریخچه این شرکت می­توان فهمید که این جمله یک ادعا نیست. پالایشگاه بید بلند که اولین پالایشگاه صنعت گاز بود با طراحی و ساخت خارجی­ها راه­ اندازی شد. خط سراسری اول را خود روسیه کشید و ایستگاه ­های تقویت فشار را هم از شوروی سابق وارد کرده بودیم. بنابراین می­شود گفت که در ابتدای شکل­ گیری شرکت گاز ما یک صنعت کاملاً خارجی داشته­ ایم. امروزه ما در طراحی به هیچ وجه وابسته به خارج نیستیم و تمام طراحی­ها توسط جوان­های خودمان انجام می­شود. در بُعد تجهیزات ما سه کارخانۀ لوله­ سازی معظم در کشور داریم که از نظر تولید لوله هیچ وابستگی ندارند. خوشبختانه دو صنعت بزرگ در بخش ساخت توربوکمپرسور داریم (مپنا وOTC  که جزو توربوکمپرسور سازان ما هستند) و بدون هیچ نگرانی از این بابت که یکی از اقلام اساسی صنعت گاز است، نداریم. تمام شبکه­ های شهری، شبکه­ های پلی اتیلن و فولادی در داخل تولید می­شود؛ بنابراین واقعاً می­توانیم بگوییم که در بعد طراحی و ساخت تجهیزات و اجرا به خودکفایی رسیدیم. ما برای احداث خطوط لوله پیمانکاران بسیار زبده و خبره­ای داریم و در این امور کاملاً از بیگانگان بی­ نیاز هستیم.

بخش عمده­ ای از توسعه و درآمد صنعت از بخش خصوصی است و اگر صنعت به کمک ما نیاید و ما نتوانیم کمک کنیم در جای دیگری این فرصت برای رشد صنعت گاز از بین می­ررود. مزیت اول ما در کشور، صنایع نفت و گاز است؛ بنابراین شاید بعضی اوقات لازم باشد که به سراغ تولیدات خارجی برویم و تجهیزات را وارد کنیم که الگویی برای تولید سریع باشند.

نباید فراموش کنیم که در سال­های سخت تحریم که هیچ کشوری به ما کالا نمی­داد، به مدد همین صنعتگران داخلی توانستیم سختی­ها را پشت سر بگذاریم و چرخ صنعت را  بچرخانیم. ما در بخش دولتی و صنعتگران در بخش خصوصی باید ارتباطی متقابل و تنگاتنگ با هم برقرار کنیم تا نفت و گاز به عنوان محور توسعه نقش خود را پیدا کند

با اتفاقاتی که در امر تولید و خودکفایی صنعت گاز افتاده بستری مناسب در بخش کشاورزی، حمل و نقل و سایر بخش­ها فراهم شده تا صنعتگران وارد عرصه شوند و این بخش­ها را توسعه بدهند.

 

 

  • تاریخ درج خبر :
  • دوشنبه ٢٩ مرداد ١٣٩٧ - ١١:١٤
  • تاریخ بروز رسانی خبر :
  • تعداد بازدید خبر :
  • 237
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: