صفحه اصلی > خبرها > آرشیو گزارش ها 


نسخه چاپي

نیم قرن دوم گاز در گفتگوی تحلیلی دانش نفت با مهندس تربتی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران؛

3 گام مهم گاز در نیم قرن دوم

موقعیت استراتژیک ایران از یک طرف و منابع سرشار گازی ما حکم می کند که اگر در کوتاه مدت صادرات گاز متاثر از مسائل سیاسی با مشکل روبه‌رو است، در دراز مدت برآیند و بردار به سمتی است که ما به یک کشور بزرگ صادر‌کننده گاز تبدیل خواهیم شد.

گاز محور توسعه است. این شعاری پرمغز است که نخبگان و کارشناسان همواره بر آن تاکید می‌کنند و در برهه‌هایی نیز اهمیت گاز را بالاتر از نفت ارزیابی می‌کنند. یک نیم قرن از تولد گاز در کشور سپری شد و این صنعت ارزش‌آفرین در نیم قرن دوم حیات خویش قرار گرفته است. اما سوال مهم این است که صنعت گاز در 50 سال دوم عمر پیش رو، چه رویکردهایی را بایستی در صدر برنامه‌های خویش قرار دهد؟ آیا توسعه شبکه و توسعه گازرسانی همچنان الویت اول است یا تدبیرپردازان صنعت گاز، الویت‌های دیگری را در دستور کار دارند؟ این سوال و سوالات راهبردی دیگر، دانش نفت را مجاب کرد تا پای صحبت‌های مهندس حسن منتظرتربتی بنشیند تا ایشان به عنوان دهمین معاون وزیر نفت در امور گاز، پاسخگوی سوالاتمان باشد. ۲۸ آبان‌ماه سال گذشته بود که قرعه دهمین معاون وزیر نفت در امور گاز به نام حسن منتظرتربتی افتاد و طبقه شانزدهم ساختمان مرکزی شرکت ملی گاز ایران، معروف به «برج گاز» میزبان این مدیر گازی شد. مهندس تربتی متولد سال ۱۳۴۳ در تربت حیدریه است و مدرک فوق‌لیسانس مهندسی صنایع خود را از دانشگاه پلی تکینک امیرکبیر و لیسانس مهندسی شیمی را از دانشکده نفت آبادان دریافت کرده است. او نمونه‌ای از پیشرفت استاندارد و درست در صنعت است چه اینکه وی کار خود را به عنوان مهندس پالایش از پالایشگاه گاز خانگیران آغاز کرد و با کسب تجربه کاری به مسئولیت‌های بالاتر راه یافت. او در روند پیشرفت خویش، رئیس خدمات مهندسی پالایش مدیریت عملیات، مدیر دیسپچینگ شرکت ملی گاز ایران، مدیر برنامه‌ریزی شرکت ملی گاز ایران و مدیرعاملی شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران را نیز بر تجربیات خود افزود. خواندن گفت‌وگو با حسن منتظر تربتی، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران را به خوانندگان فهیم دانش نفت توصیه می کنیم.

 

جناب مهندس تربتی، اینجانب سال‌های مدیدی است که با صنعت گاز و مدیران ارشد این شرکت ملاقات و در مورد مسائل مختلف این انرژی پاک گفتگو کرده‌ام و می‌شود گفت که تقریبا شناخت خوبی از این صنعت دارم. اکنون در نیم قرن دوم گاز قرار داریم. کشور از نقطه نظر گاز در دوران طلایی خویش به سر می‌برد. اقدامات جنابعالی از حیث برنامه‌های عملیاتی، ساختار و منابع انسانی به عنوان یک مدیر گازی که از بطن شرکت ملی گاز برآمده و پله پله مراحل ترقی را طی کرده‌اید و اکنون در راس هرم شرکت ملی گاز قرار گرفته اید، شامل چه رویکردهایی می‌شود؟

خیلی خوشحالم که جنابعالی اشاره می‌کنید با همه مدیران گاز قبلا گفتگو داشته‌اید، بنابراین شما هم پرونده تاریخ گاز را می‌دانید و جزئی از تاریخ گاز هستید. اگر بخواهیم واقعیت موضوعات گاز را در دو شکل دنبال کنیم، یک شکل آن همین طور است که اشاره می کنید، این صنعت از یک نقطه ای شروع به فعالیت کرده و پنجاه سال هم این فعالیت را طی کرده و دارد به این فعالیت ادامه می دهد و هم اکنون نیز در نقطه خوبی قرار دارد، ما امروز جایگاه خوبی به لحاظ مخازن در دنیا داریم و رتبه خوبی هم در بخش تولید گاز در دنیا پیدا کرده ایم و شاید جزء اولین کشورهایی هستیم که به این گستردگی، گاز را در داخل کشور توسعه داده ایم. اینها مشخصه‌های شرکت ملی گاز برای ورود به پنجاه سال دوم است. این روند، روندی طولانی مدت و منظم بوده و با همان نظم هم باید ادامه یابد، منتها شاید تفاوت نیم قرن اول با نیم قرن دوم گاز در این باشد که در نیم قرن اول و در گذشته عمدتا ما در حال توسعه بوده ایم، هم توسعه کمی و هم توسعه ساختاری. یعنی هم پرسنل شرکت زیاد شده و هم شبکه‌ها، پالایشگاه‌ها، تولید، توزیع و ... همه افزایش پیدا کرده است. بنابراین در نیم قرن اول در بعد ساختار و در بعد کمیت، توسعه خیلی خوبی را شاهد بوده ایم. اما در حال حاضر، نگاه ما به توسعه با آن رویکرد قبل نخواهد بود و قرار نیست دیگر ساختارها توسعه پیدا کنند، بلکه بحث کوچک سازی و چابک سازی مطرح است و نه موضوع توسعه شبکه‌ها به استان ها. بر این اساس، ما پیش بینی می کنیم در طی حداکثر سه سال آینده موضوع گازرسانی به روستاها تقریبا به طور کامل در جاهایی که امکانات گازرسانی دارد، انجام خواهد شد. بحث خطوط شبکه و خطوط اصلی با نیازهای امروزمان حداقل تا سه سال آینده تکمیل می گردد و فقط بحث توسعه و تولید می ماند که احتمالا مخازن جدیدی در آینده کشف بشود و وارد پروسه تولید آنها بشویم. اما در بخش شبکه‌های داخلی و شبکه‌های خطوط دیگر خیلی توسعه ای نخواهیم داشت. اما اتفاقی که درواقع در نیم قرن دوم می افتد، در جنبه دیگری از توسعه است؛ اینکه ما به لحاظ کیفی (چون می خواهیم سازمان را چابک بکنیم) توسعه یابیم، موضوع کیفیت اقدامات ما خیلی مهم است. بر این مبنا، بایستی فرآیندهای مان را کیفی کنیم و توسعه مان هم بیشتر باید توسعه در خارج از مرزها باشد. یعنی ما ضمن حفظ کیفیت مطلوب به عنوان یک شرکت خدمات رسان خوشنام و درجه یک در داخل کشور، بایستی در بخش خدمات رسانی، در بخش توسعه بین الملل حرکت نماییم. یعنی عملا چه بخواهیم و چه نخواهیم به دلیل اینکه مخازن بالایی از گاز را داریم و دنیا هم روی این مخازن کم کم حساب باز خواهد کرد، موضوع توسعه مان در بخش بین‌الملل می‌تواند موضوع مهمی باشد. حالا این توسعه در چند جنبه می تواند باشد. نگاه ساده و شاید اولین اقدام، همان توسعه صادرات گاز است و ما در بخش صادرات گاز به کشورهای بیشتر ورود کنیم و آن را توسعه دهیم. اما موضوع مهم دیگر غیر از صادرات گاز، بحث محصولات LPG است که شرکت ملی گاز به عنوان یک فروشنده مهم LPG در داخل و بیرون مطرح شده است. بنابراین صادرات این محصول نیز یک طور توسعه در خارج از مرزها است. اما توسعه مهم تری که ما می توانیم آن را دنبال کنیم که در آن توسعه، هم دولت و هم بخش خصوصی باید باهم بتوانند ورود کنند، توسعه دانش فنی و خدمات فنی است. ما به هرحال تجربه خوبی در احداث شبکه‌های شهری داریم و از نظر کالا در بخش شبکه‌های شهری و خطوط انتقال، تقریبا خودکفا شده ایم. کشورهای همسایه مان هم خوشبختانه تقریبا کشورهایی هستند که یا کشورهای گازی و دارنده گاز مثل ما هستند و یا کشورهایی هستند که نیاز به گاز دارند و مفهوم اینها هم این است که در همه این کشورها، کار زیادی وجود دارد که می تواند بخش خصوصی ما در این کشورها ورود کند و در بخش صدور خدمات فنی به فعالیت بپردازد. بر این اساس، پیش‌بینی می‌کنم در سال‌های آینده شرکت‌های پیمانکاری ایرانی در کشورهای همسایه ورود کرده و فصل جدیدی از فعالیت در حوزه‌های احداث خطوط لوله، ایستگاه‌های تقویت فشار و حتی احداث پالایشگاه را رقم بزنند و مهم تر از همه، شبکه‌های توزیع و گازرسانی را در آن کشورها توسعه بدهند. تجربه ای که در ایران به لحاظ اجرا و مدیریت در بخش بهره‌برداری و توزیع گاز و مدیریت تدوین گاز در این سال‌های طولانی به وجود آمده است، شاید بی سابقه باشد. ما در این سالها همه جور بحرانی را پشت سر گذاشته ایم و هم جور تجربه‌ها را کسب کرده ایم و شرکت ملی گاز با اتکا به همین نیروهای داخلی رشد کرده است. اینها همه نکاتی است که به نظر من می توانیم در سالهای پیش رو از آن استفاده کنیم و از این پتانسیل می توانیم در خارج از کشور بهره بگیریم.

 

در مورد ساختار منابع انسانی بیشتر توضیح و تحلیل بفرمایید؟  

یک نکته ای که در بخش ساختار وجود دارد، این است که ما در سال‌های گذشته ساختارهایمان عمدتا مبتنی بر بهره‌برداری و نگهداری بوده است. این ساختارها، ساختارهای بزرگی هستند و با این رویکرد جدیدی که وجود دارد، در هیچ جای دنیا و در شکل دولتی، دیگر چنین ساختاری را مدیریت نمی کنند، بنابراین فضای آینده ما در این بخش، مدیریت در قالب برون سپاری خواهد بود. پس توسعه ساختاری به شکل قدیمی آن را نخواهیم داشت، ولی توسعه دانش پیمانکاری را دنبال خواهیم کرد و بعد از این، به جای شرکت ملی گاز، پیمانکاران، مسئولیت بهره برداری و نگهداری را بر عهده دارند. در برنامه امسال، بنا داریم مدل های قراردادهای operation و maintenance  (O&M) را برای بهره برداری و نگهداری پالایشگاه‌ها، ایستگاه‌های تقویت فشار، خطوط لوله و شبکه‌های توزیع به مرحله اجرا بگذاریم که بتوانیم به مرور موضوع بهره برداری و نگهداری را با هدف چابک‌سازی، برون‌سپاری کنیم. طبیعتا وقتی این موضوعات برون سپاری شود، ما می توانیم سازمان را به فراخور کوچک کنیم. بنابراین در درون ساختار، ساختارمان را از ساختار operation  و  maintenance به یک ساختار هلدینگ و چابکی که بتواند در فضای بین المللی رقابت کند، تبدیل می کنیم. عمدتا بعد از این، شرکت‌ها بایستی شرکت‌های تجاری شده و بتوانند منابع مالی را مدیریت کنند. مطمئنا تکیه این موضوع بر منابع انسانی است. یعنی اگر بخواهیم در فضای آینده ورود کنیم، بایستی حتما روی تربیت نیرونی انسانی خویش، یک تغییر نگرش داشته باشیم. همانطور که عرض کردم عمدتا نگاهمان در ساختار ها، بهره برداری و نگهداری بوده و بعد هم توسعه و تقویت نیروی انسانی و امروز اگر به شرکت ملی گاز و وزارت نفت نگاه کنیم، می بینیم که ما مهندسان خیلی خبره ای داریم. بهره برداران خیلی خوبی داریم، حتی مدیران پروژه خوبی هم داریم. ما در بخش پروژه خیلی رشد کرده ایم اما همه این شرکت‌ها در درون خویش از اینکه مدیران مالی خوب، مدیران بازرگانی خوب و مدیران منابع انسانی خوب ندارند، معترض و نگران هستند. متاسفانه در این بخش ها خیلی خوب کار نکرده ایم. یعنی عمدتا وزارت نفت، مهندس پرور بوده و در موضوعات علوم انسانی کمتر کار کرده است. بنابراین فضای آینده به لحاظ نیروی انسانی باید متکی بر چابکی و مدیریت مالی باشد که بر اساس آن بتوانیم نیازهای آینده مان را مدیریت کنیم. معتقدم نیروی انسانی ای که تا الان تربیت شده است، عمدتا متکی بر نیازهای گذشته بوده و واقعا هم نیروی انسانی خبره ای بوده است. بی تردید مجموعه وزارت نفت، خبره ترین و متعهد ترین نیروها را دارد و به دلیل اینکه همه این نیروها سازمانشان را دوست داشته اند، کمتر کسی علاقه دارد که از نفت، جای دیگری برود. این خودش یک نقطه اتکایی بوده است. یعنی کسانی که آمده اند و در وزارت نفت استخدام شده اند، همه از اول با این نیت استخدام شده اند که تا آخر بمانند و این یک نقطه قوتی ایجاد کرده که همه نیروها به شرکتشان و به سازمانشان متعصب، متعهد و وفادار باشند.

جناب آقای مهندس، آیا مدل قراردادی O&M که به دنبال اجرای آن هستید، مترادف با خصوصی سازی است؟ همانطور که می دانید، کشور از ناحیه خصوصی های نادرست، ضربات جبران ناپذیری خورده است. با توجه به اینکه همواره شایعه خصوصی سازی در شرکت ملی گاز مطرح بوده است، چه نکاتی را در این خصوص ضروری می دانید که ذکر نمایید؟

اولا در همه جا و در همه کشورهایی که بحث خصوصی سازی را دنبال کرده اند و همه مدل هایی که پیشنهاد می شود، موضوع انتقال مالکیت یا خصوصی کردن مالکیت تجهیزات آخرین اقدام است و برعکس روشهایی است که ما در ایران داشته ایم که در فرآیندی نادرست، همان اول مالکیت را واگذار کرده اند و خیلی هم از این بابت متضرر شده اند. اصلا موضوع خصوصی سازی در شرکت ملی گاز اینگونه نیست که ما مالکیت تجهیزات و یا شرکت را واگذار کنیم. خصوصی سازی باید پله پله انجام شود و باید متناسب با آن در بیرون از آن مجموعه، زیرساخت‌ها آماده شود. ما به لحاظ بخش زیرساختی، هنوز پیمانکاران قوی ای نداریم که بتوانند همه این بخش ها را انجام بدهند. برای اینکه یک چنین خصوصی سازی صورت بگیرد، سرمایه زیادی لازم است. بنابراین موضوعی که ما می گوییم و دنبال می کنیم، موضوع برون سپاری است نه خصوصی سازی. مفهوم برون سپاری این است که همچنان سازمان، شرکت و مدیریت ثابت می ماند و یا حداقل هسته اصلی سازمان حفظ می شود و مالکیت حفظ می شود و فعالیت‌ها یکی یکی برون‌سپاری می‌شود. یک نکته ظریفی هم وجود دارد. همان طور که اگر در خصوصی سازی عجله کنیم یا خوب تصمیم نگیریم، اشتباه اتفاق می‌افتد، در برون‌سپاری هم یک اشتباه رایجی بعضا اتفاق می افتد و ما به جای برون‌سپاری می‌آییم پیمان‌ها را تجمیع می‌کنیم. معنی برون‌سپاری تجمیع پیمان نیست، یعنی می‌آییم و می گوییم یک سازمانی که یک پیمانکار بهره بردار، یک پیمانکار حمل‌و‌نقل، یک پیمانکار آبدارخانه و یک پیمانکار فضای سبز داشته است، اینها را می گذاریم روی هم، این می‌شود برون‌سپاری!! خیر! این برون سپاری نیست. مفهوم برون سپاری در نگاه جدید، این است که ما عملکرد و بهره‌وری پیمانکاران را ارزش گذاری کرده و بر اساس آن پرداختی خواهیم داشت و نه بر اساس تعداد نیروی انسانی و تعداد ماشین‌آلات آن پیمانکار. در واقع ما به عملکرد آنها و به بهره وری و به میزان Benefit و بهره ای که به شرکت ملی گاز می‌رسانند و یا به میزان تولیدات آن شرکت، پرداختی خواهیم داشت. مجموعه مبانی پرداخت ما بر اساس Benefit و بهره وری است نه بر اساس تعداد کمی. یعنی در بحث O&M کیفیتی نهفته است و برای پرداخت‌ها به شرکت‌های O&M کیفیت خدمات و کیفیت محصول ملاک عمل ما قرار می گیرد.

 

در سوال‌های قبلی، سه گام مهم را در خصوص توسعه شامل: صادرات گاز، محصولات LPG و توسعه دانش فنی توضیح دادید. بر اساس واقعیت‌های موجود و فضای سیاسی فعلی در منطقه و جهان، برنامه‌های جنابعالی برای صادرات گاز چیست؟

من اگر به اول بحثم برگردم، اشاره کردم که یک نگاه، نگاه دراز مدت است که شرکت ملی گاز با یک نظمی به مدت پنجاه سال طی کرده است و الان هم با همان شرایط دنبال می شود. اما یک نگاهی هم وجود دارد که ما در طول گذر زمان در این پنجاه سال و یا در سالهای پیش رو، شرایط ما، شرایط یکنواخت رو به بالایی نبوده و سینوسی است. دلیل آن هم اتفاقاتی است که مرتب در اطراف کشور و در موضوعات سیاسی می افتد. بنابراین یک بخش تاکتیک است. یعنی ما باید بدانیم که یک استراتژی برای شرکت داریم که از یک نقطه ای به یک نقطه ای می خواهیم حرکت کنیم و آن هم این است که ما قرار است بین المللی شویم، اما اقدامات مان به لحاظ شرایط، شاید خیلی استراتژی محور نباشد یا حداقل در کوتاه مدت استراتژی محور نیست. اصلا به طور کلی اعتقاد دارم که شرکت‌های ایرانی و بخشهای پیمانکاری و دولتی در ایران نمی توانند خیلی استراتژی محور باشند، نه اینکه استراتژی نداشته باشند بلکه حتما باید استراتژی لازم را در شرکت داشته باشد اما نوع فعالیت‌ها بیشتر بر مبنای تاکتیک و شرایط روز است. در بحث صادرات هم همین است. ببینید! شاید امروز برخی اعتقاد دارند و مطرح می کنند که صادرات گاز به حال خود رها شده و کسی دنبالش نیست. در حالی که واقعیت این نیست. بله! به دلیل شرایطی که الان در فضای سیاسی حاکم است، ورود ما به خیلی از موضوعات در حوزه کشورهای خارجی محدود شده است. به هر حال در برهه کنونی و به دلیل فضای حاکم بر منطقه، سخت گیریها و محدودیت‌هایی وجود دارد، اما اعتقاد داریم با توجه به تجربه‌هایی که از سالهای گذشته داریم، این محدودیت‌ها کوتاه مدت است. بنابراین نباید نگاهمان از بحث بلند مدت غافل شود. به هر حال، با همه این مسائلی که وجود دارد، همه دنیا به این نتیجه خواهند رسید که ما بایستی یک شرکت صادر کننده گاز باشیم، حتی اگر در کوتاه مدت مشکلاتی وجود داشته باشد. ما منابع و ذخایر گازی داریم که برای کشورهای دیگر مثل اروپا، پاکستان و هند می تواند مهم باشد. از طرف دیگر، موقعیت جغرافیایی کشورمان، شرایط خاصی را به ما می دهد که در موضوع تجارت گاز ورود کنیم. ما کشوری هستیم که هم به کشورهای دارنده گاز مانند ترکمنستان و قطر متصل هستیم و از طرف دیگر هم به کشورهایی وصل هستیم که خودشان نیاز به گاز دارند. کویت، عراق، ترکیه، آذربایجان، عمان و امارات، اینها همه کشورهایی هستند که مصرف‌کننده گاز هستند. بنابراین موقعیت استراتژیک ایران از یک طرف و منابع سرشار گازی ما حکم می کند که اگر در کوتاه مدت صادرات گاز متاثر از مسائل سیاسی با مشکل روبه رو است، در دراز مدت برآیند و بردار به سمتی است که ما به یک کشور بزرگ صادر کننده گاز تبدیل خواهیم شد.

 

بحث‌هایی در خصوص ترکمنستان و دعوای گازی با این کشور داشته‌ایم. در این خصوص چه تدابیری اندیشیده‌اید؟

ببینید! اعتقاد دارم که ما نباید می گذاشتیم که موضوع ما با ترکمنستان به این نقطه برسد. به هر حال دو کشور ایران و ترکمنستان بعد از انقلاب اسلامی و بعد از فروپاشی شوروی و استقلال ترکمنستان خیلی به هم کمک کردند. در شرایط مختلف کنار هم بوده اند و به نظر من یک رابطه برد- برد در طول این چند سال بین ما و ترکمنستان حاکم بوده است. یک اتفاقی از جنس همان اتفاقات تاکتیکی افتاد که بعضا در کوتاه مدت می افتد و ما در بخش انتقال پول مشکلاتی را با ترکمنستان داشتیم و از آن طرف هم ترکمنستان اقداماتی انجام داد که شاید خیلی مناسب با این رابطه طولانی مدت برد - برد نبود به طوری که این کشور برای افزایش قیمت و مسائلی از این قبیل در زمستان ها می خواست از اهرم قطع گاز علیه کشورمان استفاده کند که آن هم اقدام خوبی نبود. در حال حاضر به نقطه ای رسیده ایم که مقداری بین ما و ترکمنستان به لحاظ روابط تجاری گاز و روابط گازی مشکلاتی به وجود آمده است. خوب! یک بعد این مشکلات در داوری است که در جریان است و ما با ترکمنستان در داوری هستیم و دنبال می کنیم که از طریق داوری موضوع حل شود. از طرف دیگر، ما بیکار ننشسته ایم و دنبال این هستیم که اگر بتوانیم خارج از بحث داوری مشکلاتمان را حل کنیم یا حداقل فارغ از مشکلی که بین ما به وجود آمده است، روابط تجاری مان را با ترکمنستان دوباره از سر بگیریم. این موضوع را به جد داریم دنبال می کنیم و امیدواریم که ترکمن ها هم به این نتیجه برسند که حیف است و برای آنها و برای ما هم خوب نیست که این رابطه تجاری و رابطه سیاسی که در این چند سال بین ما و ترکمنستان بوده است، به خاطر اتفاقات گذشته خدشه دار شود. من اعتقاد دارم هر اتفاقی در داوری بیافتد، ما به عنوان دو کشوری که با هم روابط طولانی مدت داریم، همچنان باید در کنار هم باشیم و در حوزه گاز هم حتما این موضوع را دنبال می کنیم که این رابطه گازی دوباره برقرار شود.

 

آیا اقداماتی را در این باره آغاز کردید؟

بله، ما به آنها پیغام داده ایم و آنها هم اجابت کرده اند و امیدواریم که در آینده نزدیک اولین جلسه مشترک مان را با ترکمن ها برگزار نماییم.

 

نکته ای را در خصوص توسعه دانش فنی و خدمات فنی به کشورهای منطقه اشاره کردید. در خصوص بومی سازی قطعات صنعت گاز، آیا به نقطه ای رسیده ایم که ما حتی در حوزه صدور قطعات فنی - مهندسی بتوانیم کشورهای اطرافمان را پوشش بدهیم؟ همچنین در حوزه حمایت شرکت ملی گاز از داخلی سازی قطعات صنعت گاز که اینک به حدود نود درصد بومی سازی رسیده، چه اقداماتی در دستور کار است؟

شرکت ملی گاز ذره ذره و در همه ابعاد و با تکیه بر توان داخلی رشد کرده است. یعنی این طور نبوده است که در یک بعد رشد کنیم. همانطور که در بهره برداری رشد کرده ایم و همانطور که در بخش اجرای پروژه‌ها رشد کرده ایم، به همان اندازه هم در بخش تولید داخلی کالا رشد کرده ایم. ما امروزه در بخش شبکه‌های توزیع شاید صددرصد نه، ولی بیش از نود و نه درصد همه نیازهای بخش شبکه‌های توزیع در داخل شهرها اعم از کنتور، رگلاتور، خطوط پلی اتیلن و موضوعات مرتبط با شبکه‌های توزیع را داخلی سازی و بومی سازی کرده ایم. در یک مرحله بالاتر، در بخش خطوط لوله، کارخانه‌های فولاد و لوله سازی های خیلی خوبی در کشور داریم که توان تولید لوله‌هایی با تولید قطرهای خیلی بالا و تامین نیازهای کشور را دارند. در بعد ایستگاه تقویت فشار که درواقع یک تکنولوژی «های تک» به شمار می رود، ما دو شرکت سازنده توربوکمپرسور در داخل داریم. اینطور می خواهم بگویم که ما بیرون از فنس پالایشگاه از خطوط لوله، ایستگاه تقویت فشار و شبکه‌های توزیع اتکا به خودمان داریم و عمده این کالاها را در خود کشور تولید می کنیم. این بستر خوبی را برای ما ایجاد می کند که بخش خصوصی کشور در بخش صدور خدمات فنی به اضافه کالا وارد عمل شود. یعنی اگر حضور ما در بحث توسعه گازرسانی در یک کشور دیگر مطرح باشد، می توانیم در همه بخش های طراحی توزیع، بهره برداری، اجرا، تامین کالا و آموزش وارد فعالیت شویم و این از بعد خودکفایی و خوداتکایی اتفاق خوبی است. همچنین در بخش تجهیزات پالایشگاهی، بخش عمده ای از کالاها مثل مخازن در ایران تولید می شود. تجهیزاتی که امروز به دنبال بومی سازی و خودکفایی در آن هستیم، از تجهیزات اولیه عبور کرده و تجهیزاتی «های تک» هستند و این تجهیزات را از طریق شرکت‌های دانش بنیان و فناورانه و پارکهای فناوری در حال پیگیری هستیم که بتوانیم انشاءا... تجهیزات باقیمانده پالایشگاهی را که بعضا از خارج باید وارد کنیم، از طریق پارک های فناوری دنبال کرده و بسازیم و امیدواریم که بتوانیم در این مسیر هم به تجربه خوبی برسیم.

 

جناب مهندس، متاسفانه شاهد آن هستیم که در حوزه هدررفت گاز، استانداردهایمان با استانداردهای دنیا خیلی فاصله دارد. البته می دانم متولی مقابله با هدررفت گاز، شما و شرکت متبوع جنابعالی نیستید. اما به عنوان یکی از ارکان صنعت گاز چه برنامه‌هایی در دستور کار دارید که موضوع بهینه سازی مصرف گاز مخصوصا در مصارف خانگی یا نیروگاه‌ها به حداقل برسد و ما شاهد حیف و میل این ثروت و هدررفت آن در مجموعه‌های مختلف نباشیم؟

جانا سخن از زبان ما می گویی. شاید در عین این همه شیرینی که وجود دارد که ما کشوری با این شبکه گسترده و با این منابع عظیم هستیم، اما تلخی اش در همین حیف و میل است که ما این منابع را به خوبی استفاده نمی کنیم و این واقعا تلخ است. خوب خیلی هم کار سختی است. یعنی یک کار چند جانبه است که از یک مسیر قابل حل نخواهد بود. وقتی صحبت از موضوع استفاده مناسب و خوب از گاز می کنیم و اینکه نخواهیم گاز را هدر بدهیم، بخشی از آن به تکنولوژی، بخشی به فرهنگ و زیر ساخت‌های کشور و بخشی هم به قیمت باز می گردد. خوب در بخش قیمت، این موضوع تابع شرایط اقتصادی کشور است و ما نمی توانیم به راحتی موضوع قیمت را به عنوان اهرمی برای جلوگیری از هدررفت استفاده کنیم، در عین حال که عامل تعیین کننده ای به خصوص برای صنعت و برای نیروگاه‌هاست. عملا اگر قیمت بالا باشد، برای آن شرکت صنعتی یا نیروگاه صرف می کند که تجهیزاتش را به روز کند و بهبود ببخشد و جلوی هدررفت را بگیرد ولی با قیمت‌های نازل موجود، انگیزه‌های فردی و سازمانی و دولتی نه برای بخش خانگی و نه برای بخش صنعت و نه برای بخشهای صنعتی عمده دولتی وجود ندارد، چون این انگیزه وجود ندارد، کار سخت می شود و در این زمینه هم باید دولت خودش تصمیم بگیری کند و به این موضوع ورود کند. وقتی دولت به یک چنین موضوعاتی که بیشتر آن ریشه فرهنگی و ساختاری دارد، بر می خورد، کار بسیار سخت می شود، ولی اعتقاد دارم علیرغم همه این موضوع که چند جانبه و اجرای آن مشکل است، نباید بیکار بنشینیم و اعتقاد من این است که ما بیاییم از دانه درشت‌ها شروع کنیم. به هر حال ما بخش زیادی از هدررفت گازمان در بخش نیروگاهی است که یک بخش دولتی است. امیدوارم بتوانیم در سالهای آینده مثل همان موضوع بند «ق» که از محل صرفه جویی توانستیم شبکه را توسعه بدهیم، این اتفاق را در وزارت نیرو دنبال کنیم. چون واقعا اگر تجهیزات نیروگاهی بهبود پیدا کند و به روز شود، حجم زیادی از گاز صرفه جویی می شود و ما می توانیم به استفاده‌های دیگر برسانیم. بر این اساس، اگر بتوانیم زنجیره ای از این تعامل بین ارتقاء دهنده و منافع ایجاد شده در آن ایجاد کنیم، می توان به این مهم امیدوار بود. شاید اگر مجلس به این بحث ورود کند و مشابه موضوع بند «ق» قاعده و قانونی بگذارد، می توانیم در یک فرایند چهار الی پنج ساله تمام نیروگاه‌ها را نوسازی کنیم. سالانه حدود هفتاد میلیارد متر مکعب گاز در بخش نیروگاهی مصرف می شود و پیش بینی می کنیم با این روند در چهار - پنج سال آینده مصرف نیروگاهی به هشتاد تا هشتاد و پنج میلیارد متر مکعب در سال برسد. اگر ما بتوانیم در بخش نیروگاهی حداقل پنج الی ده درصد درصد صرفه جویی کنیم، عدد قابل توجهی از مصرف گاز کاهش می یابد، یعنی امروز اگر بخواهیم به قیمت صادراتی حساب کنیم، ما می توانیم بگوییم ظرفیت نهفته ای که در صرفه جویی و جلوگیری از هدررفت گاز در بخش نیروگاهی وجود دارد، حدود دو تا سه میلیارد دلار در سال است و این مهم می تواند مبنای ارتقاء تجهیزات باشد. با توجه به اینکه ما نمی توانیم از اهرم قیمت استفاده کنیم، باید از بالا به پایین اقدام کنیم و آن هم این است که قوه قانونگذار از طریق قوانینی که وضع می کند، بتواند بخش عمده ای از این بهینه سازی را انجام دهد. ولی اگر اهرم قیمت بود، صرفه جویی از پایین به بالا شکل می گرفت و این اهرم باعث می شد که همه مصرف کنندگان به سمت خرید تجهیز خوب حرکت می کردند، ساختمانهای خوبی ساخته می شد و ... که متاسفانه کشور این شرایط را ندارد.

 

به نظر شما، لایحه صرفه جویی در مصرف گاز را چه ارگانی باید بنویسد؟ یعنی در کدام قسمت دولت این لایحه باید اقدام شود تا مجلس آن را به قانون تبدیل کند؟

به نظر من سازمان برنامه، وزارت نیرو و وزارت نفت در ابتدا باید جلسات کارشناسی برگزار کنند و چنین موضوعی را آماده کنند و بعد هم در هیات دولت نهایی شود. شاید وزارت نیرو در سالهای گذشته این آمادگی را نداشته است، چون عمدتا به دلیل کمبود برقی که در کشور بوده، نگاه وزارت نیرو این بوده است که به سرعت توسعه بدهد و در توسعه اش موضوعات بهره وری و بهینه سازی مدنظر نبوده است و عمدتا آن هم بیشتر توسعه کمی بوده است، اما الان وزارت نیرو به نقطه ای رسیده که برق بالانس است و توازن تولید و مصرف برقرار است و خیلی نگران سرعت توسعه نیست و می توان گفت اینک زمان مناسبی است که برق هم به فکر توسعه کیفی در آینده باشد.

 

از انتهای سال گذشته تا به اکنون، کشور با یک شرایط خاصی به نام بارشهای سیل آسا و سیل و سیلاب مواجه شد که واقعا خارج از پیش بینی بود. می خواهم خیلی کوتاه بفرمائید چه زحماتی را کارکنان و پرسنل شریف شرکت ملی گاز در این ایام متحمل شدند تا کمترین صدمات روحی و روانی به سیل زده‌ها وارد شود؟

جنس پرسنل وزارت نفت و به صورت ویژه تر در بخش شرکت ملی گاز از نوعی است که به کارشان اعتقاد دارند و به سازمان شان وفادار هستند. این موضوع شناخت کار و علاقه به کار و وفاداری به سازمان در بحث سیل کمک بسیاری به شرکت گاز کرد. ببینید! یک نکته مهم این است که شرکت ملی گاز و یا پرسنل شرکت ملی گاز می‌دانند که خدمتی را که دارند انجام می‌دهند مستقیما به مردم می‌رسد و این موضوع مردمی بودن این خدمت باعث شده است کار ما مدیران ساده شود. دیگر نیازی نیست ما بیاییم انگیزه ایجاد کنیم. این علاقه ذاتا در همکاران ما ایجاد شده است و می دانند که خدمتی را که دارند انجام می دهند، مستقیم به مردم است و این رابطه مردم با مردم همیشه رابطه عمیقی بوده است و اینجا به ما کمک کرد و واقعیت وفاداری به سازمان هم کار ما را خیلی راحت کرد. همانطور که اشاره کردید واقعا ما در اتفاق سیل خیلی تحت فشار بودیم و بخش زیادی از خطوط مان دچار آب بردگی شد و شبکه‌های شهری مان زیر آب قرار گرفت. جاده‌ها که رفت، ما دسترسی مان به شیر آلات محدود شده بود ولی خوشبختانه هیچ اثرات جانبی نداشت، یعنی همیشه در هر کجا از شهرها و روستاهایی که سیل آمد و خدمات مختلف قطع شد، شاید اولین خدمتی که برگشت و شرایط عادی شد، خدمت گاز بود. به عنوان مثال، در پلدختر گاز قطع شد، برق قطع شد و آب قطع شد یعنی کلا همه شبکه زیر‌ساخت‌ها از بین رفت، اما در عرض بیست و چهار ساعت گاز دوباره در خانه‌های مردم بود. در آق قلا و گمیشان گاز اصلا قطع نشد و شاید تنها خدمتی که پایدار بود، گاز بود و کمک کرد که مردم در آن فضای بحرانی، چای و غذایشان برقرار باشد و این خیلی خوب بود. در سیل دو اتفاق افتاد؛ یکی اینکه نشان داد شبکه‌های ما از پایداری نسبتا خوبی برخوردار هستند و دوم پرسنل مان برای یک چنین شرایطی آمادگی کامل از خودشان نشان دادند، اگرچه ما به دلیل همان روحیه ای که در شرکت مان داریم نباید به خودمان غره شده و غافل شویم، بلکه باید به سمت بهبود برنامه‌ها حرکت کنیم. در حال حاضر کمیته ای به نام «کمیته درس آموزی از سیل» تشکیل شده است و این کمیته در حال بررسی تمام اتفاقاتی که در این دو ماه افتاده، است که بر اساس نتایج حاصله ما بتوانیم موارد را در بخش‌های استاندارد، نوع خدمات رسانی و تجهیزات بهبود بخشیده و برای این اتفاقات آماده تر باشیم، چون پیش‌بینی می‌کنیم که کشور ما کشوری است که حتما در سال‌های آینده از این موارد تکرار خواهد شد و باید حتما با آمادگی بیشتری به این بحث ورود کنیم.

 

در سالی قرار داریم که مزین به سال «رونق تولید» است. اگر شما به عنوان متولی صنعت گاز بخواهید چند جمله در ارتباط با صنعت گاز و رونق تولید بگویید، آن چند جمله چیست؟

خیلی سخت است. اما واقعیت این است که شاید بگوییم توسعه گاز و توسعه گازرسانی در کشور مترادف با رونق تولید است. به دلیل اینکه هرکجا در صنایع مختلف که گاز می رود، تولید شغل صورت می‌گیرد. وقتی که گاز به یک صنعتی می رسد، اولین عامل تولید است. در همه دنیا انرژی به عنوان زیر ساخت اول تولید است و هرکجایی که می خواهد تولید رشد پیدا کند، اولین موضوع مهم تأمین انرژی است. باتوجه به اینکه ما یک شبکه پایدار گاز داریم، می‌توانم بگویم، توسعه گاز مترادف است با رونق تولید و هر کجا پای گاز برسد، رونق تولید پشت سر آن خواهد رسید.

هفته نامه دانش نفت

احمد مددی

 

  • تاریخ درج خبر :
  • 1398/02/07 - ١٦:٣٥
  • تاریخ بروز رسانی خبر :
  • تعداد بازدید خبر :
  • 1061